فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1395/6/2
پیرو افزایش آمار طلاق حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی تحت عنوان سلسله مقاله هایی در خصوص آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن نوشت:
مقاله شماره15: طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟؟!!

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی: در صورت عدم وجود تفاهم بین زوجین علیرغم تمامی پیش بینی ها، پیشگیری ها و تلاش های خود زن و شوهر و اطرافیان، دیگر به نظر نمی رسد ادامه چنین زندگی مشترکی به صلاح این زن و مرد، فرزندان، خانواده ها و حتی اجتماع باشد؛ چرا که با ادامه این زندگی سراسر نزاع و جنگ و دعوا، هم مشکلات اخلاقی و روانی حاد و گاه همراه با درگیری های فیزیکی بین ایشان و حتی خانواده ها و اقوام طرفین را به دنبال می آورد و هم  سبب ایجاد معضلاتی گاه غیر قابل حل برای جامعه میگردد که متأسفانه امروزه به وضوح در جای جای کشورمان قابل مشاهده است؛

مقاله پانزدهم و آخرین مقاله از سلسله مباحث آسیب شناسی طلاق و راهکارهای پیشگیری با عنوان:

طلاق؛ راحت جان یا مرگ خاموش؟!!!

با بررسی مطالب گفته شده در سلسله مقالات قبلی که عمدتاً به ریشه یابی علت طلاق اشاراتی شده بود ـ هرچند محدود به موارد یاد شده نبوده و ده ها علت دیگر اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی در برخی موارد می تواند عامل ایجاد نزاع بین زوجین شده و در نهایت به جدایی و طلاق منجر شود ـ که شاید بتوان با مراجعه به آنها تا حدود زیادی از عوامل طلاق جلوگیری نمود؛ لیکن آنچه به نظر می رسد و قبلاً نیز بیان شد آن است که در صورت عدم وجود تفاهم بین زوجین علیرغم تمامی پیش بینی ها، پیشگیری ها و تلاش های خود زن و شوهر و اطرافیان، دیگر به نظر نمی رسد ادامه چنین زندگی مشترکی به صلاح این زن و مرد، فرزندان، خانواده ها و حتی اجتماع باشد؛ چرا که با ادامه این زندگی سراسر نزاع و جنگ و دعوا، هم مشکلات اخلاقی و روانی حاد و گاه همراه با درگیری های فیزیکی بین ایشان و حتی خانواده ها و اقوام طرفین را به دنبال می آورد و هم  سبب ایجاد معضلاتی گاه غیر قابل حل برای جامعه میگردد که متأسفانه امروزه به وضوح در جای جای کشورمان قابل مشاهده است؛ علاوه بر این که طبق آمارها، آسیب های وارد شده بر فرزندانی که در محیطی جنجالی و همراه با نزاع و جنگ و دعوا زندگی می کنند به مراتب بیشتر از فرزندانی است که از آنها با عنوان: «فرزندان طلاق» نام برده می شود چرا که خو گرفتن فرزند با محیط ناسالم، از آن یک فرزند ناسالم و به مراتب بدتری را به وجود می آورد و با ادامه این روند بر شدت دعواها و نزاع ها در نسل های بعدی افزوده می شود و به تجربه نیز ثابت شده است که زندگی نسل های بعدی همراه با نزاع و اختلاف نشأت گرفته شده از اختلافات و نزاع های گاه کوچک و کم ارزش نسل یا نسل های قبلی است.

