فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1395/2/14
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

دکتر سید مرتضی شیرازی: شاید بهتر باشد تا از قبل از ورود به مباحث گوناگون طلاق و حواشی آن، ابتدا به برخی از نگرش ها در خصوص هدف از آغاز زندگی مشترک، وظیفه خانواده در تربیت فرزندان و آماده سازی آنان برای ورود به فضای جدید و زندگی مشترک، وظیفه زوجین نسبت به یکدیگر قبل و بعد از ازدواج، مسائل و حواشی مرتبط با آنها از نگاه شرع، روان شناسی، حقوقی، آمارها و سایر ابعادی که در بهبود و یا تخریب پایه های زندگی مشترک نقش مؤثری دارند پرداخته شود.

سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری باعنوان:

طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

در روزهای آغازین بهار که اتفاقاً با میلاد باسعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز مصادف شده بود شاهد عبور اتومبیل عروس و دامادی بودم که در خیابان های شهر با شادمانی هرچه تمام تر در حال تردد بود و علاوه بر عروس و دامادی که از شروع این وصلت جدید شادمان بودند، جمعیت زیادی نیز با وسائل نقیله مختلف تلاش میکردند تا با بوق و کرنا،  این شادی و شادمانی را با شور و شعفی وصف ناپذیر مضاعف نموده و این دو جوان را تا خانه بخت بدرقه کنند، صحنه هایی که زیبایی خاصی را در بر داشت و خود می توانست مشوق سایر جوانان و یا حتی .... برای یک وصلت شادمانه گردد.

در این میان، آنچه که غالباً در ورای این شادمانی ها مغفول می ماند چگونگی گذراندن ایّامِ پس از روزهای آغازین زندگی مشترک این زوج جوان است آنهم پس از خاموش شدن تب و تاب های شروع زندگی و شور و نشاط های سنت شیرین ازدواج، که طبق نظریه روان شناسان حداکثر و در بهترین حالت به مدت شش ماه بیشتر طول نکشیده و پس از آن، زندگیِ آرام و یکنواختی برای این زوج جوان ترسیم می شود.

اینجاست که بر اساس هدف ترسیم شده در ذهن این زوج جوان از زندگی مشترک، روند زندگی به پیش رفته و یا دچار دست اندازهایی غیر قابل پیش بینی برای طرفین شده و از بهانه گیری های بسیار بی ارزش شروع شده و به اختلاف های خانمان سوز ختم گردیده و این زوج عاشق و معشوق را به دو موجود متنفر از یکدیگر تبدیل ساخته و راه دادگاه را برای ایشان هموار می سازد و دست آخر هم حکم طلاق این دو، جهت اجرای صیغه طلاق به اشکال مختلف توافقی، خلع و .... به یکی از محضرها ارجاع داده شده و آن شادمانی وصف ناپذیر به تلخکامی بی حد و حصر تبدیل میگردد و بدین وسیله معضل جدیدی برای زوجین، کانون های خانواده طرفین زوجین، فرزندان و جامعه افزوده می شود و این روند دائماً در حال تکرار است.

لذا شاید بهتر باشد تا از قبل از ورود به مباحث گوناگون طلاق و حواشی آن، ابتدا به برخی از نگرش ها در خصوص هدف از آغاز زندگی مشترک، وظیفه خانواده در تربیت فرزندان و آماده سازی آنان برای ورود به فضای جدید و زندگی مشترک، وظیفه زوجین نسبت به یکدیگر قبل و بعد از ازدواج، مسائل و حواشی مرتبط با آنها از نگاه شرع، روان شناسی، حقوقی، آمارها و سایر ابعادی که در بهبود و یا تخریب پایه های زندگی مشترک نقش مؤثری دارند پرداخته شود.

مستفاد و برگرفته شده از آیات الهی طبق آیه شریفه 21 سوره روم: «وَمِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً» ـ و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به سبب ایشان آرامش یابید ، و میان شما دوستی و مهربانی نهاد ـ در خصوص هدف از زندگی مشترک، آرامش یافتن زن و مرد در کنار یکدیگر، دوستی و مهربانی با همدیگر است که به نوبه خود مهمترین و بلکه ارزشمندترین هدف است نه اهدافی همچون پیداکردن نیمه گمشه، تکمیل و جایگزینی نواقص موجود در فرد و جبران آنها از طریق طرف دیگر، برآورده شدن آرزوهای دست نیافتنی، رسیدن به اهداف مادی و کمبودهای مالی در زندگی قبلی، فرار از مشکلات و نابسامانی ها و بد اخلاقی های موجود در خانواده و ده ها هدف به ظاهر چشمگیر و در واقع مخرب؛ که در ادامه بحث ان شا الله به شرح آنها خواهیم پرداخت.

و بدیهی است که به غیر از مبحث آرامش ـ که ان شاالله به تفصیل در باره آن سخن خواهیم گفت ـ پیداشدن نیمه گمشده نمیتواند هدف اصلی از ازدواج باشد چرا که در غالب اوقات تصورات و ادعاهای قبل از ازدواج بر خلاف واقع از کار در می آید و لذا به مرور احساس انسان نسبت به طرف مقابل به سردی گراییده و در نهایت نیز به تصور پیدا کردن نیمه گمشده در شخصی دیگر، هر یک از زوجین یا از یکدیگر جداشده و به دنبال آن میگردند و یا در ظاهر زندگی مشترکی دارند ولی در واقع هر کدام شروع به برقراری ارتباط با شخص یا اشخاصی دیگر برای یافتن آن نیمه پنهان مینمایند؛ که متأسفانه بررسی زیاد شدن بسیاری از ارتباطات غیر رسمی و غیر مشروع، بیانگر شیوع و گسترش این واقعیت تلخ در میان مردان و زنان متأهل جامعه است.

اما در خصوص جایگزینی نواقص موجود در فرد و جبران آنها از طریق طرف دیگر، البته به خودی خود مطلوب است و چه بهتر است که انسان بتواند شریک زندگی اش را از میان کسانی انتخاب کند که در اثر هم نشینی با ایشان و بالاتر از آن به سبب زندگی مشترک، بتواند به بیان زیبا و شیوای سعدی شیرازی: «کمال همنشین در من اثر کرد» تعالی خود را از طریق طرف مقابل کسب نماید؛ لیکن از آنجا که غالب ازدواج هایی که صورت می پذیرد با اطلاعات کافی طرفین در این خصوص نبوده و بیشتر متکی به ظواهر طرفین و صحبت های فیمابین بوده و در عمل پس از مدتی همین نواقص دینی، فرهنگی، ظاهری، اقتصادی، اجتماعی و حتی جنسیتی سبب ایراد گرفتن از طرف مقابل و سرکوفت زدن به او میگردد لذا باز هم تجربه نشان داده است که این هدف از ازدواج غالباً نمی تواند باعث دوام زوجیت بوده و پس از مدتی این موارد نیز به جدایی زوجین از طریق طلاق توافقی و امثال آن میگردد.

و در خصوص دست یافتن به آرزوهای دست نیافتنی خصوصاً در مباحث عاطفی و مادی، باید گفت: از آنجا که به اصطلاح: «آرزو بر جوانان عیب نیست» ظاهراً هیچ اشکالی ندارد که هر یک از زوجین با داشتن یک سری از آرزوهایی که در فضای زندگی خانوادگی و پدری خود، دست یافتن به آنها را برای خود به صورت رؤیا درآمده و لذا گمان می کنند که شاید به وسیله ازدواج و مطالبه آن آرزوها از طرف مقابل بتوانند به آنها برسند و در نتیجه هر کدام به دنبال زوج آرزوهای خود گردیده و نسبت به انتخاب او دچار سختگیری و شرط و شروط می شوند که باز بر اساس آمارها و تجربه این عمل هم از یک سو سبب بالا رفتن سن ازدواج در زن و مرد و رسیدن آن به متوسط سی و دو سال در مردان و بیست و هفت سال در دختران شده است، و از سوی دیگر هم چون زوج آرزوها کمتر نصیب طرف مقابل شده و در صورت پیدا شدن هم پس از مدتی از زندگی مشترک، و نرسیدن به آرزوها در برخی موارد و یا حصول آرزوها در مواردی نادر، احساس دل زدگی و سردی نسبت به طرف مقابل ایجاد شده و هر کدام دیگر دلیلی را برای ادامه زندگی احساس می نماید، جرقه جدایی از همین جا زده می شود و با بهانه گیری ها و بد اخلاقی ها، بستر قهر و قهر کشی ها و در نهایت طلاق مهیا میگردد.

و در خصوص اهداف مادی و کمبودهای مالی در زندگی قبلی به عنوان هدف اصلی یا مهمترین هدف از تشکیل زندگی مشترک ـ که متأسفانه سایه سنگین آن، این روزها در جامعه به وضوح قابل مشاهده است ـ نیز باید گفت که منکر تأثیر مسائل مالی و مادی در جریان زندگی و احیاناً دوام و یا جداشدن زوجین از یکدیگر به این عنوان نبوده و نیستیم ـ چرا که به هر حال هر شخصی متناسب با دسترسی به امکانات مالی و رفاهی، توانایی فراهم آوردن نیازهای خود و خانواده خویش را دارد تا جایی که پرداخت نفقه زوجه بر زوج و فرزندان بر پدر تا سنین خاصی شرعاً واجب بوده و قانوناً نیز الزام آور است ـ لیکن از آنجا که در بهترین حالات نیز هر فردی از جهات مادی دارای فراز و نشیب بوده و: «گاه بر طارم اعلی نشیند / و گاه بر درد بی درمان خود بگرید» از یک سو و از سوی دیگر این جریان متأسفانه به ابزاری برای معدود افرادی در جامعه جهت کسب درآمد شده و چه بسا تنها با گذشت حتی چند روز از ازدواج، اقدام به اجرا گذاشتن مهریه و به اصطلاح خالی کردن کیسه زوج و پر کردن کیسه خالی زوجه گردیده و در بسیاری از موارد نیز منجر به راهی شدن زوج به زندان شده و باعث افزایش روز افزون آمار زندان ها گاه تا هفتاد درصد آمار زندانیان میگردد و همین امر باعث ترس و واهمه بسیاری از جوانان از ورود به مبحث ازدواج شده است ـ که در مبحث علل تأخیر در سن ازدواج و طلاق ان شاالله به تفصیل به آن خواهیم پرداخت ـ لذا باز هم این هدف از زندگی نمی تواند تنها هدف و یا حتی هدفی مهم از تشکیل زندگی مشترک و ازدواج باشد.

و در خصوص هدف قرار گرفتن از تشکیل خانواده و ازدواج به بهانه فرار از مشکلات و بداخلاقی های خانواده پدری، نابسامانی ها و دعواهای موجود در خانواده نیز اگرچه دیده شده که در موارد قابل توجهی به جهت فضای جنجالی و یا سخت گیرانه حاکم بر خانواده پدری، خروج از این فضا و ورود به فضای جدید به امید رهایی و رسیدن به باغ سبز، توانسته عامل مهمی برای تشویق افراد به تشکیل خانواده و ترغیب آنها به ازدواج باشد، لیکن از آنجا که همین رشد کردن در فضای جنجالی و مملو از دعواها و بداخلاقی ها، تأثیر قابل توجهی در تربیت و نماد شخصیتی شخص داشته و مبنایی برای تشکیل فضای جدید می شود و چه بسا فرزند رشد یافته در آن فضا به دنبال خالی کردن عقده های دوران قبلی باشد لذا ازدواج تنها بر این اساس هم غالبا ازدواج های ناموفقی هرچند در دراز مدت بوده و با انتقال این رویه به فرزندان و نسل های بعدی، این رویه متأسفانه در بین چندین نسل به طور متداول جریان می یابد و بدتر آنکه بر اساس تحقیقات و آمارها بر خلاف تصور اینکه فرزندان طلاق عامل مهم بسیاری از ناهنجاری ها تصور می شوند، عامل بسیاری از ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی، فرزندان رشد یافته در فضای جنجالی و بداخلاقی خانوادگی است و لذا از موارد مهمی که در توصیه هایی که در باره تحقیق در خصوص خانواده هر یک از زوجین شده می توان به این مورد اشاره کرد که از جایگاه خاصی برخوردار است که در این خصوص هم ان شاالله به طور تفصیل سخن خواهیم گفت.

و با ذکر موارد فوق می توان نتیجه گرفت که آنچه فطرت و ذات انسانها در خصوص هدف از ازدواج و تشکیل خانواده به آن تمایل دارد چیزی نیست جز رسیدن به یک آرامش واقعی که هر یک از زن و مرد پس از فعالیت های روزانه به دنبال آن می باشند تا باز با گرفتن انرژی مثبت جدید بتوانند چرخه حیات را دوباره چرخانده و لذت کافی را از زندگی خود ببرند و برای زمان هایی طولانی و بدور از دغدغه ها و هیاهوها، با مهر و محبت نه تنها خودشان از زندگی و در کنار هم بودن لذت ببرند بلکه با تربیت فرزندانی با همین خصلت، نسل هایی شاد و مصون از جنجال ها و بلای جان جوامع بشری به نام «طلاق» را تحویل جامعه داده و از بسیاری از معضلات اجتماعی پیشگیری شود که مهمترین آنها را می توان در نگاه ایجابی و مثبت به نیازهای جنسی همچون هوا، آشامیدنی ها، غذا و .... به جای نگاه سلبی و مجرمانه به این ضرورت اولیه بشر از نگاه خانواده، جامعه و برخی حکومت ها دانست که ان شاالله در شماره بعدی در خصوص بحث آرامش به عنوان مهمترین هدف و بلکه تنها هدف از تشکیل خانواده و راه های دست یافتن به آن، به تفصیل در این خصوص به عنوان یکی از مهم ترین عوامل حصول این هدف خواهیم پرداخت.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه