فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1395/6/2
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره14: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

دکتر سید مرتضی شیرازی: در اختلافات فیمابین زوجین هم بهتر است قبل از آن که هر یک از زن و شوهر و یا حتی اطرافیان به دنبال انداختن تقصیر بر عهده طرف مقابل باشند ـ که در این صورت غالباً نه تنها دردی را دوا نمی کند بلکه باعث پیچیده تر شدن مشکلات و معضلات می شود ـ بهتر است به دنبال یافتن علت به وجود آمدن آن مشکل باشند تا هم بتوانند راه مناسبی برای حل اختلاف و نزاع به وجود آمده پیدا کنند و هم با علت یابی، از تکرار آن جلوگیری کنند

مقاله چهاردهم از سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری با عنوان:

طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

از آنجا که بهترین راه حل در هر مقوله و معضلی، یافتن علت به وجود آمدن آن است نه به دنبال مقصر گشتن، در اختلافات فیمابین زوجین هم بهتر است قبل از آن که هر یک از زن و شوهر و یا حتی اطرافیان به دنبال انداختن تقصیر بر عهده طرف مقابل باشند ـ که در این صورت غالباً نه تنها دردی را دوا نمی کند بلکه باعث پیچیده تر شدن مشکلات و معضلات می شود ـ بهتر است به دنبال یافتن علت به وجود آمدن آن مشکل باشند تا هم بتوانند راه مناسبی برای حل اختلاف و نزاع به وجود آمده پیدا کنند و هم با علت یابی، از تکرار آن جلوگیری کنند چرا که در بیشتر موارد شاید با پادر میانی اطرافیان و یا حتی عذر خواهی هر یک از زن و شوهر ـ طبق مطالب گفته شده قبلی ـ برای همان مقطع مشکل حل شود ولی اگر علت به وجود آمدن آن نزاع بررسی نشود هر آن امکان تکرار آن وجود دارد و با تکرار این نزاع ها، کم کم روابط بین زوجین رو به تیرگی گذارده و با کم رنگ شدن علاقه فیمابین زن و شوهر، باز راه جدایی و طلاق باز شده و بستر به هم خوردن یک زندگی دیگر فراهم می شود؛ لذا در این مقاله به این موضوع مهم از ابعاد مختلف اشاره می نماییم تا ببینیم در چه صورتی باید به زندگی ادامه داد و در چه صورتی ادامه زندگی برای زوجین مناسب نبوده و بهترین راه، جدا شدن این زن و شوهر از یکدیگر است تا هر کدام با ترسیم روشی جدید برای یک زندگی تازه، راه خود را گرفته و به دنبال یافتن سعادت در یک زندگی جدید باشند:

1ـ بر اساس مطالب گفته شده در سلسله مقالات قبلی، گاه علت اختلاف بین زن و شوهر ناشی از عادتی است که هر یک از ایشان در خانواده خود و از آغاز زندگی به آن خو گرفته اند و در نتیجه این عادت برای همسر انسان قابل تحمل نبوده و هر از مدتی که این عادت صورت می پذیرد باعث ایجاد کدورت شده و موجب عکس العمل طرف مقابل می شود که به طور مثال می توان به موضوع عادت پریدن وسط حرف دیگران که موضوعی متداول در بین غالب افراد است اشاره کرد که این موضوع ممکن است از ناحیه همسر انسان خصوصاً در مقابل سایرین قابل تحمل نباشد و همین موضوع باعث ناراحتی وی شده و در برخی مواقع به ایجاد عکس العمل در مقابل انسان در میان جمع شده و با احساس کوچک شدن خود، آن را نقطه آغازی برای نزاع و اختلاف میان خود و همسرمان بدانیم که تو من را در مقابل بقیه کوچک کردی و امثال اینها، که در این صورت و با داشتن عادت هایی این چنینی ـ که شاید از نظر ما امری طبیعی بوده و در خانواده خود به راحتی از کنار آن گذشته و یا حتی در برخی مواقع نشانه صمیمیت بدانیم ـ بهترین راه به تفاهم رسیدن میان ما و همسرمان است که یا سعی کنیم خودمان را قانع کنیم که از این عادت دست برداشته و خود را با خواسته همسرمان تطابق دهیم و یا همسرمان را قانع کنیم که این عادت آن طور هم که او احساس می کند عادت خیلی بدی نیست و به طور مثال گونه ای از صمیمیت بین شما و مخاطب شما است و نگذاریم تا یک مسأله به ظاهر کوچک باعث ایجاد اختلاف بین ما و همسرمان گردد.

