فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

پنجشنبه ٣١ مرداد ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
5
دیروز
3
این ماه
530
کل
150356

مناسك حج


افعال حج تمتع

بازگشت
* احرام و محل آن


مقصد دوّم: افعال حج تمتع

و آن سيزده فعل است: 1ـ احرام.2ـ وقوف در عرفات به دستوري كه بعداً گفته مي‌شود. 3ـ مَبيت در مُزدَلَفه يعني مَشعرالحرام. 4ـ رَمي جَمَره. 5 ـ قرباني نمودن در مني. 6 ـ تراشيدن موي سر و يا گرفتن كمي از ناخن يا موي سر در مني.7ـ طواف زيارت حج پس از مراجعت به مكه. 8ـ دو ركعت نماز طواف حج. 9ـ سعي بين صفا و مروه. 10ـ طواف نساء. 11ـ دو ركعت نماز طواف نساء.12ـ ماندن در مني در شب‌هاي يازدهم و دوازدهم، و روز سيزدهم براي افرادي كه شب سيزدهم را هم در مني باقيمانده‌اند.

و تفصيل اين مطالب در ضمن هفت مطلب بيان مي‌گردد:

مطلب اوّل: احرام

اوّلين واجب از واجبات حج تمتع احرام است و وقت آن موسّع است اگرچه احوط خارج نشدن از مكه پس از اتمام عمره تمتّع و قبل از روز ترويه (يعني روز هشتم) است. و نيز وقتي كه تأخير احرام حج از آن وقت، موجب فوت وقوف در عرفات در روز عرفه بشود و وقت احرام ضيق شد نبايد از مكّه خارج شد. و افضل اوقات احرام نسبت به غير مضطر، روز ترويه است.

و نيت احرام را آنچنان كه در عمره تمتع بيان شد قصد مي‌كند، و همانطور كه ذكر شد نيّت را بايد به جهت اطاعت و فرمانبرداري از خداوند عالم قصد كند ليكن در اينجا باید به قصد حج تمتّع نيت كند. و كيفيت آن و تروك واجبه در حال احرام چنان است كه در احرام عمره‌ تمتع ذكر شد.

محل احرام حج:

محل احرام حج مكّه معظّمه است در هر موضعي كه باشد اگرچه مستحب است كه در خود مسجد و در مقام ابراهيم و يا حجر اسماعيل باشد.

(مسأله 254): اگر شخصي احرام حج را فراموش كرد تا از مكه خارج شد و به مني و عرفات رسيد، بايد هر وقت كه يادش آمد مراجعت نمايد، و اگر مراجعت ممكن نباشد به جهت ضيق وقت و يا عذري ديگر، بايد از همان موضعِ تذكر احرام ببندد. ولي اگر تا بعد از افعال حج و انجام تمامي اعمال به يادش نيامد، حج او صحيح است.

(مسأله 255): اگر شخصي با علم به حكم، احرام را عمداً ترك نمايد تا زمان فوت وقوف در عرفات و مشعر، حج او باطل است و واجب است كه حج خود را سال آينده اعاده نمايد.

(مسأله 256): احوط آن است كه احرام را بعد از فارغ شدن از عمره تمتع و در روز ترويه ببندد و افضل آن است كه بعد از نماز ظهر باشد و اگر نماز ظهر را خوانده، بود بعد از نماز عصر احرام ببندد وگرنه بعد از هر نماز واجب ديگري هر چند نماز قضا باشد مي‌تواند احرام ببندد، و اگر نماز قضا هم نداشته باشد، بعد از نماز احرام كه اقلّ آن دو ركعت است چنانچه گذشت، احرام ببندد.

افضل اماكن براي احرام، مسجد الحرام است و افضل از آن حجراسماعيل(ع) و يا مقام حضرت ابراهيم (ع) است، پس بايد مقارن پوشيدن جامه احرام به صورتي كه در عمره مفرده گذشت، نيت حج تمتّع نموده و به اين كيفيت تلبيه بگويد: لَبَّيْكَ ألَّلهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاشَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لاشَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ.

و چون به ابطح رسد با صداي بلند بگويد: ألَّلهُمَّ إيَّاكَ أرْجُو وَ إيَّاكَ أدْعُو، فَبَلِّغْنِي اَمَلي وَ أصْلِحْ لِي عَمَلي.

و مستحب است كه با طمأنينه و آرام و با ذكر تسبيح حق تعالي راه برود و چون به مني رسيد بگويد: ألْحَمْدُ للهِ الَّذي أقْدَمَنيها صَالِحاً في عافيَةٍ و بَلَغَني هَذَا الْمَكَانَ.

و سپس بگويد: ألَّلهُمَّ هَذِهِ مِنَي وَ هِيَ مِمَّا مَنَنْتَ بِهِ عَلَيْنَا مِنَ المَنَاسِكِ فَأسْألُكَ أنْ تَمُنَّ عَلَيَّ بِمَا مَنَنْتَ عَلي أنْبيَائِكَ فَإنَّما أنَا عَبْدُكَ وَ في قَبْضَتِكَ.

و مستحب است شب عرفه را در مني اقامت نموده و به اطاعت الهي مشغول باشد و بهتر آن است كه عبادات و خصوصاً نمازها را در مسجد خيف بجاآورد و چون نماز صبح را خواند تا طلوع آفتاب تعقيب گفته و سپس به عرفات روانه شود، و اگر خواسته باشد بعد از طلوع صبح روانه شود مانعي ندارد، بلكه احوط آن است كه تا آفتاب طلوع نكرده، از وادي محسر رد نشود. و روانه شدن پيش از صبح مكروه و از بعضي از اعاظم حرمت آن نقل شده است مگر براي ضرورتي مانند بيماري و يا براي كسي كه از ازدحام مردم بترسد.

و مستحب است چون به سمت عرفات حركت كرد اين دعا را بخواند: ألَّلهُمَّ إلَيْكَ صَمَدْتُ وَ إيَّاكَ اعْتَمَدْتُ وَ وَجَهَكَ أرَدتُ ، أسْألُكَ أنْ تُبَارِكَ لِي فِي رِحْلَتِي وَ أنْ تَقْضِيَ لي حَاجَتي وَ أنْ تَجْعَلَني مِمَّنْ تُبَاهي بِهِ الْيَوْمَ مَنْ هُوَ أفْضَلُ مِنِّي. و تا رسيدن به عرفات تلبيه بگويد.


* وقوف درعرفات و مستحبات و واجبات آن


مطلب دوم: وقوف درعرفات

واجب دوّم از واجبات حج تمتع، وقوف درعرفات است، و آن موضعي است كه محدود به حدود معيّنه و در چهار فرسخي مكه قرار دارد. وقوف در عرفات، مستحبات و واجباتي دارد كه ذيلاً بيان مي‌گردد:

مستحبات وقوف درعرفات: در وقوف در عرفات ده چيز مستحب است: 1ـ با طهارت بودن در حال وقوف 2ـ غسل نمودن و بهتر آن است كه نزديك ظهر باشد 3ـ قلب خود را متوجه ساحت اقدس الهي نمايد و خود را از علاقه به دنيا و ماديات رها سازد. 4ـ قافله‌اي كه از مكه مي‌آيد در طرف چپ كوه وقوف نمايد. 5ـ وقوف در پايين كوه و در زمين هموار بوده باشد، و بالا رفتن از كوه مكروه است 6ـ در اوّل وقت، نماز ظهر و عصر را به يك اذان و دو اقامه بجاآورد . 7ـ قلب خود را به حضرت حق جلّ و علا متوجه ساخته و حمد الهي و تهليل و تمجيد نموده و ثناي حضرت حق را بجاآورد و پس از آن صد مرتبه الله اكبر و صد مرتبه سوره توحيد را بخواند و هرچه بخواهد دعا نمايد و از شيطان رجيم به خدا پناه ببرد و اين دعا را نيز بخواند: ألَّلهُمَّ رَبَّ الْمَشَاعِرِ كُلِّها فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ وَ أوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ، وَ ادْرَأ عَنِّي شَرَّ فَسَقَةَ الجِنِّ وَ الإنْسِ، ألَّلهُمَّ لاتَمْكُرْ بِي و لاتَخْدَعْنِي و لاتَسْتَدْرِجْني يَا أسْمَعَ السَّامِعينَ وَ يَا أبْصَرَ النَّاظِرينَ وَ يَا أسْرَعَ الْحَاسِبينَ وَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمينَ، أسْألُكَ أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تَفْعَلَ بِي كذا و كذا. و حاجت خود را نام ببرد.

سپس دستهاي خود را به سوي آسمان بردارد و بگويد: ألَّلهُمَّ حَاجَتي إلَيْكَ ألَّتي إنْ أعْطَيْتَنيها لَمْ يَضُرَّنِي مَا مَنَعْتَنِي وَ إنْ مَنَعْتَنيهَا لَمْ يَنْفَعَنِي مَا أعْطَيْتَني، أسْئَلُكَ خَلاصَ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ، ألَّلهُمَّ إنِّي عَبْدُكَ، وَ مِلْكَ نَاصيَتي بِيَدِكَ، وَ أجَلي بِعِلْمِكَ، أسْألُكَ أنْ تُوَفِّقَنِي لِمَا يُرضيكَ عَنِّي، وَ أنْ تُسْلِمَ مِنِّي مَنَاسِكيَ الَّتِي أرَيْتَهَا خَليلَكَ إبْراهيمَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهِ، وَ دَلَلْتَ عَلَيْها نَبيَّكَ مُحَمَّداً صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، ألَّلهُمَّ اجْعَلْني مِمَّنْ رَضيتَ عَمَلَهُ، وَ أطَلْتَ عُمْرَهُ وَ أحْبَبْتَهُ بَعْدَ الْمَوْتِ.

8‌ ـ اين دعا را بخواند: لا إلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدَ، يُحْيي وَ يُميتُ وَ هُوَ حَيٌّ لايَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلي كُلِّ شَئٍ قَديرٌ، ألَّلهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كَالَّذي تَقُولُ وَ خَيْراً مِمَّا نَقُولُ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ القائِلوُنَ، ألَّلهُمَّ لَكَ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي وَ لَكَ تُراثي (بَراءَتي) وَ بِكَ حَوْلي وَ مِنْكَ قُوَّتي، ألَّلهُمَّ إِّني أعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَ مِنْ وَسَاوِسِ الصُّدورِ، وَ مِنْ شَتاتِ الْأمْرِ وَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ، ألَّلهُمَّ إنِّي أسْألُكَ خَيْرَ الرِّياحِ وَ أعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا يُحْيي بِهِ الرِّياحُ وَ أسْألُكَ خَيْرَ اللَّيْلِ وَ خَيْرَ النَّهارِ، ألَّلهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبي نُوراً وَ في سَمْعي وَ بَصَري نُوراً وَ في لَحْمي وَ دَمي وَ عِظامي وَ عُروقي وَ مَقْعَدي وَ مَقامي وَ مَدْخَلي وَ مَخْرَجي نُوراً وَ أعْظِمْ لِي نُوراً يَا رَبِّ يَوْمَ ألْقَاكَ، إنَّكَ عَلي كُلِّ شَئٍ قَديرٌ.

و نيز مستحب است روي خود را به طرف قبله كند و صد بار سبحان الله و صد بار الله اكبر بگويد و سپس اين دعا را بخواند: مَا شَاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إلاَّ بِاللهِ أشْهَدُ أنْ لا إله إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُميِتُ وَ هُوَ حَيٌّ لايَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلي كُلِّ شَئٍ قَديرٌ.

و نيز مستحب است كه در اين روز تا مي‌تواند از انجام خيرات و صدقات كوتاهي نكند.

9ـ آنكه روي خود را به سمت كعبه كند و پس از گفتن صد مرتبه سبحان الله و صد مرتبه الله اكبر، ده آيه از اوّل سوره بقره را بخواند: ألم * ذَلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ * هُدًي لِلْمُتَّقينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاۀَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ * وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا اُنْزِلَ إلَيْكَ وَ مَا اُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالآخِرَۀِ هُمْ يُوقِنُونَ * اُلائِكَ عَلي هُديً مِنْ رَّبِهِمْ وَ اُلائِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * اِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوآءٌ عَلَيْهِمْ ءَأنْذَرْتَهُمْ أمْ لَمْ‌تُنْذِرْهُمْ لايُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللهُ عَلي قُلُوبِهِمْ وَ عَلي أبْصَارِهِمْ غِشَاوَۀٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْيَوْمِ الآخِِرِ وَ مَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ * يُخَادِعُونَ اللهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَ مَا يَخْدَعُونَ إلاَّ أنْفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ * فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذَابٌ ألِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ *.

و سپس سوره توحيد را سه مرتبه و آية الكرسي را يكبار بخواند، و سپس آيات 54 تا 56 سوره اعراف را تلاوت كند: إنَّ رَبَّكُمُ اللهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأرْضَ في سِتَّۀِ أيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً، وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأمْرِهِ، ألا لَهُ الخَلْقَُ وَ الْأمْرُ، تَبَارَكَ اللهُ رَبُّ العَالَمينَ * اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَهً إنَّهُ لايُحِبُّ الْمُعْتَدينَ * وَ لاتُفْسِدُوا فِي الْأرْضِ بَعْدَ إصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً، إنَّ رَحْمَةَ اللهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ *.

و سپس سوره قل أعوذ بربّ الفلق و سوره قل أعوذ بربّ الناس را بخواند.

و آنچه از نعمتهاي الهي به ياد داشته باشد را يكايك ذكر نموده و خدا را بر آن نعمتها حمد و سپاس نمايد. و همچنين بر أهل و مال و سائر چيزهايي كه حضرت حق به او تفضّل نموده حمد نموده و بگويد: ألَّلهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلي نَعْمَائِكَ الَّتي لاتُحْصي بِعَدٍّ، و لاتُكافَيءُ بِعَمَلٍ.

و نيز با آياتي از قرآن كه در آنها ذكر حمد شده است خدا را حمد نمايد و با آياتي كه در آنها ذكر تسبيح آمده است خدا را تسبيح نمايد و با آياتي كه در آنها ذكر تكبير شده است خدا را تكبير نمايد و با آياتي كه در آنها ذكر تهليل شده است خدا را تهليل نمايد و بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام زياد صلوات بفرستد و به هر اسمي از اسماء الله كه در قرآن موجود است خدا را بخواند. و هر حاجتي كه دارد بخواهد. و از حق سبحانه و تعالي طلب كند كه توفيق حج بيابد در سال آينده و در هر سال، و سپس هفتاد مرتبه بگويد: أسْألُكَ الْجَنَّةَ، و هفتاد مرتبه: أسْتَغْفِرُاللهَ رَبِّي وَ أتُوبُ اِلَيْهِ.

10ـ آنكه نزديكي غروب آفتاب اين دعا را بخواند: ألَّلهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَ مِنْ تَشَتُّتِ الاُمورِ وَ مِنْ شَرِّ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ، أمْسي ظَلَمي مُسْتَجيراً بِعَفْوِكَ وَ أمْسي خَوْفي مُستَجيراً بِأمانِكَ وَ أمْسي ذُنُوبي مُسْتَجيرَةً بِمَغْفِرَتِكَ وَ أمْسي ذُلّي مُسْتَجيراً بِعِزَّتِكَ وَ أمْسي وَجْهيَ الْفانيَ الْبالي مُسْتَجيراً بِوَجْهِكَ الْباقي يَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَ يَا أجْوَدَ مَنْ اُعْطيَ جَلِّلْني بِرَحْمَتِكَ وَ ألْبِسْني عَافيَتَكَ وَ اصْرِفْ عَنِّي شَرَّ جَميعِ خَلْقِكَ.

و افضل و پرمعناتر از همه اذكار و ادعيه، دعاي مخصوص حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در روز عرفه است كه داراي مضامين بسيار عالي است و در كتب معتبر دعا ذكر شده است و خواندن آن در بعد از ظهر روز عرفه از مستحبّات مؤكّده است كه در بخش ادعيه و زيارات خواهد آمد ان شاء الله.

و با نزديك شدن غروب آفتاب بايد با همان حال خشوع و خضوع به سوي مشعرالحرام روانه شود.

واجبات وقوف در عرفات

 (مسأله 258): مراد از وقوف در عرفات همان بودنِ در آن مكان است، چه سواره باشد و چه پياده، چه ساكن باشد و چه متحرّك.

(مسأله 259): اگر تمام وقتي كه بيان خواهد شد را در عرفات خوابيده و يا بي‌هوش باشد وقوف او باطل است، چون اين وقوف مستند به اختيار نبوده است.

(مسأله 260): بنابر احتياط آنچه بر شخص مختار غير مضطر واجب است، بودن در آن صحرا است از اوّل زوال تا غروب شرعي روز عرفه.

(مسأله 261): بايد مكلف در اين وقوف داراي قصد قربت باشد يعني عمل را جهت فرمانبرداري از خداوند متعال انجام دهد و چنين نيّت كند: وقوف مي‌كنم در عرفات از اوّل ظهر تا غروب شرعي جهت حج تمتع (حَجةالاسلام) به جهت اطاعت از خداوند عالم.

(مسأله 262): بودن در عرفات از اوّل ظهر تا غروب شرعي اگرچه واجب است لكن مسمّاي وقوف ركن است و بقيه واجب غير ركن است.

(مسأله 263): اگر در بعض أجزاء وقت عمداً وقوف ننمايد خواه از اوّل وقت باشد يا از آخر آن، حج او صحيح است اگرچه گناهكار است.

(مسأله 264): اگر مسمّاي وقوف را عمداً ترك نمايد حج او باطل است، ولكن اگر سهواً باشد باطل نيست مگر آنكه وقوف در مشعر نيز، سهواً از او فوت شود.

(مسأله 265): اگر شخصي پيش از غروب عمداً از عرفات كوچ نمايد، و سپس نادم شده و به عرفات برگردد و تا غروب آنجا بماند، احوط دادن كفاره يك گوسفند است و اگر مراجعت ننمايد بايد روز عيد يك شتر در مني نحر كند. و چنانچه قادر نباشد بايد هيجده روز روزه بگيرد.

(مسأله 266): اگر شخصي پيش از غروب سهواً از عرفات كوچ نمايد، پس اگر متذكر شد، واجب است كه برگردد و اگر مراجعت نكرد حكم او علي الظاهر در حكم عامد است، ولي اگر متذكر نشد چيزي بر او نيست.

(مسأله 267): اگر شخصي به سبب عذري مثل نسيان و ضيق وقت، درك وقوف اختياري عرفات را ننمايد، بودن مقداري از شب عيد در عرفات براي او كفايت مي كند هرچند مقدار آن اندك باشد، و اين را وقوف اضطراري عرفه مي‌گويند.

(مسأله 268): اگر شخصي عمداً وقوف در عرفات را ترك كند حجش باطل است هرچند وقوف مشعر را درك نمايد.


* وقوف در مشعر الحرام


مطلب سوّم: وقوف در مشعر الحرام

واجب سوم از واجبات حج تمتع وقوف در مشعر الحرام (مزدلفه)‌‌ است، و مراد از وقوف در مزدلفه اين است كه حجاج بعد از آن كه غروب روز نهم را از عرفات كوچ كردند متوجه مشعر الحرام مي‌شوند و شب عيد را تا طلوع آفتاب در آنجا مي‌گذرانند، لكن وجوب بيتوته خالي از اشكال نيست اگرچه احوط است.

و لازم است كه چنين نيت نمايد: شب را به روز مي‌آورم در مشعرالحرام جهت رضاي الهي. و چون طلوع فجر شود بايد مجدداً نيت وقوف واجب را به اين كيفيت بنمايد:  نيت مي كنم وقوف در مشعر الحرام را تا طلوع آفتاب در حج تمتّع از حَجّةالاسلام به جهت اطاعت از خداوند عالم.

(مسأله 269): اشهر و احوط وجوب ماندن در مشعر تا طلوع آفتاب است.

(مسأله 270): اگر عمداً پيش از طلوع آفتاب از مزدلفه بيرون رود و از وادي محسر كه حدود مزدلفه است تجاوز نمايد گناهكار است و احوط ذبح يك گوسفند به عنوان كفاره است.

(مسأله 271): مسمّاي وقوف در اثناء تمام شب در مشعر الحرام ركن است، و ترك تعمدي آن مفسد حج است، و اما خصوص بين الطلوعين اگرچه واجب است ولكن اگر مسماي وقوف را در اثناء شب درك كرده باشد ترك آن در بين الطلوعين اشكالي ندارد.

(مسأله 272): اشخاصي كه ماندن بعد از طلوع فجر براي آنها دشوار و سخت باشد مثل زن‌ها و مردان پير و بيماراني كه مشقت مي‌بينند و يا افرادي كه كار ضروري دارند در صورتي كه شب را در آنجا به قصد وقوف در مشعر الحرام بيتوته نمايند، وجوب وقوف در بين الطلوعين نسبت به اينگونه افراد ساقط مي‌شود و مي‌توانند قبل از طلوع فجر از مزدلفه كوچ نموده و به سوي مني بروند.

(مسأله 273): شخصي كه به جهت فراموشي يا عذر ديگري متمكّن از وقوف ما بين طلوع فجر تا طلوع آفتاب نشد، براي او كافي است كه مقداري بعد از طلوع آفتاب تا پيش از ظهر روز عيد قربان را در آنجا وقوف نمايند، و اين وقوف را وقوف اضطراري مي‌نامند، پس اگر شخصي از وقوف اختياري متمكّن نشد و وقوف اضطراري را هم عمداً ترك نمود، حج او فاسد است.

(مسأله 274): اگر وقوف اختياري عرفات را درك كرده باشد ولي وقوف مشعر را نه اختياري و نه اضطراري درك نكرده باشد، چنانچه از مشعر عبور نكرده باشد بعيد نيست كه حج او صحيح باشد خصوصاً براي كسي كه در حال عبور ذكر خدا گفته باشد.

اختلاف حكم از جهت اختيار و اضطرار

هركدام از وقوف در عرفات و  مشعر، داراي يك وقت اختياري و يك وقت اضطراري هستند، پس چنانچه مكلف هردو موقف را ترك نمايد حج او فاسد است و چنانچه يكي از دو موقف را درك نمايد حكم او در هشت صورتي است كه بيان مي‌شود:

اوّل: اگر شخصي در اثر فراموشي يا عذر ديگري، وقوف در عرفات و وقوف در مزدلفه را ترك نمايد به اين معني كه هيچيك از وقوفين را چه اختياري و چه اضطراري درك ننمايد حج او فاسد خواهد بود، و بر چنين شخصي لازم است با همان احرامي كه براي حج بسته بود، عمره مفرده را بجاآورد، و بعد از آن از احرام خارج شود، و واجب است سال آينده نيز حج را بجاآورد.

دوّم و سوّم : آنكه وقوف اختياري عرفه و وقوف اضطراري مزدلفه را درك نمايد. و يا اينكه وقوف اضطراري عرفه و وقوف اختياري مزدلفه را درك نمايد كه در اين دو صورت حج او صحيح مي‌باشد.

چهارم: آنكه وقوف اضطراري هردو را درك نمايد، كه در اين صورت نيز اظهر صحت حج است نزد بعض از فقهاء اگرچه احوط اين است كه سال آينده نيز حج خود را اعاده نمايد.

پنجم: آنكه هر يك از دو موقف اختياري و اضطراري عرفات از او فوت شود، ولي موقف اختياري مزدلفه را درك نمايد كه در اين صورت نيز حج او صحيح است.

ششم: آنكه هيچيك از دو موقف اختياري و اضطراري عرفات و موقف اختياري مزدلفه را درك ننمايد و فقط موقف اضطراري مزدلفه را درك كند كه در اين صورت عدم صحت حج اشهر است.

هفتم: آنكه هيچ يك از دو موقف اختياري و اضطراري مزدلفه را درك ننمايد و فقط موقف اختياري عرفات را درك نمايد كه در اين صورت حج او صحيح است.

هشتم: آنكه هر يك از دو موقف اختياري و اضطراري مزدلفه و اختياري عرفه از او فوت گردد و فقط وقوف اضطراري عرفات را درك كند، كه در اين صورت حج او باطل است و بايد حج خود را به عمره مفرده تبديل نمايد.


* وقوف در مزدلفه و مستحبات آن


 وقوف در مزدلفه و مستحبات آن

مستحب است كه با حالت خشوع و خضوع از صحراي عرفات به سوي مُزْدَلَفه حركت كرده و در مسير راه نيز استغفار نمايد، و همين كه از طرف دست راست به تل سرخ رسيد اين دعا را بخواند: ألَّلهُمَّ ارْحَمْ تَوَقُّفِي وَ زِدْهُ فِي عَمَلِي وَ سَلِّمْ لِي ديِني وَ تَقَبَّلْ مَنَاسِكِي.

و مستحب است نماز مغرب و عشا را تا مزدلفه به تأخير اندازد اگرچه ثلث شب نيز بگذرد، و ميان هردو نماز را با يك اذان و دو اقامه جمع كند، و نوافل مغرب را نيز بعد از نماز عشا بجاآورد، و در صورتي كه براي رسيدن پيش از نصف شب به مزدلفه مانعي رسيد، بايد نماز مغرب و عشا را به تأخير نينداخته و در ميان راه بخواند و به هر مقدار كه ميسور باشد شب را به عبادات و اطاعت الهي به سر برد و اين دعا را بخواند : ألَّلهُمَّ هَذِهِ جَمْعٌ ألَّلهُمَّ إنِّي أسْألُكَ أنْ تَجْمَعَ لِي فيهَا جَوامِعَ الْخَيْرِ، ألَّلهُمَّ لاتُؤْيِسْنِي مِنَ الْخَيْرِ الَّذي سَألْتُكَ أنْ تَجْمَعَهُ لِي فِي قَلْبي وَ أطْلُبُ اِلَيْكَ أنْ تُعَرِّفَني مَا عَرَّفْتَ أوْليائِكَ في مَنْزِلي هَذا، وَ أنْ تُسْلِبَني جَوامِعَ الشَرَّ.

و مستحب است بعد از نماز صبح با طهارت، حمد و ثناي الهي را بجاآورد، و به هر مقداري كه براي او ممكن باشد نِعَم و تفضلات الهي را به ياد آورد و بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستد و دعاء نمايد. و بعضي قائل به وجوب آن شده‌اند، ليكن مستحب است اين دعا را نيز بخواند: ألَّلهُمَّ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ فُكَّ رَقَبَتي مِنَ النَّارِ وَ أوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ وَ ادْرَأ ْعَنَّي شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإنْسِ، ألَّلهُمَّ أنْتَ خَيْرُ مَطْلُوبٍ وَ خَيْرُ مَدْعُوٍّ وَ خَيْرُ مَسْؤُولٍ وَ لِكُلِّ وَافِدٍ جَائِزَةٌ فَاجْعَلْ جَائِزَتِي فِي مَوْطِنِي هَذا أنْ تُقيلَنِي عَثْرَتِي وَ تُقَبِّلَ مَعْذَرَتِي وَ أنْ تُجَاوِزَ عَنْ خَطيِئَتي ثُمَّ اجْعَلِ ِالتَّقْوَي مِنَ الدُّنْيا مُرَادي.

و مستحب است سنگ‌ريزه‌هايي را كه در مني رمي خواهد نمود از مزدلفه بردارد، و نيز وقتي كه از مزدلفه به سوي مني رفته و به وادي محسر رسيد به مقدار صد قدم مانند شتر تند راه برود و اگر سواره است سواري خود را حركت دهد و بگويد: ألَّلهُمَّ سَلِّمْ لِي عَهْدِي وَ اقْبَلْ تَوْبَتِي وَ أجِبْ دَعْوَتِي وَ اخْلُفْنِي فِيمَنْ تَرَكْتُ بَعْدِي.


* ورود به منی و اعمال آن


مطلب چهارم: واجبات مِني

بعد از آنكه مكلّف از مزدلفه كوچ كرد واجب است به سوي مني برگشته و واجبات آنجا را چنان كه تفصيلاً بيان مي‌شود انجام دهد :

1ـ رمي جمره‌ عَقَبِه: مكلّف بايد به محلي كه نام آن جمره عقبه است رفته و به ستوني كه در آنجا است سنگ‌ريزه بزند كه در آن چند چيز معتبر است:

الف ـ تعداد ريگ‌ها هفت عدد باشد و كمتر از آن مجزي نيست.

ب ـ نيت قربت داشته باشد و نيت آن چنين است: هفت سنگ به جمره عُقبَي مي‌اندازم در حج تمتع قربةً الي الله تعالي.

ج ـ سنگ‌ريزه‌ها را به ترتيب يعني يكي يكي پرتاب نمايد.

د ـ سنگ‌ريزه‌ها به وسيله پرتاب كردن به جَمَره بخورد پس اگر آن‌ها را روي جمره بگذارد به طوري كه پرتاب كردن صدق ننمايد كافي نيست، و در صورتي هم كه سنگ‌ريزه را پرتاب نموده و بجاي ديگري خورد و از آنجا به جمره برخورد كرد، أظهر عدم كفايت آن است.

هـ ـ عمل رمي در روز عيد قربان و پس از طلوع آفتاب تا غروب آن باشد و تأخير از آن جائز نيست.

(مسأله 275): در سنگ‌ريزه معتبر است كه صدق اسم سنگ نموده و از حرم باشد و مواضع مختلف حرم فرقي ندارد اگرچه برداشتن آنها از مشعر مستحب است. و نيز معتبر است كه سنگ‌ريزه‌ها بِكْر باشد به اين معني كه شخصي قبلاً آنها را نينداخته باشد و مستحب است كه آن سنگ‌ها رنگين و نقطه‌دار و به قدر سر انگشت باشند و آنها را يك يك برداشته و در وقت انداختن پياده و با طهارت باشد.

(مسأله 276): اگر شخصي از روي فراموشي يا جهل به حكم، رمي را در روز عيد ترك نمود لازم است تا روز سيزدهم هر وقت يادش آمد در طول روز آن را بجاآورد، پس اگر شب يازدهم يا دوازدهم يا سيزدهم يادش بيايد لازم است روز بعد آن را بجاآورد، و در صورتي كه علم به حكم و يا تذكّر او بعد از روز سيزدهم باشد، احوط آن است كه به مني برگشته و رمي را بجاآورد و در سال آينده نيز، يا خود او و يا نائبش رمي را تكرار نمايند.

(مسأله 277): شرط است كه سنگ‌هاي رمي مباح باشد پس رمي با سنگ غصبي و يا آنچه كه ديگري براي او برداشته، كافي نيست.

(مسأله 278): زدن جسم ديگري به جز سنگ‌ريزه كافي نيست.

(مسأله 279): زنان و پيران اگر به واسطه‌ ازدحام جمعيت، رمي جمره‌ عقبه را در روز عيد قربان، و رمي همه جمرات سه‌گانه را در روز يازدهم و دوازدهم نتوانستند شخصاً انجام دهند مي‌توانند رمي جمره را شبانه انجام دهند و در نيت خود، قصد ما في‌الذمه داشته باشند.

(مسأله 280): هنگام رفتن و برگشتن براي رمي جمره، اگر براي جلوگيري از آفتاب چتر به سر بگيرند، خلاف احتياط است چه راه دور باشد و چه نزديك.

(مسأله 281): رمي جمره در شب جايز نيست مگر براي مريض و شخص خائف و كساني كه از رمي كردن در روز عذر داشته باشند. و تا وقتي كه خودشان بتوانند در شب رمي كنند نبايد در روز نائب بگيرند.

و در جواز رمي در شب براي صاحبان عذر، فرقي نيست كه شب قبل رمي كنند و يا شب بعد و اگر متمكّن نباشند كه رميِ هر روز را در شبِ آن روز انجام دهند، مي‌توانند رمي سه روز را در يك شب بجاآورند.

2ـ قربانی

بر هر كس كه حج تمتع انجام مي‌دهد واجب است يك قرباني در مني بكشد و مقصود از قرباني، ريختن خون است و آن از عباداتي است كه اسرارش نزد شارع مقدس است و به همين منظور حضرت ابراهيم خليل عليه السلام مأمور به ذبح فرزند خود گرديد پس اين كه مي‌گويند قرباني در وقتي واجب است كه گوشت آن مورد استفاده قرار گيرد و گرنه جواز قرباني محل اشكال است حرف بي‌اساسي است و اصلي ندارد.

