فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455
1395/2/30
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره5: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی شیرازی: روی سخن را با خانواده ها در میان میگذاریم که اگر هر نوع توقعی را از فرزندتان پس از ازدواج دارید و یا میخواهید همسر او و خانواده اش در آینده برای شما آن را برآورده سازند بهتر است از همان ابتدا با فرزند خود و همسر و خانواده او در میان بگذارید تا نکند خدای نکرده در دراز مدت با برآورده نشدن خواسته ای شما، دخالت در زندگی شیرین فرزندتان و همسرش، آرام آرام به تنش و فضای متشنج تبدیل نموده و در نهایت با جدا شدن ایشان از یکدیگر نه تنها بهترین آرزوی شما که خوشبختی فرزندانتان است محقق نشود بلکه خدای ناکرده قوزی بالای قوز برای شما ایجاد شود.

6 ـ بی مناسبت نیست که در ادامه مقاله قبلی به موضوع قابل توجهی تحت عنوان مرد سالاری یا زن سالاری حاکم بر هر یک از خانواده طرفین و در نتیجه تأثیر آن بر عروس و داماد تربیت یافته در آن فرهنگ نیز به عنوان یکی از پارامترهایی که در خصوص شرائط انتخاب همسر باید مدّ نظر قرار بگیرد بپردازیم زیرا این موضوع در نحوه برخورد زوجین با یکدیگر و تربیت نسل های بعدی و حتی در صورت نبودن اتفاق نظر بین زوجین می تواند در دراز مدت باعث بداخلاقی ها، عدم تحمل یکدیگر و در نهایت نیز طلاق گردد که در این خصوص به نکاتی اشاره میگردد:

همانطور که گفته شد فضای حاکم بر خانه و خانواده باید فضای توافق و تفاهم باشد تا به هیچ وجه زمینه اختلاف بین زوجین به وجود نیاید لیکن از آنجا که جامعه کوچکی مانند کانون خانواده نیز نیازمند یک مدیریت خوب، با تدبیر و توانمند است تا بتواند مسیر تعیین شده و مورد توافق بین طرفین را پیگیری نموده و آن را به نتیجه مطلوب برساند حتی در مورد تربیت فرزندان؛ لیکن از آنجا که طبق ضرب المثل معروف: «دو پادشاه در یک اقلیم نمی گنجند» باید گفت که در زندگی خانوادگی هم نمی توان همزمان شاهد وجود دو مدیر زن و مرد بود لذاست که در این خصوص هم از همان ابتداء آشنایی، دانستن نحوه تربیت و توافق بر سر راه نحوه مدیریت فضاهای مختلف خانه و خانواده میان زوجین باید محل بحث قرار بگیرد تا هر یک با تعیین وظیفه محوله بتوانند زمینه لازم برای ایجاد یک زندگی همراه با آرامش را فراهم آورند که در این خصوص دو نظریه و روش بطور معمول میان خانواده ها به چشم میخورد که به بررسی نقاط مثبت و منفی هر یک می پردازیم:

روش اول که در بیشتر خانواده های ایرانی به چشم میخورد اداره فضای داخل خانه و خانواده توسط زن است که از آن با اصطلاح معروف زن سالاری یاد میشود به این معنی که مرد در بیرون خانه دارای حاکمیت نسبی است ولی در داخل خانه دیگر این زن است که حرفش بر کرسی نشسته و مرد باید تابع او نیز باشد چه در مسائل کوچک و چه در مسائل بزرگ و مهم؛ که در این خصوص از آنجا که در غالب اوقات بیشترین کسی که در داخل خانه بوده و با مسائل منزل و فرزندان به طور مستقیم در ارتباط است تا حدی باید تابع این نوع مدیریت بود چرا که به طور معمول مرد در فضای بیرون منزل فعال بوده و کمتر از فضای داخل آن اطلاع دارد لیکن توجه به این نکته قابل توجه است که چون مرد به عنوان نان آور خانه و خانواده شناخته می شود بی توجهی به نظرات او عملاً باعث دلسردی وی نسبت به تلاش لازم برای ساختن زندگی مناسب در ابعاد مختلف آن گردیده و در دراز مدت، انگیزه لازم را برای تلاش بیشتر زوج و پدر خانواده میگیرد زیرا او احساس می کند که نگاه خانواده به وی تنها به عنوان تهیه کننده اسباب و لوازم آرامش است نه تأمین کننده آن، آنهم تا حدی که گاه با پیشرفت روند خواستن ها و زیاده خواهی ها، عملاً او را وادار به انتخاب چند شغلی و تلاشی بیش از حد توان، او وادار نموده و عملاً کمتر شاهد حضور فیزیکی او در کنار همسر و فرزندان و ایجاد رابطه عاطفی بین ایشان هستیم؛ چیزی که این روزها متأسفانه در بسیاری از خانواده ها شاهد آن هستیم.

