فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1394/2/8
در آستانه سفر ریاست محترم جمهوری به استان فارس و به نقل از صفحه 6 یک شنبه 1394/2/6 روزنامه جوان
حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی استاد فقه و حقوق دانشگاه شیراز: قله فارس کجاست؟!
استاد فقه و حقوق دانشگاه آزاد شیراز: آیا اینجا نیست که به یاد سخنان ارزشمند مقام معظم رهبری(مد ظله) می افتیم که فرمودند: ((فارس در قله است)) که شاید منظور معظم له، بودن بسترها و فضاهایی است که فارس را شایسته در قله بودن نموده است که الحق نیز چنین است لیکن نیازمند تحول بنیادین مدیریتی، همت و تلاش مضاعف و مدیریتی جهادی است و گرنه با این شرائط نمی توانیم از خود بپرسیم: ((قله فارس کجاست؟!!!))
قله فارس کجاست؟!!
از جمله شاخصه های هر منطقه و اقلیمی که آن را به شکل خاصی مشخص نموده و با آن مشخصه خود را در اذهان متبادر می سازد، وجود ظرفیت ها، بسترها و فرصت هایی است که در آن مکان به چشم خورده و به منصه ظهور می رسد که شامل مواردی از قبیل: منابع خدادادی، فرهنگ، آداب و سنن، انسان های تأثیرگذار ویا حادثه تاریخی است که در مقطع خاصی در آن منطقه روی داده است که سرآمد آنها را می توان به مکه معظمه به جهت وجود بیت الله الحرام، مدینه منوره به جهت مرکز اولین حکومت اسلامی و وجود مرقد منور و مطهر پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد (صل الله علیه و آله و سلم) و ائمه بقیع، نجف اشرف، کربلای معلی، مشهد الرضا و سایر مراقد مطهره و مشاهد مشرفه به جهت وجود حرمهای مطهر معصومین علیهم السلام، لندن به جهت وجود ساعت بیگ بن و مرکزیت تنظیم ساعت کشورهای جهان بر اساس آن، و سایر مناطقی که هر کدام با عنوانی مشهور شده و به سبب آن متبادر به اذهان شده و می شوند.
 لیکن آنچه مهمتر از بسترهای ایجاد شده در راستای شهرت آن منطقه نقش آفرینی می کند، حفظ این آثار و ارزشها در طول تاریخ و اجازه ندادن افراد تأثیرگذار، بر تخریب، محو و یا دگرگونی آنها در گذر زمان است تا همچنان در فراز و نشیب های تاریخی، شهرت خود را در آن عنوان و عناوین حفظ نموده و یا حتی روز به روز، بارزتر و مشخص تر گردد که نمونه های تاریخی آن بر همگان روشن و مبرز است.
در این میان، استان پرآوازه فارس و شهر شیراز پس از آنکه در طول سالیان سال و گذر تاریخ، به علم و ادب، فلسفه و حکمت، گل و بلبل و میهمان نوازی شهرت یافته بود، به یمن تشرف رهبر فرزانه انقلاب به این استان و شهر و با ابتکار عمل ایشان، ملقب به دو نشان زیبا و پسندیده: ((فارس در قله است)) و: ((شیراز سومین حرم اهل بیت علیهم السلام در ایران)) گردید تا بتواند از مراتب رشد و تعالی فزاینده تری برخوردار گردیده و در کنار سایر شاخصه ها، در میان سایر مناطق، همچون نگینی درخشیده، سایرین را نیز از پرتو انوار ساطعه اش بهره مند سازد؛ لیکن متأسفانه با باز بینی گذر ایام و سالیان گذشته که تلخ تر از زهر بر این استان و شهر گذشت، نه تنها روزنه امیدی را به آینده بهتر این بوم و دیدار به اذهان متبادر نمی سازد بلکه همواره باید گفت که روز به روز دریغ از دیروز و سال به سال دریغ از پارسال!! 
اما چرا و به چه علت؟!!
در پاسخ به این سؤال شاید بتوان بر اساس قانون علت و معلول که در ایجاد عامل درخشندگی این منطقه مؤثر بوده است، پاسخی قانع کننده ای یافت و دردها را چاره جست و فکری برای آینده نمود تا لااقل فرمایش امیر کلام امیر المؤمنین علیه السلام: ((من تساوا یوماه فهو مغبون)) ـ هر کس دو روز او با هم یکسان بود زیانکار است ـ مشمول حال آن نشود که در این راستا ابعاد مختلف را به نقد و بررسی خواهیم پرداخت:
1- وجود امامزاده گان واجب التکریم این دیار ـ و سرآمد ایشان حضرت احمد بن موسی شاهچراغ علیه السلام ـ که بیشترین آمار را نیز در بین سایر مناطق به خود اختصاص داده است بستر خوبی است برای بهره مندی از انوار ساطعه ایشان در گسترش فضاهای معنوی و سوق دادن این مرز و بوم به لقب زیبای سومین حرم اهل بیت علیهم السلام در ایران.
اما باید دید تا چه حد این بهره مندی در مقام عمل مورد استفاده قرار گرفته و از مرحله شعار و نوشته شدن بر سربرگ ادارات، به مرحله شعور رسیده و در میان دعواها و ادعاهای گوناگون، توانسته شهر شیراز و استان فارس را متأثر از خود ساخته و به جای مشاهده استیلاء فضاهای معنوی، روز به روز شاهد مظاهر فساد و آمارهای تکان دهنده باشیم؟!
آیا جز این است که در مقام عمل هر کدام به دنبال هرچیز دیگری جز هدف اصلی از این نامگذاری مبارک بوده و نه تنها به دنبال بسترسازی برای تحقق آن نبوده و نیستند بلکه نقطه عطفی با عنوان: ((جشنواره ملی شیراز سومین حرم اهل بیت علیهم السلام)) که با هدف عملیاتی و کاربردی ساختن این دستور العمل شایسته در ابعاد مختلف به راه انداخته شد را نیز برنتافته و هر کوششی در این راه را عقیم ساخته و می سازند.
2- پرورش عالمانی با عنوان شهره جهانی نظیر ملاصدرای شیرازی و میرزای شیرازی، و ادیبانی نظیر حافظ، سعدی و وصال شیرازی، حکایت از عالم پرور و ادیب پرور بودن این خطه و دیار دارد که همگان نیز به آن اذعان دارند.
اما نباید دید چه شده است که اگر بخواهیم در این دیار به عالمان و ادیبانمان افتخار و مباهات کنیم باید به گذشته های دور رفته و نام هایی را از لابلای سطور تاریخی قرنها و عصرهای بسیار دور بیابیم و آنجا هم تنها به برگزاری بزرگداشت هایی همچون بزرگداشت ملاصدرا، حافظ و سعدی با هزینه های سرسام آور و عمدتاً بی فایده و بی نتیجه، اکتفا نموده و دل خوش کنیم به جای اینکه با علت یابی افول مقام علم و ادب در این دیار، چاره ای برای آن اندیشیده و بستر تربیت انسانهایی فرهیخته در ابعاد مختلف را فراهم سازیم تا دیگر نیازمند بسنده کردن افتخار به گذشتگان نباشیم؟!!
3- در میان آداب و سنت های پسندیده و حسنه ای که از قدیم الایام بر تارک هر استان فارسی و به خصوص هر شیرازی می درخشید؛ میهمان نوازی مردم این مرز و بوم بوده و هست که گذرنده بر آن را با این خاطره شیرین و به یاد ماندنی، دوباره طالب دیدار این سرزمین میهمان نواز می نموده است و تقریباً به بارزترین صفت برای مردم این شهر و استان تبدیل شده است.
اما باید دید مقایسه رفتار امروز عمده ساکنین آن با گذشته، آیا چنین چیزی را متبادر به ذهن می سازد تا باز هم میهمان نواز بودن خود را به رخ دیگران کشانده و به آن مباهات نماییم؛ و یا با نداشتن برنامه ای مدون در جلوگیری از مهاجرت بی رویه غیر بومیها از شهرها و مناطق مختلف دارای فرهنگ گاه صد در صد مخالف با فرهنگ، آداب و سنت هایمان و اجازه استیلاء فرهنگ ایشان بر فرهنگ اصیل و بی بدیلمان از یک سو، و  باز گذاشتن دست عده ای خودسر در استقبال از میهمانان با سنگ و چوب و چماق در زمان های متعدد و شانه خالی کردن از بار مسئولیت و عذرهای بدتر از گناه مسئولین ذی ربط از سوی دیگر، نه تنها دیگر خود را از داشتن چنین صفتی محروم ساختیم بلکه لکه سیاهی را تا ابدیت تاریخ بر پیشانی این مرز و بوم حک ننمودیم؟!!
4- به اذعان همگان و شهادت تاریخ، بسیاری از محصولات کشاورزی استان فارس در حد نمونه بوده و گاه منحصر به فرد بوده است که کسب مقام صادرات گندم در طول دوازده سال برای این استان در میان سایر مناطق کشور، نمونه بارزی بر این مدعا است.
اما آیا به جای آنکه با برنامه ریزی و مکانیزه کردن کشت و زرع و استفاده از متخصصین علوم کشاورزی و بهینه سازی مصرف آب و جلوگیری از هدر رفت آبها، به بهانه گسترش زمین های کشاورزی و مشغول ساختن عده ای در ظاهر، بهتر نبود تا با به راه اندختن طرح هایی مانند فلاحت و فراغت را به شکل بی رویه و غیر کارشناسانه و با خشکاندن سفره های آب های زیر زمینی، بستر رو به خشکسالی و بیانی شدن این استان را مهیا نموده و هر سال مجبور نشویم برای التماس قطره ای باران حتی برای آشامیدن روز مره خود، چندین نماز باران بخوانیم؟!!
5- وجود بسترهایی نظیر آثار متعدد میراث فرهنگی و گردشگری، معادن، قرار گرفتن استان بر سر شاهراه شمال به جنوب، ارتباط ویژه و گاه سببی ساکنین کشورهای حاشیه خلیج فارس با مردم فارس، ایجاد صنایع مادر و در پی آن اشتغال زایی در حد کلان و زیر بنایی به جای صنایع خرد و دم دستی و بسیاری از بسترهای دیگر، زمینه را برای رشد و تعالی استان فارس تا حد رسیدن به شاخص ترین استان در نمودار توسعه و پیشرفت ، آماده و مهیا نموده است.
اما آیا هم ردیف شدن این استان با پایین ترین استان ها نظیر سیستان و بلوچستان در شاخص توسعه، بالا بودن نرخ بیکاری، بالابودن آمار ناامنی و جرم و جنایت ـ بر طبق آمارهای اعلام شده ـ ، بسته بودن بیشتر کارخانه جات و شهرک های صنعتی استان و مهاجرت صاحبان صنایع به سایر استان ها، سیاسی کاری در تعاملات و استیلاء فضای سیاسی همچون ابری سیاه بر استان و تبدیل آن به استان سیاسی به جای استان گردشگری، صنعتی و کشاورزی، نداشتن یک فرودگاه، راه آهن و اتوبان قابل توجه در استان، به طول انجامیدن چهارده ساله طرح مترو و توجیهات بی اساس مسئولین، و ده ها عنوان و علامت سؤال دیگر، شایسته این استان است؟!!
و آیا اینجا نیست که به یاد سخنان ارزشمند مقام معظم رهبری(مد ظله) می افتیم که فرمودند: ((فارس در قله است)) که شاید منظور معظم له، بودن بسترها و فضاهایی است که فارس را شایسته در قله بودن نموده است که الحق نیز چنین است لیکن نیازمند تحول بنیادین مدیریتی، همت و تلاش مضاعف و مدیریتی جهادی است و گرنه با این شرائط نمی توانیم از خود بپرسیم: ((قله فارس کجاست؟!!!))
سید مرتضی شیرازی 
استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه شیراز