(مسأله 282): قرباني كردن بر هر شخص به طور مستقل واجب است، پس يك قرباني از سوي چند نفر كفايت نمي‌كند. و نيز مستحب است كه شخص حاجي در صورت امكان خودش مباشر در كشتن حيوان باشد. و علاوه بر آن قصد قربت در قرباني نيز معتبر است، و احوط آن است كه قرباني را بعد از رمي بجاآورد، و در صورتي كه از روي فراموشي يا جهل به حكم، قرباني را بر رَمي مقدم داشت اعاده آن لازم نيست.

 (مسأله 283): لازم است قرباني، شتر يا گاو و يا گوسفند باشد، و در شتر معتبر است كه داخل در سال ششم باشد، و در گاو بنابر احتياط داخل در سال سوم شده باشد، و امّا در ميش احوط آن است كه يك سال را تمام كرده و داخل در سال دوّم  شده باشد، و اگر بز باشد بايد دو سال را تمام كرده و در سال سوم داخل باشد، و چنانچه بعد از قرباني معلوم شود كه سن آن كمتر از مقداري بوده كه در قرباني معتبر است، بايد دوباره قرباني كند.

(مسأله 284): اگر قرباني پيدا نشد بايد معادل مبلغ آن را نزد شخصي امين بگذارد تا در بقيه ذيحجه قرباني را خريداري كرده و در مني ذبح كند و اگر در اين سال ممكن نشد سال بعد اين كار را انجام دهد.

(مسأله 285): در تعيين عمري كه جهت گوسفند و ساير قرباني‌ها معين شده، اكتفا نمودن به قول فروشنده و يا اهل خبره‌  چنانچه موجب اطمينان شود جايز است.

(مسأله 286): در قرباني چند چيز معتبر است:

الف ـ بنابر احتياط سالم باشد پس قرباني مريض كفايت نمي‌كند.

ب ـ تام الاجزاء باشد، پس نبايد كور، لنگ و گوش‌بريده بوده، و نيز حيواني كه چيزي از شاخش ناقص است نباشد، كه در اين صورت كفايت از قرباني حج نمي‌كند، و اظهر اين است كه حيوانِ خُصيّ يعني اخته شده نيز كفايت نمي‌كند. و نيز احوط آن است كه قرباني موجوء ـ يعني حيواني كه رگهاي آنرا را ماليده باشندـ و مرضوض الخصيتين‌ـ يعني حيواني كه تخم‌هاي آنرا را ماليده باشندـ هم نباشد.

ج ـ بنابر احتياط بسيار پير نباشد به حدي كه مغز استخوانش آب شده باشد.

د ـ بنابر احتياط لاغر نباشد پس حيواني كه عرفاً آن را لاغر بگويند كفايت نمي‌كند اگرچه در گُرده‌هاي او پيه هم باشد.

(مسأله 287): در صورتي كه مكلّف به چاق بودن قرباني يقين نداشته باشد، اگر احتمال چاقي در آن داد و به جهت موافقت امر الهي به اميد چاق بودن، آن را ذبح كرد و پس از ذبح معلوم شد كه حيوان مزبور چاق بوده است، آن قرباني كفايت مي‌كند. و امّا اگر احتمال فربهي در حيوان مي‌داد يا آنكه احتمال آن را داده ولي به اميد چاقي ذبح نكرد، بلكه ذبح را از روي بي‌مبالاتي انجام داد، بنابر احتياط اين قرباني كفايت نمي‌كند، اگرچه پس از ذبح، فربه بودن آن معلوم گردد.

(مسأله288): احوط آن است كه مقداري از ذبيحه را بخورند، و قدري را هديه بدهند، و قدري را صدقه بدهند، و احوط آن است كه مقدار هر يك از هديه و صدقه ثلث قرباني باشد، و نيز آنكه هديه و صدقه به مؤمنين باشد، بنابراين قرباني‌هايي كه در اين ايام در مني كشته مي‌شود و غالباً بلكه عموماً طايفه سوداني‌‌ها آنها را مي‌برند جايز نيست چرا كه ايمان آنها معلوم نيست البته در صورتي كه نياز به زير خاك كردن آنها نباشد. ولي اگر اتفاقاً پيش از رعايت اين احتياطات، آن طايفه و امثال اينها، قرباني را دزديده و يا غارت كردند، موجب بطلان ذبح هدي و وجوب اعاده آن نمي‌شود.

(مسأله 289): چون پيدا نمودن فقير مؤمن در سرزمين مني و در روز مخصوص مشكل است پس در قسمت فقراء ممكن است هر شخصي قبل از حركت به سفر حج و يا قبل از قرباني كردن، از شخص فقيري براي قبض نمودن آن قسمت وكالت بگيرد و آنرا استفاده نموده و بعداً وجه آن قسمت را به آن شخص بدهد.

(مسأله 290): هرگاه شخصي قادر بر قرباني تمام نباشد و متمكّن از قرباني ناقص باشد، احوط جمع مابين آن و ده روز روزه گرفتن است، خصوصاً در مثل قرباني خصيّ. و با عدم تمكن از آن نيز، بايد ده روز روزه بگيرد كه سه روز آن به طور متوالي در حج از روز هفتم تا نهم است.

(مسأله 290): هرگاه روز هفتم شروع به روزه نكرد بايد بنابر احتياط تا بعد از مراجعت از مني صبر كند، و احوط مبادرت به روزه است. و اما هفت روز ديگر را بايد پس از رسيدن به خانه خود بگيرد و احوط توالي در آنها است. ولي اگر بعد از سه روز روزه، متمكّن از قرباني شد احوط ذبح آن است.

و امّا مستحبات هَدي (قرباني)

مستحب است كه قرباني شتر باشد و بعد از آن گاو و بعد از آن گوسفند. و نيز اگر گوسفند و يا بز باشد، نَر باشد. و مستحب است در وقت ذبح يا نَحر اين دعاء را بخواند: وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضَ حَنیفَاً مُسْلِماً وَ مَا أنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ، إنَّ صَلاتي وَ نُسُكي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتي للهِ رَبِّ الْعَالَمينَ لا شَريكَ لَهُ وَ بِذالِكَ اُمِرْتُ وَ أنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ، ألَّلهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ، بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ اللهُ أكْبَرُ، ألَّلهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي.

3ـ حلق يا تقصير

واجب سوم از اعمال منی و ششم از واجبات حج تمتع، حلق يا تقصير است يعني تراشيدن موي سر و يا گرفتن مقداري از شارب و ناخن.

(مسأله 292): تراشيدن ريش كه مسلّماً حرام است كفايت از تقصير نمي‌كند.

(مسأله 293): در حج تمتّع واجب است طواف حج بعد از تقصير باشد و چنانچه با علم و عمداً پيش از حلق يا تقصير طواف نمود، واجب است طواف را بعد از حلق يا تقصير اعاده نموده و يك گوسفند كفاره بدهد.

(مسأله 294): براي شخصي كه حجّ اوّلش باشد احوط سر تراشيدن است و نسبت به زنان، سر تراشيدن جايز نيست، و احوط عدم جواز سر تراشيدن خنثي است. و براي شخصي كه حج دوّم يا بيشتر باشد، تقصير كفايت مي‌نمايد.

(مسأله 295): كسي كه موي سر ندارد چه ذاتي و چه عارضي اگر از كساني است كه مخير است ميان حلق و تقصير، فقط تقصير بر او واجب مي‌شود و اگر از كساني است كه مخير نيست و بر او حلق واجب است احوط جمع بين كشيدن تيغ بر سر، و تقصير است.

(مسأله 296): عمل حلق يا تقصير بايد با نيت قصد قربت باشد و چنين نيت نمايد: سر خود را مي‌تراشم و يا مو و ناخن خود را مي‌گيرم در فرض حج تمتع حَجّةالاسلام به جهت فرمانبرداري و اطاعت از خداوند عالم. و بهتر آن است كه دلاّك نيز اين نيت را بنمايد.

(مسأله 297): واجب است كه رمي جمره‌ و كشتن قرباني و حلق را به ترتيب مذكور بجاآورد و اگر به اين ترتيب بجانياورد، اگر به دليل فراموشي بوده اشكالي ندارد، و اگر عمداً باشد مشهور عدم وجوب اعاده است و لكن احتياط در به دست آوردن ترتيب مذكور است و اگر ممكن باشد نبايد آنرا ترك نمايد.

(مسأله 298): اگر حلق يا تقصير را در روز عيد، فراموش نمود تا وقتي كه از مِني بيرون رفت، بايد براي حلق كردن به مني برگردد، و اگر مراجعت ممكن نباشد بايد در همان محل خود حلق بنمايد و در صورت امكان موي سر خود را به مني بفرستد، و اگر بعد از طواف متذكر شد بايد به مني برگردد، و اعاده طواف بعد از حلق بر او  واجب است.

(مسأله 299): شخصي كه حلق يا تقصير نمود تمام چيزهايي كه به واسطه‌ احرام بر او حرام شده بود بر او حلال مي‌شود مگر سه چيز: صيد، زن و استعمال بوي خوش، كه اين‌ها نيز بعد از انجام طواف حج و سعي و طواف نساء حلال خواهد شد.

مستحبات حَلق

1ـ از طرف راست سر شروع كند و اين دعا را بخواند: ألَّلهُمَّ أعْطِنِي بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقيامَۀِ.

2ـ موي سر خود را در خيمه خود در همان مني دفن كند، و احوط آن است كه بعد از تراشيدن سر مقداري از اطراف ريش وشارب خود را نيز كوتاه كند و  ناخن‌هاي خود را هم بگيرد.


* طواف حج و نماز آن و سعي


 

مطلب پنجم: طواف حج و نماز آن و سعي

واجب هفتم و هشتم و نهم از واجبات حج تمتع، آن است كه بعد از انجام واجبات مني‌ـ كه سه چيز بود (رمي جمره) و (قرباني) و (حلق و يا تقصير)ـ به مكه برگردد و به مسجدالحرام رفته و هفت دور اطراف كعبه طواف حج بنمايد و سپس بقيه‌ اعمال واجبي را كه بيان مي‌نماييم انجام دهد.

(مسأله 300): كيفيت طواف حج به نحوي است كه در باب عمره تمتع بيان نموديم.

(مسأله 301): تأخير از مني براي حج تمتع و آمدن از مني به مكه و تأخير طواف حج جايز است و بقيه اعمال حج را مي‌تواند تا روز يازدهم انجام دهد، ولي در جواز تأخير از روز يازدهم خلاف است و احوط عدم جواز تأخير است.

(مسأله 302): تقديم طواف حج و سعي آن پيش از رفتن به عرفات و مشعر و مني جايز نيست، مگر براي افرادي كه امكان بجاآوردن آنها بعد از مراجعت از مني به مكه براي آنها ميسّر نباشد مثل آنكه زني گمان حيض و يا نفاس را در آن وقت براي خود داشته باشد و يا پيرمرد و عاجزي كه نتوانند بعد از مراجعت از مني به سبب ازدحام مردم طواف نمايند، و اگر چنانچه بعد از مراجعت از مني متمكن از انجام طواف در ايام عيد شد بايد آنرا اعاده نمايد، و الا احوط انجام آن در باقي ايام ذيحجه است.

(مسأله 303): كسي كه تقديم طواف و سعي، بر وقوفين برايش جايز باشد هرگاه طواف و سعي نمود، تا زماني كه مناسك مني را از رمي و ذبح و حلق و تقصير بجانياورد، استعمال بوي خوش بر او حلال نمي‌شود.

(مسأله 304): در جميع صور تقديم طواف بر رفتن به عرفات، اگر بعداً متمكن نشود احوط گرفتن نائب است و اگر از اول احتمال مانع نداشته و بعداً مانعي حادث شود و علم به بقاء آن تا آخر ماه داشته باشد و يا آنكه پيش از برطرف شدن مانع، رفقاي او بروند و او نتواند از آنها تخلف نمايد، نائب گرفتن براي او متعيّن است.

(مسأله 305): كسي كه عارضه‌اي برايش رخ داد و نتواند طواف نمايدـ مانند زني كه حيض ببيند يا نفاس شود و نتواند تا پاك شدنش در مكه بماند تا طواف كندـ لازم است كه براي طواف و نماز نائب بگيرد ولي سعي را بايد خودش انجام دهد.

(مسأله 306): بعد از بجاآوردن طواف زيارت، بايد دو ركعت نماز طواف در پشت مقام حضرت ابراهيم بجاآورد، و نيت آن را چنين نمايد: دو ركعت نماز طواف زيارت حج تمتع در فرض حَجةالاسلام بجامي‌آورم به جهت اطاعت خداوند عالم. و اين عمل هشتمين واجب از واجبات حج تمتع است.

(مسأله 307): بعد از بجاآوردن دو ركعت نماز طواف بايد به طرف صفا و مروه رفته، و هفت مرتبه بين صفا و مروه به ترتيبي كه در عمره تمتع بيان نموديم سعي نمايد.

(مسأله 308): پس از بجاآوردن طواف و نماز و سعي، استعمال طيب (بوي خوش) حلال مي‌شود، ولي دو چيز باقي مي‌ماند يكي (صيد) و ديگري (زنان) كه بعد از انجام طواف نساء و نماز آن، بر حاجي حلال مي‌شود و احوط اجتناب از بوي خوش قبل از طواف نساء است.

(مسأله 309): آنچه از مستحبات كه در طواف عمره و سعي ذكر شد اينجا نيز جاري است و مستحب است شخصي كه به جهت طواف حج در روز عيد قربان به مسجد الحرام مي‌آيد بر درِ مسجد بايستد و اين دعا را بخواند: ألَّلهُمَّ أعِنِّي عَلي نُسُكِكَ وَ سَلِّمْني لَهُ وَ سَلِّمْهُ لي، أسْألُكَ مَسْألَةَ الْعَليلِ الذَّليلِ الْمُعْتَرِفِ بذَنْبِهِ أنْ تَغْفِرَ لي ذُنُوبي وَ أنْ تَرْجِعَني بِحَاجَتي، ألَّلهُمَّ إنِّي عَبْدُكَ وَ الْبَلَدُ بَلَدُكَ وَ الْبَيْتُ بَيْتُكَ جِئْتُ أطْلُبُ رَحْمَتَكَ وَ أؤُمُّ طَاعَتَكَ مُتَّبِعَاً لِأمْرِكَ راضِياً بِقَدَرِكَ أسْألُكَ مَسْألَةَ الْمُضْطَرِّ إلَيْكَ، ألْمُطِيعِ لأمْرِكَ، ألْمُشْفِقِ مِنْ عَذابِكَ، ألْخَائِفَ مِنْ عُقُوبَتِكَ، أنْ تَبْلُغَنِي عَفْوَكَ وَ تُجِيرَنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ.


* طواف نساء و نماز آن


طواف نساء و نماز آن

واجب دهم و يازدهم از واجبات حج تمتع طواف نساء و نماز آن است، و اين طواف اگرچه از واجبات است ولی از اركان حج نيست و ترك عمدي آن نيز موجب فساد حج يا عمره نخواهد شد.

(مسأله 310): طواف نساء به مردان اختصاص ندارد و بر زنان نيز واجب است، پس اگر مرد آن را ترك نمود هيچ زني بر او حلال نمي‌شود و اگر زن نيز آن را ترك كرد بر هيچ مردي حلال نمي‌شود. و چنانچه حاجي از طرف ديگري نائب باشد، بر او واجب است که طواف نساء را به نيابت آن شخص ديگر بجاآورد.

(مسأله 311): كيفيت و شرايط طواف نساء و نماز آن مانند طواف حج و عمره و نماز آن است.

(مسأله 312): شخصي كه در اثر مرض و امثال آن متمكّن از طواف نساء نشد بايد در صورت امكان حتي  بر دوش ديگري سوار شده و طواف نمايد، و در صورت عدم تمكّن نائب بگيرد، و همچنين نماز طواف را در صورت تمكّن، خودِ مكلّف بجامي‌آورد، و گرنه براي آن هم بايد نائب بگيرد.

(مسأله 313): شخصي كه طواف نساء را ترك نموده، در صورت تمكن بايد برگشته و آن را بجاآورد و در صورت عدم تمكن از برگشتن و يا مشقت، بايد نائب بگيرد و پس از طواف خود و يا نائبش، زن بر او حلال مي‌شود، و حتي تا قبل از طواف، بنابر احتياط بايد عقد نمودن و شهادت دادن بر عقد را هم ترك نمايد.


* بيتوته در مني


مطلب ششم: بيتوته در مني

     واجب دوازدهم از واجبات حجّ تمتع بيتوته يعني بسر بردن شب يازدهم و شب دوازدهم در مني است و ترك اين بيتوته جائز نيست.

(مسأله 314): اگر شخص متمتّع در روز عيد براي اعمال حج مثل طواف و سعي به مكه رفته باشد، بر او واجب است كه به سوي مني برگشته و شب را در آنجا بماند.

(مسأله 315): سه دسته از اشخاص از وجوب ماندن شب در مني مستثني شده‌اند:

دسته اوّل: اشخاصي که به جهت بيماري و يا پرستاري از بيمار از بيتوته‌ در مني معذورند و همچنين اشخاصي كه از بودن در آنجا بر جان و مال خود ترس دارند.

دسته دوّم: چوپان گوسفندان، و اشخاصي كه سقايت حاج نموده يعني به حاجيان آب مي‌دهند.

دسته سوّم: اشخاصي كه تمام شب را در مكه به عبادت به سر مي‌برند، و جز براي تجديد وضو يا كار ضروري ديگري مثل مختصري خوردن و آشاميدن به كار ديگري جز عبادت مشغول نشده‌اند.

(مسأله 316): احوط وجوب ذبح يك گوسفند است نسبت به دسته اوّل و دوّم، و امّا دسته‌ سوّم كفّاره بر آنها واجب نيست.

(مسأله 317): نيت بيتوته بايد مقارن غروب باشد و چنين نيت نمايد: شب را تا صبح در مني مي‌مانم به جهت حج تمتع حَجّةالاسلام قربةً الي الله.

(مسأله 318): مكلّف مخيّر است كه از اوّل شب تا بعد از نصف شب در آنجا بماند، و يا اين كه قبل از نصف شب به مني رفته و تا صبح در آنجا بماند. و در صورت اوّل جائز است بعد از نصف شب از آنجا خارج شود ولي احتياط آن است كه پيش از طلوع صبح داخل مكّه نشود.

(مسأله 319): بر شخصي كه در حال احرام از صيد و زن اجتناب ننموده است واجب است شب سيزدهم را هم در مني بماند.

(مسأله 320): براي ترك ماندن هر شبي را كه بايد در مني بماند، بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

(مسأله 321): هرگاه آماده حركت از مني شده و از جاي خود حركت نمود و به جهت ازدحام و مانند آن نتوانست پيش از غروب از مني بيرون رود، چنانچه بودن در مني برايش ممكن باشد واجب است بماند و اگر ممكن نباشد جايز است از مني خارج شود و بنا بر احتياط يك گوسفند بكشد.

(مسأله 322): كسي كه عصر دوازدهم از مني كوچ كرده و بعد از اين كه شب شد جهت كاري به مني برگشت، واجب نيست در مني بيتوته كند.


* رمي جمرات روز يازدهم و دوازدهم

مطلب هفتم:

رمي جمرات روز يازدهم و دوازدهم

واجب سيزدهم از واجبات حج تمتع آن است كه در روز يازدهم و دوازدهم رمي هر سه جمره را بنمايد، و اين سه جمرات را جمره‌ اُولي و جمره وُسْطي و جمره عُقْبي مي‌نامند. و در اين رمي هم قصد قربت لازم است مثل رمي جمره‌ عقبه در روز عيد. و واجبات رمي همان است كه در رمي روز عيد بيان نموديم.

(مسأله 324): با ترك نمودن اين رمي اگرچه عمداً باشد حج باطل نمي‌شود و واجب است در سال بعد قضاء آن را يا شخصاً و يا به وسيله گرفتن نائب بجاآورد.

(مسأله 325): بر شخصي كه شب سيزدهم را در مني مانده است واجب است رمي جمرات را در روز سيزدهم انجام دهد.

(مسأله 326): رعايت ترتيب در رمي جمرات يعني شروع از جمره‌ اُولي و سپس وُسطي و در نهايت جمره‌ عُقْبي، واجب است .

(مسأله 327): اگر چنانچه مخالف ترتيب عمل نمود بايد با رعايت ترتيب، آنها را اعاده نمايد.

(مسأله 328): اگر شخصي رمي جمرات را فراموش نمود بايد از مكه به مني مراجعت نموده و آن را بجاآورد.

(مسأله 329): اگر شخصي كه رمي را فراموش نموده متذكر نشود مگر بعد از بيرون رفتن از مكه، مراجعت به مكه بر او واجب نيست، ولي در سال آينده بايد يا خودش و يا نائبي معين نموده و آن را قضاء نمايد.

(مسأله 330): اگر بعد از گذشتن هر سه روز يقين كند كه يك روز را رمي نكرده و نداند كدام روز است و امر دائر بين جمرات ثلاث باشد، بايد هر سه روز را قضاء كند با مراعات ترتيب.

(مسأله 331): شخص مريضي كه از رمي جمرات عاجز است بايد نائبي براي خود معين نمايد كه رمي جمرات نمايد، و اگر مريض بتواند بايد سنگ‌ها را به دست بگيرد و ديگري رمي نمايد.

مستحبات رمي جمرات

1ـ با طهارت بودن در حال رمي.

2ـ هنگامي كه سنگ‌ها را در دست گرفته اين دعا را بخواند: ألَّلهُمَّ هَذِهِ حُصَيَاتِي فَأحْصِهِنَّ لِي وَ ارْفَعْهُنَّ فِي عَمَلِي.

3ـ تكبير گفتن و خواندن اين دعا با هر سنگي كه مي‌اندازد: اللهُ أكْبَرُ ألَّلهُمَّ ادْحَرْ عَنِّي الشَّيْطانَ، ألَّلهُمَّ تَصْديقاً بِكِتابِِكَ وَ عَلي سُنَّةِ نَبيِّكَ، ألَّلهُمَّ اجْعَلْهُ لِي حَجَّاً مَبْرُوراً وَ عَمَلاً مَقْبُولاً وَ سَعْياً مَشْكُوراً وَ ذَنْباً مَغْفُوراً.

4ـ سنگ‌ريزه را بر انگشت ابهام گذارده و آنرا با ناخن انگشت شهادت بيندازد.

5ـ در جمره اُولي و وُسطي رو به قبله نمايد و در جمره عقبه پشت به قبله باشد.


* طواف وداع

طواف وداع

   بعد از آنكه حاجي در غروب روز دوازدهم از مني به مكه آمد و خواست كه از مكه خارج شود مستحب است كه طواف وداع بنمايد، و مستحبات طواف را عموماً و مستحباتي كه براي رسيدن به مستجار در اثناء طواف حج و عمره‌ تمتع ذكر شد بجاآورد و آنچه بخواهد دعا نمايد، و حجرالاسود را نيز استلام نمايد، و حمد و ثناي الهي را بجاآورده و صلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و اين دعا را بخواند: ألَّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبيِّكَ وَ أمينِكَ وَ حَبيبِكَ وَ نَجيِّكَ وَ خيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، ألَّلهُمَّ كَمَا بَلَّغَ رِسَالاتِكَ وَ جَاهَدَ فِي سَبيلِكَ وَ صَدَّعَ بِأمْرِكَ وَ اُوذِيَ فِي جَنْبِكَ وَ عَبَدَكَ حَتَّي أتَاهُ الْيَقينُ، ألَّلهُمَّ اقْلِبْنِي مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأفْضَلِ مَا يَرْجِعُ بِهِ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَ الْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوانِ وَ الْعَافيَۀِ.


* احكام مصدود و محصور


احكام مصدود

(مسأله 332): مصدود كسي است كه پس از بستن احرام براي عمره يا حج، از انجام اعمال آن جلوگيري و منع شود.

(مسأله 333): مصدود از عمره در همان محل خود قرباني كرده و از احرام خارج مي‌شود و احتياط اين است كه حلق يا تقصير را نيز به آن ضميمه نمايد.

(مسأله 334): مصدود از حج چنانچه از موقف عرفات و مشعر، و يا خصوص موقف مشعر مصدود باشد وظيفه‌اش قرباني در محل صدّ (جلوگيري) و بيرون آمدن از احرام است و احتياط اين است كه علاوه بر قرباني، حلق و يا تقصير نيز بنمايد.

و چنانچه مصدودِ از طواف و سعيِ بعد از موقفين و اعمال مني باشد در اين صورت اگر نتواند كه اين اعمال را انجام دهد بايد نائب بگيرد و وظيفه‌اش قرباني كردن در محل صدّ و جلوگيري است، و اگر بتواند براي طواف و سعي نائب بگيرد، احوط اين است كه هر دو وظيفه را انجام دهد يعني هم قرباني كند و هم نائب بگيرد.

و چنانچه فقط از اعمال مني جلوگيري شده باشد و نه از رفتن به مكه، در اين صورت چنانچه بتواند براي رمي و قرباني نائب بگيرد اشكالي ندارد و مي‌تواند خودش حلق و يا تقصير انجام داده و از احرام خارج شده و سپس بقيه مناسك و اعمال را بجاآورد، و چنانچه نتواند باید نائب بگيرد و در اين صورت ظاهراً وظيفه‌اش اين است كه پول قرباني را نزد كسي بگذارد كه به جاي او قرباني كند و در همان مكان خود، حلق و يا تقصير نموده و براي بجاآوردن اعمال مكّه به مكّه رفته و پس از انجام اعمال آنجا از سعي و طواف، تمام چيزهايي كه با احرام بر او حرام شده بود حلال خواهد شد حتي زن، و نياز به عمل ديگري ندارد و حجّش صحيح است ولي بايد در سال بعد بنا بر احتياط رمي را اعاده نمايد.

(مسأله 335): در صورتي كه شخص مصدود، از سال‌هاي پيش مستطيع بوده و يا استطاعتش تا سال بعد باقي بماند، حجّش با قرباني كه ذكر شد از او ساقط نمي‌شود بلكه واجب است در سال بعد نيز حج نمايد.

(مسأله 336): كسي كه تمام اعمال حج را بجاآورده و در مكه است و جهت بيتوته در مني و رمي جمرات مي‌خواهد به مني برود و از رفتن به آنها منع شود، حجّش تمام است و براي رمي در صورت امكان همان سال نائب مي‌گيرد و در صورت عدم امكان بايد بنابر احتياط براي سال بعد نائب بگيرد، و حكم مصدود بر چنين شخصي جاري نيست.

(مسأله 337): كسي كه به جهت پيش آمدن مانعي غير از صدّ و حصر،  نتواند حج خود را ادامه دهد احتياط آن است كه در همان مكان خود قرباني نموده و از احرام خارج شود.

(مسأله 338): قرباني كه در اين موارد گفته شد چه شتر باشد و چه گاو و يا گوسفند فرقي ندارد و چنانچه نتواند قرباني كند بنابر احتياط بايد بدل آن را كه روزه است به ترتيبي كه گفته شد انجام دهد.

(مسأله 339): كسي كه حج خود را خراب كرده و بعداً مصدود شود آيا حكم صدّ بر او جاري مي‌شود يا نه؟ دو وجه دارد اگرچه محتمل است كه حكم مصدود نسبت به او جاري ‌شود ولي بايستي علاوه بر قرباني، كفاره‌ اِفساد حج را نيز بدهد و در هر صورت احتياط ترك نشود .

(مسأله 340): كسي كه قرباني را همراه خود برده و مصدود شود، كشتن همان قرباني كافي است و قرباني ديگري بر او واجب نمي‌شود.

 احكام محصور

(مسأله 341): محصور كسي است كه در اثر بيماري و مانند آن پس از پوشيدن احرام نتواند اعمال عمره يا حج را انجام دهد.

(مسأله 342): وظيفه كسي كه در عمره‌ مفرده محصور شده اين است كه يك قرباني بفرستد و با دوستان خود وقت بگذارد كه در آن وقت معين آنرا قرباني نمايند و خودش نيز در آن وقت معيّن از احرام خارج مي‌شود. و در صورت عدم امكان، خود شخص مي‌تواند در همان مكان خود قرباني نموده و از احرام بيرون بيايد، و بر چنين شخصي بعد از اين عمل، تمام محرمات احرام حلال مي‌شود بجز زن، و زن براي او حلال نمي‌شود مگر بعد از آنكه خوب شود و عمره مفرده را بجاآورد.

 و كسي كه در عمره تمتع محصور شده حكمش همان حكم قبلي است با اين فرق كه زن هم براي اين شخص حلال مي‌شود. و كسي كه محصور در حج شده باز هم حكمش حكم سابق است و احتياط اين است كه با زن نزديكي نكند تا آنكه طواف حج و سعي و طواف نساء در حج يا عمره‌ مفرده را بجاآورد، آن وقت زن بر او حلال مي‌شود. بلي اگر زماني محصور بوده كه دو موقف عرفات و مشعر از او فوت شده و خودش نيز  در مكه و يا در مسير دو موقف بوده، ظاهر اين است كه حجش بدل به عمره مفرده شده و در اين حالت بايد طواف و سعي نموده و يا طواف داده شود، و يا كسي بجاي او طواف ‌نمايد و همچنين سعي و طواف نساء را نيز شخصاً و يا با كمك ديگري و يا نائبش بجا‌آورد، و به تقصير از احرام بيرون آيد و تمام محرّمات احرام حتي زن نيز بر او حلال مي‌شود.

(مسأله 343): هرگاه محصور شد و قرباني خود را فرستاد، و بعد از آن مرضش سبك‌تر شده چنانچه گمان كند و يا احتمال دهد كه حج را درك خواهد نمود، واجب است خودش را به آنجا برساند، و چنانچه هردو موقف يا فقط مشعر را درك نمود، حج را درك كرده است. و در غير اين صورت، اگر قربانيش ذبح نشده، حج او بدل به عمره مفرده مي‌شود، و اگر ذبح شده باشد، از احرام بيرون آمده است و تمام محرمات بر او حلال شده مگر زن، و بر او واجب است كه طواف حج و نماز و سعي و طواف نساء و نمازش را بجاآورد تا زن نيز بر او حلال شود بنا بر احتياط.

(مسأله 344): هرگاه حصرش فقط از مناسك و واجبات مني باشد، حكم محصور بر او جاري نمي‌شود بلكه بايد براي رمي و قرباني نائب گرفته و حلق و يا تقصير را خودش انجام دهد و به مكه رفته و مناسكش را بجا‌آورد. و چنانچه نائب پيدا نكند پول قرباني را نزد شخصي وديعه بگذارد كه به جاي او قرباني كند و خودش حلق و يا تقصير نموده و به مكه رفته و اعمال مكه را بجاآورد، و احتياط اين است كه رمي را در سال بعد شخصاً و يا نائبش بجاآورد.

و چنانچه بعد از درك وقوفين و اعمال مني، فقط از رفتن به مكه و اداء مناسك مكه محصور شد بنابر اظهر، واجب است براي اداء مناسك مكّه نائب بگيرد و تنها پس از عمل نائب، تمام چيزها حتي زن بر او حلال مي‌شود.

(مسأله 345): هرگاه شخصي محصور شد و قرباني خود را فرستاد، و قبل از آنكه قرباني بجاي خود برسد، آسيبي به خود رساند ، جايز است خودش گوسفند را كشته و يا سه روز روزه گرفته و يا شش مسكين را اطعام نمايد كه به هر كدام دو مد طعام بدهد و سپس حلق و يا تقصير نمايد.

(مسأله 346): در صورتي كه استطاعت محصور تا سال بعد باقي بماند و يا از سال‌هاي پيش حجي بر او واجب شده باشد تنها با فرستادن قرباني و بيرون آمدن از احرام، حج از او ساقط نمي‌شود و بايد سال بعد نيز اعمال حج را بجاآورد.

(مسأله 347): هرگاه شخص محصور، نه قرباني داشته باشد و نه قيمت آن را، بايد به ترتيبي كه گذشت ده روز روزه بگيرد (يعني سه روز در حج و هفت روز پس از بازگشت به وطن).

(مسأله 348): مستحب است مُحرم هنگامي كه مي‌خواهد احرام ببندد با پروردگار خود شرط كند كه هر جا نتواند اعمال را ادامه دهد از احرام بيرونش بياورد هر چند بيرون آمدن از احرام متوقف بر آن نيست، زيرا هر جا كه نتوانست و عذر و يا مانعي پيدا كرد خودبخود از احرام بيرون خواهد آمد، چه شرط كرده باشد و چه شرط نكرده باشد.