فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1391/9/4
الگوهای عملی (درسهایی از زندگی حادثه آفرین عاشورا) با رویکرد کاربردی
مسئول دفتر آیت الله العظمی شیرازی: حفظ سلسله مراتب در خانواده با احترام گذاشتن به پدر و برادر بزرگتر توسط امام حسین علیه السلام، یکی از مهمترین آموزه های ثبات و استحکام خانواده است
حجه الاسلام و السملین شیرازی: امام حسین علیه السلام، مقاطع مختلفی را در زندگی خود به غیر از قیام خونین عاشورا، پشت سر گذاشته اند که هرکدام از آنها برای زندگی بخشی از افراد جامعه قابل بررسی و پیاده سازی است و اتفاقاً بهترین الگویی است که می توان آنرا برای جامعه امروز ارائه کرد

الگوهای عملی(درسهایی از زندگی حادثه آفرین عاشورا) با رویکرد کاربردی

به قلم حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی مسئول دفتر آیت الله العظمی سید محمد باقر شیرازی مد ظله العالی

بسم الله الرحمن الرحیم

با نگاه به تاریخ و خصوصاً تاریخ عاشورا، می بینیم که عمده ماجرای عاشورا در حداکثر دو یا سه روز و یا حدود ده ساعت در خود روز عاشورا تا لحظه شهادت حضرت سید الشهداء علیه السلام، اتفاق افتاده است اما آنچه سبب تأثیرگذاری بیشتر این واقعه در انسان و در نتیجه عرض ارادت بیشتر به ساحت قدس امام حسین علیه السلام و نیز امید بیشتر به برآورده شدن حاجات از ناحیه این واسطه عظیم فیض الهی خصوصاً در این ایام، می شود آن است که بدانیم امام حسین علیه السلام، مقاطع مختلفی را در زندگی خود به غیر از قیام خونین عاشورا، پشت سر گذاشته اند که علاوه بر اینکه عظمت و بزرگی بیش از پیش این دریای بیکران را به ذهن تداعی می کند، هرکدام از آنها برای زندگی بخشی از افراد جامعه قابل بررسی و پیاده سازی است و اتفاقاً بهترین الگویی است که می توان آنرا برای جامعه امروز ارائه کرد که در چند بخش خلاصه می شود:

الف ـ دوران ولادت آن حضرت :

در این دوران که علاوه بر فضای خاص دوران کودکی که هر کس در ابتدای زندگی از آن برخوردار است، امام حسین علیه السلام بنا بر نقل تاریخ، از همان آغاز ولادت، یک ویژه گی خاصی داشتند که با نوع استقبال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از ایشان و بوسیدن مکرر آن حضرت و به ناگاه جاری شدن اشک از دیده گان مبارک پیامبر وسپس شروع به بوسه زدن مکرر بر لبان آن حضرت و بیان نازل شدن جبرئیل و اخبار آن حضرت در خصوص واقعه عاشورا و آنچه قرار است دشمنان با آن حضرت رفتار نموده و در نهایت ایشان را با لبهای تشنه در صحرای تفتیده کربلا به شهادت برسانند در پاسخ به علت گریستن پیامبر، شروع می شود یعنی این طفل تازه به دنیا آمده از همان ابتدای ولادت، به عنوان سربازی برای پاسداری و پاسبانی از دین خداوند آماده می شود و این یعنی ما نیز با الگو برداری از امام حسین علیه السلام، تلاش کنیم فرزندانی را به دنیا بیاوریم که از همان ابتدای تولد ـ با آمادگی برای دفاع از دین خداوند و ولایت ـ سربازان لایقی باشند چیزی که ما زیاد از خانواده معزز شهداء به طور مکرر در ایام جنگ تحمیلی به طور آشکار می دیدیم که از همان ابتدای تولد، فرزندان خود را به عنوان سربازان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نامگذاری و تربیت میکردند، که البته این کار خود نیازمند فراگیری یکسری تعالیم و آدابی است که هم پدر و هم مادر، بایستی در زمان قبل و ایام حمل و ولادت فرزند خود رعایت کنند تا مولودی شایسته با این مشخصات داشته باشند که نمونه بارز آن دکتر محمد حسین طباطبایی حافظ خردسال قرآن کریم است که پدر و مادر ایشان با بکار بستن همین روشها، چنین فرزندی را به عالم اسلام عرضه کردند که موارد بسیاری از این دستورات و راهنمایی ها در احادیث و روایات موجود است و باید به آنها مراجعه کرد.

ب ـ دوران طفولیت امام حسین علیه السلام تا سن نوجوانی و جوانی آن حضرت تا قبل از امامت که از چند منظر قابل توجه است:

1ـ نوع رفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با ایشان ، رفتار ویژه ای است که به طور مثال با به دوش گرفتن ایشان و امام حسن علیه السلام و با همین حالت راه رفتن در میان مردم کوچه و بازار از یک طرف، و یا سوار شدن بر پشت پیامبر در حالت سجده نماز جماعت و طولانی شدن سجده پیامبر تا زمان پایین آمدن ایشان از پشت حضرت آن هم با اختیار خود هرچند موجب معطل شدن سجده مسلمانان شد، و امثال اینها، به نوعی احترام به فرزندان وپرورش بزرگ منشانه ایشان را که قطعاً نقشی اساسی و زیر بنایی در شالوده تربیتی فرزند دارد، به ما می آموزند نه اینکه بر اساس سنت های غلطی با مصطلحاتی همچون: «بچه است و نمی فهمد» و یا : «بچه تو حرف بزرگ ترها حرف نمی زند» و امثال اینها، از همان ابتداء حقارت و کوچک کردن را با وجود کودک عجین کنیم چیزی که امروز روان شناسان مرتباً نسبت به آن گوشزد می نمایند.

2ـ همراهی کردن ایشان با سایر اعضای خانواده در فراز و نشیب ها و تصمیم گیری ها که آشکارترین آن، جریان اطعام مسکین و یتیم و اسیر است که در سوره دهر یا انسان به آن اشاره شده است که به محض تصمیم پدر و مادر در دادن غذای خود به این افراد، این نازدانه ها هم با وجود کودکی و سن کم شان و علیرغم گرسنگی و نیاز به غذای مختصر موجود، با پدر و مادر خود همراهی کرده و غذای خود را به افراد نیازمند می دهند که خود این رفتار، علاوه بر اجر معنوی و پرورش نوعی روحیه ایثار و هم نوع دوستی در فرزند، نوعی آموزش همیاری و همکاری فرزندان با سایر اعضای خانواده در مقاطع مختلف است، چیزی که متأسفانه ما امروز در جامعه کمتر با آن روبرو هستیم چرا که وقتی فرزند و یا همسر چیزی را طلب می کند، فرد نان آور خانواده موظف است آن را به نحو ممکن و از هر راهی تهیه و در اختیار ایشان قرار دهد که خود این یکی از مهمترین عوامل بذهکاری هایی نظیر سرقت و امثال آن در جامعه امروز ما است .

3ـ دوران پس از رحلت جانسوز پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وسلم تا قبل از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها است که با همه کوتاهی مدت آن، به نوبه خود در شکل گرفتن ماهیت وجودی امام حسین علیه السلام و بالابردن میزان تحمل پذیری آن حضرت مؤثر بوده است ـ البته این به غیر از مرتبه عصمتی است که فوق همه این استدلالات است ـ چرا که آن حضرت در کنار پدر و مادر گرانقدرشان، تمامی ظلم ها و فشارها را تحمل می کنند تا جایی که شاهد شهادت جانسوز مادر مظلومه خود در بین در و دیوار از یک طرف، و ریسمان به گردن پدر انداخته شدن و کشیده شدن ایشان تا مسجد با همان حال دلخراش، از طرف دیگر بوده و در کنار تلاش در کاستن آلام ایشان، همدردی کردن با پدر و مادر را به بهترین روش ممکن تجربه می کنند چیزی که ما امروز باید از طریق رسانه های خود و به خصوص صدا و سیما با ساختن برنامه هایی قوی، آنرا برای افراد جامعه نهادینه کنیم نه آنچه متأسفانه امروز در بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که از آن به دوران فرزند سالاری و امثال آن نام برده می شود.

4ـ دوران نوجوانی و جوانی امام حسین علیه السلام مصادف می شود با جریان بیست و پنج سال خانه نشینی امیرالمؤنین علیه السلام و بعد از آن، جریان جنگ های حضرت علی علیه السلام در زمان خلافت ظاهری ایشان، که باز به وضوح همیاری و اطاعت پذیری از پدر و حتی برادر خود امام حسن علیه السلام در زمان امامت برادر بزرگتر در پایبند بودن به جریان صلح برادر با معاویه و قیام نکردن در زمان او به جهت عهد و پیمان برادر با معاویه حتی در زمان امامت خود امام حسین علیه السلام، به وضوح به چشم میخورد که همگی حکایت از ولایت پذیری آن حضرت از امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی علیهما السلام به عنوان پدر و برادر بزرگتر و حفظ سلسله مراتب در میان اعضای خانواده دارد در عین حالی که خود امام حسین علیه السلام در هر دو زمان دارای منصب امامت بوده اند، که از نظر کارشناسی، خود این عامل ـ یعنی حفظ سلسله مراتب در خانواده ـ یکی از مهمترین عوامل ثبات و استحکام کانون خانواده است که باید فرهنگ و نهادینه شود تا کمتر شاهد گسستگی های موجود در خانواده باشیم.

ج ـ دوران امامت امام حسین علیه السلام تا قبل از قیام خونین عاشورا که کمتر به آن پرداخته شده است و از چند منظر قابل بررسی است:

1ـ شهرت آن حضرت در میان مسلمانان به عنوان انسانی کریم و بخشنده، که داستانهای زیادی در این خصوص بیان شده تا جایی که کرامت ایشان زبانزد خاص و عام بوده و در مدینه، هر کس با هر عقیده و مذهبی با مشکل مالی روبرو می شد به سراغ آن حضرت میرفت و ایشان هم در کمال سخاوتمندی و کرم، بیش از مقدار نیاز شخص به او عطا می نمودند و حتی آمده است که در بسیاری از موارد کیسه پول را از پشت در به شخص سائل می دادند تا او شناخته نشده و خجالت نکشد، و یا داستان کمک ایشان به عنوان هزینه سفر و بازگشت به منازل و خانواده های افرادی که در شب عاشورا از ترس جان خود، امام را تنها گذاشتند، که این نوع همیاری و کمک به افراد ضعیف جامعه بدون نگاه به اصل و نسب و دین و عقیده، درس بزرگی برای بشر امروز است که بخش کوچکی از آن، امروز با عناوینی نظیر حقوق بشر و یا پزشکان بدون مرز و امثال اینها ـ هرچند به صورت ظاهری ـ از سوی کشورهای غربی مطرح و به عنوان تمدن غربی به جهان بشری امروز عرضه می شود در حالی که ما در هزار و چهارصد قبل این الگو را در زندگی کسی داشتیم که رهبر واقعی جامعه اسلامی بود آنهم در مقابل کسانی مانند معاویه و یزید که با زراندوزی و ساختن کاخ های متعدد، در مقابل اسلام ناب در واقع یک نوع پوسته ظاهری از اسلام، و در نتیجه اسلام زدایی را در طول تاریخ ترویج نمودند.

2ـ دوری کردن از آنچه مخالف اصول انسانی است و مقابله با آن حتی با مخالفین، نظیر تلاش مجدانه امام حسین علیه السلام برای رساندن آب به خانه خلیفه سوم پس از بستن آب بر روی او در جریان کودتای معروف و محاصره خانه او، و یا دستور سیراب کردن لشکر حر و حتی چهارپایان او در حالی که راه را بر امام بست، و یا دستور به باز کردن راه فرات برای لشکر عمر سعد در جریان توقف امام علیه السلام در صحرای کربلا پس از چند مورد معدود تسلط لشکر امام حسین بر ورودی نهر فرات بر خلاف عمل دشمن در بستن نهر فرات بر آن حضرت، و امثال آن که همگی بر مردانگی و آزادمردی آن حضرت دلالت می کند و کمتر از این منظر به آن نگریسته شده است.

3ـ شجاعت بی نظیر آن حضرت به طوری که در جریان جنگ صفین وقتی بی مهابا با دشمنان می جنگیدند دو لشکر را به شگفتی واداشت و یا آنچه از شجاعت آن حضرت در جریان حادثه کربلا بیان شده است که در عین شجاعت بی نظیری که از پدر خویش امیرالمؤمنین علیه السلام به ارث برده بودند، آنرا فقط در حالت ضروری و لازم بکار می بردند و به اصطلاح پهلوانی و زور مداری را سرلوحه خود قرار نمی دادند بلکه تیغ از بهر حق می زدند و بنده حق بودند نه مأمور تن، که خود این موضوع به ما می آموزد اگر دارای توان جسمی، اعتباری و یا مالی و امثال آن شدیم، به هر نحو ممکن آنرا برای رسیدن به مقصود خود بکار نبریم بلکه ملاک ما در حب و بغض ها و قهر و آشتی ها، رضای خداوند متعال باشد و نه چیزی دیگر از قبیل منافع جناحی و باندی و امثال اینها.

و صدها مطلب و نکاتی که هرکدام بارقه ای از امید را در دل انسانها دمیده و ایشان را بیش از پیش به آن وجود ذی جود مشتاقتر می نماید.