فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455
1395/3/9
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره7: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

حجت الاسلام و المسلمین دکتر شیرازی: شاید بتوان به جرأت گفت که یکی از دلائل به وجود آمدن و گسترش مشکلات خانوادگی، عدم استفاده از تجربیات گذشتگان و به تعبیری نسل قبلی ها است آنهم با این توجیه که آنها با ما تفاوت های زیادی از حیث تکنولژی ها و علوم روز دارند و ما خودمان را به مراتب چند قدم از آنها جلوتر می بینیم؛ غافل از اینکه روش زندگی و خوب زندگی کردن، نه تنها ارتباطی با قدیم و جدید ندارد بلکه با بررسی های بعمل آمده، هر چه نسل های بعدی از تکنولژی و رفاه بیشتری برخوردار می شوند، روند صفا و صمیمیت بین اعضای خانواده کم رنگ تر شده و شکاف عاطفی بین ایشان روز به روز عمیق تر میگردد

مقاله هفتم از سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری باعنوان:

                                                           طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

دوستی میگفت یادش بخیر قدیما کرسی ای بود و جمع خانوادگی و فامیلی ای بود و مادر بزرگ و پدر بزرگ در کنار سایر اعضای خانواده برای بقیه قصه و خاطره تعریف می کردند و حافظ و سعدی میخوندند و خلاصه جمع جمع بود و فضای خانواده پر بود از صفا و صمیمیت و دیگه نه جایی می موند برای گله و گله گذاری و نه وقتی می موند برای دعوا و مرافعه؛ بعدشم همگی شاد و شنگول می رفتند تو رختخواباشون و تاصبح خواب راحتی می کردند و صبح شاد و سر حال آماده شروع بکار و یک زندگی شاد و سرزنده می شدند و باز همین روش ادامه داشت و تو همین جمع های فامیلی و خانوادگی هم از همه چیز صحبت می شد و به خصوص از بحث خواستگاری و پیدا کردن عروس برای داماد و معرفی عروس و دامادها به خانواده ها؛ و خلاصه چه بسا همونجا هم میبریدند و می دوختند و با وجود زندگی ساده و ظاهراً سختی که بود و امکانات رفاهی امروزی نبود، ولی شادی و شادمانی از سر و روی اعضای خانواده موج می زد و اگر هم اختلافی چیزی بود با پا در میانی بزرگ تر خانواده همه چیز به خیر و خوشی و سلام و صلوات ختم به خیر می شد و دیگه کمتر کسی حرف از جدایی می زد و بحث طلاق یک چیز خیلی عجیب و غریب بود و هر زن و مردی تلاش می کرد زندگی خودش رو به بهترین نحو سر و سامان بده و چی می شد که زن و مردی بخوان از هم جدا بشن.

بیان خاطرات گذشته از این جهت شایان ذکر است که بدانیم این طور نیست که هر چیزی جدید آن لذت بخش است بلکه نگاه به زندگی نسل های قبل ـ البته آنهم نه خیلی قبل شاید حد اکثر دو نسل قبل ـ مسائلی را برای ما یادآور می شود که اگر به دقت به آنها نگریسته شود می توان درس عبرت های خوبی از آنها برای نسل جدید به دست آورد؛ چرا که بخش قابل توجهی از مسیر و خط مشی زندگی انسان ها بر اساس تجربیاتی است که غالباً از طریق اطرافیان و یا دوستان بدست می آید و به فرموده امیر بیان: «عاقل آن است که از تجربه های خود بهره مند گردد و انسان عاقل تر آن است که از تجربه های دیگران برای خود استفاده کند»؛ بنابراین شاید بتوان به جرأت گفت که یکی از دلائل به وجود آمدن و گسترش مشکلات خانوادگی، عدم استفاده از تجربیات گذشتگان و به تعبیری نسل قبلی ها است آنهم با این توجیه که آنها با ما تفاوت های زیادی از حیث تکنولژی ها و علوم روز دارند و ما خودمان را به مراتب چند قدم از آنها جلوتر می بینیم؛ غافل از اینکه روش زندگی و خوب زندگی کردن، نه تنها ارتباطی با قدیم و جدید ندارد بلکه با بررسی های بعمل آمده، هر چه نسل های بعدی از تکنولژی و رفاه بیشتری برخوردار می شوند، روند صفا و صمیمیت بین اعضای خانواده کم رنگ تر شده و شکاف عاطفی بین ایشان روز به روز عمیق تر میگردد که در ادامه به دلائل آن تحت عنوان عوامل طلاق اشاره میگردد ان شاالله.

با بیان خاطره ای شیرین و کوتاه و مطالب بعدی ابتدای مقاله قطعاً اولین و مهم ترین عامل ایجاد طلاق و جدایی بین و زن و مرد بر همگان مشخص گردید که در این باره با توجه به آمارهای بررسی شده از علل طلاق و پرونده های موجود در دادگاه های خانواده از یک سو و تحقیقات بعمل آمده در خصوص عوامل تحکیم و انسجام خانواده و از هم گسیختگی ها  از سوی دیگر به بررسی مطالب خواهیم پرداخت:

1ـ از آنجا که بهترین و تأثیر گذارترین نوع برخورد دو فرد در یکدیگر، برخورد چهره به چهره یا به اصطلاح فیس تو فیس است و به همین دلیل است که می بینیم علیرغم وجود تکنولژی های پیشرفته چه در بحث تعلیم و تربیت و چه در مذاکرات سران کشورهای مختلف و تصمیم گیری های اساسی، باز هم رنج سفر را به جان خریده و عازم سفرهای طولانی گاه از یک طرف زمین به طرف دیگر آن میگردند؛ بنابراین آنچه که توصیه شده است گذاشتن وقت بیشتر اعضای خانواده و به خصوص زن و مرد با یکدیگر و پدر و مادر با فرزندان است تا با برخوردهای چهره به چهره، فرکانس های محبت بین ایشان مرتباً در رفت و آمد بوده و دیدن چهره های خندان و یا حتی نگاه کردن به لبهای در حال سخن گفتن، ارتعاشاتی را برای طرف مقابل ایجاد می کند که خروجی آن همان صفا و صمیمیت است و شاید یکی از دلائل تأکید مبانی دینی در خصوص نگاه کردن به چهره پدر و مادر و یا چهره عالم و امثال اینها که از آن به عبادت یاد شده، همین باشد تا افراد را به برخوردهای روبرو تشویق کنند و از فاصله های احتمالی به وجود آمده به هر دلیلی، جلوگیری شود؛ لذا باید گفت که بررسی ها نشان می دهد که از آنجا که متأسفانه در زندگی های امروزی کمتر شاهد وقت گذاشتن افراد خانواده و به خصوص زن و شوهر برای کنار هم بودن و برخورد چهره به چهره، هستیم مهمترین عامل انسجام بین زن و شوهر را از دست می دهیم چرا که هر چه ارتباط مستقیم زن و شوهر زمان کمتری را شامل شود سیگنال های محبیتی که باید بین ایشان رد و بدل شود کمتر شده و در نتیجه علاقه و عشق قلبی که لازمه یک زندگی موفق زناشویی است تبدیل به یک نوع علاقه ظاهری گردیده و در نتیجه زمینه و بستر بگو مگوها و اختلافات فیمابین مهیا شده و آرام آرام مسیر جدایی و طلاق فراهم می شود.

2ـ اگرچه تصور اینکه کار کردن و حضور زن در صحنه های مختلف اجتماعی و خارج از خانه، به ظاهر تصوری صحیح و ارزشمند است؛ لیکن با توجه به اینکه بر اساس تحقیقات بعمل آمده حضور زن در خانه و گرمابخشی او به فضای خانه، خانواده، همسر و فرزندان قابل جبران با چیز دیگری نیست و به نظر می رسد که علیرغم تفکرات به ظاهر امروزی و روشنفکرانه که لازمه پیشرفت زن امروزی را گذراندن وقت قابل توجه زن در فضای خارج از خانه دوشادوش مردان می داند، حضور زن در خانه و آماده سازی فضای خانه برای ورود همسر از کار و فرزندان از مدرسه و امثال آنها حضوری لازم و ضروری است چرا که از یک سو هر یک از همسر و فرزندان که مدت زمانی را در خارج از خانه بسر می برند نیازمند آنند که پس از یک زمان طولانی کار و تحصیل در خارج از خانه، فضایی آرام را پیش روی خود داشته و خستگی ها را برطرف سازند که بهترین فضا برای رفع خستگی خانه و محیط آرام منزل در کنار خانواده و به خصوص همسری که برای آرامش آفریده شده می باشد؛ و از سویی دیگر نبود زن و مادر در خانه به علت کار و امثال اینها خود خستگی هایی را برای زن و همسر به همراه دارد که خود او نیز به فضای آرامی نیازمند است و با تلاقی با شوهر و فرزندانی که خود نیز نیازمند فضای آرام و آرامش هستند زمینه ساز بروز تلخی ها و عدم تحمل یکدیگر به جهت خستگی های دو طرفه است و در این رابطه نیز چون هر کدام خود را صاحب حق دانسته و علت مهیا نبودن فضای آرام منزل را خستگی کار و تلاش بیرون از خانه می داند ـ که البته همین طور هم می باشد ـ لذا زمینه جر و بحث و اختلافات فیمابین فراهم شده و در نتیجه با بالا گرفتن دعواها و نزاع ها و تکرار آنها، خود به خود بستر تلخی ها و رنجش ها به وجود آمده و همین موضوع مبحث عدم تحمل طرف مقابل و در نتیجه مبحث طلاق را آماده سازی می کند که بهانه گیری های بعدی و سوق پیداکردن کار زوجین به دادگاه و گرفتن حکم طلاق نتیجه این مبحث است که غالباً مغفول می ماند.

بنابر این پیشنهاد می شود که بحث کار کردن زن در خارج از محیط خانه و حضور در فضاهای مختلف کار و اجتماعی منوط به این باشد که اگر خانمی توان اداره همزمان داخل و بیرون خانه را داشته باشد این عمل برای او مطرح باشد ولی اگر کارهای بیرون منزل باعث خلل قابل توجهی به فعالیت های داخل خانه شود این کار پیشنهاد نمی شود؛ البته تصور نشود که منظور از این عبارت نگاه کارگرانه به زن خانه است بلکه همانطور که در مقالات قبلی اشاره شد این عمل در زنجیره تشکیل خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است تا جایی که حتی در صورت استفاده از کارگر برای امور خانه داری، باز هم کوچکترین عمل زن در خانه به مراتب تأثیر عاطفی خود را بر همسر و فرزندان میگذارد البته خود این امر منوط به قدردانی همسر و فرزندان نیز می باشد.

3ـ بر اساس آخرین تحقیقات در خصوص علل کاهش انسجام خانواده ها، نتیجه غیر قابل تصوری توجه محققین اروپایی و آمریکایی را به خود جلب کرد و آن اینکه روآوردن نسل امروز به غذاهای آماده و فست فود و تهیه غذاهای آماده، مهمترین عامل کاهش انسجام خانواده است چرا که بر اساس این تحقیقات که بر روی حدود پانصد خانواده صورت گرفته، در خانواده هایی که زن شخصاً اقدام به پخت غذا نموده و اعضای خانواده غذای پخته شده زن و مادر خانواده را تناول می کنند به مراتب دارای فضای عاطفی و دوستی و محبت بیشتری از خانواده هایی هستند که از غذاهای آماده استفاده می کنند و این مورد در خصوص خانواده هایی که از هردو نوع غذا استفاده می کنند نیز به راحتی ملموس بوده و قابل مشاهده است که با ارزیابی علت این واقعه به این نتیجه رسیدند که زمانی که زن خانواده ومادر مشغول پختن غذا می شود دم و بازدم تنفس های او بر غذاها تأثیر مستقیم گذارده و همین دم و بازدم ها عملاً عشق، علاقه و محبت را از طریق غذا به همسر و سایر اعضای خانواده سرایت می دهد ولی این امتیاز در غذاهای آماده وجود ندارد لذاست که توصیه می کنند که خانواده ها سعی کنند تا جایی که امکان دارد از غذاهای پخته شده در منزل استفاده کنند تا در جهت تحکیم انسجام خانواده گام مؤثری بردارند؛ که خود این موضوع باز نشان دهنده تأثیرات مثبت و ارزشمند اهتمام زن خانواده و همسر در رسیدگی به کارهای مرتبط با اعضای خانواده و از جمله شوهر است و همین امر خود یکی از عواملی است که زن هر چه حضور پررنگ تری داشته باشد خانواده مستحکم تری را خواهیم داشت و در عوض حضور کم رنگ زن در خانه و اهتمام نورزیدن به مسائل مرتبط با فضای خانه و خانواده، به مرور بستر را برای به سردی گراییدن ارتباطات فراهم نموده و در نتیجه با کاهش عاطفه و محبت میان اعضای خانواده و به خصوص همسر، مقدمات جدایی و طلاق فراهم می شود.

4ـ بحث درآمدزایی زن و به نوعی استقلال مالی و مادی زن و وابسته نبودن او به شوهر و در تنیجه نرفتن زیر بار حرف ها و زور گویی های همسری که بخواهد از طریق فشارهای مالی حاکمیت خود را به اثبات رسانده و بخواهد پدر سالی خود را به همسر و فرزندان خود به کرسی بنشاند، اگرچه به ظاهر توجیه خوبی برای پذیرش اشتغال زن و درآمد زایی اوست لیکن بر اساس تجربه های فراوان و آمار عوامل طلاق، خود همین استقلال مالی در بسیاری از موارد عامل مهمی برای بستر سازی عدم تمکین زن از شوهر و کاهش زمینه های محبت میان زن و شوهر شده و از آنجا که زن دیگر احساس نیاز خاصی به همسر خود نمی کند با اندک اختلاف نظری راه دادگاه را در پیش گرفته و کوس جدایی زده می شود؛ و شاید به همین دلیل باشد که در مبانی دینی بحث پرداخت نفقه همسر و فرزندان با عنوان واجب بیان شده تا اولاً مرد منّتی بر زن و فرزندان خود نداشته باشد و ثانیاً چون یکی از راه های اعمال مدیریت ـ و نه زور گویی ـ مسائل اقتصادی است مرد و پدر خانواده بتواند مدیریت صحیح زندگی خود را از این طریق نیز اعمال کند و در غیر این صورت نظام خانواده نمی تواند از ثبات و انسجام کاملی برخوردار باشد؛ هرچند که در عین حال بیان شده که اگر زن درآمدی را داشت و یا ارثی به او رسید در نحوه خرج کردن آن آزاد است و مرد حق اجبار کردن زن در این خصوص را ندارد و حتی در این صورت نیز بحث واجب النفقه بودن زن بر مرد و لزوم تأمین هزینه های زندگی زن نیز به قوت خود باقی است و از بین نمی رود.

5 ـ با حضور وسیع زنان در عرصه های کارهای مختلف کار، اوّلاً عرصه برای کار کردن مردان که وظیفه اصلی ایشان برای درآمدزایی و برآورده ساختن نیاز اقتصادی خانواده شامل زن و فرزندان است، تنگ شده که امروزه آمار بیشمار بیکاری مردان در اکثر نقاط جهان قابل توجه است و در نتیجه با نبودن کار برای مردان و نداشتن منبع درآمد، عملاً بی رغبتی برای ازدواج و تشکیل خانواده در بین مردان و جوانان گسترش می یابد و خود این عامل باعث بالا رفتن سن ازدواج در پسران گاه تا حدود سن سی و پنج سالگی و یا بیشتر و به همان تناسب در دختران به سنین بیست و هشت سالگی و گاه تا بالای سی سالگی میگردد که خود این موضوع به نوعی معضل برای افراد، خانواده ها و جامعه تبدیل میگردد و مسائل جانبی ناشی از تأخیر در امر ازدواج جوانان ـ علیرغم وجود نیاز فطری دو جنس مخالف به یکدیگر بر اساس مطالب گذشته ـ که از جمله آنها می توان به همان بحث ازدواج سفید و اثرات مخرب آن اشاره کرد، بیش از پیش دامنگیر جامعه فضاهای مختلف جامعه میگردد که متأسفانه این روزها در فضای جوامع مختلف بشری و به خصوص جامعه ما به وضوح قابل مشاهده است.

ثانیاً: بکار گیری زنان برای کارهای مختلف حتی کارهای سختی که حتی فیزیک جسمی زن تناسبی با آن ندارد، به نوعی بیگاری گرفتن زنان تبدیل شده است چرا که در بیشتر موارد بکارگیری زنان به جهت پرداخت حقوق کمتر گاه تا نصف حقوق مردان و یا کمتر از آن است و خود این نه تنها احترام گذاشتن به شأن زن نیست بلکه به نوعی پایین آوردن شأن زن را در پی دارد تا جایی که زنان به نوعی دست مایه آمال و غرایض گاهاً هدفدار تبدیل شده و به این وسیله زنان از مسیر طبیعی فطری ترسیم شده برای ایشان به عنوان مظهر آرامش، عاطفه و مهر و محبت خارج شده و در مقابل زمختی، سخت بودن و رفتارهای خشک ناشی از فضای کار جای آنها را گرفته و چون تناسبی بین این دو وجود ندارد لذا عملاً زن را دچار دوگانگی می نماید و همین جریان باعث تلخکامی هایی در فضای خانواده و برخورد با همسر و فرزندان میگردد و در پایان نیز، باز مسیر ناسازگاری ها هموار گردیده و بستر کشاکش، اختلاف و نزاع و در ادامه بحث طلاق و جدایی مهیا میگردد.

بنابراین پیشنهاد میگردد که زنان تا جایی که امکان دارد و اجباری در کار نباشد به جای رفتن بر سر کار چه به قصد درآمدزایی برای خانواده و یا احساس استقلال مالی از شوهر و امثال اینها، رسیدگی به امور زندگی و همسر و فرزندداری را برای خود دارای اولویت اول محاسبه نمایند و البته باید قوانینی نیز تدوین گردد تا ضمن ارج نهادن به کارِ زن در خانه و خدمت به خانواده، نسبت به تکریم زنان خانه دار تا سطحی به مراتب ارزشمندتر از زنان شاغل و ایجاد مشوق های لازم، اقدامات عملی صورت پذیرد و حتی مبحث بیمه و حق بازنشستگی زنان خانه دار که مدتی قبل بحث آن در مجلس شورای اسلامی و مراکز قانون گذاری نیز مطرح بود دوباره به جریان درآمده و به این وسیله با ترغیب زنان به حضور هرچه بیشتر در فضای خانه و ایجاد فضای آرام و آرامش برای اعضای خانواده و به خصوص همسر، در حل یکی از بزرگترین معضلات جامعه یعنی سست شدن پایه های تحکیم خانواده گامی اساسی و عملی برداشته شود و با برگشت انسجام هرچه بیشتر به خانواده ها، عملاً از یک سری معضلاتی همچون اعتیاد گسترده با آماری نزدیک به چهار میلیون معتاد، طلاق حدود سی درصدی و در برخی مناطق شصت درصدی و بدتر از آن سطح وسیع و رو به افزایش طلاق های عاطفی، صدها هزار زندانی، ناهنجاری های اخلاقی و جنسی و امثال اینها، گام مؤثری برداریم.                    ....... به امید آن روز

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه

لازم به ذکر است به منظور تبادل نظر نویسنده مقاله با خوانندگان محترم و شنیدن پیشنهادات و انتقادات ایشان و نیز بیان خاطرات شیرین یا تلخ زندگی که بتواند ایشان را در ارائه هر چه بهتر و کارآمدتر این سلسله مقاله رهنمون باشد میتوانید مطالب خود را به آدرس پستی: شیراز/ نبش چهاراره مشیر کد پستی: 7139747478 و یا آدرس پست الکترونیک:  smsh2248@gmail.com ارسال نمایید.