فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1391/11/23
در آستانه بیست و پنجمین سالگرد اپیروزی انقلاب اسلامی:
حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی: ما و انقلاب

حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی: اصل پویای ولایت فقیه با توجه به توطئه های دشمنان در کنار یکسری ندانم کاریها و القائات نادرست برخی، آیا توانسته است جایگاه واقعی خود را در جامعه امروز و در میان اقشار مختلف داشته باشد؟!!!

بنا به گزارش دفتر آیت الله العظمی سید محمد باقر شیرازی مد ظله العالی، حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی مسئول دفتر معظم له، یادداشتی را تحت عنوان «ما و انقلاب» جهت مقایسه آنچه برای آن انقلاب شد و وضعیت کنونی به صورت ذیل نگاشته است که بیان میگردد:

بسمه تعالی

ما و انقلاب

با گذشت سی و چهار سال از بهار انقلاب شکوهمند اسلامی و در آغاز سی و پنجمین بهار پرافتخار انقلاب اسلامی، بازخوانی تاریخ انقلاب ممکن است نقشه راهی باشد برای ادامه بهتر این راه پرافتخار، و نقطه عطفی باشد بر ترسیم بهتر این نهضت عظیمی که امروز الگویی برای امت اسلامی در بیداری اسلامی و بلکه جهان بشریت شده است و بازنگری است بر توقعات متقابل مردم و نظام نسبت به یکدیگر، چرا که به بیان آیه شریفه: «فذکر إن نفعت الذکری سیذکر من یخشی» ـ ای پیامبر(ص) به مردم تذکر ده که به تحقیق تذکر مفید بوده و هر کس خدا ترس باشد با این تذکر پند میگیرد ـ و یا فرمایش امیر بیان امیر المؤمنین علیه السلام: «أحب أصدقایی من أهدی إلی عیوبی»، ـ دوستدارترین دوستان من کسی است که عیوب مرا به من هدیه کند ـ بازنگری لازمه پویایی است.

بر کسی پوشیده نیست که منشأ انقلاب اسلامی از مخالفت رژیم منحوس پهلوی در به اجرا درآوردن احکام دین مبین اسلام و اشاعه فحشا و در رأس آنها، مبحث اصلاحات اراضی و مبحث کاپیتولاسیون و به اصطلاح غلط، انقلاب شاه و مردم و یا انقلاب سفید است که با مخالفت سکانداران دین و در رأس ایشان امام خمینی(قدس سره الشریف) روبرو شد که سخنرانی ها و افشاگری های ایشان و طلب مساعدت از سایرین و به خصوص علماء با عباراتی نظیر: «علماء به داد اسلام برسید» و امثال آن، جرقه ای از افشای دسیسه هایی که قرار بود بر سر ایران و اسلام بیاورند را در اذهان عموم ایجاد کرد و در جریان حادثه پانزده خرداد و کشتار خونین مدرسه فیضیه و تبعید امام به ترکیه و سپس به عراق، به اوج خود رسید.

و در ادامه نیز که نصیحت های امام و مراجع بر دست اندرکاران غاصب رژیم تأثیر نگذاشت، عزم بر براندازی رژیم با شعارهای گوناگون گرفته شد و اوج آن شعارهای همراه با شعور: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و: «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» برسر همه زبانها افتاد تا جایی که این شعارها، رکن رکین پایه های انقلاب اسلامی شد و با پیروزی شکوهمند انقلاب در بیست و دوم بهمن ماه هزار و سیصدو پنجاه و هفت و تشکیل شورای انقلاب و سپس قانون اساسی، به عنوان اصول سه گانه قانون اساسی جمهوری اسلامی قرار گرفت که کلیه قوانین با محوریت این اصول، تدوین و تحت اشراف ولایت فقیه، مشروعیت خود را بدست آورده و می آورند.

حال ببینیم امروز جایگاه هر یک از ارکان مذکور در جامعه چگونه است؟!!!

1ـ اصل پویای ولایت فقیه متأثر از فقه پویا که از یک سو به بیان توقیع شریف: «و اما الحوداث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه أحادیثنا» ـ در امور وحوادث جامعه به راویان حدیث ما رجوع کنید ـ حکم رأس هرم جامعه اسلامی را داشته و بر سایر مراکز و ارگانها، اشراف دارد، و از سوی دیگر به فرمایش بنیانگذار جمهوری اسلامی، به عنوان استمرار راه انبیاء و پشتوانه ای برای نظام و سدی محکم از آسیب پذیری آن است، آیا با توجه به توطئه های دشمنان در کم رنگ کردن این جایگاه و یا تیشه زدن به این ریشه و عمود خیمه، در کنار یکسری ندانم کاریها و القائات نادرست برخی، توانسته است جایگاه واقعی خود را در جامعه امروز و در میان اقشار مختلف داشته باشد؟!!! و تا چه حد به دنبال آسیب شناسی در این خصوص بوده و هستیم تا این جایگاه مقدس و غیر قابل مقایسه با سایر جایگاه ها خصوصاً در ارتباط با مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) را در میان تمامی طبقات، در حد اعلای آن به منصه ظهور برسانیم؟!!!

2ـ اصل استقلال که اصلی اساسی و ریشه ای است بر مبنای خود کفایی کشور تا مرز بی نیازی از محصولات خارجی در بخش های مختلف کشاورزی، صنعت، فن آوری و ... ، گام مهمی است که تلاشهایی در خور در این مسیر صورت پذیرفته و دست آوردهای قابل توجهی را به همراه داشته است تا جایی که در بسیاری از عرصه ها توانسته است حرفی برای گفتن داشته باشد، لیکن آیا نگاه به آمارها و ارقام واقعی و نه مورد ادعا، آنهم با توجه به هجوم سیل واردات در تمامی بخش ها حتی کشاورزی با وجود سطح وسیع زمینهای کشاورزی، و نیز آمار بالای بیکاری، تا چه حد آمال و آرزوی های آن پیر سفر کرده را به واقعیت نزدیک نموده است؟!!! و در بحث آسیب شناسی چه تمهیداتی صورت پذیرفته تا این اصل اساسی محقق گردد؟!!!

3ـ اصل آزادی که برگرفته از مضمون آیات الهی و احادیث و روایات نیز می باشد و گستردگی آن سبب تضارب آراء و اندیشه ها در تمامی ابعاد دینی، اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... گردیده و در جای خود سبب تعالی فرد و جامعه شده و می شود، در عین حالی که طبق حکم عقل و منطق نمی تواند بی حد و حصر بوده و در هر یک از ابعاد، تعریف خاصی باید داشته باشد، امروز در جامعه اسلامی ما چگونه مورد توجه قرار گرفته، و چه بسترهایی برای آن تعریف شده است تا جایی که در موارد بسیاری، در کنار ادعای محدودیت و تنگنا برای برخی اظهار نظرها، آیا مورد سوء استفاده قرار نگرفته و نمیگیرد و هرکس به خود اجازه می دهد تا در رابطه با هر چیزی سخنی بگوید هرچند غیر کاشناسانه و از روی غرض ورزی و حتی در مباحث اصولی و زیر بنایی باشد؟!!! و یا برخی خواسته و ناخواسته آنرا ولنگاری تعریف ننموده و به این بهانه، اسباب به فساد کشیده شدن جامعه شده و نمی شوند؟!!! و آیا اندشمندان ما در بخشهای مختلف، تلاشی در خور همراه با انصاف و به دور از تعصبات خاص، و تنها با الهام از تعالیم دینی و آسمانی، را از خود مبذول داشته و آنرا ارائه نموده اند و اگر شده تاحد چه به واقعیات موجود جامعه امروز ما نزدیک بوده و می باشد؟!!!

4ـ اصل متعالی جمهوری اسلامی که به فرمایش امام خمینی(قدس سره الشریف): «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» به عنوان نشانه این نظام در مقابل سایر نظامهای طاغوتی و دیکتاتوری، اصلی است که هرگونه خدشه و یا تشکیک در آن، اصل نطام را زیر سؤال برده و مشروعیت آنرا مخدوش نموده و می نماید، بر مبنای جمهوریتی تعریف شده که نشأت گرفته از مبانی دین مبین اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام باشد و در نتیجه حضور پرشور ملت در همه عرصه ها، با حفظ اصول و قوانین اسلامی را سبب قوام نظام و مشروعیت آن میگرداند، حال باید دید هدف کسانی که یا جمهوریت را زیر سؤال برده و یا اسلامیت را مورد خدشه قرار می دهند چیست؟!!! و آیا با این وجود، دیگر تفاوتی بین این نظام و سایر حکومت ها باقی می ماند؟!!!

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخنم پندگیری و خواه ملال