فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1392/3/28
در جریان آسیب شناسی وقایع جدید حجه الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی در یادداشتی نوشت:
خوارج چرا و به علت؟!!

مسئول دفتر آیت الله العظمی شیرازی: آنچه مانع تکرار حوادث تلخ شده و می شود، عبرت آموزی از این حوادث است تا راهِ به غلط رفته دیگران را، ما نیز نپیماییم و خود را در معرض پرتگاههای تجربه شده قرار ندهیم و از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم.

بنا به گزارش واحد شیراز دفتر آیت الله العظمی شیرازی مسئول دفتر و فرزند معظم له در بحث آسیب شناسی جریانات اخیر به وجود آمده، با نگاه به واقعه تاریخی تلخ جنگ نهروان، نکاتی را متذکر شده است که ذیلاً بیان میگردد:

خوارج چرا و به چه علت ؟؟!!

برگ برگ صفحات تاریخ چه در ابعاد دینی شامل: ادیان، مذاهب، احکام، مکاتب و ایسم ها، و چه در ابعاد سیاسی شامل: احزاب، گروه ها، اشخاص، تئورسین ها و نظریه پردازها، و چه ابعاد اجتماعی شامل: خانواده، جامعه، روابط دو جانبه افراد، آزادی، ولنگاری و امثال اینها، شاهد بر این مدعا است که افراط و تفریط هردو محکوم بوده و نه تنها اثر بخشی خود را به جهت تمایل به هر یک از این دو، از دست می دهند بلکه گاه به هنجاری غیر قابل تصور و مخرب تبدیل شده و موجب حذف آن ایده و اندیشه شده و به فراموشی سپرده می شوند که نگاه به تاریخ اقوام، ملل، نظریات مختلف دینی، اعتقادی، فلسفی و حتی علمی، این واقعیت گاه تلخ را به اثبات می رساند.

در این میان شاید بارزترین و ملموس ترین نمونه را بتوان در حوادث تلخ و جانسوز پس از رحلت پیامبر اسلام صل الله علیه و آله وسلم و به خصوص دوران حکومت حضرت علی علیه السلام مشاهده نمود که چگونه این افراط و تفریط ها به حد اعلای خود رسیده و شعله های آتش نفاق را دامنگیر اسلام ناب نمود تا جایی که خود امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: هلک فیی اثنان: محب غال و مبغض غال: دو گروه در رابطه با من به هلاکت رسیدند یکی دوست دار افراط گر و دیگری دشمن افراط گر.

و اوج این افراط گری و بی بصیرتی در ادعای انحصار فهم دین و تحمیل نظریات بر افراد، گروه ها، احزاب و جامعه؛ کافر، مشرک، بی دین، جهنمی شدن و گاه نداشتن حق حیات برای طرف های مقابل است که ملموس ترین آن حوادث مربوط به اواخر جنگ صفین و وقوع جنگ نهروان است.

نگاه به شرکت کنندگان در جنگ صفین خصوصاً در جبهه علی بن ابیطالب بهترین شاهد بر این مدعی است چرا که عمدتاً افرادی به ظاهر متقی، شب زنده دار با پیشانی های نقش بربسته از سجده های طولانی، حافظ قرآن، فهیم در دین و همراه و یاور امام زمان خود بوده و جان خود را در طبق اخلاص گذاشته بودند اما با فریب و مکری همچون سر نیزه رفتن قرآن، به دلیل همان بی بصیرتی و ادعاهای گزاف و افراط در فهم انحصاری خود از دین و تحمیل رأی و عقیده خود، فریب «لا حکم الا لله» را خورده و بر امام خود شمشیر کشیده و او را وادار به پذیرش خواسته های خود نمودند؛ لیکن پس از جریان حَکَمیت و مکر عمرو عاص، چون قافیه را باخته و نه راه پس داشتند و نه راه پیش، حادثه تلخ جنگ خوارج نهروان را در میان لشکریان خودی به وجود آوردند و هزاران تن را از دم تیغ شمشیر گذراندند و مطرود جامعه قرار گرفته و شد آنچه که شد.

و این داستان همواره در حال تکرار است ......

اما آنچه مانع تکرار حوادث تلخ شده و می شود و در هر عصر و زمان و مکانی مفید فائده است، عبرت آموزی از این حوادث است تا راه به غلط رفته دیگران را، ما نیز نپیماییم و خود را در معرض پرتگاههای تجربه شده قرار ندهیم و از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم.

نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی از بدو پیروزی تاکنون و فراز و نشیب های مختلف سیاسی و احزاب و افراد، و مقایسه آن با وقایع تلخ تاریخی بیان شده، تلنگری را در اذهان تداعی می نماید که آیا جریان خوارج قابل تکرار است یا خیر و چگونه؟!!

و از باب نمونه می توان به دو جریان مشهور راست و چپ که در دهه اخیر تبدیل به دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب گریدید می توان اشاره کرد؛ آنجا که در مسیر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط قرار گرفتند؛ اثرگذار بوده و مطلوب جامعه نیز گردیدند و هرجا که سلائق شخصی و گاه حزبی را بر افراد و جامعه تحمیل نموده و فهم دیگران را بی ارزش و خس و خاشاک تلقی نمودند طرفی نبسته و به تدریج مطرود جامعه قرار گرفتند و با چرخه زمانی همانند چرخ فلک، گاه این یکی غالب شده است و گاه آن دیگری.

اما از آنجا که هر دو طیف، طرفداران نظام، انقلاب و رهبری بوده و در مسیر پیشبرد اهداف متعالی اسلام و انقلاب گام برداشته و برمی دارند، آیا یادآوری این نکته در آغاز شروع به کار یکی از این دو و به حاشیه رانده شدن دیگری، ضروری نیست که عقلای قوم از نگاه آسیب شناسی، خود را بازبینی نموده و هم حاکمان و هم به حاشیه رانده شدگان یک نکته را در سرلوحه اعمال، رفتار، موضع گیری ها و تصمیمات خود قرار دهند که : افراط و تفریط هر دو محکوم بوده و مجال ندادن به طرف مقابل حتی در حد شنیدن حرف ها و نقدهای سازنده و تحمل ایده ها و نظریات ارائه شده اش جز آنکه دود آنرا به چشم مردم، جامعه، کشور، روابط بین الملل، دین و اعتقادات دینی برده و می برد، طرفی را برای هیچکدام نمی بندد و اینجاست که به وضوح می توان فهمید که خوارج چرا و به علت؟!!!

یا حق.......