بنابراین علیرغم اینکه گفته می شود که طلاق یک امر ناپسندی است و از نظر مبانی دینی نیز به عنوان مبغوض ترین حلال ها شناخته شده است، به نظر می رسد که هر گاه زوجین علیرغم تلاش ها و راهکارهای ارائه شده و حضور در جلسات مشاوره، به این نتیجه رسیدند که تفاهم لازم اخلاقی بین ایشان وجود ندارد و بلکه از نظر اخلاقی بین ایشان اختلافات زیادی است و به هیچ عنوان نیز قابل اصلاح نیست، بهتر است خود ایشان در فضایی کاملاً منطقی و عاقلانه و به دور از احساسات و جار و جنجال، تصمیم به طلاق و جدایی از یکدیگر گرفته و همانگونه که در ابتدا برای تشکیل زندگی خود تصمیم گرفتند، برای جدایی از یکدیگر نیز تصمیمی صحیح و درست اتخاذ نموده و قبل از رسیدن به نقاط منفی بیشتر و اختلافاتی شدیدتر ـ که هم برای زندگی فعلی و پس از طلاق ایشان اثرات مخربی را در پی دارد و هم فرزندان ایشان را از نظر روحی دچار سردرگمی بیشتر می کند ـ با یک برنامه ریزی درست هم برای زندگی پس از جدایی و هم برای فرزندان و وضعیت ایشان چه از نظر ماندن نزد پدر یا مادر و یا تقسیم بین ایندو طبق توافق و یا اظهار تمایل فرزندان، و چه از نظر رسیدگی به مسائل معیشتی و آینده زندگی ایشان، تا بیش از این دچار سردرگمی و یا سرخوردی نگردند، از یکدیگر جدا شده و هر کدام به دنبال سرنوشت جدید خود در یک زندگی جدید ـ ولی با یک برنامه ریزی دقیق و با بکار بردن توصیه هایی که برای انتخاب همسر شده است ـ رفته و بیش از این خود را دچار عذاب ننمایند؛ چرا که بر اساس آمارها و تجربه ها در این صورت و در بسیاری از موارد زندگی ای شیرین تر و آرام تر برای هر یک از این زوجین به وجود آمده و مبانی دینی نیز بر آن تأکید می کنند و به این وسیله است که طلاق می شود «راحت جان» به جای آن که این عمل پس از فراز و نشیب ها و جنگ و دعواها و اختلافات خانوادگی و بگیر و ببندها و دادگاه و پاسگاه اتفاق بیافتد و اثرات مخرب اجتماعی، خانوادگی، روحی و روانی آن تا مدت ها بر هر دوی زن و شوهر تأثیر گذاشته و منجر به گوشه نشین شدن و عزلت ایشان پس از طلاق می شود؛ حادثه تلخی که اثرات آن برای زوجین به مراتب مخرب تر از زندگی قبلی همراه با عدم تفاهم اخلاقی بین ایشان بوده و از نظر روحی و روانی ایشان را دچار انواع و اقسام مشکلات عصبی همچون افسردگی، عدم حضور در مجامع به علت احساس سرخوردگی و نیک و نوش دیگران و ... نموده و به این ترتیب با وقوع هر طلاقی، نه تنها معضلی حل نمی شود بلکه با به وجود آمدن یک زوج دچار اختلالات روانی و سرخرده و احیاناً همراه با فرزندانی بلاتکلیف و مطرود جامعه و خانواده ها، قوزی بالای قوز به وجود آمده و طلاقی که می توانست به راحت جان تبدیل شده و هر یک از زوجین به خیال خود به آرامش پس از آن می اندیشیدند به «مرگ خاموش» تبدیل می شود و تکرار این روند مرتباً بر معضلات اجتماعی افزوده و با ایجاد فضایی این چنینی، جامعه ای غیر آرام و متشنج را پیش رو خواهیم داشت همچنانکه متأسفانه در حال حاضر تا حد زیادی شاهد جامعه ای این چنینی در اطراف خود هستیم و یا خودمان به صورت کم و بیش با آن دست و پنچه نرم نموده و یا شاهد رنج و اندوه جانکاه ناشی از آن در میان خانواده ها و اطرافیان خود هستیم.

پس آیا بهتر نیست که همانطور که برای ازدواج میان جوانان و اقشار مختلف، برنامه ریزی و تلاش های فراوانی صورت پذیرفته و همگان با وصلت یک زوج به شادی و هلهله پرداخته و آن را یک نوع شاد باش برای زوجین، خود و و جامعه تلقی می نمایند فکری هم برای جدایی احتمالی این زن و مرد نموده و برای آن و حتی زندگی پس از آن، برای هر یک از زوجین برنامه ریزی ای صورت پذیرد تا هر روز شاهد مرگ های خاموش بیشتری در اطراف خود نباشیم و با افزایش آمارهای طلاق و پرتر شدن حجم پرونده های طلاق در دادگاه های خانواده و پررنگ تر جلوه دادن آن در میان اقشار مختلف ـ آن هم به غلط و بر اساس یک اشتباه استراتژیک و راهبردی ـ هم بر این ماجرای تلخ بیشتر دامن زده نشود و هم این عامل باعث ترس و فرار نوعروسان و افرادی که تصمیم به ازدواج گرفته اند از ازدواج و تشکیل خانواده نگردد؛ چرا که به هر حال یک زندگی مشترک مانند هر مشارکتی ممکن است یک روز به جدایی دو شریک منجر شود و همانگونه که اگر در یک شراکت کاری همه چیز بر اساس یک برنامه ریزی هم برای دوران شراکت و هم برای دوران پس از آن پیش بینی شده باشد، بهم خوردن شراکت می تواند در کمال آرامش و توافق صورت پذیرفته و پس از آن هم علیرغم استقلال هر یک از دو شریک، ادامه همکاری و رفاقت بین ایشان وجود دارد؛ در خصوص دو شریک زندگی هم باید بر همین اساس برنامه ریزی شود تا آسیب کمتری برای ایشان پس از جدایی از یکدیگر را به همراه داشته باشد خصوصاً آنجا که پای فرزند یا فرزندانی در میان باشد، چرا که در این شراکت بهم خورده هنوز یک عامل عُلقه و وابستگی به نام فرزند وجود دارد و فرزندان علیرغم تصوری که می شود در بیشتر موارد با بی توجهی به علت جدایی پدر و مادر و قضاوت بین ایشان، بر اساس یک امر فطری هر دوی پدر و مادر را دوست داشته و به ایشان علاقه مند می باشند و هیچ چیزی نمی تواند مانع علاقه قلبی فرزندان به پدر و مادرشان شود و در این صورت با هر تنشی بین والدین حتی در زمان پس از جدایی و طلاق، شاهد تأثیر مستقیم و غیر قابل انکار آن بر فرزندان هستیم حتی اگر فرزندان دارای زندگی مستقلی بوده و خود نیز زندگی جدیدی را برای خود تشکیل داده باشند.

اما از آنجا که در این خصوص نیز متأسفانه مانند بسیاری از معضلات، تصمیمات و برنامه ریزی ها عمدتاً احساسی بوده و کمتر واقعیات و اثرات طرفینی مدّ نظر قرار گرفته می شود، به نظر می رسد که مواردی همچون بندهای ذکر شده در دفترچه های ازدواج که ظاهراً  برای جلوگیری از وقوع طلاق و یا زندگی پس از طلاق زوجین ـ و یا حتی بنابه ادعای واهی برخی، چفت و بندی برای ادامه زندگی زوجین در نظر گرفته شده است ـ نتوانسته اثری مثبت را برای معضلات مطرح شده در مبحث انسجام کانون خانواده از یک سو و معضلات و مشکلات پس از جدایی زن و شوهر از سوی دیگر داشته باشد؛ چرا که آمارها و اعداد و ارقام بهترین شاهد بر این مدعا هستند که اتفاقاً پس از طرح غیر کارشناسانه و کاملاً احساسی بندهای موجود در دفترچه های ازدواج، هر روز شاهد افزایش روند طلاق ها و کاهش ازدواج ها هستیم و کمتر روزی است که زندگی هایی به خاطر این مسائل مطرح شده در این دفترچه ها به هم نریخته و یا مانع تشکیل زندگی هایی نشده است؛ که باید گفت خانه از پای بست ویران است/ خواجه در بند نقش ایوان است که بررسی مسائل مطرح شده در مقالات قبلی به وضوح این مدعی را به اثبات می رساند.

و به نظر می رسد از آنجا که مبحث خانواده دارای ظرافت های خاصی است که بدون در نظر گرفتن این ظرافت ها، هر گونه برنامه ریزی در باره آن نه تنها نتیجه مطلوبی را به همراه ندارد بلکه باعث افزایش معضلی بر سایر معضلات می شود، بهتر است با یک سری آسیب شناسی های کارشناسانه خالی از هر نوع احساس ناشی از زن سالاری یا مرد سالاری، و درک واقعیت های موجود جامعه و آداب و سنت های موجود در میان اقوام، مجموعه ها و خانواده ها، قبل از اجرای هر برنامه ای ابتدا با بسترسازی مناسب ، فضای موجود در جامعه را برای پذیرش آن آماده نموده و پس از آن، برنامه تدوین شده را در آن جامعه پیاده کنیم و به طور مثال همچنانکه برای ازدواج تلاش هایی تاحدی درخور و شایسته صورت می پذیرد ـ البته اگر سایر برنامه ریزی ها و جنجال های سیاسی و حزبی مجالی برای آن بگذارد ـ بستری مناسب را در جامعه فرهنگ سازی کنیم تا در صورت وقوع طلاق و جدا شدن یک زن و مرد، آن را به راحتی پذیرفته و برای آن هم فضای مناسبی بین خانواده ها و جامعه ایجاد شود ـ البته در حد شوری جشن طلاقی که این روزها با هزینه های سنگین و گزاف گاه به مراتب مفصل تر از جشن ازدواج در برخی مناطق صورت میگیرد ـ نه آنکه نگاه به زن و مرد جدا شده از یکدیگر نگاهی مجرمانه بوده و با حالت تحقیر و سرشکستگی به این دو نگریسته شود و با ایجاد فضایی تنگ و گاه غیر قابل تحمل، هر یک از زوجین را به گوشه نشینی و عزلت دچار ساخته و تا مدت ها ایشان را دچار سردرگمی نماییم در حالی که با یک دو دو تا چهارتای ساده می توانیم برای این دو، یک زندگی جدید و خالی از دغدغه را رقم زده و در زمانی معقول و با یک برنامه ریزی دقیق و مناسب، ایشان را از یک زندگی جدید و شیرین بهره مند سازیم؛ که لازمه آن ابتدا کنار آمدن خانواده ها و جامعه با امر طلاق است ـ در صورتی که زوجین با یک سری دلیل های منطقی ادامه زندگی مشترک را به صلاح خود ندانند ـ  و پس از آن نیز برخورد جامعه و خانواده با وقوع هر طلاقی برخوردی عادی و بدور از هرگونه احساسی در قالب دلسوزی و نک و نوش ها و سرکوفت زدن ها و امثال اینها باشد تا زوجین از هم جدا شده بتوانند در فضایی مناسب و بدور از هر گونه اضطراب و با استفاده از تجربیات تلخ و شیرین زندگی قبلی خود خصوصاً در رابطه با شرائط انتخاب همسر، نسبت به زندگی جدیدی که تشکیل خواهند داد تصمیمی عاقلانه گرفته و تلاش کنند این بار همسری شایسته را برای خود انتخاب کنند و با توصیه ها و سفارش هایی که گفته شد این بار به مراتب از درصد خطایی که ممکن است برای بار دوم در انتخاب همسر خود به آن دچار شوند بکاهند و امیدوار باشند تا انتخاب جدیدشان اتنخابی درست بوده و با امیدواری به آینده ای روشن به زندگی ای شیرین در کنار همسر جدید خود بیاندیشند نه اینکه مانند آنچه امروزه متأسفانه در بیشتر موارد با آن روبرو هستیم که تصمیم به ازدواج پس از طلاق برای زوجین و به خصوص برای بانوان ، تصمیمی سخت و همراه با ترس، اضطراب و نگرانی نسبت به آینده زندگی با توجه به تجربه تلخ قبلی باشد و افراد طلاق گرفته و به خصوص زنان مطلقه، هم خود دچار سردر گمی بوده و هم به صورت معضلی برای جامعه باشند و افرادی سودجو نیز متأسفانه بخواهند از این آب گل آلود ماهی ای بگیرند و مرتباً قوزی بالای قوز معضلات جامعه و برنامه ریزان گردند. ....... به امید آن روز                                                                     

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و فقه و حقوق دانشگاه

لازم به ذکر است به منظور تبادل نظر نویسنده مقاله با خوانندگان محترم و شنیدن پیشنهادات و انتقادات ایشان و نیز بیان خاطرات شیرین یا تلخ زندگی که بتواند ایشان را در ارائه هر چه بهتر و کارآمدتر سلسله مقاله هایی از این قبیل رهنمون باشد میتوانید مطالب خود را به آدرس پستی: شیراز/ نبش چهاراره مشیر کد پستی: 7139747478 و یا آدرس پست الکترونیک:  smsh2248@gmail.com ارسال نمایید.