و ادامه این روند از یک سو آرام آرام باعث تحلیل و کاهش توان فکری و جسمی مرد برای کار کردن و برآورده ساختن نیازهای خانواده میگردد و از سوی دیگر کاهش تدریجی حضور فیزیکی مرد و پدر در خانه و در بین اعضای خانواده، باعث کاهش گرمی و فضای صفا و صمیمیتی که آرامش لازم را برای همسر و فرزندان باید به وجود آورد میگردد و این یعنی آغاز نقطه سردی روابط و ایجاد جرقه درگیری ها و تشنج ها و در نهایت فراهم شدن بستر جدایی و طلاق؛ چرا که نمی توان از مردی که از طلوع آفتاب تا پاسی از شب را در بیرون از خانه به دنبال تأمین هزینه های زندگی است و با جسمی فرسوده و تنی رنجور و خسته وارد خانه می شود توقع عاطفه و مهربانی داشت و همین امر از آنجا که حتی از نظر ژنتیکی نیز بر روابط زناشویی بین زوجین تأثیر منفی گذاشته و اولین و مهمترین هدف از تشکیل زندگی مشترک را نیز خدشه دار می سازد، به تدریج اثرات منفی روانی را بر هر دو گذاشته و طبق نظر روان شناسان، هر چه زن و مرد در روابط جنسی فیمابین دچار خلل شوند تأثیر مستقیمی بر سایر روابط ایشان را به همراه داشته و بسترساز زمینه های بیخودی و بی هویتی ایشان میگردد تا جایی که حتی در محیط کار و خانه نیز بی حوصلگی و بی انگیزه بودن هریک را به همراه خواهد داشت.

پس در این خصوص باید گفت که در عین حالی که حضور بیشتر فیزیکی زن در خانه شاید بتواند عامل احساس مسئولیت بیشتر وی و در نتیجه تسلط او بر امور خانه و خانواده باشد اما از آنجا که قبلاً هم اشاره شد چون هدف از تشکیل زندگی مشترک آرامش یافتن زن و مرد در کنار یکدیگر است، هر عملی که این هدف اساسی را خدشه دار کند پسندیده نبوده و مورد قبول نیست.

اما در خصوص روش دوم مدیریت و اداره خانواده که به مردسالاری معروف گردیده و در بیشتر کشورهای عربی قابل مشاهده است به این معنی که نگاه به زن خانه نگاه به کنیز و خادم و کارگر خانواده است نیز هم از جهاتی پسندیده و قابل توجه است و هم از جهاتی قابل نکوهش و ایراد؛ چرا که اولاً بر اساس یک قاعده ژنتیکی که ظرفیت توان جسمی و تعقل مرد را بیشتر از زن تنظیم نموده و در مقابل عاطفه و مهر و محبت را در زن نهاده است تا هر دو و در کنار هم بتوانند مکمل یکدیگر باشند، هرچه این حس ذاتی توانمندی و مدیریت در مرد بیشتر به منصه ظهور برسد مرد مطابق خلقت ذاتی، احساس مفیدتر بودن بیشتری را در خود درک می کند و لذا برای به اثبات رساندن این حس درونی، تلاش خود را مضاعف نموده و از هیچ کوششی برای بالابردن کارایی خود دریغ نمی نماید و در مقابل نیز زن که برای اظهار عاطفه و داشتن پر مهر همسری و مادری و ایجاد تعادل در خانواده آفریده شده با انگیزه بیشتری می تواند نسبت به امر اقدام نموده و فضای خانواده و خانه را گرم نماید تا همسر و فرزندان بتوانند در این فضای مشعوف از عاطفه و مهر و محبت قرار گرفته و زندگی طعم زیبای خود را در برداشته باشد.

مخفی نماند که اولا منظور از پیشنهاد این روش به اسیری گرفتن زن در خانه نیست تا فقط بپزد و بشوید و خود را همانند یک کنیز و کارگر، سرگرم کارهای خانه نماید بلکه خود حضور زن در فضای خانه آنهم در مدت زمان بیشتر، هم برای مرد احساس آرامش بیشتری را به همراه دارد و هم برای فرزندان؛ چرا که از قدیم گفته اند زن چراغ خانه است و واقعاً نیز هر کدام از ما با مراجعه به زندگی های خود این امر را به وضوح لمس می نماییم؛ و ثانیاً آنچه که متأسفانه امروزه از آن به عنوان یک عمل کم ارزش و گاه توهین آمیز یاد می شود تحت عنوان کار در خانه و تمییز کردن و پختن و امثال آن در واقع یک نگاه فمنیسمی به زن است که نه تنها به دنبال ارزش گذاشتن برای زن نیست بلکه با فضاسازی های جنجالی، زن را از جایگاه ارزشمند خود به عنوان یک مادر جامعه ساز اعم از مرد ساز و فرزند ساز، به یک کنیز تنزل داده اند چرا که نحوه نگاه به هر عملی می تواند در نوع نگاه انسان به آن عمل تأثیرگذار باشد و اگر از همین منظر به کار مرد نیز نگریسته شود می توان او را نیز کارگری در نظر گرفت که مجبور است با عرق ریختن و تلاشی شبانه روزی، درآمدی را حاصل نموده و آن را دراختیار زن و فرزندان قرار داده و در آخر چه بسا حتی مورد تقدیر و تشکر اعضای خانواده نیز قرار نگیرد؛ لیکن از آنجا که افراد هر جامعه ای در جای خود دارای نقش های ارزنده ای بوده و هر کدام مانند اعضای یک بدن هستند که در عین حالی که هریک از آنها وظیفه ای را بر عهده دارند نمی توانیم از وجود هیچکدام بی نیاز باشیم ولی این به معنای ترجیح هیچ عضوی بر عضو دیگر نیست.

بنابر این این بسیار کج فهمانه است که با نگاه حقارت به کارهای خانه و فرزند داری نگریسته شود و در عوض تصور شود که اگر شخصی چه زن و چه مرد دارای کار و یا موقعیت اجتماعی خاصی باشند ارزشمند بوده و قابل تقدیر و احترامند چرا که وقتی از خانمی مانند همسر بیل گیتس میلیاردر معروف جهان و صاحب شرکت مایکروسافت پرسیده می شود که بهترین آرزوی شما چیست؟ در کمال ناباوری پاسخ می دهد: اینکه مادر خوبی برای فرزندان خود باشم و این نشان دهنده رشد فکری یک زن دارای جایگاه و مقام به ظاهر ارزشمندی مانند همسر پولدارترین فرد جهان است چرا که به این نتیجه رسیده است که اگر بتواند فرزندان خوبی را تربیت کند در واقع توانسته است خود و همسرش را جاودانه سازد و فرزندان تربیت شده به دستان او می توانند هم در زمان زندگی او و همسرش باعث سرافرازی و ایجاد آرامش باشند و هم آینده و آیندگانی را بسازند که همواره یاد و خاطرات او را زنده نگهدارند.

بنابراین یکی از پارامترهایی که باید در ابتدای آشنایی و خواستگاری مورد توجه زوجین قرار بگیرد آشنایی  با نوع تربیت یافتن هر یک از طرفین از جهت مدیریت خانه و خانواده است تا با ترسیم هر یک از این روش، بتوانند روش زندگی مورد علاقه خود را نیز تبیین نموده و بر همان اساس به تفاهم و اتفاق نظر برسند که به عنوان یک طرح تا حدودی تجربه شده در خانواده های موفق، پیشنهاد می شود همانطور که در سایر موارد زندگی مشترک بحث شریک زندگی به معنای تفاهم به معنای تبادل نظر در میان است و نه تحمیل نظر، در اینجا نیز همین روش مورد توجه قرار بگیرد البته با در نظر گرفتن پارامترهای مطرح شده و نوع نگاه ها به هر یک از جایگاه های زن و مرد.

7 ـ دقت در خواسته های هر یک از زوجین می تواند معیار مهمی در انتخاب همسر باشد چرا که گاهی از اوقات نوع تفکر و توقع زوجین از زندگی و طرف مقابل در روند ترسیم کننده زندگی تأثیر بسزایی داشته و در بسیاری از مواقع اگر توقع شخص از زندگی تأمین نشود اسباب دلسردی وی به زندگی و شریک او گردیده و این روند سرخوردگی قابل توجهی را برای ایشان به وجود می آورد؛ بنابراین پیشنهاد می شود که هر یک از طرفین با ارائه واقعی خواسته های معقول خود از زندگی مشترک و شریک زندگی خود از همان ابتدا، توانمندی طرف مقابل خود را میزان سنجی نموده و با سنجش او و آگاهی کافی از میزان برآورده ساختن خواسته هایشان از سوی طرف مقابل، اقدام به تشکیل زندگی با وی نمایند؛ البته این بدان معنی نیست که حتما باید به دنبال یک انسان کامل و خالی از نقص بود بلکه صرف اطلاع و آمادگی از توان طرف مقابل نسبت به توان برآورده ساختن خواسته ها، آمادگی لازم را برای برخورد با خواسته ها و توقع برآورده شدن آنها به وجود می آورد که بررسی آمارهای طلاق به وضوح به بسیاری از این دست مشکلات اشاره می کند.

8 ـ و آخرین موردی که به نظر می رسد در رابطه با شرائط انتخاب همسر باید مورد توجه قرار بگیرد توجه به توقع خانواده های طرفین از این زوج و خانواده های ایشان است؛ چرا که گاه و بلکه در بسیاری از موارد دیده شده که زوجین با یکدیگر اتفاق نظر داشته و چه بسا زندگی خوب و آرامی را با یکدیگر در آغاز و سپس در طول زندگی سپری می نمایند ولی برخی توقعاتی که در بیشتر موارد بی مورد است، از ناحیه خانواده ها از فرزند خود و یا طرف مقابل و خانواده او چه مادی و چه احساسی و یا اجتماعی مطرح می شود که کم کم به نوعی دخالت در زندگی زوجین منجر شده و هر یک از ایشان علیرغم علاقه فراوان به همسر خود، با در بن بست قرار گرفتن از ناحیه خانواده خود و یا خانواده طرف مقابل، عرصه را بر خود تنگ دیده و پس از گذر از آستانه تحمل، ادامه وضع موجود برای ایشان امکان پذیر نبوده و در نهایت منجر به جدایی و طلاق میگردد که این نوع طلاق در اصل فشارهای عاطفی و روحی فراوانی را به زوجین وارد ساخته و چه بسا تا آخر عمر امکان یافتن آرامشی را که به دنبال آن بوده و برای آن اقدام به زندگی مشترک نموده بودند برای ایشان فراهم ننماید هرچند که هر یک از ایشان اقدام به تشکیل زندگی جدیدی نمایند؛ چرا که شکست عاطفی ناشی از جدا شدن از شریک زندگی که هر یک ار زوجین در کنار او آرامش را حس نموده بودند در بیشتر موارد قابل جبران نیست.

بنابراین در این قسمت روی سخن را با خانواده ها در میان میگذاریم که اگر هر نوع توقعی را از فرزندتان پس از ازدواج دارید و یا میخواهید همسر او و خانواده اش در آینده برای شما آن را برآورده سازند بهتر است از همان ابتدا با فرزند خود و همسر و خانواده او در میان بگذارید تا نکند خدای نکرده در دراز مدت با برآورده نشدن خواسته ای شما، دخالت در زندگی شیرین فرزندتان و همسرش، آرام آرام به تنش و فضای متشنج تبدیل نموده و در نهایت با جدا شدن ایشان از یکدیگر نه تنها بهترین آرزوی شما که خوشبختی فرزندانتان است محقق نشود بلکه خدای ناکرده قوزی بالای قوز برای شما ایجاد شود.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه

لازم به ذکر است به منظور تبادل نظر نویسنده مقاله با خوانندگان محترم و شنیدن پیشنهادات و انتقادات ایشان و نیز بیان خاطرات شیرین یا تلخ زندگی که بتواند ایشان را در ارائه هر چه بهتر و کارآمدتر این سلسله مقاله رهنمون باشد میتوانید مطالب خود را به آدرس پستی: شیراز/ نبش چهاراره مشیر کد پستی: 7139747478 و یا آدرس پست الکترونیک:  smsh2248@gmail.com ارسال نمایید.