فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1395/2/30
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره4: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

دکتر سید مرتضی شیرازی: در نقطه مقابل نیز برخی متأسفانه با هدف قرار دادن مسائل مالی از زندگی، به اقداماتی از قبیل به اجراگذاشتن مهریه آنهم با مهریه های سنگین، دست نزده و هم زوج را دچار مشکلات عدیده و در موارد بسیاری روانه کردن او به زندان ننماید و هم باعث تخریب پایه های زندگی و آواره شدن فرزندان نگردد

مقاله چهارم از سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری باعنوان:

                                                                                     طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

و سوّمین عامل برقراری آرامش به عنوان دلیل تشکیل زندگی مشترک، شرائط انتخاب همسر به عنوان شریکی برای در کنار هم بودن به مدت زمانی به اندازه یک عمر است طوری که با گذشت زمان زندگی، روز به روز نسبت به یکدیگر علاقه مندتر شده و لذت بیشتری از زندگی در کنار هم  ببرند نه اینکه روز به روز و سال به سال نسبت به یکدیگر انزجار و یا بی تفاوتی بیشتری پیدا نمایند و در آخر هم تحمل پذیرش یکدیگر را نداشته به سمت طلاق رو آورده و یا به جهت وجود برخی مشکلات از قبیل آبرویی، خانوادگی، مالی، وجود فرزندان، ترس از وقوع در مشکلاتی بدتر و امثال اینها در عین حال اجتناب از طلاق به بهانه های مختلف، تنفر بیشتری نسبت به هم یافته و در بهترین حالت در عین حالی که با یکدیگر زندگی می کنند لیکن کمتر میل و علاقه ای نسبت به یکدیگر داشته و اصطلاحاً به جای آنکه با هم زندگی کنند ، ایام و ساعات زندگی را با تلخکامی سپری می نمایند و هر یک منتظر از بین رفتن دیگری و یا وقوع حادثه ای برای طرف مقابل بوده تا به اصطلاح از شر او خلاصی یابد؛ و در یک کلام در حالتی از طلاق به عنوان طلاق عاطفی به سر برند که باز آمار مراجعه به مشاورین خانواده در خصوص ارائه راهکار زندگی به صورت طلاق عاطفی ـ یعنی اکتفا به بودن در زیر یک سقف با به اصطلاح شریک زندگی و نبودن کمترین رابطه همسری و زناشویی با یکدیگر ـ بیانگر روند رو به گسترش این نوع نامطلوب و شکننده از زندگی و تأثیرات نامطلوب و مخرب آن بر خود زوجین و فرزندان آنها است که به مراتب از طلاق واقعی و جدا شدن به صورت رسمی دارای مضرات بیشتری می باشد.

و شاید به توان این ضرب المثل معروف: «خشت اول گر نهد معمار کج/ تا ثریا می رود دیوار کج» را بتوان در اینجا بکار برد چرا که عدم دقت در شرائط انتخاب همسر در ابتدای کار چه از زمان آشنایی و چه در زمان خواستگاری و ایام عقد، به عنوان اولین مرحله گام برداشتن برای تشکیل یک زندگی مشترک، باعث کج رفتن ستون های زندگی در دراز مدت شده و در نهایت هم دیوار زندگی کج گذاشته شده فرو ریخته و باعث تبدیل عشق ها به تنفرها میگردد که در این خصوص بهتر است باهم مروری بر شرائط انتخاب همسر داشته باشیم تا ببینیم همسر و شریک زندگی با داشتن چه شرائطی می تواند آرامشی را که هدف اصلی از تشکیل زندگی مشترک است را تأمین نماید:

شرائط انتخاب همسر: بر اساس مطالب گذشته شاید بتوان چهار چوب انتخاب همسر را تا حدودی بدست آورد لیکن چون این بخش از تصمیم زوجین نقشی اساسی در آینده زندگی ایشان و فرزندانشان دارد به سر فصل هایی از آن اشاره می نماییم.