2ـ گاهی از اوقات اختلافات بر اساس نقل قول هایی است که از دیگران شنیده ایم چه نسبت به طرف مقابلمان و چه نسبت به اطرافیانمان ـ خصوصاً در مورد کسانی که از نظر ما از ارزش خاصی برخوردارند مانند پدر و مادر و فامیل ـ و همین امر باعث ناراحتی ما شده و غالباً بدون اینکه بخواهیم اصل ماجرا را بدانیم به طور کاملاً احساسی عکس العملی را از خود نشان می دهیم که گاه غیر قابل جبران بوده و چه بسا بر اساس یک شنیده ای که ریشه آن معلوم نیست چه بوده و یا حتی ممکن است به صورت نادرست به ما منتقل شده و یا اینکه خود ما آن را درست متوجه نشده باشیم، تصمیمی را بگیریم و با ایجاد اختلاف، نزاع و یا بد بینی، زندگی خود و همسرمان را دچار خدشه نموده و با عمیق تر شدن اختلافات و ادامه بگو مگوها، بستر جدایی را فراهم آوریم؛ که در این صورت بهتر است سعی کنیم در درجه اول، اصل را بر این قرار دهیم که به همسرمان اطمینان کامل داریم و از هرگونه بدگمانی نسبت به او پرهیز کنیم ـ طبق مطالب بیان شده در مقالات قبلی ـ و اگر هم مطلبی نسبت او به برای ما گفته می شود با این نگاه آن را تجزیه و تحلیل کنیم و سپس بدور از هرگونه برخورد احساسی و در یک فضای کاملاً آرام و مناسب، آن را با همسرمان در میان بگذاریم و مطابق روش های گفته شده قبلی در مسیر حقیقت یابی برآییم و در صورتی که احساس کردیم مطلب بیان شده از اساس ریشه ای ندارد و تنها یک سوء تفاهم است به راحتی از همسرمان پوزش بطلبیم و همین مطلب را سرنخی برای عدم پذیرش راحت مطالبی که بعداً نیز ممکن است گفته شود بدانیم و در صورتی هم که احساس کردیم مطلب گفته شده حقیقت دارد و احیاناً خطایی از همسرمان رخ داده، تلاش نکنیم تا آن را عاملی برای سرکوب و تحقیر او قرار دهیم و بلکه به راحتی از کنار آن بگذریم تا بدین وسیله هم همسرمان را بیشتر به سمت خود جلب کنیم و هم او را شرمنده و خجالت زده نکنیم تا او در مقابل ما احساس حقارت کند؛ چرا که با گذشت از خطای همسری که شریک زندگی ما است در واقع باعث تعالی روحی و افزایش اعتماد به نفس او شده و در موارد دیگر با احساس اعتمادی که به او می دهیم عمل ما باعث می شود تا همسرمان به راحتی مسائل و مشکلات را با ما در میان گذاشته و ما را مورد مشورت خود قرار دهد به جای اینکه به جهت ترس از احساس خطاکار بودن و در نتیجه کوچک شدن در مقابل همسر، به سراغ سایرین برود و همین موضوع باعث ایجاد چالش هایی گاه غیر قابل جبران شود حتی اگر سایرین از خویشاوندان همسر و یا خود ما باشند. و مهمتر از همه اینکه از هر نوع خرده گیری و سرکوفت زدن به همسر خود در این رابطه باید اجتناب کنیم زیرا خود همین موضوع سبب ترس او از ما شده و در صورت تکرار خطا ـ که اجتناب ناپذیر است ـ آن را از ما مخفی نموده و یا مجبور به دروغ گویی و توجیه نادرست اعمال خود میگردد که خود این کار سبب به سراشیبی سقوط کشیده شدن همسرمان می شود.

3ـ در برخی موارد چه بسا عمل و رفتار همسر ما با نیتّی خوب و با هدف جلب محبت ما صورت میپذیرد ولی گاه انجام آن عمل در زمان نامناسب،  موجب ناراحتی و عصبانیت ما شده و منجر به عکس العمل ما می شود مانند اینکه در ضمن یک جلسه مهم کاری در شرکت یا اداره، گاه حضور همسرمان که اتفاقاً برای احوال پرسی و گفتن خسته نباشید و امثال اینها و یا حتی با آوردن دسته گل به مناسبت سالگرد ازدواج و یا تولدمان همراه باشد که نیّت وی از این عمل نیّتی کاملاً مثبت بوده و با انگیزه جلب محبت صورت می پذیرد و همسرمان بدون اطلاع از نامناسب بودن حضور خود در وقت خاص در میان جلسه و امثال آن حاضر میگردد؛ لیکن ما که احیاناً این عمل را برای خود در فضایی خاص مناسب نمی دانیم از کار همسرمان ناراحت می شویم و یا در همان مکان و یا در خانه، کار همسرمان را تقبیح نموده و با وی به مشاجره می پردازیم که باید گفت این عمل ما نه تنها از شأن و منزلت همسرمان کاسته و او را در مقابل سایرین کم ارزش می کند بلکه عامل مهمی برای کاهش محبت خود در دل همسرمان شده و در بسیاری از موارد باعث انزجار او از ما می شود؛ بنابراین در صورتی که عملی را از همسرمان مشاهده می کنیم که به نظر خودمان مناسب نیست ـ همانگونه که در مورد قبل به طور مثال بیان شد ـ بهتر است تا باز با اجتناب از هر گونه عمل احساسی، با برخوردی مناسب و در خور و شایسته همسر و شریک زندگی خود در آن مقطع زمانی و یا مکانی خاص، دادن تذکر و یا هر نوع بحث و انتقادی را به زمانی دیگر موکول نموده و حتماً آن را در زمان و مکانی مناسب و با عدم حضور سایرین به همسرمان موکول نماییم تا هم سخن ما تأثیرپذیر باشد و هم همسرمان بداند که تذکر ما خیرخواهانه است نه نوعی تحقیر و کوچک کردن او.

4ـ بر اساس آمارها و نظر سنجی ها در موارد بسیاری از اختلاف ایجاد شده میان همسران، عاملی غیر از عامل ظاهری داشته و نزاع به وجود آمده ریشه در سایر مسائل دارد که ریشه یابی واقعی آن می تواند به حل معضل کمک کند و چه بسا نپرداختن به مشکل و معضل اساسی باعث به وجود آمدن مشکلات جدیدتری شده و اصطلاحاً بشود قوز بالای قوز؛ که به طور مثال یکی از شایع ترین مشکلی که باعث ایجاد بسیاری از مشکلات و بهانه گیری ها می شود را می توان عدم ارضاء جنسی زوجین از یکدیگر دانست که بر اساس مطالب قبلی گفته شده یکی از اساسی ترین نیاز هر زن و مرد بوده و طبق نظر روان شناسان این دو تنها در صورتی می توانند احساس آرامش کافی را از یکدیگر بنمایند که از این جهت به مراد خویش برسند و در غیر این صورت علاوه بر فشارهای عصبی که برای ایشان ایجاد می شود، عامل بروز اختلافات شدیدی میان زن و شوهر می شود که ظاهراً از یک عامل پیش پا افتاده نشأت میگیرد ولی در واقع ارتباط مستقیم با عدم ارضاء جنسی زوجین دارد و در بسیاری از موارد با اولین ارتباط زناشویی معضل مذکور حل شده و هر دو به آرامش نسبی دست می یابند و مشکل مذکور به کلی به فراموشی سپرده می شود؛ بنابراین توصیه ای که به همسران در این گونه موارد شده است اینکه سعی کنند تا با ایجاد فضایی مناسب به حل مشکل عدم ارضاء پرداخته و به این وسیله در رفع مشکل به وجود آمده که به ظاهر مرتبط با سایر موارد است بپردازند و همانگونه که قبلاً هم گفته شد در این خصوص سعی کنند تا رضایت کامل را برای طرف مقابل ایجاد کنند.

5 ـ وجود و رفتار فرزندان گاه عاملی برای ایجاد اختلاف میان زوجین شده و ایشان را به نزاع های آنچنانی سوق می دهد که هم به صورت مستقیم ـ در صورتی که خود فرزند عامل اختلاف بین پدر و مادر شود ـ و هم به صورت غیر مستقیم در تلخی روابط بین زن و شوهر تأثیر دارد و چه بسا با ایجاد اختلاف فیمابین زوجین این موضوع مغفول مانده و عوامل دیگری باعث ایجاد اختلافات تلقی شوند که توجه به این موضوع نیز از اهمیت خاصی برخوردار است و همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد زن و شوهر باید بدانند که علیرغم حضور فرزند در زندگی به عنوان یکی از اعضای خانواده باز هم اصل، خود زوجین و پدر و مادر هستند و نباید حضور فرزند تأثیری در کاهش روابط بین ایشان گردد؛ بنابراین پدر و مادر باید بدانند که اگر اختلاف به وجود آمده در میانشان سرمنشأ در فرزندان دارد باید بلافاصله با اولویت قرار دادن روابط خود به حل معضل به وجود آمده بپردازند نه اینکه خود این موضوع را سرنخی برای ایجاد اختلاف بین خود تلقی نموده و یا حتی در موارد بسیاری عاملی برای خالی کردن سایر عقده ها و مشکلات قبلی قرار دهند؛ چرا که به هر حال فرزندان در هر زمان و مقطع سنّی خاص دارای مشکلات خاصّی می باشند که باید برای آن راه حل هایی را اندیشید ـ که خوشبختانه امروزه از طریق مراجعه به کتاب های روان شناسی و روش تربیت فرزندان و یا مشاورین خانواده برای بسیاری از آنها راه حل هایی مشخص شده است ـ لیکن اختلافات و مشاجرات به وجود آمده بین پدر و مادر به جهت فرزندان هم ارزش و منزلت میان زوجین را دچار خدشه می کند و هم از ارزش ایشان در میان فرزندان کاسته و خود این عمل نیز الگویی برای فرزندان نسبت به آینده ایشان میگردد.

6 ـ گاه دیده شده که زوجین در واقع کمترین اختلافی را با یکدیگر نداشته و از زندگی با یکدیگر و در کنار یکدیگر بودن لذت می برند لیکن بر سر مسائلی همچون مشکلات خانوادگی موجود در خانواده هر یک از زوجین و یا دوستان و اطرافیان با یکدیگر به مشاجره پرداخته و همین امر سر نخ و نقطه آغازی برای شروع بگو و مگوها و به رخ کشیدن ها شده و یا اینکه هر یک از زن و شوهر به علت وجود برخی نابسامانی ها در خانواده های خود و یا دوستان و اطرافیان خود، دچار برخی افسردگی ها و خود خوری ها شده و با یک جرقه ای کوچک، بهانه گیری ها و نزاع ها و اختلافات شروع شده و از کاه کوهی درست می شود که طبق نظر روان شناسان با برخورد هر یک از زوجین نسبت به طرف مقابل و احساس ناراحتی و یا عدم آرامش در او بهتر است تا بگذاریم همسرمان در تنهایی خود فرو مانده و مدتی را با این حالت سپری نماید خصوصاً در رابطه با مردان؛ چرا که مردها همواره در طول مدت شبانه روز نیازمند زمانی برای خلوت با خود می باشند تا به اصطلاح بتوانند مدت زمان کاری گذشته را به نوعی کنار گذاشته و خود را برای مراحل بعدی آماده کنند مخصوصاً اگر در طول مدت گذشته اتفاق ناگوار کاری، احساسی و یا خانوادگی برای ایشان به وجود آمده باشد؛ بنابراین در چنین حالتی پیچیدن به پر و پای او و تلاش در فهمیدن حادثه یا واقعه ای که ذهن او را مخدوش ساخته، نه تنها محبت و لطفی به همسرمان نبوده و  کمکی به همسرمان نمی کند بلکه همین امر منجر به آغاز مشاجره بر اساس مطالبی می شود که عمدتاً ارتباطی با هیچکدام از زن و شوهر ندارد.

و البته به مطالب بسیار دیگری در این خصوص می توان اشاره نمود که هر یک از ما در طول زندگی زناشویی خود با آن روبرو می شویم که با ملاک و الگوهای مطرح شده به راحتی می توانیم برای هر یک از آنها راه حلی اساسی و منطقی یافت و اجازه نداد تا لحظات شیرین و خوش زندگی با مسائلی پیش پا افتاده به تلخی و تلخکامی مبدّل شود و مهمترین راه حل نیز همان ریشه یابی معضلات و تلاش در ریشه کن کردن علل ایجاد مشکلات به جای مقصر دانستن هر یک از طرفین نسبت به یکدیگر است. ........ به امید داشتن زندگی ای هر روز شیرین تر از دیروز.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی