فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1392/5/21
همزمان با تغییر و تحول ها در کشور و استان فارس
مسئول دفتر آیت الله العظمی شیرازی در یادداشتی نوشت: شیراز؛ بایدها و نبایدها

شیراز، این شیرازه فرهنگ و هنر، شهر پرآوازه، در این سوی کشور پهناور ایران، چونان نگینی می درخشد تا تشنگان کویر معرفت را به سوی خود جلب نموده و ایشان را از زلال حاصل از سر سبزی و فضای معنوی شهر ایمان و علم، سیراب نماید.

شیراز؛ بایدها و نبایدها

برگ برگ صفحات تاریخ مملو از حوادث و سرگذشت هایی است که گاه زرین اند و گاه سیاه، گاه تلخند و گاه شیرین، گاه گذرا و گاه ماندگار، گاه شعف انگیز و گاه مصیبت بار، لیکن همگی در یک نقطه باهم مشترکند و آن منشأ عبرت قرار گرفتن برای آیندگان، چرا که آمده است: «فاعتبروا یا أولی الألباب».

در این میان، آنچه مهمتر از واقعه و حادثه تاریخی است، نام و آوازه نقش آفرینان مؤثر در ماندگاری تاریخ است خصوصا آنان که نامی از آنها در کتب آسمانی ـ با توجه به اتصال به مبدأ و منتهای تاریخ ـ و در رأس آنها قرآن کریم بیان شده است چرا که ضمن بیان واقعه تاریخی و نقش آفرینان آن خارج از همه حب و بغض ها، با بیان واقعی علل سقوط و اضمحلال اقوام پیشین، گذشته را پلی برای آینده تعریف، و تصویری از آینده را پیش روی انسانها قرار می هد، تا همواره تعالی بشر را رقم زده و آینده و افقی روشن را در سرانجام بشریت ترسیم نماید و این اشرف مخلوقات، با امید به آینده، راه سعادت خود را طی کرده و به دور از هرگونه یأس و ناامیدی و با پشت سر گذاشتن یکی پس از دیگری پل های پیروزی، وارث زمین پر از عدل و داد گردد چرا که: تا شقایق هست زندگی باید کرد.

و در لابلای نقش آفرینان این وقایع، نقش انبیاء و جانشینان ایشان و سرزمین هایی که در آن مبعوث و یا مأمور شده اند به عنوان نقشی کلیدی، حائز اهمیت است چرا که ـ به جهت اتصال به مبدأ لایزال الهی واجرای فرامین او در مسیر هدایت انسانها ـ با وجود گذشت هزاران سال، همچنان پرآوازه بوده و مانند نگینی بر پهنای زمین می درخشند که وجود سرزمین هایی مانند مراقد مطهره انبیاء الهی، بیت المقدس، مکه مکرمه، مدینه منوره، مشاهد مشرفه ائمه اطهار علیهم السلام و حتی فرزندان ایشان در جای جای این کره خاکی، بزرگترین شاهد بر این مدعا است.

در این میان، یکی از برکات و نعماتی که شامل حال ایرانیان از گذشته تاکنون بوده و هست، حضور انسانهای والا و فرهیخته و در رأس ایشان حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء و براداران، خواهران، فرزندان و وابستگان آن حضرت است که علیرغم همه دسیسه ها در محو آثار این انوار مطهره، روز به روز شاهد تلؤلؤ هرچه بیشتر انوار ایشان در اقصی نقاط کشور و بلکه کره خاکی هستیم که همواره خیل عظیمی از مشتاقانِ آستان بوسی این حضرات را به سوی این مشاهد مشرفه گسیل میدارد.