1ـ کفو و همگون بودن دو طرف: نقش این شاخص در انتخاب همسر نقشی ویژه بوده و دربردارنده تمامی شروط انتخاب همسر است چرا که از زوایای مختلفی  به شرائط انتخاب همسر نگریسته و آن را مورد کنکاش قرار می دهد که از جمله آنها می توان به وجود تناسب در سطح فرهنگی میان زوجین و خانواده های ایشان ایشان کرد چرا که در صورت نبودن این تناسب مهم، آستانه تحمل دو طرف در یک اندازه نبوده و جه بسا از همان ابتدای آشنایی و خواستگاری و امثال اینها بر سر هر مسدله ساده ای زمینه اختلاف فیمابین دو طرف ایجاد شده و بسیار دیده شده که عروسی های زیادی به همین دلیل حتی در شب عروسی به نزاع و اختلاف نظر منجر شده و گاه علاوه بر مشاجرات لفظی به دعواهای فیزیکی هم منجر گردیده است؛ چرا که اگر دو طرف در یک سطح متناسب فرهنگی باشند به راحتی از کنار برخی مسائل و مشکلات ابتدایی گذشته و چشم پوشی می نمایند نه اینکه حتی بر سر رنگ و طول رمان دسته گل عروس، انتخاب شکل لباس عروس و داماد، انتخاب وسائل سر سفره عقد، انتخاب آرایشگاه عروس، و گاه مسائل بسیار ابتدای تر از آن، با یکدیگر به مشاجره بپردازند.

البته این بحث از منظرهایی نظیر تناسب در سطح سواد و مدرک زوجین و خانواده ایشان، تناسب در میزان درآمد و سطح زندگی مادی و مالی زوجین و خانواده ایشان، تناسب در سطح جایگاه اجتماعی زوجین و خانواده های ایشان، تناسب در طرز تفکر و نگاه زوجین و خانواده های ایشان به هدف از زندگی مشترک، تناسب در به اصطلاح به روز بودن و یا سنتی بودن زوجین و خانواده طرفین، تناسب در سطح خواسته های زوجین از یکدیگر و زندگی و خانواده های ایشان، و سایر موارد این چنینی قابل بحث و بررسی است که هر کدام می تواند در تشکیل یک زندگی آرام و همراه با آرامش و یا به چالش کشیده شدن زندگی مشترک و در پایان جدایی و طلاق زوجین نقش مؤثری را داشته باشد که بهتر است در باره هر یک از موارد خاص به شکل موردی تصمیم گیری کرد هرچند که بسیاری از آنها در باره همگان قابل اجرا است.

2ـ بحث داشتن اندام متناسب با سلیقه هر یک از زوجین نیز به نوبه خود بحثی جدی و قابل توجه است تا جایی که حتی از نظر شرعی، داماد می تواند علاوه بر چهره، بدن  عروس را قبل از خواستگاری رسمی با شرائط خاص دیده و بپسندد و هیچ نقطه مبهمی در این خصوص نباید وجود داشته باشد و حتی در برخی از موارد مطابق نظر برخی از مراجع نیز اگر در خوب و غیر واقعی جلوه دادن عروس و داماد به طرف مقابل در زمان خواستگاری اقدامی صورت گیرد این اقدام می تواند در صورت اثبات به عنوان یکی شرائط برهم زدن عقد واقع گردد؛ چرا که در صورت عدم توجه به این معنی ـ همانطور که در مباحث پیشین نیز اشاره شد ـ در زمان خلوت با جنس مخالف، این امر منجر به عدم لذت از او گردیده و از نظر روان شناسی اقناع کافی برای طرف مقابل ایجاد نمی نماید و خود به یکی و شاید مهمترین عامل انزجار طرفین از یکدیگر تبدیل شده و عامل جرقه خوردن شعله های جدایی و طلاق میگردد؛ بنابراین پیشنهاد میگردد که هر یک از زوجین در این خصوص تعارفات و حیا را به عنوان سد راه برای اطلاع یافتن کافی از شکل فیزیکی طرف مقابل کنار گذاشته و از طرق مختلف و حداقل از طریق مادر، خواهر و یا افراد مؤنثی که با عروس در ارتباط بوده و یا کسانی که با داماد در ارتباط باشند از این جهت اطمینان کافی حاصل نمایند تا فرد مورد نظرشان تا حد قابل قبولی، شرائط جسمی و ظاهری مد نظر ایشان را داشته باشد.

3ـ میزان تحصیلات زوجین می تواند به عنوان پارمتری مهم در زمان ما مد نظر قرار داده شود تا جایی که بر اساس بررسی آمار و پرونده های طلاق، کم توجهی به این معنی در دراز مدت غالباً موجب ایجاد اختلاف فیمابین زوجین گریده و در نهایت نیز زمینه فخر فروشی یکی بر دیگری و در نهایت طلاق مهیا میگردد؛ البته این بدان معنی نیست که حتما باید یک داماد دکتر با یک عروس دکتر ازدواج کند و امثال اینها، بلکه داشتن سطح تحصیلی نسبی برای زوجین عامل مهمی برای پذیرش سخنان یکدیگر در مقاطع مختلف تصمیم گیری در زندگی و متهم نکردن دیگری به نداشتن سواد کافی و در نتیجه طائب نبودن تصمیمات شخص است چرا که خواه یا ناخواه چنین احساس می شود که داشتن سطح علمی و سواد در نوع تصمیم گیری تأثیر قابل توجهی داشته و همین امر در صورت نبود تناسب در میان زوجین و حتی گاه در میان پدر و مادر و خانواده دو طرف زمینه ساز ناساگاری ها و نپذیرفتن حرف هریک از زوجین نسبت به یکدیگر است. بنابر این پیشنهاد می شود شاخص متناسب بودن سطح سواد هر یک از عروس و داماد و حتی خانواده های ایشان در بحث انتخاب همسر و خواستگاری به عنوان یک پرامتر مهم مد نظر قرار بگیرد.

4ـ اگرچه همانطور که قبلاً گفتیم تشکیل زندگی بر اساس اهداف مادی در بیشتر موارد در نهایت منجر به نبود عاطفه لازم میان زوجین شده و به اصطلاح ضرب المثل معروف: «قرب بند کیفتم/ تا پول داری رفیقتم» در صورت ایجاد خلل در وضعیت مالی هر یک از طرفین و مخصوصاً شوهر، باز زمینه دور شدن قلب ها ایشان از یکدیگر شده و بستر جدایی و طلاق را فراهم می کند ولی در نظر گرفتن نقشی مهم برای مسائل مادی و مالی برای ایجاد روابط عاطفی هم در ارتباطات اولیه و هم در شروع و استمرار زندگی قابل انکار نیست تا جایی که در بحث همگونی زوجین با یکدیگر داشتن تناسب در مسائل مالی میان زوجین و خانواده های ایشان به عنوان یک اصل در نظر گرفته شده و پیشنهاد شده است که هرگز با داشتن فاصله های زیاد طبقاتی مالی نسبت به ازدواج با طرف مقابل اقدامی صورت نگیرد؛ جرا که به هر حال همانطور که هم در شرع آمده و هم در مباحث قانونی و حقوقی به آن تصریح شده است زن و فرزندان واجب النفقه مرد بوده و مرد مکلف به تأمین هزینه های زندگی ایشان در حد شأن و جایگاه اجتماعی آنان است و یکی از مواردی که زن می تواند از همسر خود به محاکم قضایی شکایت کند تحت عنوان نفقه و مباحث مربوط به آن است؛ البته این بدان معنی نیست که هیچگاه نباید یک داماد دارای سطح مالی متوسط و یا پایین تر به خواستگاری دختری از قشر مرفه و پولدار جامعه برود و بالعکس. بنابر این پیشنهاد می شود که باز هریک از زوجین برای انتخاب همسر خود، سطح و توان مالی طرف مقابل را سنجیده و با اطلاع کافی از آن اقدام به خواستگاری کنند تا همین اختلاف سطح مالی و توقعاتی که قطعاً خصوصاً برای دختری که در یک زندگی خوب و مرفه به سر برده است به وجود می آید باعث نزاع و اختلاف میان زوجین نگردیده و زوج را در تنگناهای زندگی دچار مشکلات آنچنانی ننماید تا در برخی موارد مجبور به داشتن چند شغل و یا متأسفانه فروش کلیه و امثال اینها برای تأمین مخارج زندگی نگردد.

و در نقطه مقابل نیز برخی متأسفانه با هدف قرار دادن مسائل مالی از زندگی، به اقداماتی از قبیل به اجراگذاشتن مهریه آنهم با مهریه های سنگین، دست نزده و هم زوج را دچار مشکلات عدیده و در موارد بسیاری روانه کردن او به زندان ننماید و هم باعث تخریب پایه های زندگی و آواره شدن فرزندان نگردد که در این خصوص نیز پیشنهاد میگردد علاوه بر در نظر گرفتن تناسب لازم مالی میان زوجین و خانواده های ایشان و بیان واقعی توان مالی هریک به عنوان یک اصل، بدور از یکسری کتمان ها و بلوف زدن ها، بحث مهریه از عنوان «عند المطالبه» که غالباً دست و پای زوج را در هم می پیچد، به عنوان «عند الاستطاعه» تغییر یافته و یا تحت عنوان دیگری نظیر «عند احد الاجلین» ـ در صورت یکی از دو اتفاق طلاق یا مرگ ـ مورد بررسی قرار بگیرد تا علاوه بر اینکه از همان ابتدا هدف از زندگی بر اساس مسائل مادی صرف تعریف نشود بلکه هر یک از زوجین بدون چشم داشت خاصی، مسیر زندگی زیبای مبتنی بر عاعطفه و عشق به یکدیگر را برای خود ترسیم نمایند نه اینکه زوج بیچاره همواره در برزخی مرگبار از هر لحظه به اجرا گذاشته شدن مهریه توسط زن بسر برده و همین امر زمینه کم علاقگی و بعضاً بی علاقگی مرد نسبت به زندگی مشترک گردد ـ چیزی که این روزها متأسفانه به وفور در جامعه قابل مشاهده بوده و باعث از هم گسیختگی بسیاری از زندگی ها گردیده و میگردد ـ البته مفهوم این معنی تعیین و الزام مقدار خاصی از مهریه برای حل این معضل نیست ـ هرچند که بر طبق مبانی دینی بهترین دختران کسانی شناخته شده اند که مهریه کمتری دارند ـ بلکه چون مهریه یکی از خواسته های زن از مرد در ابتدای زندگی مشترک است توافق بر سر آن یک امر ضروری است و مرد هم باید بداند که هم از نظر شرعی و هم از نظر حقوقی و قانونی با پذیرش مقدار مهریه، به همان مقدار و یا معادل آن به همسر و زوجه خود مدیون است و باید آن را به او بپردازد که ان شاالله در این خصوص و هدف از تعیین مهریه برای زن از ناحیه مبانی دینی و یا مباحثی نظیر ظلم به مردان در خصوص بار کردن هزینه تأمین مهریه علاوه بر هزینه های زندگی، در بحث عوامل اصلی طلاق به تفصیل سخن خواهیم گفت.

5 ـ توافق اخلاقی که این روزها به عنوان یکی از سر فصل های مهم جدایی و طلاق در میان همسرانی با عناوین پر سرو صدایی نظیر طلاق توافقی است یکی از نکات قابل توجه و در خوری است که به راحتی نمی توان به آن دست یافت چرا که هر انسانی دارای طبایع اخلاقی متفاوتی است که باید به آن دست یافت و تنها در صورت امکان دستیابی درست به آن، می توان از تشکیل زندگی مشترک بر اساس توافق اخلاقی سخن گفت و اطمینان یافت که این زندگی می تواند استمرار داشته باشد؛ چرا که در صورت اختلاف اخلاقی میان زوجین و بطور مثال گرم مزاجی یکی در کنار سرد مزاجی دیگری و یا خونسرد بودن یکی در کنار عصبی بودن طرف مقابل، بدون داشتن اطلاع قبلی معمولاً دردسر ساز شده و در صورتی که پیش زمینه لازم جهت آمادگی برخورد با آن وجود نداشته باشد پس از گذشت زمانی که دیگر توان تحمل طرف مقابل از بین میرود عاملی میگردد که در بهترین حالت طرفین ـ حتی در بعضی موارد با گذراندن زمانی بسیار طولانی از زندگی ـ با عناوینی همچون نبود توافق اخلاقی مجبور به جدا شدن از یکدیگر میگردند که در این خصوص هم ان شاالله در بحث عوامل ایجاد طلاق به تفصیل سخن خواهیم گفت.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه