فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1392/2/25
در جریان تب و تاب و جنجالهای انتخاباتی:
حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی در یاداشتی نوشت: اصولگرایی آری یا نه؟؟!!

مسئول دفتر آیت الله العظمی شیرازی: بهتر نیست ملاک و شاخص احزاب را ولایت پذیری به معنای اعم، تحول، در جانزدن، تطابق اهداف با نیازهای روز جامعه و به خصوص جوانان، بها دادن به آراء و افکار عمومی و حداکثری جامعه در مقاطع مختلف، ارائه راهکارهای مناسب جهت حل معضلات به جای برخوردهای احساسی و تنش آفرین، و در یک کلمه اصلاح پذیر بودن و پذیرش و اقرار به اشتباه در صورت وقوع آن بدانیم؟؟!!

بنا به گزارش دفتر آیت الله العظمی شیرازی حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی فرزند و مسئول دفتر آیت الله العظمی سید محمد باقر شیرازی در حاشیه تب و تاب انتخابات و موضع گیری ها، در یادداشتی به ارائه راه حل کاهش تنش بین احزاب پرداخته و اظهار داشت:

شکی نیست که دین، شاکله ای است از یک سری احکام و قوانینی که در بردارنده سعادت انسانها است و از مهمترین قوانین آن عینیت سیاست با دیانت است (سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست) تا نه دین، با مکر و فریب و سیاست ها از صحنه زندگی انسانها رخت بر بسته و منحصر به عبادتگاه ها گردد؛ و نه سیاست، بدون هیچگونه لجامی به صورت اسبی سرکش، در خدمت مطامع فرد، گروه و جناح ها قرار گیرد پس نه دین بی سیاست مطلوب است و نه سیاست بی دین.

و باز در این میان، برخی سیاست را بر دیانت غالب ساخته و از دین برای پیشبرد اهداف سیاسی خود خرج می کنند؛ و برخی دیگر نیز با ابزار دین، سیاست را به چالش کشیده و در بسیاری از موارد، مانع پیشرفت امور سیاسی و مسائل مرتبط با آن می شوند؛ لیکن مستفاد از آیات الهی و تعابیر احادیث، رعایت هر یک از دو مقوله سیاست و دیانت در کنار یکدیگر به صورت دو مقوله مکمل یکدیگر است و در نتیجه با عبارت: « وکذلک جعلناکم امه وسطاً» مشی حکومت اسلامی برای یک حاکم اسلامی طراحی و بیان گردیده است.

اما در عین حال، باز بیان هر دیدگاه و مشی و منشی از دو طریق فردی و یا گروهی قابل ارائه و طرح است که اقتضائات امروز جامعه، ترجیح گروه بر فرد است تا بدین وسیله با استفاده از عقل جمعی، اهداف و سیاست های مطابق با دین، بتواند به شکل صحیح تری عرضه گردیده و از تکثر آراء و سردرگمی سایرین در انتخاب راه درست؛ تا حد قابل توجهی پرهیز گردد؛ بنابراین بحث احزاب نه تنها مقوله ای می شود درخور و مورد استقبال همگان؛ بلکه تنها راه پیشبرد اهداف یک جامعه متمدن و پیشرفته در بحث تحزب و احزاب مختلف، منحصر میگردد.

و با نگاه به تاریخ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، می بینیم که یکی از کارسازترین و مؤثرترین پیشبرد اهداف انقلاب، ورود احزاب با اسامی و عناوین مختلف است که هرکجا شاهد تعدد احزاب بوده ایم؛ روند تحقق آرمانهای انقلاب با پیشرفت پیشتری روبرو بوده است که بارزترین آنها در مبحث انتخابات به منصه ظهور رسیده و می رسد.

و در این بین، تنها احزابی که با آرمانهای واقعی اسلام ناب محمدی(ص) و انقلاب، تطابق داشته و در طول فعالیت نیز از مسیر خود منحرف نشده و به مقتضیات زمان و مکان، تغییر ماهیت و چهره نداده اند، ماندگار شده و محبوبیت لازم را در میان مردم و وفاداران به نظام بدست آورده اند.

اما آنچه احزاب را معرفی می کند ماهیت، شاکله، اعضاء و شعارهای آنها است که بارزترین آنها اهداف آنها است تا افراد مختلف جامعه بتوانند با هر ذوق و سلیقه ای، حزبی را برای خود به عنوان سرلوحه قرار داده و در مسیر آرمانهای آن گام برداشته و یا در صحنه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نظیر انتخابات، تابع آن حزب گردیده و افراد مورد نظر آنرا به عنوان منتخب خود برگزیند.

وبا توجه به شاکله نظام جمهوری اسلامی بر اساس سه اصل: «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» در پرتو ولایت فقیه، پایبندی به این اصول به طور یکسان، شاخصی است برای تشخیص احزاب پایبند به نظام، به طوری که تمامی اصول را با هم دیده و یکی را بر دیگری ترجیح نداده و یا یکی را فدای دیگری نسازد تا بتواند انقلاب اسلامی و نظام را در مسیر تعالی و بسترسازی انقلاب بزرگ جهانی با ظهور یگانه منجی عالم بشریت حضرت صاحب العصر و الزمان(عج) یاری نماید؛ بنابراین پایبندی به این اصول و یا اصولگرایی به این معنی، می شود شاخص احزاب برای فعالیت های مختلف؛ و لذا با این عنوان به صراحت می توان گفت: اصول گرایی آری!!!

اما آیا تعقل و تدبر در موضع گیریها و پرهیز از تصمیم ها و برخوردهای احساسی نظیر آنچه در طول سالیان متمادی شاهد و ناظر آن بوده و هستیم از یک سو؛ و پرهیز از خرد جمعی و ورود افراد با آراء و سلیقه های مختلف و تن ندادن به تغییر و دگرگونی در تصمیم ها حتی با پذیرش اشتباهات و در یک کلمه اصلاحات از ناحیه برخی احزاب، از سوی دیگر؛ روند اصول گرایی را با خدشه و عدم استقبال عمومی روبرو نساخته و در نتیجه تشویش اذهان عمومی را نسبت به سه اصل اساسی تشکیل دهنده نظام به همراه نداشته و نخواهد داشت؟؟!! و در این حالت آیا باز می توان گفت: اصول گرایی آری؟؟!!

پس بهتر نیست ملاک و شاخص احزاب را ولایت پذیری به معنای اعم، تحول، در جانزدن، تطابق اهداف با نیازهای روز جامعه و به خصوص جوانان، بها دادن به آراء و افکار عمومی و حداکثری جامعه در مقاطع مختلف، ارائه راهکارهای مناسب جهت حل معضلات به جای برخوردهای احساسی و تنش آفرین، و در یک کلمه اصلاح پذیر بودن و پذیرش و اقرار به اشتباه در صورت وقوع آن بدانیم؟؟!!

و در این صورت، آیا بهتر نیست چهار چوب اصول گرایی را منحصر در برخی آراء و نظرات مشخص ندانسته و با تلفیق اصول گرایی و اصلاح طلبی مصطلح، اصول گرایی واقعی را این گونه تعریف کرد تا دامنه اصول گرایی فراتر از تعریف مصطلح امروز گردد و در نتیجه با جرأت هرچه تمامتر بتوان گفت: اصول گرایی آری آری آری به جای نه نه نه؟؟!!