و شیراز، این شیرازه فرهنگ و هنر، شهر پرآوازه، یکی از نشانه های تاریخ تمدن بشریت، با داشتن تخت جمشیدها، نقش رستمها، و کاخهای به جا مانده از سلاطین قبل، حافظ و سعدی و امثال اینها، و آنچه سبب ماندگاری و جاودانگی آن است که بی شک چیزی جز وجود شخصیتی کریم، بزرگوار و دارای صفات حسنه بسیار و کم نظیری به نام سید السادات الأعاظم حضرت احمد بن موسی الکاظم علیهما السلام از یک طرف، و پرورش عالمانی فرهیخته، متقی و مؤثر گاه در دگرگونی های تاریخی ـ نظیر میرازی شیرازی ـ از طرف دیگر، در این سوی کشور پهناور ایران، چونان نگینی می درخشد تا تشنگان کویر معرفت را به سوی خود جلب نموده و ایشان را از زلال حاصل از سر سبزی و فضای معنوی شهر ایمان و علم، سیراب نماید.

و اگرچه تاریخ شیراز از زمان بنا نهاده شدنش ـ که بر اساس اقوال مختلف تاریخی یا قبل از اسلام بوده و یا بعد از آن و به زمان حجاج برمی گردد ـ دستخوش تغییر و تحول و فراز و نشیب های گوناگونی از آبادانی کم نظیر تا ویرانی کامل گردید، لیکن در قرن سیزدهم میلادی، به دلیل رونق علم، فرهنگ و هنر با پیدایش تعداد زیادی از شاعران و فیلسوفان مشهور ایرانی نظیر سعدی، حافظ، روزبهان و ملاصدرا که در شیراز متولد شده و سهم مهمی در به شهرت رسانیدن این شهر داشتند، به دارالعلم مشهور شد.

و یا آنکه به بهانه پایتخت قرار گرفتن این شهر در زمان کریم خان زند و یا همجواری آن با تخت جمشید ـ مهد به اصطلاح تمدن بشر و ایران و پایه و اساس سلسله پادشاهی در ایران ـ شاهد جشنهای 2500 ساله با آنهمه کب کبه و دب دبه، مورد توجه و عنایت قرار گرفت لیکن این شهر طبق نظر تاریخ نویسان، هیچگاه از مسیر توحید و ایمان خارج نگردید و با حضور چشمگیر زهاد و عباد و امامزادگان و علمایی کم نظیر، همواره دار الایمان بودن خود را حفظ کرد.

و سرانجام با شکفته شدن بهار انقلاب اسلامی در ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی، به رهبری امام خمینی(قدس سره الشریف) با اتحاد همه اقشار مردم و به خصوص عالمانی نظیر آیت الله العظمی محلاتی، آیت الله شهید دستغیب و بزرگان کم نظیر دیگر ـ در امتداد تلاشهای خستگی ناپذیر علمائی نظیر آیت الله العظمی سید عبد الله شیرازی، آیت الله سید نور الدین هاشمی شیرازی و آیت الله امام(قدس الله اسرارهم الزکیه) و امثال این بزرگان ـ حیاتی تازه به این شهر دمیده شد و روزگاری که با برپایی جشن های آنچنانی و ترویج فساد و بی بندو باری، تلخ تر از زهر بر این شهر می گذشت، بار دیگر چون شکر آمد و روز به روز شاهد بروز آثار دینی و مظاهر دینمداری این شهر و بازگشت صفت دارالایمان به آن شدیم.

تا اینکه خبر آمد خبری در راه است و این شهر گل و بلبل که به گفته خواجه شیراز:

خوشا شیراز و وضع بی مثالش خداوندا نگهدار از زوالش

قرار شد تا با عطر گل محمدی(ص) معطر گردیده و فضای یاس و یاسمن گونه آن، مملو از بوی خوش کسی گردد که می آید تا تحولی عظیم در این شهر ایجاد کند و شهر ملقب به القابی نظیر: شهر گل و بلبل، دارالعلم و دار الایمان و امثال اینها را به نامی بس زیبا، شایسته و زیبنده این شهر ملقب نماید و این نام و نشان، به عنوان مهر افتخاری بر پیشانی آن حک شود و آن چیزی نیست جز: شیراز سومین حرم اهل بیت علیهم السلام در ایران آنهم توسط کسی چون رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مقام معظم رهبری.

لیکن از آنجا که هر تسمیه و نام و نشانی باید تناسبی با مسمای آن داشته باشد، بهتر است ببینیم تا چه حد این تسمیه در این شهر به منصه ظهور رسیده و یا برای تحقق آن چه باید کرد که با بیان ظرفیتهای موجود و چالشها و بایدها و نبایدها، می توان اشاراتی به آن داشت چرا که فرموده اند: «فذکر إن نفعت الذکری» و یا:

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم خواه از سخنم پند گیری و خواه ملال

اما ظرفیت ها، بایدها و نبایدها:

از مهمترین ظرفیت های موجود شهر شیراز، وجود امامزادگان واجب التعظیمی نظیر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ علیه السلام در این شهر و اطراف آن است که از قضا، داشتن بیشترین تعداد امامزاده و بقاع متبرکه در بین شهرهای ایران، فضیلت آن را دو صد چندان می کند که لازمه آن، استیلاء فضای معنوی و دینی بر این شهری است که از گذشته به دارالایمان متصف شده و امروز به سومین حرم اهل بیت علیهم السلام.

اما با سر زدن به حرم های امامزادگان، به وضوح مشاهده می کنیم که به غیر از چند امامزاده محدود، سایرین نه از فضای مناسبی برای زیارت زائرین برخوردارند و نه حتی برای بسیاری آشنا. و به غیر از آن، تازه همین چند عدد محدود هم، بیشتر در زمان های مشخصی ملجأند و در زمانهای دیگر، محل استراحت. و باز مگر هدف از زیارت، گذراندن وقت است و گاه گرفتن حاجت، آیا مگر نه اینکه زیارت بهانه است و مقصود ایصال به مطلوب که همان بندگی خداوند است؟!

حال در واقع باید دید آیا این حرم های مطهر مطابق شأن و منزلتشان مورد توجهند! و متولیان، مسئولین، زائرین و مجاورین آستان ها، واقف بر اثرات زیارت و تشرف به این اماکن هستند، تا با تبرک جستن از فضاهای معنوی آن، هم دل را جلایی بدهند و هم محله و شهر خود را به گونه ای سازند که در خور صفتی همچون حرم سوم اهل بیت علیهم السلام باشد نه چیزهای دیگری که بر سر زبانهاست؟!

و آنچه در این خصوص باید صورت پذیرد آن است که با تخصیص بودجه هایی برای آبادانی و بازسازی ظاهری و احیاناً توسعه فراگیر و معقول، و نه بی حد و حصر آنها، فضاهای حضور زائرین را به فضاهای مطلوب تری تبدیل کنیم تا رغبت ظاهری افراد را به این مراقد مشرفه بیشتر سازیم و فضای مناسبی را برای ایشان ایجاد کنیم.

و اما آنچه نباید در این اماکن مذهبی صورت پذیرد، سیطره فضاهای غیر روحانی و معنوی بر این اماکن و تبدیل شدن آنها به محلی برای تسویه حسابها است تا جایی که غالباً سبب عدم حضور برخی از افراد جامعه در آن شده و منجر به بی رغبتی حضور در این اماکن مقدس و مطهر شده و می شود که در این میان نقش اداره اوقاف استان، نقشی کلیدی است که باید به شکل محسوس تری شاهد ورود آن باشیم.

و ظرفیت دیگر این شهر به مقتضای دارالعلم بودن آن، پرورش عالمانی است که همواره پرچمداران هدایت نسلها بوده و بیانگر راه درست از نادرست برای اقشار مختلف بوده اند که در بسیاری از موارد نیز با حضور به موقع و فعال متکی بر توکل به خداوند متعال، در تعالی این شهر و گاه تعالی عالم اسلام و تشیع نقش بسزا و بعضاً حیاتی داشته اند که ظهور بزرگ مردی همچون مرحوم میرزای شیرازی که با صدور فتوای تحریم تنباکو در مقابل استعمار انگلیس ایستاد و از تسلط غارتگران بر مسلمانان جلوگیری نمود و یا میرزا محمد تقی شیرازی که برای همیشه پای استعمار انگلیس را از عراق و عتبات عالیات قطع نمودند و امثال این بزرگان از این شهر، شاهدی بر این مدعا است، و همه و همه بیانگر ظرفیت عالم پروری این شهر و دیار است که تا بیش از چهل مجتهد مسلم را در زمان واحد در خود جای داده است.

حال ببینیم امروز در این شهر عالم پرور چه بر سر علماء و حوزه های علمیه آن آمده و می آید که بسیاری از مساجد و مراکز دینی آن خالی از عالمی مؤثر و فقیهی مدبر است تا سکانداران کشتی هدایت نسل حاضر و به خصوص جوانان باشند؟! مگر نه اینکه تعالی هر جامعه به بستر سازی های فرهنگی آن وابسته بوده و بسترسازیی موفق است که نشأت گرفته از مبانی دینی و اعتقادی باشد و در این میان، این عالمان پارسا و آشنایان با مسائل و معضلات روز جامعه و به خصوص جوانان، وظیفه ترسیم خط مشی بسترهای فرهنگی را به عهده دارند تا از فقر فرهنگی مزمن مورد ادعا رهایی یابیم؟!!

و آنچه باید در این خصوص صورت پذیرد تغییر ساختاری حوزه های علمیه است هم از نظر شکل مدیریت آنها به صورت کلان و خورد؛ و انتخاب مدیرانی قوی، آشنای با مسائل عمیق تبلیغی و مورد نیاز روز، کاردان و کارآمد، کلان نگر و نه قشری نگر، همراه با قدرت جذب حداکثری و دفع حداقلی(طبق فرمایش مقام معظم رهبری)، احترام و مشورت با بزرگان حوزه؛ و هم در خصوص تک تک حوزه ها و تبدیل اداره آنها از شکل سنتی و قدیمی به شکل کلاسیک و جدید و استفاده از ابزار، امکانات و علوم روز خصوصاً در امر تبلیغ و تربیت مبلغ، و نیز تلاش در تعالی سطح علمی طلاب و استفاده از اساتید برجسته، تقویت بنیه های علمی و استیلای فضای علمی بر سایر فضاها است تا بدین وسیله شاهد ظهور و بروز هرچه بیشتر و کارآمدتر حوزه های علمیه و ایفای نقش اساسی و زیربنایی آنها در بستر سازی فرهنگی جامعه با استفاده از تعالیم دین مبین اسلام باشیم.

و آنچه نباید در حوزه های علمیه مشهود باشد، حب و بغض های شخصی، جناحی و باندی و آنچه خارج از مسیر تقوا و دینمداری در کنار استیلای فضاهای خاص جناحی و بر له و علیه این و آن بودن است، یعنی آنچه متأسفانه این روزها در حوزه های علمیه استان شاهد آنیم که بر خلاف فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم استیلای فضای علمی در حوزه های علمیه، جو غالب بسیاری از حوزه ها جویی همراه با اموری غیری درسی است به جای اینکه به دنبال تربیت طلابی فاضل، کارآمد، مدیر و مدبر باشند.

و ظرفیت دیگر این شهر، ریشه های عمیق دینی و دینمداری مردم آن است که آوازه این شهر را به دارالایمان بر سر زبانها انداخته و ورودی شهر را دروازه قرآن قرار داده اند تا همگان بدانند این شهر در پناه قرآن کریم بوده و مردمان آن مردمانیند دیندار و دینمدار!!

حال ببینیم نقش دین به عنوان مهترین عامل بسترهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در این شهر چگونه است که متأسفانه هر روز شاهد کاهش فضاهای دینی و گسترش ناامنی اجتماعی و امینیتی هستیم تا جایی که هر روز بر حجم صفحات حوادث روزنامه ها افزوده شده و نیروهای امنیتی و انتظامی را به تنگ آورده است؟!! و اینکه برای بازگشت فضاهای دینی و روی آوردن مردم به دین به عنوان بهترین راهنمای زندگی و برقراری امنیت در جامعه چه باید کرد؟ مگر نه اینکه هر ساله در ایامی مانند ماه مبارک رمضان شاهد کاهش جرم و جرائمیم آنچنان که مسئولین ذی ربط گفته و می گویند؟!!

و آنچه در این خصوص باید صورت پذیرد توسعه کارشناسانه مراکز دینی و تجهیز آنها به ابزارهای روز، مبنا قرار دادن کلیه برنامه ها خصوصاً زیر ساخت ها بر اساس مبانی دینی و پررنگ بودن نقش دین در همه آنها، برنامه ریزی دقیق در تطابق برنامه های مراکز آموزشی اعم از آموزش و پرورش، دانشگاه ها و معاونت های فرهنگی ادرات، شوراهای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان با امور دینی با استفاده هرچه بیشتر این مراکز از افراد آشنا با مبانی دینی مطابق با نیازهای روز(طلاب آشنا با علوم روز در کنار دروس حوزوی)؛ مبارزه قاطع و کارشناسی شده با مظاهر بی دینی و کسانی که در ترویج بی دینی و فساد تلاش می کنند؛ و در مقابل ایجاد عوامل مشوق گروه ها و افرادی که در گسترش دین، دینداری و دینمداری آنهم در مسیر درست مطابق با موازین شرعی گام بر می دارند، می باشد.

و آنچه نباید صورت پذیرد اعمال یک سری سلیقه های شخصی و غیر کارشناسی شده چه در جلوگیری از مظاهر بی دینی و فساد؛ و چه در ترویج دین و دینمداری در فضاهای مختلف جامعه است تا بدین وسیله مانع ایجاد زمینه های سوء استفاده اشخاص، افراد و گره های خاص باشیم همانگونه که این روزها متأسفانه کم و بیش شاهد آن هستیم.

و از دیگر ظرفیت های طبیعی موجود در این شهر که شاید یکی از دلائل پایتخت قرار گرفتن آن در بعضی از ادوار نیز باشد، موقعیت حساس جغرافیایی آن است چرا که با واقع شدن در بین کوههای بلند، و حفظ امنیت ظاهری، به جهت کوهپایه ای بودن آن، از آب و هوایی مناسب برخوردار است تا جایی که سرسبزی و خرمی آن زبانبزد خاص و عام است و وجود باغات متعدد و فضاهای سرسبزی همچون باغ ارم، نارنجستان قوام، بهشت گمشده، آبشار مارگون و امثال اینها، شاهدی است بر این مدعا.

حال ببینیم با این ظرفیت آب و هوایی چه بر سر این شهر آمده است که امروز مشکل کم آبی دامنگیر این شهر گل و بلبل شده و سطح آبهای زیر زمینی به پایین ترین حد آن رسیده است و هر سال بارها و بارها باید نماز باران خواند تا شاید تفضلی شود و قطره بارانی زمین های تفتیده را سیراب کند؟!! و آیا طرح هایی نظیر ایجاد باغاتی بی حساب و کتاب مستلزم با حفر چاه ها در مرکز و اطراف شهر و امثال اینها آنهم با یک کار غیر کارشناسی، نمی تواند یکی از عوامل کاهش بستر آب های زیر زمینی باشد آنچنان که کارشناسان می گویند؟! یا مسائل دیگری در پس قضیه است که الله اعلم.

و آنچه باید در این خصوص مورد توجه قرار بگیرد استفاده از امکانات به روز و مکانیزه در مهار آبهای سطحی و ایجاد سدهای پیشرفته و نه سدهای خاکی و امثال اینها که موجب تلف شدن مقادیر قابل توجهی از آبهای ذخیره شده می شوند در کنار برنامه ریزی دقیق و کارشناسی شده در استفاده بهینه از سفره های آبهای زیر زمینی و همچنین مکانیزه شدن طرح آبیاری کشاورزی به جای شیوه های سنتی است.

و آنچه نباید صورت پذیرد ایجاد چاه های عمیق در مناطق مختلف به خصوص در مراکز شهر با توجه به سنجش ارتفاع منطقه با سطح سفره های آبهای زیر زمینی، و جلوگیری از افزایش بی رویه باغات و زمینهای کشاورزی آبیاری شده با روشهای سنتی است.

و ظرفیت دیگر این شهر که هر بیینده ای را با یک نگاه سطحی به خود جلب می کند نقاط گردشگری است که در جای جای این شهر تاریخی و اقلیمی موجود است و خود می تواند گسیل کننده گردشگران زیادی از داخل و خارج به سوی این شهر شده و علاوه بر درآمد زایی سرشار، زمینه ساز اشتغال عده قابل توجهی از افراد جویای کار گردد.

حال ببینیم گردشگاه های این شهر در چه وضعیتی است که در حالی که بسیاری از کشور ها و حتی مناطق مختلف داخل کشور، با داشتن تنها چند نقطه گرشگری محدود، درآمد سالیانه خود را از آن بدست می آورند و ما امروز در این شهر، نام بسیاری از مناطق گردشگریمان را حتی ساکنین شهر نشنیده اند تا چه رسد به دیدن و یا داشتن اطلاع کافی از آن به منظور راهنمایی گردشگران دور و نزدیک!! یا در این شهر چه رفاهی نظیر هلتها، پارکها، رستورانها و مراکز تفریحی را برای گردشگران ایجاد نموده ایم که غالباً ترجیح می دهند به شهرها و استانهای همجوار آن نظیر اصفهان و یزد و کرمان سفر کنند تا هم برایشان فال باشد و هم تماشا؟!!

و آنچه باید در این خصوص صورت پذیرد در کنار اطلاع رسانی صحیح با استفاده از ابزارها و تکنولژی های جدید و به روز، با نگاهی وسیع به گردشگری به عنوان یک صنعت و بازسازی گردشگاه ها و مراکز گردشگری خصوصاً مراکزی که هم جنبه دینی و هم جنبه گردشی دارند می باشد تا بدین وسیله هم صنعت گردشگری از رونق کافی و وافی برخوردار شود و هم معضل بی کاری که دامنگیر این شهر و استان شده است تا حد قابل توجهی حل و فصل گردد.

و آنچه نباید صورت پذیرد در عین لزوم حفظ آثار تاریخی، جلوگیری از توسعه های معقول به بهانه میراث فرهنگی و امثال آن آنهم در بافت های قدیم شهر که غالباً معضلات عدیده ای را به همراه داشته و دارد می باشد تا نما و ظاهر شهر در عین تاریخی و باستانی بودن آن، قابل قبول از سوی گردشگران و زائرین باشد نه اینکه این امر مانع حضور ایشان در بسیاری از مراکز و مناطق شده و هر روز شاهد افول هرچه بیشتر مراکز مذکور باشیم.

و ظرفیت دیگر این شهر تربیت دانشمندان و مدیران مدبری است که در هر جای ایران و جهان رفته اند، خوش درخشیده و مایه مباهاتند همانطور که کم و بیش شاهد این معنی در اطراف خود بوده و هستیم.

حال ببینیم تا چه حد این ظرفیت مهم و اساسی که قطعا با توجه به اقلیمی بودن و آشنا بودن مدیران با وضع منطقه و نیاز های آن، نقش بسزایی در آبادانی و پیشرفت شهر داشته و دارد، مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد؟! یا در میان مسئولین این شهر از دستگاه های اجرایی، قضایی، فرهنگی، دینی، امنیتی و انتظامی چه تعدادی بومی و شیرازی اند و چه تعدادی از خارج آن بر این شهر مستولی شده اند و آنچه در این خصوص بر سر زبانها افتاده، چیست؟ و آیا این بر نمیگردد به خصلت معروف شیرازی ها که می گویند: غریب نوازند و خودگداز؟!!

وآنچه در این خصوص همچون بسیاری از شهرها و استانهای همجوار باید صورت پذیرد بومی سازی مدیران و استفاده از مدیران و مسئولین شیرازی و لا اقل استان فارسی است تا حداقل با آشنا بودن با منطقه و نیازها و چالشهای آن، از گزینه زمان به عنوان نقش اساسی توسعه و پیشرفت، به نحو احسن استفاده شود چرا که: (اهل الدار أدری بما فی الدار).

و آنچه نباید در این خصوص صورت پذیرد چندگانگی بودن و عدم همدلی مسئولین و ورود ایشان در فضاهایی به غیر از فضاهای سازندگی و آبادانی است تا از اتلاف انرژی ها و تلاشها جلوگیری شده و همگی معطوف جذب سرمایه های داخلی و خارجی، اجرای طرحها، برنامه ها، زیرساخت ها و آبادانی هایی که زمینه های مساعدی را هم در این شهر و استان دارند، گردند.

و بالاخره اگر بخواهیم از خوبی این شهر هم بگوییم از ظرفیت های این شهر که زبانزد خاص و عام است مهمان نوازی مردم آن است که مسافری وارد این شهر نشده مگر اینکه شیرازی ها را به این صفت نشاخته و معرفی ننماید که این نشان، افتخار هر شیرازی است.

حال ببینیم در حال حاضر این ظرفیت تا چه حد همراه هر شیرازی بوده و سبب خوش درخشیدن شیراز مهمان نواز در میان سایرین است تا به بهانه این خصلت بسیار پسندیده و شایسته هم که شده، ره شیراز گرفته و به سوی این سرزمین کهن آیند؟! آیا مهاجرت های بی رویه تا حدی که موجب غالب شدن تعداد مهاجران بر شیرازی های اصیل شده، باعث به فراموشی سپرده شدن این مهمان نوازی شیرازی ها نشده است؟!!

و آنچه در این خصوص باید صورت پذیرد احیاء سنت های پسندیده ای از این قبیل از طریق رسانه ها و مطبوعات با یک سری برنامه های جذاب و مفید است تا سنت های این چنینی نسل های گذشته، هم به نسلهای حاضر و آینده منتقل شود و هم در آداب و سنن زندگی مهاجرانی که از دور و نزدیک به این شهر و استان آمده اند، رسوخ کند چرا که همین سنت های پسندیده زمینه ساز بسیاری از رفتارهای خوب اجتماعی بوده و از بسیاری از ناهنجاری ها و معضلات رفتاری شخصی و اجتماعی جلوگیری نموده و می نماید.

و آنچه نباید صورت پذیرد اجازه مهاجرت های بی حد وحصر از نقاط دور و نزدیک است تا ضمن حفظ بافت تاریخی، دینی و ارزشی این شهر و دیار که از قدیم زبانزد خاص و عام بوده و هست، جلو یک سری معضلات ناشی از این مهاجرتهایی که در بسیاری از موارد سبب تغیرات زیر بنایی فرهنگی و رفتاری شده گرفته شود.

به امید بهروزی و پیشرفت هرچه بیشتر این شهر و دیار و استان در سایه الطاف خفیه الهی و الطاف اهل بیت معصومین علیهم السلام و امامزادگان واجب التعظیم این استان به برکت نظام جمهوری اسلامی و رهبری داهیانه مقام معظم رهبری




سایر تصاویر :