فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1392/10/14
راه حل هایی برای برخی معضلات اجتماعی
حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی نوشت: کلید قفل های بسته
سید مرتضی شیرازی: استفاده از تکنولژی و پیشرفت ها یکی از لوازم تکامل و حرکت رو به جلو انسانها در جوامع مختلف است و بدترین حالت برخورد با آنها، حرکات بازدارنده ای است که عمدتاً نشأت گرفته از یک سری تعصباتی است که غالباً هم مقطعی و متغیر است

راه حل هایی برای برخی معضلات اجتماعی

کلید قفل های بسته

بی شک یکی از مواردی که زمینه انتقاد را برای منتقدین دلسوزی که در موارد مختلفی انتقاد نموده و موجب به چالش کشیده شدن وضعیتی خاص و یا مسئولی می شوند، بیان انتقاد با داشتن عنوان قرآنی: «ناصح امین» است یعنی هم منظور منتقد، نصیحت و از سر دلسوزیی بوده و هم امین بوده و ارائه طریق نماید تا دانسته شود که این انتقاد به جهت رفع چالشها و تبدیل آنها به فرصت و زمینه رشد و تعالی است و این همان روشی است که انبیاء الهی در رسالت خود آنرا بکار می بردند و از آنجا که در مقاله: «چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی» موارد مختلفی مورد انتقاد قرار گرفت؛ در امتداد همان روش انبیاء الهی مناسب دیده شد که علاوه بر پیشنهاد کلی ارائه شده در انتهای مقاله موجود برای حل برخی معضلات، با استناد به دستورات متعالی فرامین الهی و روشهای برگرفته شده از تعالیم دینی، به برخی از راه حل ها برای موارد ذکر شده اشاره گردد شاید برخی متذکر گردیده و آنرا بکار برند؛ بنابراین ذیلاً موارد ذکر شده به ترتیب شماره مقاله مذکور به عنوان «کلید قفل های بسته»بیان میگردد:

اهمیت تشکیل خانواده و مبحث ازدواج جوانان از جمله مواردی است که بر اساس آیه شریفه: «ومن آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها» ـ و از نشانه های عظمت و بزرگی خداوند آن است که از جنس خود شما جفت هایی را برای شما آفرید تا در کنار ایشان به آرامش برسید ـ نقطه آغازی برای سوق دادن جامعه به سوی آرامش و رفع تنش ها است چرا حاکمیت آرامش بر جامعه متشکل از خانواده ها، نشانه عظمت و بزرگی خداوند دانسته شده و در حقیقت نوعی نعمت از سوی خداوند برای انسانها بشمار می آید تا جایی که بر اساس احادیث مشهور، هیچ بنیادی در نظر خداوند متعال ارزشمندتر از بنیاد خانواده نیست اما همین تعالیم آسمانی نیز ضمن تشویق و ترغیب افراد مختلف جامعه برای تشکیل چنین بنیادی، مواردی را برای استحکام آن از ابتداء تا مراحل مختلف زندگی بیان نموده اند که مختصراً به برخی از آنها اشاره میگردد:

الف ـ ملاک در انتخاب همسربر اساس حدیث شریف: «من ترضون خُلَقه و دینه»، اخلاق و دینداری او است بنابراین داشتن اخلاق اولین و مهمترین شاخص انتخاب همسر است که خود بسترساز بسیاری از شرائط انتخاب همسر از جمله کفو و همسو و هم شأن بودن او با طرف مقابل است که البته با توجه به زیاد بودن اشکال مختلف حصول این شرط شاید نتوان در این خصوص چهار چوب مشخصی را بیان کرد لیکن شاخص ترین آن را می توان در داشتن تفاهم اخلاقی بین دو همسر و دو خانواده بیان کرد به طوری که بر اساس تجربه های مختلف برگرفته شده از علت بسیاری از طلاق ها، نداشتن این مورد از مهمترین عوامل جدایی دو زوج بوده و می باشد بنابر این بهتر است مجموعه هایی از میان خانواده های دو طرف با مطالعه ظرفیت ها و قابلیت های دو زوج به دور از حب و بغض ها، به بررسی تفاهم اخلاقی طرفین پرداخته و نظرات خود را به هر یک از طرفین منعکس نمایند تا هر تصمیمی بر اساس شناخت و شعور و به دور از احساسات عاشقانه حاکم بر این فضاها باشد و در عین حال خود دختر و پسری که تقریباً تصمیم بر ازدواجشان تا حدی جدی شده نیز بتوانند قبل از تصمیم نهایی برای ازدواج، نوعی ارتباط مشروع در قالب عقد محرمیت محدود، داشته و خصوصیات اخلاقی طرف مقابل را از نزدیک به دست آورند و همزمان از پایبندی طرف مقابل به احکام شرعی و دینی که شرط دوم انتخاب همسر است نیز اطمینان کافی حاصل نمایند تا آغاز زندگی بر اساس دو شرط اساسی اخلاق و دینمداری بنیان گذاشته شود لذاست که شاید بتوان در بحث آسیب شناسی جدایی ها به این نتیجه رسید که علت اساسی بیشتر جدایی ها، عدم حاکمیت هر یک از این دو شرط در انتخاب همسر و یا کم رنگ شدن آن در طول زندگی است.

ب ـ برخی شرط هایی که در ابتدای اجرای خطبه عقد بیان میگردد از جمله موارد ذکر شده در دفترچه های ثبت ازدواج و یا حتی بحث مهریه آنهم مهریه های سنگین آنچنانی با اصطلاح غلط: «چه کسی پرداخت نموده و چه کسی گرفته»، در عین حالی که یا شرط اصلی بوده و یا جزء شرائط ضمن عقد با اصطلاح فقهی «شرط خارج و لازم» بوده و سبب باطل شدن عقد نمی شود، لیکن از آنجا که تقیداتی را برای طرفین و به خصوص زوج و مرد ایجاد می نماید بسیار قابل توجه و اهمیت است و بی توجهی به آن در شور و شوق ابتدای ازدواج، خود بستر ساز بسیاری از اختلافات در آینده زندگی زن و مرد است خصوصاً شرائط موجود در دفترچه های ازدواج ـ که کمتر به آنها توجه شده و به طور متعارف مورد قبول قرار گرفته و امضاء می شود ـ اگرچه با نیت خیر خواهانه تحکیم و انسجام خانواده و حمایت از زن، تدوین شده است لیکن خارج از شرعی و یا غیر شرعی بودن گذاشتن چنین شرائطی، بر اساس تجربه ها و آمار علت طلاق ها، نه تنها تأثیری در انسجام کانون خانواده نداشته بلکه در بسیاری از موارد، عامل مهمی در سرد شدن کانون خانواده و یا زمینه برخی سوء استفاده ها شده و می شود لذا پیشنهاد می شود ضمن حذف شرائط مذکور متعارف شده در میان اقشار مختلف جامعه و گاه غیر قابل رد شدن از سوی زوج حتی در صورت عدم تمایل به پذیرش آنها، و جایگزینی این شرائط در موارد ضروری به شکل هایی دیگر، بستر آشنایی هرچه بیشتر زن و مرد قبل از تصمیم بر ازدواج در قالب چهارچوب های شرعی، بیش از پیش فراهم گردد.

ج ـ شکی نیست که منظور احکام متعالی اسلام و آیات قرآنی که زن و مرد را مایه آرامش یکدیگر معرفی می نمایند، ازدواج دائم که در آن یک مرد برای یک زن تعیین شده که به طور معمول بایستی عمری را در کنار یکدیگر سپری کنند لیکن بر اساس همان احکام متعالی از آنجا که گاهی و بر اساس شرائطی خاص، از یک سو امکان ازدواج دائم برای مرد حاصل نمیشود و از سوی دیگر وجود زنهایی که به دلائلی نظیر جنگ، تصادفات، طلاق و امثال اینها فاقد همسر شده و هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ عاطفی نیازمند ارتباط با جنس مخالف میگردند؛ شارع مقدس مجوز نوع دیگری از ازدواج با عنوان عقد موقت یا صیغه را صادر نموده تا در کنار حصول موارد مذکور، زمینه گسترش فساد در جامعه فراهم نشده و از این جهت نیز یکی از معضلات قابل توجه جامعه نیز برطرف شود که البته این مورد از مواردی است که در زمان صدر اسلام و حتی تا اوائل زمان حکومت خلیفه دوم نیز متدوال بوده و مسلمانانی که شرائط لازم را داشتند به آن عمل می نمودند و از این لحاظ آمار فساد و مسائل اخلاقی در طول سالهای متمادی حکومت اسلامی آن زمان، به حداقل ممکن و گاه کمتر از تعداد انگشتان دست می رسید؛ و بعد از آنکه جلو این عمل گرفته شد زمینه رشد فساد در کشورهای اسلامی به وجود آمد به طوری که به تدریج تبدیل به یکی از بزرگترین معضلات جوامع اسلامی گردید و در پی آن گاه جنگ هایی نیز به وقوع پیوست که شواهد تاریخی متعددی بر این مدعی وجود دارد؛ بنابراین امروز نیز که فساد یکی از معضلات قابل توجه و بسترساز معضلات بسیار زیاد دیگری نیز می باشد بجاست با ارائه طرق قابل اجرا و کاربردی و تدوین قوانین تسهیل کننده آن در کنار ایجاد چهارچوب هایی برای جلوگیری از برخی سوء استفاده ها، زمینه اجرای این حکم بر زمینه مانده حاصل شده و افراد مختلف و به خصوص جوانان با توجه به وجود مشکلات فراوان برای ازدواج دائم، بتوانند از این موهبت الهی استفاده نموده و ضمن بر طرف شدن نیاز های جنسی، شاهد کاهش قابل توجه فشارهای عصبی این قشر متفکر و تأثیر گذار عرصه های مختلف جامعه باشیم و در عین حال نیز، خودِ این جریان باعث حصول شرائط بهتر ازدواج دائم از لحاط مختلف میگردد؛ البته گفته نشود که این جریان چه تفاوتی با فسادهای متداول دارد که باید در پاسخ گفت: شرائط موجود بین زن و مرد و تخصیص یافتن این زن برای تنها یک مرد مشخص در زمان معین و ضرورت نگهداشتن حداقل یک ماه و نیم عده برای زن که علاوه بر حکم شرعی، از نظر پزشکی و بهداشتی هم ضامن سلامتی زن میگردد و سائر مسائل دیگر هم از نظر روحی و هم از اجتماعی، فرسنگ ها فاصله را برای این دو موضوع قرار می دهد؛ که البته این موضوع از زوایای مختلف قابل بحث و بررسی است که در محل خود باید مورد امعان نظر قرار بگیرد.

د ـ موضوع اجازه پدر ـ که در جای خود یکی از موارد تکریم و بزرگداشت دختر خصوصاً در اوان ازدواج که آکنده از احساسات پاک دخترانه و عموماً غالب بر تصمیمات عاقلانه برای اتنخاب همسر است می باشد ـ برای دخترانی که مسبوق به سابقه ازدواج شرعی نمی باشند،اگرچه موضوعی است که از گذشته بین علماء و مراجع عظام تقلید محل اختلاف بوده و ملاک و مبنای آن هم استنباط مختلف ایشان از مستندات این حکم شرعی است و لذا برخی آنرا برای دختر باکره لازم دانسته و برخی دیگر نیز آنرا با در نظر گرفتن شرائطی ـ که در رساله توضیح المسائل ایشان بیان شده است ـ ضروری نمی دانند؛ اما همه این بزرگواران بر این متفقند که اجازه پدر برای بالغه رشیده ـ دختری که به بلوغ و رشد کافی عقلی و جسمی رسیده است که عموماً از سن سی سالگی به بعد مطرح می نمایند ـ لازم نیست و لذاست که در چنین شرائطی عمدتاً اجازه پدر را لازم و ضروری نمی دانند خصوصاً در مواردی که مخالفت پدر دختر مستند بر دلائل معقول و متعارف نباشد و در این صورت دختر در انتخاب همسر مختار است؛ لیکن بسترسازی لازم چه در خصوص دختران که بدانند این پدر و مادرند که حقوق زیادی بر گردن او داشته و خیرخواه اویند بنابراین رعایت نظر ایشان خصوصاً پدر ـ علاوه بر بحث شرعی ـ نوعی قدردانی از زحمات ایشان است و خود همین افراد نیز در آینده نیز در همین نقش قرار میگیرند؛ و هم در خصوص پدران و مادران و به خصوص پدران که در خصوص انتخاب همسر برای دختران خود ضمن رعایت موارد لازمی نظیر اخلاق، ایمان، نجابت و امثال اینها، از یک سری سخت گیریها اجنتاب نموده و اجازه دهند تا با سر گرفتن ازدواج دختران و پسران، هر چه بیشتر شاهد فضاهایی آرام و بدور از تنش ها بر خانواده ها و جامعه و عاری از روابط آنچنانی و گاه پنهانی باشیم؛ و در کنار آن نیز به جای روی آوردن به افکاری نظیر جداسازی فضاهای آموزشی دختر و پسر در آموزشهای عالی و امثال اینها، بحث عقد محرمیت با همان شرائط را در این محافل رواج داده، ضمن جلوگیری از یک سری روابط ناپسند و گاه غیر اخلاقی، مقدمات تشکیل خانواده و ازدواج دانشجویان را به صورتی شرعی و قانونی فراهم آوریم.

مبحث حجاب که تعالیم آسمانی آنرا از یک سو عاملی اساسی برای مصون و محفوظ بودن بانوان از طمع ورزان ـ مطابق آیه شریفه: «فیطمع الذی فی قلبه مرض» ـ و از سوی دیگر نیز عامل اساسی انسجام خانواده و در پی آن انسجام جامعه می داند مبحثی اساسی و زیر بنایی جوامع مختلف است که نیازمند یکسری برنامه ریزی دقیق در قالب بسته های کاربردی و اجرایی است و مهمتر از هر برنامه ای، فرهنگ سازی فوائد حجاب برای سنین مختلف دختران و بانوان است آنهم با استفاده از ابزار روزی نظیر ساخت فیلم های سینمایی، مستند و داستانی که در آنها زنِ بازی کننده در نقش هایی موفق و به روز و دارای زندگی خوب چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی، زنی دارای حجاب و محجبه باشد ـ بر عکس آنچه امروز در این فضاها به چسم میخورد که افراد متدین و زنان چادری و محجبه معمولا در قالب انسانهایی بدبخت، بیچاره، معتاد، دزد و امثال اینها ظاهر می شوند ـ و ایجاد فضاهای مجازی و سایت های اینترنتی جذاب با محوریت حجاب و فوائد آن؛ انعکاس در کتب مختلف آموزشی مراکز آموزش و پرورش و آموزش عالی با اتخاذ روشهایی جذاب نه تنها به صرف انجام شدن کاری و ارائه آمار؛ حوزه های علمیه و مراکز دینی که برخوردار از نعمت آشنایی با تعالیم متعالی مطابق با نیازهای روز افراد جامعه و به خصوص زنان و دختران در مقاطع مختلف، وسایر مراکز مرتبط با این فریضه مهم و زیربنایی باشیم و در مقابل نیز به غیر از موارد بسیار استثنایی، از هرگونه برخورد فیزیکی و غیر اخلاقی بپرهیزیم چرا که اینگونه برخوردها غالباً نتیجه مطلوبی در گسترش حجاب و عفاف را به ارمغان نیاورده است. و البته این کار عملیاتی نیازمند کارگروهی متشکل از افرادی دلسوز، دردآشنا و ترجیحاً خود دختران و بانوان با انگیزه های برگرفته از عِرق دینی است که برنامه هایی کاربردی را تنظیم و مصوب نمایند نه آنکه بخواهیم هرچه را مصوب نمودیم بدون در نظر گرفتن اثرات مثبت و منفی آن، به هر شکل ممکن آنرا به مرحله اجرا درآوریم همانگونه که تاکنون در بسیاری از موارد به این صورت عمل شده و شاهد وضعیت اسف بار حجاب و عفاف امروز جامعه باشیم.

استفاده از تکنولژی و پیشرفت ها یکی از لوازم تکامل و حرکت رو به جلو انسانها در جوامع مختلف است و بدترین حالت برخورد با آنها، حرکات بازدارنده ای است که عمدتاً نشأت گرفته از یک سری تعصباتی است که غالباً هم مقطعی و متغیر است، همانگونه که در طول تاریخ از جریانهای مقابل گالیله، ارشمیدوس و امثال اینها گرفته تا تحریم یک سری از ابزارآلاتی که اثرات مخربی را در کنار اثرات گاه مثبت را به همراه دارند، با آن روبرو بوده و هستیم که یکی از موارد به روز این مبحث مقوله ماهواره ها و فضاهای مجازی است که هم بستری برای یک سری تخریب ها و اثرات سوء و ضد اخلاقی هستند و هم بستری برای یک سری آموزش های مفید و مؤثر، که امروزه در هر دو قالب مورد استفاده قرار میگیرند و در این میدان مسابقه قطعاً بُرد با مربی است که برنامه ریزی دقیق تر و منسجم تری را داشته باشد و مهره های خود را در محل های مناسب بچیند نه اینکه از عباراتی نظیر حرام و امثال اینها استفاده نموده و یا از برخوردهای فیزیکی و بگیر و ببندهای آنچنانی استفاده نماید همانگونه که این دستور العمل نیز از لابلای تعالیم آسمانی فهمیده می شود چرا که اگر مواردی را حرام می کند حتماً حلالی را قبل از آن معرفی می نماید و علاوه بر آن همیشه موارد حلال و قابل استفاده به مراتب بیشتر از موارد حرام و غیر مجاز است؛ بنابراین باید گفت در خصوص مباحثی مانند فضاهای مجازی و ماهواره و امثال اینها،بهتر است به جای تلاش های متعدد در ایجاد موانعی مانند فیلترینگ و ارسال فرکانس های پارازیتی کم اثر و همراه با اثرات منفی بر اعصاب، نازایی، ریزش مو، سرطان و امثال اینها، و یا لشکرکشی غالباً بی نتیجه جمع آوری دیش های ماهواره، با یک سری برنامه ریزهایی برگرفته شده از تعالیم آسمانی و مطابق نیاز و استقبال اقشار مختلف جامعه در هر دو موضوع، شاهد استفاده هرچه بیشتر از این تکنولژی ها باشیم کاری که خوشبختانه از سوی برخی مجموعه های خوش ذوق در هردو فضا صورت گرفته و هم مورد استقبال افراد مختلف قرار گرفته و هم اثرات مثبت ویژه ای را برای ایشان در بر داشته است که غیر قابل انکار است.

در پایان امید آن می رود که قبل از هرگونه برنامه ریزی خصوصاً در مباحث مختلف فرهنگی و تأثیرگذار بر فضاها و نسل های مختلف، چشم اندازهای این برنامه ها از هر لحاظ مورد توجه و امعان نظر قرار بگیرد و از هر جهت از یک سری تعصبات گاه بیجا پرهیز شود. .... به امید آنروز