فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1395/3/31
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره8: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

حجت الاسلام و المسلیمن دکتر سید مرتضی شیرازی: شاید یکی از دلائل عدم استقبال جوانان امروز از ازدواج، معضل بزرگی به نام «مهریه» باشد که همچون غولی بی شاخ و دُم در مقابل جوانان قد علم کرده و ترس و واهمه ای را به جان ایشان انداخته است به گونه ای که حتی اگر تمایل زیادی به تشکیل خانواده داشته باشند پس از برخورد با مهریه های سنگین هزار، دو هزار، سه هزار سکه، سال تولد عروس، وزن عروس و مقیاس هایی از این قبیل از یک سو، و مشاهده حجم وسیع زندانیانی که به جهت عدم توان پرداخت مهریه به گوشه های زندان ها رفته و از زندگی طبیعی و شرافتمندانه خود نیز بازمانده اند از سوی دیگر، از تصمیم خود منصرف شده و از ازدواج سر باز می زنند؛ واقعیتی که امروز گریبان جامعه ما گرفته و سخت آن را می فشرد.

مقاله هشتم از سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری باعنوان:

                                                           طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

شاید یکی از دلائل عدم استقبال جوانان امروز از ازدواج، معضل بزرگی به نام «مهریه» باشد که همچون غولی بی شاخ و دُم در مقابل جوانان قد علم کرده و ترس و واهمه ای را به جان ایشان انداخته است به گونه ای که حتی اگر تمایل زیادی به تشکیل خانواده داشته باشند پس از برخورد با مهریه های سنگین هزار، دو هزار، سه هزار سکه، سال تولد عروس، وزن عروس و مقیاس هایی از این قبیل از یک سو، و مشاهده حجم وسیع زندانیانی که به جهت عدم توان پرداخت مهریه به گوشه های زندان ها رفته و از زندگی طبیعی و شرافتمندانه خود نیز بازمانده اند از سوی دیگر، از تصمیم خود منصرف شده و از ازدواج سر باز می زنند؛ واقعیتی که امروز گریبان جامعه ما گرفته و سخت آن را می فشرد.

آری «مهریه» هم از مدتی پیش شده بلای جان هر ایرانی و کابوسی که هر جوان ایرانی پس از گذران لحظات شیرین ازدواج، هر شب به خواب تازه داماد آمده و لذت خواب شیرین را از او می گیرد تا زمانی که عروس خانم به هر دلیلی آن را به اجرا گذارده و حکم جلب و بازداشت شوهر خود را از دادگاه طلب نماید و با عدم توانایی پرداخت آن از طرف شوهر، دستبند به دست مسیر زندان را به او نشان می دهند و برای این تازه داماد ـ گاه در همان شب عروسی ـ شیرینی ازدواج و عروس کشان و امثال آن تلخ کامی روانه زندان شدن را جایگزین نموده و سوء سابقه ای می شود برای آقای داماد و این روند روز به روز در حال تکرار است و آمار زندانیان مهریه در حال افزایشی چشمگیر.

آیا مگر نمی دانیم که اگر مهریه ای هم در مبانی دینی برای عروس در نظر گرفته شده، به جهت کرامت اوست تا با شروع زندگی مشترک نقطه شروعی برای تکریم زنان باشد و نه جرقه و آتش زیر خاکستری برای از هم پاشیدن زندگی، و گرنه این همه سفارش به ازدواج که در همان مبانی دینی شده، لغو و بیهوده به نظر می رسید چرا که با بررسی واقعیات جامعه امروز، عملاً این دو سفارش در تناقض با یکدیگر بوده و همدیگر را خنثی می کنند. مگر نه اینکه طبق همان مبانی دینی مطابق آیه چهارم سوره نساء: «و آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِّنَّ نِحلَه»، عمدتاً مهریه به «نِحله» و به معنای هدیه مرد به همسرش تعبیر شده و اینکه در بحث هدیه بیشتر نظر هدیه کننده ملاک است نه هدیه گیرنده، و این به معنای تکریم مرد است نسبت به زن برای شروع  یک زندگی خوب؛ نه اینکه خود این عمل به ظاهر نوید بخش، عاملی شود برای واپس زدن مرد نسبت به زن در ابتدای تصمیم به خواستگاری و در پایان هم بلای جان و راهنمای ویرانگری برای زندگی های عاشقانه!!!

آیا این نظریه که مهریه پشتوانه ای است برای زن که در صورت طلاق و جداشدن از همسر آنهم با مقادیر سرسام آور امروزی، توانسته است از یک سو شیرینی یک زندگی آرام را در کام افراد جامعه استمرار بخشد و از سوی دیگر هم زنانی را که با داشتن مهریه های سنگین از همسران خود جدا شده و آن را برای خود پیروزی و فتح الفتوح می دانند، می تواند نظریه درستی بوده و توانسته است در حل معضلات اجتماعی ناشی از از هم گسیختگی های وسیع امروز خانوده ها نقشی را ایفا کند؛ و یا اینکه خود این جریان شده قوزی بالای قوز دیگر و دست آویزی برای تسلط زن بر مرد و کاستن از توان قدرت مدیریتی مرد در خانواده و در نتیجه شکسته شدن انسجام کانون خانواده و در ادامه نیز تأثیر پذیری فرزندان از این فضای غبارآلود و بی محلی به تربیت پدر و مادر و خود سری ایشان در اوامر و نواهی والدین و آنچه امروزه در بیشتر خانواده ها قابل مشاهده است؟؟!!!

ظاهراً برخی فراموش کرده اند که برای چه چیزی قرار است تشکیل زندگی بدهند و با جنس مخالف خود در زیر یک سقف قرار بگیرند!! اگر قرار این باشد که از این راه به نان و نوایی رسید و به قول معروف بار خود را بست، آیا این خود نمی شود یک نوع کلاهبرداری با روشی آبرومندانه و قابل پیگرد قانونی و حقوقی؛ انگیزه ای که قارچ وار در فضاهای مختلف جامعه در حال رشد بوده و همچون طاعون، چتر خود را بر خانواده ها انداخته است و دست و پای جوانان را برای پا پیش گذاشتن برای خواستگاری و ازدواج به لرزه درآورده و یا کلاً آنان را از ازدواج منصرف می سازد؟؟!!! مگر نه اینکه قرار است تا با قرار گرفتن در کنار همسر، آرامشی را که هر یک از دو جنس مخالف به دنبال آن بودند تا پس از بازگشت از کار و تلاش روزانه، در کنار طرف مقابل خود احساس نموده و بوسیله آن خستگی ها را از تن بدر کنند و باز با گرفتن انرژی، مجدداً برای شروع یک زندگی زیبا و پرتلاش در یک روز جدید، آماده شوند و با گسترش این آرامش از خانواده ها به جامعه، جامعه آرام و پرتلاشی را رقم بزنیم و روز به روز از آمار جرم و جنایت ها بکاهیم؟؟!! مگر نه اینکه در جامعه آرام حاصل از خانواده های آرام و سر و سامان گرفته، می توان از یک سو طعم شیرین خوشبختی را چشید و از سوی دیگر به طی کردن پله های ترقی در ابعاد مختلف امیدوار بود و بسترهای مدینه فاضله را فراهم آورد؟؟!!

اینجاست که بحث لزوم بازنگری در احکام و قوانین شرعی و حقوقی و حتی زیرساخت های اجتماعی، می شود بحثی جدی، تا فقها، حقوقدانان و جامعه شناسان از یک سو و خانوادها از سوی دیگر چاره ای بیاندیشند و فکری به حال این بلای خانمان سوز جامعه مدنی بنمایند و جامعه را از عملیات فرسایشی آمار رو به رشد افزایش سن ازدواج تا مرز سی سالگی و بالاتر برای دختر و پسر از سویی، و پر شدن زندان ها و افزایش میزان طلاق های ناشی از مهریه های سنگین و سرسام آور از دیگر سوی، نجات دهند و هر روز شاهد کشف خانه های فساد بیشتری در بخش های مختلف شهر و روستا نبوده و مسیر صحیح رفع تمایلات و نیازهای جنسی دو جنس مخالف را ترسیم نموده و پیش بینی ها و پیشگیری های لازم را برای آن در نظر گرفت پیش از آنکه دیگر کار از کار گذشته و دیگر نشود برای جبران خسارتها کاری کرد!!!

و اصلاً این چه رسمی است که بیشتر در اثر یک چشم و هم چشمی، چه دختران و چه خانواده ها روند صعودی مهریه را در پیش گرفته و حاضر به توقف در این مسابقه دو سرعت نیستند و به اصطلاح هر یک سعی می کنند از دیگر عقب نیافتند و از یکدیگر کم نیاورند؟؟!! مگر مهریه جایزه قرعه کشی است یا مزایده فروش کالا که هر دختری دارای مهریه سنگین تری بود دارای وجاهت بیشتری بوده و گرنه کم ارزش و کم اهمیت جلوه نموده و در بین فامیل و دوستان و آشنایان بایستی احساس سرافکندگی کند؟؟!! و آیا ارزش یک دختر نجیب، سازگار با زندگی و بسترساز یک زندگی موفق برای خود، همسر و فرزندان با میزان مهریه قابل سنجش است و یا اینکه ارزش چنین زنی چنان زیاد و گرانبها است که آن را نمی توان ارزش گذاری کرد؟؟!! مگر نگفته اند که از دامن زن مرد به معراج می رود و پشت سر هر مرد موفقی زن خوب و عاقلی است؟؟!! مگر می شود ارزش های این چنینی را با پول و سکه  و امثال اینها سنجید و آن را ملاکی قرار داد برای انتخاب یک همسر شایسته؛ و در غیر این صورت، هم دختر باید در خانه بماند و هم پسر جرأت پا پیش گذاشتن برای خواستگاری و ازدواج را نداشته و یا دچار فساد و هرزگی شده و مرتباً در پارتی های شبانه حضور یابد و یا دچار آسیب های شدید عصبی گردیده و از ادامه روند زندگی طبیعی باز بماند و جامعه بشود جامعه ای که متأسفانه امروز شاهد آن هستیم؟؟!!

بنابراین به نظر می رسد تا از یک سو با بستر سازی و فرهنگ سازی صحیح برای اقشار مختلف جامعه مطابق با فرهنگ ها، آداب و رسوم اصیل ایشان، مبحث ازدواج و هدف از تشکیل زندگی مشترک با روش های مختلف و نوین آموزشی و از همان ابتدای شروع به تحصیل از طریق کتب درسی و آموزش و پرورش به نوعی به ایشان آموزش داده شود تا برای در کنار قرار گرفتن با شریک زندگی خود آمادگی نسبی در هر یک از زوجین به وجود آید، و از سوی دیگر چاره ای برای مهریه ها و مقدار آنها اندیشیده شود تا اولاً این طور نباشد که به ابزاری برای کسب درآمد برخی از فرصت طلبان شود و چه بسا در همان ابتدای زندگی از همسر خود آن را مطالبه نموده و در غیر این صورت عاملی برای ایجاد شکاف و دعوا و جنجال ها شده و پایه های زندگی را دچار تزلزل و سستی نماید و ثانیاً در صورت توافق ظاهری زوجینی که عمدتاً در ابتدای کار دچار احساسات شده ـ و با عنوان غلط: «مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته» هر مقدار از مهریه را به راحتی پذیرفته و آن را در عقدنامه متقبل می شود ـ روشی اندیشیده شود تا در عین حالی که شرعاً و قانوناً مقدار مهریه پذیرفته شده از سوی مرد دین و بدهکاری مرد نسبت به زن شمرده می شود، بتوان ترمزهایی برای غلبه بر احساسات طرفین در زمان عقد ایجاد کرد و به طور مثال محضرها مجاز به ثبت مقداری بیشتر از یک مقدار مشخص مهریه در دفترچه های ازدواج نباشد و حتی همان مقدار مشخص هم برای اقشار مختلف متناسب با شغل داماد متفاوت بوده و توان پرداخت آن از سوی مراجعی ذی صلاح بررسی شده و تأیید گردد در عین حالی که همان را هم منوط به استطاعت زوج بدانند نه «عند المطالبه» زوجه از شب عروسی تا هر زمان از روزهای زندگی که آن را تبدیل به کابوس مرگی بر سر مرد نموده و اجازه خوشی و خرمی را از او بگیرد.

و چه زیباست که بانوان محترمه نماینده مجلس شورای اسلامی و به خصوص مجلس دهم که رکورددار نمایندگان زن مجلس از ابتدای انقلاب تاکنون می باشند، در این راه پیش قدم شده و با تشکیل کمیسیون های مختلفی، ابعاد گوناگون این معضل جدی جامعه را مورد بررسی قرار داده و با وضع قوانینی حساب شده و سنجیده با نگاه به همه جوانب خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی، بستر ازدواج های آسان را فراهم ساخته و هم برای معضل افزایش روز افزون سن ازدواج دختران و پسران فکری بکنند و هم برای مردانی که توان پرداخت مهریه های سنگینی که در اثر احساسات در ابتدای ازدواج، زیر بار آن رفته و بلای بزرگی را برای خود خریده اند، چاره ای بیاندیشند تا هم رغبت به ازدواج در جوانان، روند افزایشی قابل توجهی را به خود بگیرد و روز به روز شاهد کاهش معقول سن ازدواج باشیم، و هم با ایجاد بسترهای مناسب، مشکل نیازهای جنسی را تا حدودی برطرف ساخته و جوانان دختر و پسر و در ادامه مردان و زنان جامعه را از روآوردن به خانه های فساد با اشکال مختلف و غیر باور آن ـ که متأسفانه هر روز در اشکال مختلف بروز می کند ـ باز داریم و بساط فساد و توابع مخرب آن را تا حد قابل توجهی از جامعه برچینیم وروز به روز با افزودن انسجام و استحکام کانون های گرم خانواده، جامعه منسجم تر و آرام تری را برای نسل حاضر و نسل های آینده به ارمغان آوریم.                     ....... به امید آن روز

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه

لازم به ذکر است به منظور تبادل نظر نویسنده مقاله با خوانندگان محترم و شنیدن پیشنهادات و انتقادات ایشان و نیز بیان خاطرات شیرین یا تلخ زندگی که بتواند ایشان را در ارائه هر چه بهتر و کارآمدتر این سلسله مقاله رهنمون باشد میتوانید مطالب خود را به آدرس پستی: شیراز/ نبش چهاراره مشیر کد پستی: 7139747478 و یا آدرس پست الکترونیک:  smsh2248@gmail.com ارسال نمایید.