فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455
1395/3/31
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره10: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی: باید در نظر گرفت که اصل در هر خانواده زن و شوهر اند و نه هیچ عضوی دیگر و فرزندان در مرحله بعدی دارای جایگاه و اعتبار می باشند و چه بسا هر یک از زوجین لازم باشد که در برخی موارد برای حفظ جایگاه شریک زندگی خود از وی حتی در مقابل فرزند تمام قامت دفاع نموده و به هیچ عنوان اجازه ندهد تا شخصیت همسرش دچار خلل و سستی شده و فرزندان بتوانند در سردی روابط بین زوجین نقشی داشته باشند

مقاله دهم از سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری با عنوان:

طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

پس از گذشت مدتی از زندگی مشترک، یکی از مواردی که غالباً بین هر زوج جوانی مورد بحث و مشورت قرار میگیرد فرزند دار شدن و حضور فرزند در محیط خانه و زندگی است تا به اصطلاح زندگی را گرمتر نموده و چراغ خانه را فروزان نگه دارد که در نگاه اولیه یک فکر بِکر و قابل تحسین است تا با تنوع بخشیدن به زندگی ای که با سپری شدن ایام، روال عادی را به خود گرفته است، بر شیرنی و حلاوت زندگی افزوده شود؛ لیکن گذشته از اینکه تعیین زمان برای ورود فرزند به فضای زندگی مشترک برای همه افراد یکسان نبوده و تصمیم برای عجله و یا تاخیر در این خصوص، نقش قابل توجهی را برای خود فرزند از جهت مهیا بودن فضای ورود او به زندگی مشترک والدین و پذیرش او به عنوان یکی از اعضای خانواده دارد ـ و چه بسا در بیشتر موارد در خصوص فرزند های ناخواسته و بدون پیش زمینه قبلی، پذیرش فرزند را به خصوص برای خود والدین غیر مترقبه و یا غیر قابل قبول نموده و همین امر بارها و در طول زندگی به صورت سرزنش و یا تقبیح به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم بیان شده و باعث سرخوردگی و احساس زیادی بودن فرزند شده و مشکلات روحی و روانی زیادی را برای او به وجود می آورد و همین جریان باعث تخریب شخصیتی فرزند شده و زندگی آینده او را تحت تأثیر خود قرار داده و با احساس کمبود اعتماد به نفس، هم زندگی کاری و تحصیلی او را تحت تأثیر خود قرار می دهد و هم زندگی مشترکی را که با شریک زندگی خود در آینده تشکیل خواهد داد و چه بسا در ادامه نیز منجر به عدم سازگاری با طرف مقابل شده و در نهایت نیز بستر جدایی و طلاق را فراهم نموده و باعث جدایی این فرزند ناخواسته از همسرش میگردد ـ برای خود زوجین نیز این مسأله می تواند تأثیر بسزایی را در گرم تر شدن و یا سرد شدن زندگی مشترک داشته باشد؛ چرا که از نظر روان شناسی و تجربه و آمار برخلاف آنچه تصور می شود مبنی بر اینکه فرزند نمک زندگی است و باعث تحکیم روابط بین زن و مرد می شود در بسیاری از موارد، حضور یک فرزند ناخواسته منجر به سردتر شدن روابط زوجین شده و فضای کشمکش بین ایشان را قوی تر می سازد و به اصطلاح می شود قوز بالای قوز؛ و در این وسط هم والدین دچار دردسرهای زیادی شده و همان یک ذره لذت قبلی را هم از دست می دهند، و هم فرزند به جهت فضای بدِ به وجود آمده کمتر امکان دریافت محبت کافی از پدر و مادر را پیدا نموده و با مشاهده صحنه های درگیری بین پدر و مادر از جهت روحی دچار سرشکستگی شده و شخصیت وجودیش شکل و ترکیب مناسبی را نخواهد یافت و اگر هم در پایان، مجموعه نزاع های پدر و مادر به جدایی و طلاق منجر شود این فرزند می شود فرزند طلاق و درد سرهایی که برای او در آینده زندگی به وجود خواهد آمد که در مطالب بعدی ان شاالله به تفصیل در این باره سخن خواهیم گفت.

لذا در این خصوص باید قویاً به این مطلب توجه کرد که حفظ جایگاه هر یک از اعضای خانواده اعم از پدر، مادر و هر یک از فرزندان، نقش قابل توجهی را در تحکیم روابط خانواده داشته و کم رنگ شدن هر نقش هر یک از ایشان، انسجام کانون خانواده را دچار خلل نموده و تأثیرات منفی غیر قابل جبرانی را برای ایشان به همراه خواهد داشت و حتی اگر در یک نسل به طور مستقیم بر اعضای خانواده تأثیر نگذارد در نسل های بعدی این اثر به طور قطع و یقین قابل مشاهده است؛ پس باید در نظر گرفت که اصل در هر خانواده زن و شوهر اند و نه هیچ عضوی دیگر و فرزندان در مرحله بعدی دارای جایگاه و اعتبار می باشند و چه بسا هر یک از زوجین لازم باشد که در برخی موارد برای حفظ جایگاه شریک زندگی خود از وی حتی در مقابل فرزند تمام قامت دفاع نموده و به هیچ عنوان اجازه ندهد تا شخصیت همسرش دچار خلل و سستی شده و فرزندان بتوانند در سردی روابط بین زوجین نقشی داشته باشند که در ادامه به شرح و بسط آن ان شاء الله خواهیم پرداخت.

با دقت در مطالب گذشته در خصوص هدف از تشکیل زندگی و روش های تربیتی و نقش و جایگاه هر یک از زوجین در خانواده خودشان که مهمترین عامل تشکیل شخصیت ایشان است می توان به وضوح فهمید که جایگاه پدر و مادر در کانون خانواده یک جایگاه محوری بوده و هر چه روابط فیمابین ایشان روابط قوی تر و منسجم تری باشد فرزندان نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته و ایشان نیز از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار گردیده و خود همین اعتماد به نفس کافی، زمینه ساز تشکیل یک زندگی گرم و موفق برای دو زوج جوان جدید خواهد بود؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که اصل در زندگی را باید به زن و شوهری اختصاص داد که با اهداف زیبا و رعایت مطالب گذشته اقدام به تشکیل زندگی مشترک داده و قرار است تا آخر عمر در کمال صفا و صمیمت اسباب آرامش یکدیگر بوده و پایه گذار یک زندگی آرام و ارزشمند برای نسل های بعدی گردند و این نکته کلیدی باید همواره به عنوان یک اصل در طول زندگی زناشویی مورد توجه زوجین قرار بگیرد که: «ما زن و شوهر اصلیم و باقی فرع اند».

لذا بر خلاف نظریه رایج، می توان گفت که از نگاه روان شناسی و مطابق آمار و تجربه های شنیده شده، یکی از مهمترین عوامل جدایی ها و طلاق ها حضور فرزند در میان اعضای خانواده است؛ چرا که در بسیاری از موارد، هدف اصلی زندگی مشترک ـ یعنی همان به سکون و آرامش رسیدن زن و شوهر در کنار یکدیگر ـ را مورد خدشه قرار داده و در بیشتر موارد، بدون توجه به اینکه این جریان به سردی روابط بین زوجین منجر می شود با بالا رفتن نزاع ها بین زن و شوهر به دنبال علت العلل آن گشته و به بن بست می رسند غافل از اینکه حضور فرزند در زمان نامناسب در فضای زندگی، عامل اساسی این سردی روابط بوده و هر یک از زن و شوهر و پدر و مادر فعلی که تا قبل از حضور فرزند با داشتن وابستگی ها و علاقه فیمابین خود و همسرشان دارای زندگی گرم و شیرینی بودند با حضور فرزند به جهت معطوف شدن بخشی از علاقه ها و وقت گذاشتن هر یک از زوجین برای فرزند ـ که امری طبیعی نیز می باشد ـ از میزان علاقه به همسر کاسته شده و آرام آرام موجبات دلزدگی از همسر در هر یک از زوجین به وجود می آید و حتی چه بسا در این حالت نیز در صورت ابراز احساس نیاز به مهر و محبت همسر از سوی هر یک از زوجین، با عکس العمل نامناسب از سوی طرف مقابل روبرو گردیده و آن همسر نیز خود را در این خصوص ذی حق احساس نموده و طرف مقابل خود را فردی مقصر و خاطی جلوه دهد غافل از اینکه این فرد که همسر و شریک زندگی او است و در حال حاضر با حضور فرزند نقش پدر یا مادر را ایفا می کند هنوز همان همسر است و به عاطفه، مهر، صمیمت و نگاه و رفتار محبت آمیز شریک زندگی خود نیاز دارد و عذر حضور فرزند برای کم گذاشتن هر یک از موارد دلخواه قبلی همسر، عذری بدتر از گناه بوده و قابل بخشش نیست.

پس باید با قاطعیت گفت که انتخاب زمان فرزند دار شدن یک امر ضروری و کلیدی است که می تواند به گرم تر شدن و یا سردتر شدن روابط بین زن و شوهر به عنوان دو شریک زندگی منجر شده و تأثیر گذار باشد که اگرچه با توجه به روحیات افراد مختلف نمی توان زمان مشخصی را برای آن عنوان کرد لیکن به عنوان یک شاخص باید گفت که هرگاه زن و شوهر پس از آغاز زندگی مشترک به حد کافی احساس اشباع احساسی از یکدیگر نموده و در روابط فیمابین خود به یک نقطه عطف و تفاهم اخلاقی قابل قبولی رسیدند و توانستند در موضوعات مختلف سلیقه های خود را تا حد قابل توجهی با یکدیگر انطباق دهند به طوری که بتوانند به راحتی یکدیگر را تحمل نموده و بر اساس همان اصل اساسی تشکیل زندگی، آرامش کافی را در کنار یکدیگر احساس نموده و فراز  و نشیب های اخلاقی ایشان به یک تعادل نسبی رسیده باشد، تصمیم برای فرزنددار شدن تصمیم بجا و مناسبی است تا با حضور فرزند در این فضای کاملا مهیا و آماده، فرزند بتواند در استحکام و انسجام آن نقش مثبتی را ایفا نماید نه اینکه هنوز خود زوجین از نظر اخلاقی با یکدیگر به یک توافهم قابل قبولی نرسیده باشند و گمان کنند که با حضور فرزند می توان بستر این تفاهم را به وجود آورد.

و تازه با حضور فرزند نیز باید این نکته همواره مورد توجه زوجینی که در حال حاضر نقش پدر و مادر را ایفا می کنند باشد که هر چه ارتباط عاطفی بین ایشان قوی تر باشد نه تنها در تربیت مستقیم و غیر مستقیم فرزند تأثیر گذار است بلکه با این فرضیه، حضور فرزند می تواند عاملی قوی در استحکام و انسجام روابط فیمابین ایشان گردد و فرزند نیز با درک چنین احساسی، فرزندی خواهد شد دارای اخلاقی نیکو، با اعتماد به نفس بالا و خوش رفتار؛ چرا که به طور عملی این صفات را در پدر و مادر خود که نزدیک ترین افراد اطراف وی هستند مشاهده می نماید و با تصویر برداری از آن رفتارها، آنها را به طور مستقیم بکار می برد حتی فرزند نوزادی که به ظاهر تصور می شود چیز زیادی از فضای اطراف خود را درک نمی کند چرا که از نظر علمی ثابت شده است سیگنال های ارسال شده از محیط اطراف به سلول های مغز فرزند هرچند در گهواره و یا شیرخوار، مستقیماً بر وی تأثیر گذاشته و سرشت و خمیر مایه شخصیتی او را تشکیل می دهد و چه بسا احساس محبتی را که فرزند از همان ابتدا بین پدر و مادر خود احساس می کند و یا نزاع ها و مشکلات اخلاقی میان ایشان، شاکله اخلاقی و روحی فرزند را شکل داده و می بینیم که در یک خانواده فرزندی دارای اخلاقی آرام و همراه با آرامش است و فرزندی تندخو و دارای مشکلات روحی زیاد. اینجاست که به یاد سخن سقراط در ابتدای مطالب می افتیم که وقتی از او در باره زمان تربیت فرزند سؤال شد گفت: «چهل سال پیش از تولدش».

بنابراین به نظر می رسد که علاوه بر این که توصیه شده تا خانواده ها برای ثبات بیشتر و دوام نسل خود به فرزندآوری روآورند ـ که در محل خود نیز مورد بحث است چرا که به نظر می رسد هر نوع فرزندآوری مطلوب نباشد و مطالبی از این قبیل ـ لیکن همین جریان نیز باید با برنامه و بر اساس برنامه ریزی و توافق بین زن و شوهر و با آمادگی کامل بر اساس مطالب یاد شده باشد و تلاش شود هر چه بیشتر از آمدن فرزندان تصادفی جلوگیری بعمل آید چرا که شاید در ابتدای کار آمدن فرزند موجب یُمن و برکت برای خانواده تلقی شود ولی در مواردی هم ممکن است باعث جدایی پدر و مادر فرزند شده و هم معضلی را برای خانواده، پدر و مادر و جامعه به وجود آورد و هم خود فرزند نیز دچار اذیت و آزارهای روحی شدید شده و ضررهای زیاد مادی، معنوی و اجتماعی را برای او به همراه داشته باشد.

و در این میان، آشنایی هر یک از زوجین با شرائط حضور فرزند در محیط زندگی مشترک امری ضروری است تا بدانند که به دنیاآمدن فرزند و قدم گذاشتن یک موجود زنده به عنوان یکی از شرکاء جدید در فضای زندگی مشترک، چه تَبَعات مثبت و یا احیاناً منفی را برای دو شریک اصلی زندگی به همراه خواهد داشت تا با آماده بودن هردو برای شرائط جدید، خوش قدم بودن فرزند برای هر دو ملموس بوده و در کنار عشق ورزیدن هریک از زوجین نسبت به یکدیگر، بتوانند علاقه به فرزند را نیز در خود ایجاد نموده و برای هر یک از همسر و فرزند به مقدار و اندازه لازم عشق و محبت را صرف کنند و از هر نوع افراط و تفریط در این خصوص بپرهیزند تا هم همسر و شریک زندگی، فرزند را به نوعی مزاحم زندگی مشترک قبلی خود تصور ننماید و هم فرزند از جایگاه مهر و محبت پدر و مادر به اندازه کافی بهره مند گردد؛ البته نقش اطرافیان زوجین و به خصوص پدر و مادر هر یک از ایشان برای آماده سازی ورود پدر و مادر جدید به فضایی به مراتب متفاوت، نقشی اساسی و کلیدی است که پیشنهاد می شود برای مدت زمانی هرچند کوتاه پدر و مادر زوجین مسئولیت نگهداری مقطعی و پاره وقت فرزند جدید را به عهده بگیرند تا پدر و مادر جدید بتوانند به راحتی خود را با فضای جدید منطبق ساخته و ایجاد این فضا و مشکلات ناشی از آن نتواند ایشان را از کرده خود یعنی فرزندآوری پشیمان نماید که حضور چند روزه پدر و مادر جدید در فضایی خارج از خانه خود به طور مثال در خانه پدر پدر و یا پدر مادر هرچند به صورت مقطعی راهکار مناسبی به نظر می رسد؛ البته بیشتر این مشکلات فرضی در خصوص فرزند اول قابل تصور است و در فرزندهای بعدی معمولاً مشکلات کمتری به چشم میخورد زیرا فضای زندگی مشترک با حضور شریک جدید مأنوس بوده و هر یک از زوجین با تطابق میزان لازم علاقه مندی میان خود و فرزند، این میزان را می توانند در بین دو یا چند فرزند تقسیم نمایند البته به شرطی که همواره بدانند که اصل اولیه، علاقه و محبت زوجین به یکدیگر است که تحت هیچ شرائطی نباید دچار خدشه گردد و بعد از آن نوبت مهر ورزیدن به فرزند می رسد.

و در این خصوص اینکه داشتن بیش از یک فرزند نقش قابل توجهی را در ثبات علاقه بین زوجین ایفا نموده و باعث می شود تا با بزرگتر شدن فرزندان و هم بازی شدن ایشان دیگر نیاز کمتری برای صرف محبت پدر و مادر به فرزندان و جلوگیری از کاهش میزان محبت ایشان نسبت به یکدیگر می باشد، سخن گزافی نیست هرچند نمی توان یک نسخه شفا بخشی را در این خصوص برای همه پیچید و با دادن یک دستور العمل جلو حل این معضل را گرفت؛ لیکن تجربه ثابت کرده است که چند فرزندی ـ با حصول سایر شرائط ـ نه تنها پشت گرمی فرزندان را نسبت به یکدیگر در مقاطع مختلف زندگی به همراه دارد بلکه در افزایش محبت زوجین نسبت به یکدیگر در بیشتر موارد نقش قابل توجهی دارد که البته در این خصوص باید بیشتر موردی به این قضیه نگاه کرد نه به طور کلی.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه

لازم به ذکر است به منظور تبادل نظر نویسنده مقاله با خوانندگان محترم و شنیدن پیشنهادات و انتقادات ایشان و نیز بیان خاطرات شیرین یا تلخ زندگی که بتواند ایشان را در ارائه هر چه بهتر و کارآمدتر این سلسله مقاله رهنمون باشد میتوانید مطالب خود را به آدرس پستی: شیراز/ نبش چهاراره مشیر کد پستی: 7139747478 و یا آدرس پست الکترونیک:  smsh2248@gmail.com ارسال نمایید.