فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1395/2/23
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره3: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی: چه زیباست که با نهادینه شدن این روش در فضاهای مختلف جامعه از یک سو و وضع قوانین و مصوبه های لازم از زوایای مختلف در این خصوص حتی تا مرحله الزام طرفین به رعایت این مورد و اجازه شروع زندگی به طرفین برای آغاز زندگی مشترک پس از گذراندن این مرحله و حضور در مراکز مشاور خاصی پیش بینی شده برای این کار و گرفتن برگه همگونی زوجین برای تشکیل یک زندگی مشترک ـ در کنار آزمایش خون و امثال آنها ـ زمینه زندگی هایی شیرین تر، کم طلاتم تر و آرامی را برای ایشان فراهم آوریم و از وقوع طلاق های های بی حد و حصر و پر شدن دادگاه های خانواده و بدتر از آن طلاق های عاطفی ـ که این روزها به وفور در حال مشاهده است ـ تا حد زیادی جلوگیری نماییم ان شاالله.

مقاله سوُم از سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری باعنوان:

طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

و اما دومین عامل برقراری آرامش به عنوان دلیل تشکیل زندگی مشترک را می توان نوع برخورد زوجین با یکدیگر بیان کرد آن هم از همان ابتدای آشنایی آن هم لحظه به لحظه و آن به آن زندگی و در مسائل گوناگون داخل و بیرون منزل؛ که مراحل مختلفی را در بر داشته و هر کدام از این مراحل دارای اهمیت خاصی است که به اهم آنها اشاره نموده و راهکار و روش بهره مند شدن بهینه آن را بیان می نماییم ان شاالله:

اما از آنجا که شالوده نوع برخورد هر شخصی چه زن و مرد، عمدتاً متأثر از دوران کودکی و تربیت خانوادگی اوست لذا در این زمینه به نکاتی اشاره می شود:

معروف است که از سقراط پرسیدند تربیت فرزند را از چه موقع باید شروع کرد گفت: از چهل سال پیش از تولد؛ و این یعنی دقت و اهمیت در انتخاب همسر حتی از بُعد تولد فرزندی که قرار است از آن زوجین متولد شده و مورد تربیت این دو قرار بگیرد. و جالب است که در این خصوص نیز در مبانی دینی تأکید زیادی شده و فرموده اند: «تَخَیَّروا لِنُطَفِكُم، فَإنَّ النِّساء یَلِدنَ أشباهَ أخَواتِهِنَّ أو أخَوانِهِنَّ» ـ مراقب انتخاب همسرانتان برای کاشت نطفه های خود و فرزند دار شدن از او باشید زیرا که زنان فرزندانی را بدنیا می آورند که شبیه خواهران یا برادرانشان است ـ که البته در این خصوص نیز ان شاالله در قسمت شرائط همسر به تفصیل سخن خواهیم گفت؛ لیکن این نکته را باید دانست که خلق و خوی افراد بر اساس ماهیت و ذاتی که از آن سرشته شده اند حاصل می شود مانند گیاهی که از بذر اصلاح شده بدست می آید و یا بذر عادی، نظیر ضرب المثل معروف: «از کوزه برون همان طراوت که در اوست».

لذا باید گفت آرامش زوجین زمانی می تواند تضمین شود که در خانواده ای دارای آرامش بوده و هر کدام در خانواده ای آرام متولد و رشد یافته باشند و آمارها و تجربه نیز ثابت کرده اند که فرزند رشد یافته در خانواده های متشنج و درگیر صحنه های دلخراش دعواهای بین اعضای خانواده و به خصوص پدر و مادر، غالباً فرزندی متشنج و ناآرام بوده و از قضا نیز بر اساس همان آمارها، بیشترین تعداد جرم، جنایت و بذهکاری ها از فزرندانی صورت میگیرد که در خانواده های ناآرام رشد یافته اند که با یک دقت نظر ابتدایی حصول نتیجه کاملا واضح و آشکار است؛ چرا که فرزندی که هر روز شاهد صحنه های درگیری لفظی و یا گاه متأسفانه فیزیکی پدر و مادر خود باشد بر همان اساس به صورت خودکار رشد می یابد و برای همین امر مهم است که تأکید شده است اگر هم پدر و مادری در خصوص موضوعی اختلاف نظر دارند و نیازمند بحث و یا حتی مشاجره هستند آن را در مقابل فرزندان انجام ندهند تا هم فرزند با دیدن چنین صحنه هایی، علاوه بر شکسته شدن حرمت پدر و مادر ـ چیزی که این روزها متأسفانه در یک روند رو به رشد تصاعدی در بین خانواده ها و جامعه ما در حال اتفاق است ـ اتفاقات این چنینی برای فرزند به طور طبیعی جلوه نموده و در آینده نیز از تکرار آن ابایی ندارد هرچند که این بار با شریک زندگی خود آن را تجربه می کند و همین امر زمینه ساز کلید خوردن مبحث طلاق می شود که نتیجه بررسی جریان بسیاری از پرونده های طلاق و ریشه یابی علت و عامل طلاق بر این موضوع تأکید می کند.

اینجاست که در بحث انتخاب همسر، پیش از آنکه خصوصیات ظاهری، فردی و اخلاقی او باید مورد توجه قرار بگیرد، اطلاع یافتن از فضای حاکم بر خانواده او چه برخورد پدر و مادر با یکدیگر و چه برخورد ایشان با این شخص ـ چه عروس و چه داماد ـ و چه طرز برخورد حتی خواهران و برادران با خود و با شخص، از اهمیت خاصی برخوردار می شود و توصیه شده است که در این راستا دقت نظر خاصی صورت بگیرد ـ البته باز نه در حد وسواس ـ تا با انتخاب همسری رشد یافته در خانواده و فضایی آرام، بستر آرامش نسل بعد فراهم گردد.

و در خصوص برخورد دو زوج جوان از ابتدای آشنایی با یکدیگر تحت عناوینی نظیر فضاهای دانشگاهی، مجازی، اجتماعی و یا نامزدی و امثال اینها، باید گفت آنچه این روزها و در غالب موارد در این گونه آشنایی ها و ارتباطات صورت میگیرد بیشتر از جنبه های احساسی و عاطفی ـ که اولین نیاز هر یک از دختر و پسر نسبت به یکدیگر بوده و همین امر جرقه آشنایی با جنس مخالف را ایجاد می کند ـ بوده و در ادامه نیز با ایجاد وابستگی های عاطفی و دلدادگی ها، دیگر کمتر جایی را برای یافتن عامل آرامش و تضمین کننده ادامه مسیر زندگی باقی می ماند و در بیشتر موارد کار به جایی می رسد که رابطه عاصفی میان دو زوج جوان بر همه چیز غالب میگردد تا جایی که گاه منجر به عشقی مفرط گردیده و مسائلی از قبیل تهدید به خودکشی و اسیدپاشی را نیز در صورت احساس ناکامی در پی دارد که نمونه هایی از آنها متأسفانه گاه و بیگاه در مناطق مختلف به چشم خورده و در صفحات حوادث روزنامه ها به وفور قابل مشاهده است.

بنابراین به نظر میرسد با ایجاد یک فرهنگ سازی در میان اقشار مختلف، به هر یک از دو زوج اجازه داده شود ـ البته پس از پیشرفت اولیه تقاضاهای طرفین ـ تا به راحتی بتوانند از فضای حاکم بر خانواده های دو طرف اطلاع یافته و با علم و آگاهی از این شالوده خانواده، با روحیات همسر خود آشنا شوند تا با آمادگی کافی نسبت رفتارهای طرف مقابل بتوانند ضمن سنجش آن با رفتار خود، در صورت احساس همگونی و تناسب رفتارها، خود را برای هر گونه رفتار او آماده سازند و به قول معروف خود را برای هر گونه رفتار و صحنه غیر مترقبه آماده نمایند.

البته در این راه هم نباید دچار افراط و تفریط شد و در برخی موارد بدون حفظ هیچ حریم و حرمتی فرد را قبل از هرگونه امکان ایجاد رابطه خویشاوندی، کاملاً وارد فضاهای جزئی خانوادگی کرده و او را از تمامی جزئیات با خبر ساخت تا سبب زیادی خواهی های شخص در صورت وجود ضعف هایی در خانواده طرف مقابل شود و به اصطلاح معروف او را پسرخاله فرض کرد آن هم بدون هیچگونه حرمت شرعی، اخلاقی، عرفی و اجتماعی؛ چرا که در بسیاری از موارد این گونه رفتارها، آسیب های زیادی را برای طرف مقابل، خانواده و گاه اقوام زوج یا زوجه ایجاد نموده و همین امر سبب تأخیر در ازدواج وی میگردد زیرا چه بسا که برخی از رازهای درون خانواده باید در همان فضا باقی بماند و نباید دیگران از آن اطلاعی پیدا نمایند که در بخش دیگری در رابطه با رازداری به عنوان یکی از عوامل آرامش میان زوجین ان شالله به تفصیل نیز سخن خواهیم گفت.

و یا به جهت حفظ برخی حرمت های شرعی به خصوص در خانواده های مقید به مبانی دینی و شرعی، تنها چارچوب های خاصی را برای اطلاع رسانی در نظر گرفته و اجازه تعدی از آن را به طرف مقابل نمی دهیم تا جایی که ـ البته به صورت نادر در این زمان ـ حتی زوج اجازه دیدن زوجه و عروس را تا شب عروسی و زفاف نمی یابد هرچند که از نظر شرعی کمتر محدودیتی برای دیدن عروس حتی از نظر فیزیکی وجود دارد تا چه برسد به سخن گفتن با وی و رد بدل اطلاعات مسائل خانوادگی و حتی شخصی و در برخی موارد کاملاً خصوصی فیمابین در جلسات خصوصی حتی بدون حضور شخص ثالث.

در این خصوص و به منظور جلوگیری از هرگونه افراط و تفریطی، پیشنهاد میگردد تا زمانی که توافقات اولیه فیمابین خانواده های عروس و داماد و خود ایشان حاصل شد، عقد محرمیتی فیمابین ایشان برای مدت حداقل سه ماه خوانده شود تا با حفظ موازین اخلاقی و شرعی، امکان حضور هر کدام در فضاهای خانوادگی و بررسی رفتارهای روزانه و عادی خانواده طرف مقابل و خانواده های وابسته به او، زمینه فضایی را که قرار است بعداً در آن زندگی کند بدست آورده و با آمادگی کافی خود را برای ورود به زندگی جدید همراه با آرامش مهیا کند و اگر هم در طول این مدت هر یک از طرفین چه خود عروس و داماد و چه خانواده های ایشان، اخلاق، رفتار و منش یکدیگر را نپسندیدند، حد اکثر بعد از گذشت مدت مذکور هرکدام به سراغ زندگی خود رفته، کامیابی و سعادت خود را در جای دیگری جستجو کند و به نظر می رسد این روش قطعاً بهتر از آغاز زندگی با داشتن کمتر اطلاعی از طرف مقابل خصوصاً در رفتار و کردار او است که عمدتاً نیز به طلاق و جدایی یا سپری کردن ایام همراه با رنج و تعب غیر ضروری و لازم، منجر میگردد.

و چه زیباست که با نهادینه شدن این روش در فضاهای مختلف جامعه از یک سو و وضع قوانین و مصوبه های لازم از زوایای مختلف در این خصوص حتی تا مرحله الزام طرفین به رعایت این مورد و اجازه شروع زندگی به طرفین برای آغاز زندگی مشترک پس از گذراندن این مرحله و حضور در مراکز مشاور خاصی پیش بینی شده برای این کار و گرفتن برگه همگونی زوجین برای تشکیل یک زندگی مشترک ـ در کنار آزمایش خون و امثال آنها ـ زمینه زندگی هایی شیرین تر، کم طلاتم تر و آرامی را برای ایشان فراهم آوریم و از وقوع طلاق های های بی حد و حصر و پر شدن دادگاه های خانواده و بدتر از آن طلاق های عاطفی ـ که این روزها به وفور در حال مشاهده است ـ تا حد زیادی جلوگیری نماییم ان شاالله.

