فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1392/1/20
همرزمان با ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها:
مسئول دفتر آیت الله العظمی شیرازی: فاطمه گلی است از بهشت

حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی: او را فاطمه نامیدند چرا که شناخت او از عهده کسی بر نیامده و کسی را یارای درک قدر و منزلت او نیست جز وجود بی نظیری همچون پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم که بارها دستانش را بوسیده و خود را جان فدایش ساخته و می فرماید: «فداها ابوها»

همزمان با ایام شهادت صدیقه شهیده حضرت زهرا سلام الله علیها حجه الاسلام والمسلمین سید مرتضی شیرازی فرزند و مسئول دفتر مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید محمد باقر شیرازی مد ظله العالی در یادداشتی بر ضرورت فاطمه شناسی تأکید کرد؛ متن این یادداشت ذیلاً بیان میگردد:

فاطمه گلی از بهشت

در میان هر طبقه از مخلوقات یک یا چند مخلوق به عنوان نمونه، طراز، شاخص و دردانه ایشان شناخته شده و به سایرین معرفی میگردند که در این میان، انسان که بمفاد: «انی جاعل فی الارض خلیفه» جانشین خداوند در زمین قرار داده شده، بر سایر مخلوقات شرافت داشته و بدین سبب او را اشرف مخلوقات می نامند.

و از آنجا که باز بمفاد: «ان الله اصطفی آدم و نوح ....»، پیامبران به عنوان انسانهایی منتخب از میان انواع بشر از سوی خداوند متعال برای هدایت سایرین، برگزیده شده اند، ایشان نیز هم بر سایر انسانها برتری داشته و هم در میان خودشان باز به انتخاب همان خالق یکتا، بر یکدیگر تفوق داشته تا عالی ترین درجه انسانیت نصیب اشرف انبیاء و رسل حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبد الله صل الله علیه و آله و سلم شد تا آنجا که او بهانه خلقت شده و خلقت آسمانها و زمین و ملک و ملکوت در او خلاصه می شود چرا که خود حضرت حق جل و علا فرمود: «لولاک لما خلقت الافلاک».

اما از آنجا که گروه انسانها به دو بخش زن و مرد تقسیم شده و شاخص و دردانه ای برای زنان در کنار شاخصی چون پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم، نیز لازم است طبعاً این شخص نیز باید محصول و نتیجه کسی باشد که خود اشرف مخلوقات و انبیاء و رسل باشد و نه تنها خود الگو و نمونه باشد که سبب ریزش رحمت و خیر کثیر خداوند بر بندگان گردد و بدین سبب او را کوثر نام می نهند و به عنوان نعمتی بی نظیر و اجر و مزد رسالت پیامبر رحمت صل الله علیه و آله و سلم، به او عطا میگردد آنهم با خطاب: «انا اعطیناک الکوثر».

و این عطیه الهی کسی نیست جز فاطمه زهرا سلام الله علیها که ملقب است به «حوراء انسیه» یعنی حوریه ای بهشتی در قالب انسان؛ تا جایی که عِطر خوش بهشت، همواره از او طراوش نموده و بازتابش انوار بهشتیِ صورت نورانی او، روشنی بخش ظلمت شبها، و گرمی وجود او گرما بخش حیات، و ـ به اجازه خاص الهی ـ ملک و ملکوت مفتخر به اطاعت از او میگردند.

و این فاطمه است: گلی از بهشت، زهره زهرا، دردانه خلقت، آسمانی ترین مخلوق، حبیبه خالق، اوج شکوه انسانِ جانشین خدا در زمین، سرسلسله جنبان ملک و ملکوت، میراث و موعود همه انبیاء و رسل، برترین زن خلقت و مادر خوبی ها.

و اینجاست که او را فاطمه نامیدند چرا که شناخت او از عهده کسی بر نیامده و کسی را یارای درک قدر و منزلت او نیست جز وجود بی نظیری همچون پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم که بارها دستانش را بوسیده و خود را جان فدایش ساخته و می فرماید: «فداها ابوها»؛ و یا او را پاره تن خویش دانسته و می فرمود: هرآنکه او را بیازارد مرا آزرده و هر آنکه مرا بیازارد خداوند را آزرده است.

و ای کاش فاطمه اعلای عالی را، قدرتی بر شناخت بود تا آنگونه که شایسته بود قدر و منزلت او را بجا می آوردند نه آنکه بدکارانی شیطان صفت، او را در میان کوچه کتک زده، درب خانه اش را سوزانده، مقابل چشمانش طناب بر گردن همسرش آویخته، محسنش را سقط نموده، و در پایان او را مظلومانه به شهادت رسانده و با پنهان شدن مزارش، داغی سنگین را تا به امروز بر دل هزاران عاشق بنشانند که : «انا لله و انا الیه راجعون».

پس چه زیباست تا در هر زمان و به بهانه هایی همچون ولادت باشکوه و بی نظیر و شهادت مظلومانه اش، به منظور شناخت قطراتی از اقیانوس بی انتهایش ـ با مطالعه ابعاد شخصیتی این وجود ذی جود ـ خود را در آن دریا غوطه ور ساخته و از میان صدف های بی نظیرش، مرواریدهایی را برداریم تا شاید ما نیز فاطمه گونه زندگی کرده و فاطمی گردیم.

یک طرف گلبرگ اما بی سپر

یک طرف دیوار بود و میخ و در

روز، رنگ تیره شب را گرفت

مجتبی چشمان زینب را گرفت

پای لیلی، چشم مجنون می گریست

میخ بر سر می زد و خون میگریست

جوی خون، نه! تا به مسجد رود بود

دود بود و دود بود و دود بود

به امید ظهور موفور السرور تنها یادگارش، یگانه منجی عالم بشریت

صاحب الامر و العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف