فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1391/12/21
در پی فعالیت جهشی فرق ضاله با استفاده از فضای متشنج کنونی جامعه
فرق ضاله نقشه راه انحراف ادیان(قسمت سوم)

حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی: در کنار دکترین مهدویت وانتظار، مباحث انحرافی نظیر انجمن حجیته، دست آویزی شده تا دشمنان دانا و مغرض و دوستان نادان، هرگونه تلاشی در جهت گسترش فرهنگ انتظار و مهدویت را منتسب به جریان مذکور نموده و با سنگ اندازی در این مسیر، آب به آسیاب دشمنان بریزند.

6 ـ ورود آنچه که عمدتاً مخالف با دین است در دین: این مورد که در کنار جعل حدیث، از مهمترین دست آویزها و مکرهای شیاطین و ایادی آنها است، در قالب و ظاهر دین در بین دینمداران و کسانی که هیچکدام از موارد قبلی در انحراف ایشان از دین و تعالیم آسمانی آن، اثر نداشته و ایشان به بیان آیه شریفه: «رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ» ـ مردان و زنانی در بین مؤمنین هستند که نه تجارت و نه بازرگانی ایشان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و احکام الهی باز نمی دارد/ نور: 37 ـ در دین خود ثابت و استوارند، بکار برده شده و می شود و به اصطلاح دین به شکل استفاده ابزاری، مورد سوء استفاده قرار میگیرد که از آن جمله می توان به عزلت نشینی، گوشه گیری، خرقه پوشی، ترک دنیا و بی اهمیتی به آنچه در اطراف انسان میگذرد در قالب تئوریهایی نظیر جبر، اختیار، صوفی گری، ظل الله بودن سلطان، مطابق و قرارگرفتن و تغییر و گوناگون شدن فرامین و احکام الهی با فرامین حکام جائر و سفاک، آنهم با لباس دین و دینمداری است که ذیلاً به نمونه هایی از آنها با استفاده از منابع تاریخی اشاره میگردد:

الف ـ برهمگان واضح است که دستورات الهی در خصوص بهره بردن از دنیا و نعمات و لذات آن به منظور به دست آوردن سعادت دنیا و آخرت تا جایی است که قرآن کریم می فرماید: «وِمِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً» ـ و برخی از مردم (مؤمنین) کسانی هستند که از خدای خویش می خواهند که بار الها به ما نیکی های دنیا و آخرت را با هم عطا کن/ بقره: 201 ـ که این گروه مورد تحسین خداوند نیز قرار گرفتند آنهم در مقابل گروهی که چنین درخواست می نمایند که: «فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ» ـ برخی از مردم کسانی هستند که تنها درخواست نعمات دنیا را از خداوند نموده و سهم و نصیبی برای آخرتشان درخواست نمی نمایند/ بقره: 200 ـ و ایشان را نکوهش و سرزنش می نماید، لیکن آنچه در قالب زهد و ترک دنیا با عناوین فریب دهنده و وارداتی نظیر صوفی گری و خرقه های پشمینه و اذیت و آزار جسم و جان و خوب نخوردن و خوب نپوشیدن و امثال اینها که از همان صدر اسلام به شکل فرقه هایی نوظهور به وجود آمد، همواره توسط بزرگان دین و راهنمایان راستین دین مبین اسلام مورد نهی و نکوهش قرار گرفته تا جایی که مورد لعن و نفرین واقع شده و ایشان را گمراه و گمراه کننده ملقب می ساختند.

و این جریان در طول تاریخ به صورت دست آویزی فریبنده ادامه یافت تا به مرحله اوج آن در برخی حکومتها رسید که با گسترش این تفکر و ایده، باعث به عقب رانده شدن اسلام به صدها و بلکه هزاران سال و بازماندن اسلام از پیشرفت و تکنولژی گردید آنهم اسلامی که به اذعان همه دانشمندان اعصار مختلف، سرمنشأ بسیاری از اختراعات و اکتشافات حتی تا زمان حاضر بوده و می باشد ودانشمندانی پرآوازه نظیر زکریای رازی کاشف الکل، ابوعلی سینا، خواجه نصیر الدین طوسی و صدها تن دیگر را به عالم بشریت آنهم در دوران عقب ماندگی کلیه مکاتب و مذاهب در سرتاسر عالم(رنسانس)، ارائه نموده و می نماید.

و لذاست که باید گفت خیانتی که در اثر رواج صوفی گری آنهم به عنوان یک مکتب و با شعارهای به ظاهر فریبنده ـ و در واقع بستری برای رسیدن برخی افراد در قالب قطب و امثال آنها به مطامع مادی و دنیوی ـ به عالم اسلام و بشریت صورت گرفت و در اثر آن اسلام به عنوان یک دین خرافی و ایستایی و به عقب برنده انسانها و مانع هر نوع پیشرفت و تکنولژی، به جهان بشریت معرفی گردید، خیانتی نابخشودنی و غیر قابل اغماض است که باید تمهیدات لازم بیش از پیش در این خصوص اتخاذ گردد تا چهره اسلام متمدن و ارائه کننده مسیر کامیابی بشریت در طول تاریخ، بیش از این مورد خدشه و اتهام مغرضین قرار نگیرد.

ب ـ معرفی اسلام به عنوان یک دین برتر در صورتی مورد پذیرش و مقبول همگان قرار میگیرد که دستورات و تعالیم آن بر اساس: «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ» ـ فطرت انسانها فطرتی خداگونه است که خداوند انسانها را بر همان اساس قرار دادو آفرینش خداى تغییرپذیر نیست و این است همان دین پایدار/روم: 30 ـ مطابق فطرت انسانها باشد و در غیر این صورت نه تنها استقبالی از این دین نمی شود بلکه به مرور، گروندگان به این دین را از دایره آن خارج ساخته و موجب رواج بی دینی و سوق یافتن افراد به مکتب لائیک در جامعه میگردد چیزی که امروز متأسفانه شاهد آن در جوامع مختلف هستیم که یا به دلیل بد جلوه دادن تعالیم دین اسلام صورت پذیرفته و می شود ـ نظیر آنچه در قالب مذاهبی ساختگی مانند وهابیت و امثال آن با سرلوحه قرار دادن خشونت طالبانی و قتل عام افراد مختلف در سراسر گیتی، اسلام را به عنوان یک دین تروریسم، خشونت گرا، بداخلاق و مخالف هر نوع آزادی عقیده، فکر، اظهار بیان، انتقاد، حرمت حریم خصوصی افراد و امثال آن معرفی نموده و حتی خود را نیز تنها مبلغ راستین دین اسلام قرار داده و سایرین را نیز کافر و مشرک می دانند؛ ـ و یا احکام اسلامی را حتی در برخی کشورها ـ علیرغم متعالی و به روز بودن آنها ـ طوری بیان می نمایند که نسل حاضر قادر به پذیرش آن نبوده و دین اسلام را دینی عقب افتاده و غیر مأنوس با خواستها و نیازهای عصر امروز تلقی نموده و آنرا مخصوص یک هزار و چهارصد سال پیش بدانند!!!!!!

ج ـ از آنجا که خداوند متعال به عنوان خالق همه هستی و از جمله انسان، خیر خواه بشر بوده و اگر در مواردی نیز انسانها را در معرض آزمایش و امتحان قرار داده تا ظرفیت آنها مشخص گردیده و در نتیجه به تعالی ایشان کمک نماید، گاهی برخی انسانها در مقابل این آزمایشات قالب تهی نموده و با وسوسه های شیاطین جنی و انسی، مرتباً از خداوند دور می شوند و چون دوری از خدا مساوی با افتادن در دام شیطان است لذا شیطان و لشکر پیاده و سواره اش از این فرصت استفاده کرده و یا به خاطر مردودی انسانها در امتحانات الهی و یا به جهت دست کاریها در مفاهیم ادیان و کتب آسمانی و یا به دلیل خوب بیان نشدن تعالیم آسمانی ـ کلیه مواردی که قبلاً بیان گردید ـ طوری جریانات را جلوه می دهند که گویی چرخش عالم را در گردونه خود داشته و خود را قدرت برتر عالم معرفی می نمایند تا جایی که عده زیادی توحید و یکتا پرستی را مفید برای بشر امروز نداسته و تنها راه تعالی انسانها را تبعیت و پرستش شیطان به عنوان مظهر بدی و خودکامگی معرفی می نمایند آنهم با این توجیه که چون انسان یارای مقاومت در برابر شیطان و وسوسه های او را ندارد و اوست که بر انسانها حکمفرمایی می کند؛ لذا چاره کار دست به دامن شدن به خود اوست تا مسیر کوتاهتر شده و انسان آنچه را باید با طی نمودن مسیر و زمانی طولانی به دست آورد از این طریق به سهولت و آسانی حاصل نماید.

و اینجا بود که شیطان به طور مستقیم و بدون واسطه خود را در معرض پرستش که هدف اصلی خلقت جن و انس است به مفاد: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون» ـ جن و انسان را نیافریدیم مگر برای پرستش/ذاریات: 56 ـ قرار داده و اصلی ترین مقصود خلقت را نشانه گرفت تا جایی که امروز با شعارهایی فریبنده و متکی بر خواهشهای نفسانی انسانها، فرقه ای را با عنوان:«شیطان پرستی» در اقصی نقاط عالم منتشر نموده و طرفداران بسیاری را نیز جذب نموده است که علیرغم سرمنشأ قرار گرفتن ظهور این فرقه از تعالیم ناقص کلیساها در اروپا و آمریکا ـ به همان دلائل ذکر شده گذشته ـ دامنگیر کشورهای دیگری حتی کشورهای اسلامی و جمهوری اسلامی نیز گردیده و ما امروز به عنوان یکی از معضلات مهم جامعه و استان فارس و به خصوص جوانان، با آن روبرو هستیم؛ هرچند که این زنگ خطر را سالهاست که یا نمی شنویم ویا بی اهمیت از کنار آن می گذریم!!!!!

7ـ سوق دادن عقائد به سوی مطامع: از جمله اموری که پایه های زندگی فردی و اجتماعی شخص را تشکیل می دهد اعتقادات و باورهای اوست که مهمترین نقش را در شاکله زندگی اش ایفا مینماید و بر همین اساس و از آنجا که این عقائد هرچه از عمق و اساس بیشتری برخوردار باشد، سد محکمتری در مقابل دسیسه های شیاطین است، یکی از اموری که به عنوان مهمترین نقشه راه حرکتهای شیطانی مدّ نظر گرفته شده و می باشد، شناسایی ریشه های عقائد و باورهاییمکتب و مذهب ریشه دار و عمیقی است که در میان مکاتب و مذاهب و از گذشته های دور، با عنوان شیعه گری مطرح و به جوامع بشری عرضه شده است.

اما اینکه چرا شیعه با ادعای کاملترین، پربارترین، ارزشی ترین، مدون ترین، راهبردی ترین و ریشه دارترین مکتب و مذهب در میان مکاتب و مذاهب عرضه شده ـ با توجه به اتصال مبانی آن به همان منبع لایزال الهی سرچشمه رسالت انبیاء، از طریق انسانهایی برگزیده ای به نام امامان معصوم علیهم السلام به عنوان جانشینان به حق و بلافصل پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم از سوی خداوند متعال به صراحت: «إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً» ـ منِ خداوند تورا (خطاب به حضرت ابراهیم) برای مردم به امامت برگزیدم/بقره: 124ـ بوده در جای خود قابل بحث و بررسی و اثبات است، لیکن از آنجا که از آغاز تشکیل این مذهب و مکتب و از همان زمان صدر اسلام و دوران پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم، مهمترین تیرهای بلا و مصیبت به سوی آن رها شده و تلاش مضاعف و بی وقفه بر محو و نابودی و یا رسوخ در تحریف مبانی و ریشه های اعتقادی آن صورت پذیرفته، بررسی آن از دریچه های مختلف و خصوصاً مبانی اعتقادی، از جمله اموری است که هرگونه حرکت، اظهار نظر و موضع گیری در باره آن را از حساسیت خاصی برخوردار نموده و شرائط ویژه ای را می طلبد که از جمله مبحث امام شناسی و مخصوصاً مهدویت است که به عنوان مهمترین و تنها راهکار نجات بشریت امروز عرضه شده و می شود.

و اگر می بینیم که در طول تاریخ و به خصوص پس از مسأله غیبت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اساسی ترین نقشه راه، انحراف اذهان از مبحث مهدویت و یا تلاش در محو این طرز تفکر، از سوی شیاطین مختلف با عناوین گوناگون شده و می شود ناشی از آن است که تنها سد کارساز در مقابل نقشه های شوم شیاطین، مبحث انتظار و مهدویت است که می تواند نقشه های ایشان را نقش بر آب ساخته و توطئه ها را خنثی سازد که خود این امر نیازمند کنکاش در تاریخی به گستردگی آغاز غیبت تا کنون است که در جای خود قابل بحث و بررسی است.

و لذاست که می بینیم در مقاطع مختلف تاریخی و متناسب با شرائط زمان و مکان، مبحث جدیدی در این خصوص مطرح شده و اذهان را از توجه به این موضوع اساسی وفوائد غیر قابل انکار جامعه منتظر و مهدوی، به مسائل حاشیه ای و انحرافی سوق داده و تلاش شده و می شود تا هرچه کمتر مبحث مهدویت مطرح گردیده و یا این مبحث را از صفحه زندگی شخصی و اجتماعی افراد محو نمایند که از جمله می توان به ظهور فرقه ای با عنوان بهائیت نام برد که با یک صحنه سازی دروغین و جازدن شخص معلوم الحالی به نام میرزا علی محمد باب به جای امام زمان و سپس ادعای عروج دروغین او به سوی آسمانها ـ و سائر عقائد خرافی دیگری که قلم از بیان آنها شرمنده است ـ به خیال خام خود مهر پایانی به مبحث مهدویت زده و آنرا از تاریخ بشریت محو و نابود ساختند لیکن زهی خیال باطل، چرا که بنا به اعتقاد شیعه، ظهور این آخرین حجت الهی و گسترش عدل و داد در میان بشریت به بیان: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ» ـ اراده ما بر آن است که بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شده اند منت نهاده و ایشان را صاحب اختیاران و وارثین زمین قرار دهیم/قصص: 5 ـ هدف غایی و نهایی از خلقت بوده و این اراده الهی بی هیچ چون و چرا به تحقق پیوسته و واقع می شود و هرگونه تلاش در از بین بردن و محو این عنوان، محکوم به نابودی و فنا است چرا که خداوند فرموده است: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» ـ خواسته کفار و نابخردان، خاموش نمودن نور خداوند به وسیله دهانشان (نقشه های شوم خود) است لیکن خداوند نور خود را تمام نموده و به ظهور و بروز می رساند هرچند کافران از آن ناخرسند شوند/صف: 8 .

و در کنار دکترین مهدویت وانتظار، مباحث انحرافی نظیر انجمن حجیته که اگرچه در بدو امر با هدف مقابله با توطئه شوم بهائیت و افشاگری شبهات و نقشه های ایشان تأسیس گردید و توفیقات قابل توجهی را هم بدست آورد ـ و متأسفانه در ادامه با نفوذ برخی عقائد بی اساس ادعا شده، انحرافاتی در مسیر اصلی ترسیم شده برای آن به وجود آمد ـ امروزه دست آویزی شده تا دشمنان دانا و مغرض و دوستان نادان، هرگونه تلاشی در جهت گسترش فرهنگ انتظار و مهدویت را منتسب به جریان مذکور نموده و با سنگ اندازی در مسیر مذکور، آب را به آسیاب دشمنان ریخته و به نوعی بستر ساز گسترش فرقه ضاله بهائیت خصوصاً در سرمنشأ ظهور آن ـ شهر شیراز و استان فارس ـ گردیده و میگردند که توجه به این امر یکی از ضروریات جامعه امروز ما بوده و می باشد.

و اینجاست که می بینیم لشکریان شیاطین با تمامی سپاهیان خود، از آنجا که نقشه های ایشان بر محو ادیان الهی و جذب انسانها به سوی مقاصد ضد بشری و شیطانی بر اساس قسم شیطان که گفته است: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ» ـ بارالها به عزت تو قسم که تمامی انسانها را گمراه می سازم/ص: 82 ـ نقش بر آب شده و تیرهای زهرآگینشان به سنگ اصابت نموده است، با ایجاد هر نوع انحراف و شکاف در مبانی، کتب، اعتقادات و شاکله های دین به عنوان نقشه راه انحراف ادیان، متأسفانه موفقیت هایی را کسب نموده و در این مسیر از هرگونه تلاشی دریغ نورزیده و نمی ورزند.

لیکن آنچه بر همگان و خصوصاً مسئولین فرهنگی، حوزه های علمیه، دلسوزان نظام اسلامی و اسلام ناب محمدی صل الله علیه و آله و سلم و حامیان واقعی ولایت، لازم و ضروری به نظر می رسد آن است که در کنار ایجاد یک سری موانع از نفوذ این دسیسه ها، با بکار گیری ابزار تبلیغی روز به صورت کارشناسانه و به دور از هرگونه شعار، در جهت تبیین صراط مستقیم الهی و ریشه های اعتقادی تلاش نموده، جامعه امروز و به خصوص جوانان پرسش گر را در مقابل این شبهات و توطئه ها، مصون و واکسینه نمایند. به امید آن روز