و دومین موردی که در خصوص نوع رفتار زوجین با یکدیگر از همان ابتدای آشنایی و مهمترین عامل ایجاد آرامش در طرف مقابل نقش ویژه ای را ایفا می کند، می توان به اعتماد سازی و صداقت اشاره نمود؛ چرا که در میان رد و بدل شدن سخنان فیمابین طرفین از طریق ارتباط کلامی و رد و بدل اطلاعات شخصی در خصوص ظاهر، عقائد سلائق، خواسته ها و آرزوها، آنچه که باید مورد توجه زوجین باشد آن است که راستگویی را پیشه راه خود قرار دهند تا به مرور زمان بتواند زمینه ساز بسترهای مناسب احساس آرامش در کنار طرف مقابل را به وجود آورد و با همین شروع، در طول مسیر آشنایی قبل از ازدواج و سپس در طول زندگی هم بتواند فضای مناسبی را برای طرفین به وجود آورد ؛ زیرا بهترین عاملی که به انسان احساس آرامش می دهد اعتماد کردن به طرف مقابل در گفتار، رفتار و عملکردها است و در مقابل نیز با اولین خلاف واقع و دروغ، آرام آرام پایه های اعتماد به طرف مقابل سست شده و چه بسا همین امر عامل کلید خوردن زمینه جدایی و طلاق بوده و در دراز مدت منجر به عدم پذیرش سخنان، وعده ها، قول و قرارها و هرگونه روابط فیمابین زوجین خواهد شد. هرچند ظاهراً به نظر می آید که در برخی موارد نادر شاید نگفتن حقیقت به صلاح طرفین باشد البته تا جایی که به تصمیم گیری راجع به ازدواج و ارتباط زناشویی خللی وارد نسازد؛ زیرا گفتن برخی از مسائل تنش زا ممکن است در دراز مدت تأثیرات منفی بر طرف مقابل بگذارد.

البته داشتن همین شیوه صداقت در گفتار، اعمال و رفتار زوجین در صورتی که نهادینه شود و فرزندان نیز آن را لمس کنند به تدریج این امر در خانواده سرایت نموده و فرزندان نیز بر همین منوال رفتار می نمایند تا جایی که دروغ در بین اعضای خانواده از کوچک و بزرگ، به یک امر قبیح و زشت تبدیل گردد.

و  سومین مورد مهم در برخورد بین زوجین که در ایجاد آرامش نسبت به طرف مقابل، برخورد چهره به چهره یا اصطلاحاً فیس تو فیس است که بسیار در باره آن سفارش شده است تا جایی که داشتن چهره گشاده و خندان یکی از امتیازات ویژه برای هر فردی محسوب شده و در انتخاب همسر نیز جزء یکی از سرفصل های مهم است چرا که هر انسانی با دیدن چهره شاد و خندان به نوعی آرامش از طرف مقابل در خود احساس می کند و همین احساس آرامش می تواند حتی در فضای ارتباط اولیه با جنس مخالف، نفوذ و جذابیت خاصی را ایجاد کند و در ادامه نیز هر زمان که هر یک زوجین به یک دیگر برخورد می نمایند، همین چهره خندان است که غبار غم و اندوه را از طرف مقابل زدوده و خستگی را از او برطرف می سازد و به همین خاطر است که سفارش شده تا هم مرد وقتی وارد خانه می شود با چهره ای خندان وارد شود و هم زن هرگاه که به استقبال همسر خود می رود با چهره ای خندان با او روبرو شود چیزی که هرچند ممکن است در ابتدای آشنایی دو طرف با یکدیگر از یک لبخند شروع شود ولی به تدریج جای خود را به بداخلاقی ها و جهره درهم کشیدن ها تبدیل میگردد و با ادامه این روند باز هم احساس آرامش در کنار همسر دچار خدشه شده و با کم رنگ شدن و در نهایت بی رنگ شدن هدف از زندگی مشترک، آرام آرام بستر ساز طلاق  و جدایی میگردد.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه