فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1392/9/30
در حاشیه سخنان ارزشمند اخیر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی:
حجت الاسلام و المسلمین شیرازی در یادداشتی نوشت: چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی ؟!!
حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی:  نکته قابل توجه آن است که متولیان و متصدیان مختلف اداره جامعه و یا قانونگذاران، گاه از افق دید وسیعی برخوردار نبوده و با هر پدیده ای از همان زوایه و افق دید محدود خود نگریسته و در صورت نگنجیدن در زاویه دید تعریف شده ایشان، سر مخالفت برداشته و به هر صورت ممکن هرچند با چوب حرمت و امثال آن، ممانعت خود را با آن پدیده ابراز می نمایند

بنا به گزارش دفتر آیت الله العظمی سید محمد باقر شیرازی در حاشیه سخنان ارزشمند اخیر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی فرزند و مسئول دفتر آیت الله العظمی شیرازی در یادداشتی در خصوص مبحثی در مسائل مختلف اجتماعی نوشت:

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟!!

سنگ بنای هر حکومت و دولتی مبتنی بر برنامه ریزی ها و دستور العمل هایی است که برای اداره جامعه بنا نهاده شده و در پرتو آن می توان شاهد تعالی و یا افول آن جامعه باشیم و قطعاً ملاک ها و ارزشهای مبتنی بر ایدئولژی برگرفته از نوع حکومت ها، چهار چوب های آن را تشکیل می دهند که در این میان صاحبان فکر، اندیشه و ایدئولوگها از جایگاهی خاص و منزلتی ویژه برخوردار می شوند چرا که این تئورسین ها هستند که تعیین کننده چهارچوب ها بوده و سر فصل های قوانین و دستور العمل ها را تعیین می نمایند.

و در این بین، به جهت مبتنی بودن بسیاری از تئوری ها و فرضیه ها بر تجربه و آزمون و خطاهایی گاه غیر قابل جبران، قطعاً کسانی که به نوعی برخوردار از تعالیم آسمانی بوده و یا از رشحات آن بهره ای برده اند شایستگی برخورداری از ارزش و اجر و قرب بیشتری بوده و بایستی بهای بیشتری را برای ایشان قائل شد؛ چرا که درصد خطا در مورد ایشان بسیار محال و یا اندک بوده و بر اساس اعتقادات برگرفته شده از تعالیم دینی نیز، در موارد خطای مختصر هم باز همان ارتباطات معنوی متصل کننده مخلوق با خالق، می تواند جبران نواقص موجود را بنماید که از این قبیل موارد در طول تاریخ و در جوامع مختلف بشری به کرات مشاهده شده و می شود.

لیکن مصیبت از آنجا آغاز می شود که یا اداره کنندگان جامعه و یا تدوین کنندگان قوانین اجرایی، گاه به جهت فاصله گرفتن از تعالیم برگرفته شده از اوامر آسمانی و یا درک نادرست آنها، و گاه به جهت ترجیح دانش ها و درک و فهم های مبتنی بر تجربه ها، اقدام به تدوین دستور العمل هایی می کنند که در برخی موارد ناهنجاری هایی را به بار می آورد غیر قابل جبران که تاریخ و سرنوشت ملتها و گاه نسل های زیادی را دگرگون ساخته و موجب افول ایشان و یا به فراموشی سپرده شدنشان می شود که داستان اقوام مختلف در طول هزاران سال از عمر بشر، بهترین دلیل بر این مدعا است.

و ملموس ترین شاهد این مدعی جریاناتی است که به وضوح در پرتو برخی قوانین مصوب در کشور سرافراز و پرآوازه ما رخ داده و می دهد که آشکار ترین آنها بحث تحدید نسل یا کاهش جمعیتی است که روند کهنسالی کشور را با شیبی تند رقم زده و علیرغم هشدارهای همان عالمان بهره مند از رشحات تعالیم آسمانی، تا همین چندی پیش بوق و کرناهای آن بر سر هر کوی و برزنی، گوش فلک را کر کرده و امروز به صورتی نهادینه و فرهنگ شده است که بایستی برای جبران آن ـ آنهم در صورت امکان ـ گروه ها و مجموعه هایی با بودجه های کلان آنچنانی بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری تشکیل شوند تا بحث تجدید نسل یا افزایش جمعیت را به شکل های مختلفی پیگیری نمایند تا شاید بتوانند جامعه قرار گرفته در شیب تند کهنسالی را از خطر دره های پیش روی آن نجات داده و یا لا اقل آن را به نقطه تعادل برسانند.

و در این میان آنچه که شاید کمتر مورد امعان نظر و توجه ویژه افراد مختلف و به ویژه قانونگذاران قرار گرفته و غالباً مغفول مانده و یا می ماند موارد متعددی است که به بهانه سخنان ارزشمند اخیر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی به برخی از آنها اشاره میگردد تا همچون بحث تحدید نسل، مشمول این ضرب المثل: «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی» نگردد:

1ـ بدون شک یکی از مهمترین و اساسی ترین رکن هر جامعه ای را خانواده ها تشکیل داده که از ازدواج یک دختر و پسر نشأت گرفته و با تولد فرزندان، سیر تصاعدی و تأثیر گذار خود را بر جامعه طی می نماید لیکن توجه به این نکته که خشت اول این تشکیل خانواده در بسیاری موارد کج گذاشته شده و عامل کج رفتن تا ثریای این بنیان ارزشمند شده و می شود پرداختن به ناهنجاری های گریبانگیر شده این مجموعه ها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است که از جمله این موارد به بند های موجود در دفترچه های ازدواج که از همان آغاز زندگی همچون طوقی بر گردن زوج و شوهر افتاده و به اصطلاح دست و پای او را با زنجیر به هم می بندد می توان اشاره نمود که نگاه به افزایش رو به رشد و تصاعدی آمار طلاق و پر شدن زندانها، پس از وضع چنین قوانین به اصطلاح منسجم کننده کانون خانواده، بهترین شاهد این مدعی است چرا که بیشتر قوانین مصوب در این به اصطلاح دفترچه های ازدواج، برگرفته شده از همان تجربه های در معرض آزمون و خطاست و در بسیاری از موارد مخالف صریح همان تعالیم آسمانی ـ الرجال قوامون علی النساء ـ بوده و روند افول و سردی بیش از پیش خانواده را در پی داشته است اگرچه از نظر تعالیم آسمانی زوجه یا زن بتواند پیش شرط هایی را به عنوان شرط ضمن عقد برای پذیرش ازدواج خود بگذارد لیکن این امر کاملاً اختیاری بوده و در این صورت، در موارد بسیاری که ملاک را همان: «و جعل بینکم موده و رحمه» ـ و خداوند متعال دوستی و عاطفه را در میان شما (همسران) نهاد ـ قرار داده و پایه و اساس زندگی خود میگذارند مورد استفاده قرار نگرفته و اتفاقاً بر اساس تجربه ها و آمارهای موجود، از انسجام و گرمی بیشتری برخوردار گردیده اند.

البته گفته نشود که برخی سوء استفاده ها، عامل وضع چنین قوانین دست و پاگیری شده و گرنه بیشتر وضع کنندگان این قوانین نیز بی بهره از تعالیم آسمانی نبوده اند؛ که در پاسخ باید گفت: از نظر جامعه شناسی وضع کلی قوانین متوجه اکثریت افراد جامعه شده و برای موارد استثنایی قوانین خاصی را وضع می نمایند که همان بحث شرط ضمن عقد ناظر به این موضوع است نه اینکه همه را با یک چوب زده و به این ترتیب نظم و نظام خانواده را ـ که بر اساس تعالیم آسمانی مبتنی بر مدیریت مرد از یک سو و عاطفه زن از سوی دیگر است ـ بر هم زده و در بسیاری موارد همین جریان، عامل از هم پاشیدگی کانون های خانواده شده و می شود که بد نیست در همین جا مبحث مهریه های آنچنانی عند المطالبه را نیز به این موضوع بیافزاییم که امروزه وبالی برای جامعه شده و عامل سوء استفاده برخی از زنان و یا پر شدن زندان ها و به وجود آمدن معضلات عدیده پس از آن شده است که در محل خود مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

2ـ مبحث حجاب و عفاف که علاوه بر اشارات برگرفته شده از تعالیم آسمانی، طبق مباحث کارشناسی شده، از مهمترین عوامل انسجام خانواده ها بوده و رعایت ننمودن آن نقطه آغازی بر از هم پاشیدگی خانواده ها گردیده و میگردد؛ مبحثی است درخور توجه و امعان نظر، لیکن از آنجا که این مبحث نیز برای خود راهکارهایی از لابلای همان تعالیم آسمانی داشته و دارد و در ادوار مختلف کمتر مورد توجه قرار میگیرد متأسفانه امروزه به معضلی برای بسیاری از جوامع و حتی جوامع اسلامی و کشور جمهوری اسلامی مبتنی بر قوانین شرع مقدس اسلام، تبدیل شده است تا جایی که به قول وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از گذشت سه دهه، جایگاه ارزشمند حجاب و عفاف، امروز چیزی است که متأسفانه می بینیم؛ و البته خود این موضوع مرهون عوامل متعددی است که در محل خود مورد بحث و بررسی دقیق قرار خواهد گرفت اما مهمترین مبحثی که در این خصوص باید گفت آن است که آیا به جای فرهنگ سازی درست و کارشناسانه مبتنی بر تعالیم آسمانی و نه سلیقه ای و مقطعی، اگر از برخوردهای نسنجیده در بسیاری از موارد آنهم به شکل هایی نظیر رنگ زدن به دست هایی با لباس های آستین کوتاه، تراشیدن موهای دخترانی که چند تار آن پیدا بود، برخوردهای غیر اخلاقی و فیزیکی نامناسب و امثال اینها، اجتناب شده و می شد امروز تا این حد با معضل این فریضه انسجام بخش کانون خانواده ای که هر شخص جامعه با هر اعتقاد و مسلکی به دنبال آن است، روبرو می شدیم؟! و اصلاً مگر مبحث حجاب و عفاف یک فریضه نیست، پس چرا در بسیاری موارد و در مقاطع مختلف زمانی به عنوان بازی های سیاسی مورد توجه و یا خدای نکرده سوء استفاده برخی قرار گرفته و میگیرد؟!

پس بهتر نیست تا به این موضوع پراهمیت از نگاه یک بنیان ساز خانواده و جامعه، نگریست و برای یک بار هم که شده برخوردهای فیزیکی را که حتی اگر هم در شرع برای موارد استثنایی گفته شده، به کناری گذاشته و به دنبال ایجاد بسترهای فرهنگی مبتنی بر قوانین برگرفته شده از تعالیم آسمانی باشیم تا هر ایرانی چه زن و چه مرد و با هر ایده و عقیده ای، از اعماق وجود خود حجاب و عفاف را باور داشته و آنرا امری مفید و سودمند برای خود، خانواده و جامعه بداند؟!

3ـ تکنولژی هایی که خصوصاً از قرن بیستم به بعد با سرعتی سرسام آور، هر روزه تحولاتی گاه غیر قابل پیش بینی را در زندگی افراد و جوامع مختلف بشری به وجود آورده و می آورند؛ واقعیتی هستند غیر قابل انکار تا جایی که بسیاری از آنها چنان با زندگی بشرِ امروز عجین شده اند که زندگی بدون آنها در برخی موارد، امکان پذیر نبوده و یا به طور قابل توجهی مختل می شود؛ بنابراین در برخورد با این فرایندهای جدید یکی از این دو راه را در پیش رو داریم: مخالفت با ورود آنها و ایجاد موانعی برای تأثیرگذاری آنها بر جوامعمان از طرق مختلفی همچون سانسور، فیلترینگ، پارازیت و امثال اینها، و یا ایجاد بستر مناسب و تعیین مسیر برای بهره گیری بهینه از این تکنولژی و کاهش اثرات مخرب آن و حتی پیش بینی چگونگی دفع و یا کاهش اثرات تخریب کننده احتمالی آنها.

با بررسی دقیق تعالیم آسمانی بدور از حب و بغض ها، روش دوم روشی منطقی، عاقلانه تر و کارسازتر به نظر می رسد چرا که آیاتی نظیر: «و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض» و: «و یخلق ما لاتعلمون» و احادیث و روایات زیادی که بسیاری از آنها سرمنشأ به وجود آمدن بسیاری از اختراعات و تکنولژی ها می باشد ـ به اقرار بسیاری از محققین و مخترعین ـ ناظر به این معنی است و علاوه بر آن نیز رسیدن به تکامل و بهره مندی از زندگی بهتر و آسوده تر، امری است که هر انسان دارای عقل سلیم به دنبال آن بوده و برای آن تلاش می کند و اصولاً سر منشأ بسیاری از اختراعات و اکتشافات بشر از گذشته تا به امروز است؛ بنابراین استفاده از تکنولژی ها هم از نظر شرع و تعالیم آسمانی امری است پسندیده و مشروع و هم از نظر عقلی مقبول هر عقل سلیمی است.

اما نکته قابل توجه آن است که متولیان و متصدیان مختلف اداره جامعه و یا قانونگذاران، گاه از افق دید وسیعی برخوردار نبوده و با هر پدیده ای از همان زوایه و افق دید محدود خود نگریسته و در صورت نگنجیدن در زاویه دید تعریف شده ایشان، سر مخالفت برداشته و به هر صورت ممکن هرچند با چوب حرمت و امثال آن، ممانعت خود را با آن پدیده ابراز می نمایند و گاه به این هم اکتفا ننموده، مخالفین خود را نیز منتسب به عناوین آنچنانی تا حد تکفیر می نمایند که جای بسی تأمل است.

مگر اینکه تا همین چندی پیش با وجود اختراع اتومبیل، بسیاری همچنان مرکب خود را همان چهارپا قرار داده و استفاده از اتومبیل را حرام می دانستند؛ و یا علیرغم اختراع بلندگو، همچنان از طرق مختلف سنتی انتقال صدا استفاده نموده و بلندگو را آلت اجنبی میدانستند؛ و یا برای دسترسی بشر به کره ماه سخن پراکنی های آنچنانی سر داده و آنرا غیر ممکن انگاریدند و باز با اختراع یک سری از تکنولژی های جدید در همین ماههای اخیر، استفاده از آن را حرام دانسته و تیتر اول صفحات روزنامه ها و در صدر خبر برخی گزاری ها قرار گرفت؛ و یا موضوعاتی نظیر استفاده از اینترنت که در ابتدا حرام و غیر قانونی بوده و در حال حاضر در پستوهای خانه های همان افراد نیز رسوخ نموده است؛ و یا مبحث ویدئو و امثال اینها که جرم بوده و یادش بخیر در زمانی نه چندان دور، داشتن آن موجب حذف دانشجو از گزینش دانشگاه می شد و امروز انواع و اقسام آن حتی در رسانه ها تبلغ شده و جزء جهاز دختران نوعروس قرار میگیرد؟؟!!

و یا هر روز و به هر بهانه ای و با اغراض مختلف، در گوشه و کنار نقاط مختلف کشور عده ای مأمور جمع آوری آلت فسادی همچون دیش های ماهواره شده و همچون فاتحان خیبر، عملیات پیروزمندانه ایشان در بوق و کرنا شده و به تصویر کشیده می شود و علاوه بر آن نیز برای تأثیر گذاری بیشتر و تنها به صورتی نمادین، تانک هایی که برای جنگ گرم طراحی شده اند را به مبارزه مظاهر جنگ نرم فرستاده و آنها را در زیر زنجیرهایش خورد می کنند؛ و باز بی توجه به آثار تخریب کننده ارسال پارازیتهای با طول موج بالا بر اعصاب و روان و عامل افزایش سرطان و نازایی ـ طبق اظهار نظر کارشناسان ـ مردم بی گناهی که گاه ارتباطی هم با موضوع ندارند اعمال خود را توجیه کرده و می نماییم و باز بنا به اظهارات اخیر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی بیش از هفتاد درصد مردم از این ابزار آلات استفاده نمایند؟؟!!

و صدها اما و اگرهای دیگر .........

پس آیا بهتر نیست عقلای قوم و کارشناسان خبره در کارگروهی جمع شده و با داشتن اطلاع کافی از مبانی مبسوط دینی از یک سو، و اثرات مثبت و منفی تکنولژی های مختلف موجود و یا در راه ورود به کشور از سوی دیگر، برای هر پدیده ای راهکاری مناسب را تعریف نموده و به جای ایجاد تنش ها و عکس العمل های گاه لجبازانه از سوی قشری از مردم جامعه در مواردی مانند فیس بوک و امثال اینها، فضای مناسب برای برخورد با این تکنولژی ها را ایجاد نمایند و در مرحله بالاتر با بستر سازی های مناسب فرهنگی از طرق مختلف خصوصاً آموزش و پرورش، آموزش عالی، صدا و سیما، رسانه ها، فضاهای مجازی، منابر وعاظ و روحانیون، ضمن آماده سازی عموم مردم در برخورد با پدیده های مذکور، سطح بهره وری از آن را افزایش داده و میزان اثرات تخریبی را به حد اقل ممکن برساند؛ چیزی که امروز در سطوح مختلف جوامع بشری با تعریف های خاص هر کدام صورت گرفته و میگیرد تا باز روزی پیش نیاید که از کردِه ها و تصمیم های قبلی خود پشیمان گردیده و گاه جبران آن نیز یا غیر ممکن بوده و یا هزینه های گزافی را برای کشور به دنبال داشته باشد و در یک کلام: « چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی».

به امید آن روز .........