فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1395/7/17
در نگاهی جدید به حادثه عاشورا حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی نوشت:
اشکِ مشک

دکتر شیرازی: شاید بتوان گفت زوایای دیگری در این واقعه به ظاهر تلخ وجود دارد که عمدتاً مغفول مانده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است که از آن جمله می توان به به عبارت زیبای قافله سالار اسرای کربلا زینب کبری که پس از آن همه مصیبت ها و رنج و تَعَب ها در مجلسی که برای تحقیر ایشان به صورت اسیر قرار میگیرد خطاب به دشمن سرمست و مغرور از پیروزی خود می فرماید: «ما رأیت الاّ جمیلاً» چیزی جز زیبایی ندیدم.

اشکِ مَشک

هر یک ازخدادهای تاریخی از زوایای مختلفی قابل بررسی بوده و بر اساس نوع زاویه نگاه، قابل تجزیه و تحلیل اند. در این میان حادثه عاشورا به عنوان یکی از عظیم ترین و پراثرترین واقعه تاریخ بشریت، بارها و بارها و از نگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و نویسندگان، شعرا و گویندگان زیادی در این باره قلم زده اند، سروده اند و سخن گفته اند که در بیشتر نگاه ها، با توجه به تلخی حوادث به این موضوع پرداخته شده و سعی شده تا با به تصویر کشیدن دَدمنشی ها و جنایات هولناکی که در فاصله زمانی کمتر از یک روز اتفاق افتاده، احساسات پاک انسان ها را برانگیزند و از این راه حقانیت سالار شهیدان حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام را به اثبات برسانند که خوشبختانه توفیقاتی را نیز نصیب ایشان نموده است.

لیکن شاید بتوان گفت زوایای دیگری در این واقعه به ظاهر تلخ وجود دارد که عمدتاً مغفول مانده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است که از آن جمله می توان به عبارت زیبای قافله سالار اسرای کربلا زینب کبری که پس از آن همه مصیبت ها و رنج و تَعَب ها در مجلسی که برای تحقیر ایشان به صورت اسیر قرار میگیرد خطاب به دشمن سرمست و مغرور از پیروزی خود می فرماید: «ما رأیت الاّ جمیلاً» چیزی جز زیبایی ندیدم، اشاره نمود.

و این خود جرقه ای است بر اینکه مگر چه چیز کربلا زیبا بوده است که زینب محزون از داغ از دست دادن برادران و فرزندان از یک سو و بسته شده در غل و زنجیر اسارت از سوی دیگر، این چنین با شجاعت کامل آن را اینگونه توصیف می کند؟!! مگر زیبایی تعریف دیگری هم دارد؟!!

لذاست که باید حوادث قبل و بعد از کربلا تا شام را جور دیگری کنکاش کرد تا شاید بتوان به معنای واقعی این عبارت دست یافت که در این رابطه به برخی از آنها اشاره میگردد:

  • یزید که نسل سوم پس از ظهور اسلام بود ـ و خویشاوندان او و از جمله پدر بزرگ او ابوسفیان از سرسخت ترین دشمنان اسلام بودند و عده زیادی از ایشان نیز به دست مسلمانان و از جمله حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام به هلاکت رسیده بودند ـ و عقده و کینه گذشتگانش تمام وجود او را فراگرفته در صدد است تا بر اساس عقائد جاهلیت انتقام ایشان را از فرزندان کسانی که عامل آن بودند بگیرد لذاست که وقتی امام حسین علیه السلام از لشکر دشمن سؤال می کنند که چرا میخواهید با من جنگ کنید و مرا بکشید پاسخ می دهند: «نقاتلک بغضاً لأبیک»: به خاطر کینه ای که از پدر تو در دل داریم با تو می جنگیم؛ پس در واقع این جنگ یک نوع انتقام گیری است ولی از نوع سخیف و بی ارزش آن و نشان دهنده اوج ذلت شخص است که انتقام پدران را از فرزندان میگیرند و از این منظر این عمل قابل توجه و زیبا است.
  • شخصیت یزید شخصیتی دون پایه و اهل شراب و قمار و بوزینه باز و از نسل هند جگرخوار بوده است که خود را به عنوان خلیفه مسلمین به مردم معرفی نموده بود در حالی که در طرف مقابل حسین بن علی ای قرار دارد که جدش پیامبر اسلام بوده است، پدر و مادر او هردو معصوم اند ، از نسل بهترین زنان عالم فاطمه زهرا است، چراغ هدایت و کشتی نجات است، سرور جوانان اهل بهشت است و دهها و صدها صفتی که انحصاراً به ایشان اختصاص یافته است، لذاست که بکار بردن اوج نفرت و سفاکی نسبت به چنین شخصیتی از کسی مانند یزید بی شخصیت و با هویت آنچنانی، باز قابل توجه و زیباست.
  • بیشتر سران و سپاهیان کوفه که در مقابل امام حسین علیه السلام قرار گرفته بودند نیز بعضاً از نظر هویتی و شخصیتی حتی بدتر از یزید بودند به طوری که سرکرده ایشان را با نام مادرش «مرجانه» صدا میکردند ـ که حتی در زمان عرب جاهلیت نیز نوعی ننگ بوده است ـ و بخش قابل توجهی از لشکر چندین هزار نفری عمرسعد را نیز کسانی تشکیل می دادند که در مقابل تنها یک کفه خرما حاضر به جنگ شده بودند و این نشان دهنده دون مایگی و دون صفتی لشکری است که در مقابل شجاعانی همچون امام حسین علیه السلام، قمر بنی هاشم، و دهها شجاع عرب که در شجاعت و جوانمردی شهره زمان خود بودند و برای دفاع از دین و هدایت انسان ها از همه وجود خود گذشتند قرار میگیرد و باز مقایسه این دو لشکر با میزان ارزش یابی ها و اهداف هر کدام قابل توجه و زیباست.
  • سفاکی ها و دَدمنشی های صورت گرفته در حادثه عاشورا و قبل و بعد از آن، نشان دهنده اوج ترس و در عین حال بی مقدار و دون پایه بودن عاملان آن است که اوج آن در دو صحنه زدن تیر سه شعبه به نوزاد شش ماهه تشنه لب حضرت علی اصغر سلام الله علیه و تاختن اسبان تازه نعل شده بر بدن های شهدا در عصر عاشورا است که در طول تاریخ بی سابقه بوده است و این خود اگرچه به ظاهر بیانگر شکست است اما عملکرد اینگونه لشکر یزید با عنوان سپاه عظیم شام که تنها نام آن لرزه بر اندام همگان می انداخت باز قابل توجه و زیبا است.
  • دادن لقب خارجی به کسی که جدش پیامبر اسلام است تنها به جهت تحریک دیگران برای شرکت در جنگ و نیز جشن پیروزی، و استفاده از شخصیت دون پایه و دنیاپرستی مانند شرَیح قاضی برای جا انداختن آن، نشان دهنده اوج ذلّت مجموعه ای است که از ظاهر شدن حقائق و واقعیات ترس و واهمه داشتند تا جایی که حتی نمازخواندن امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا را برنتافته و آن را تیرباران کردند تا نکند وجدان هایی بیدار شود و کسانی که لقب خارجی به آنها داده شده است را اجرا کننده احکام اسلام حتی در صحنه نبرد مشاهده نموده و پشت صحنه طراحی شده بر اساس دروغ و نیرنگ، آشکار گردیده و همه چیز را متغیّر سازد که باز می توان گفت شکست ظاهری در چنین جنگ نابرابر و ناجوانمردانه قابل توجه و زیباست.
  • و بالاخره به اسارت درآوردن تعدادی زن و فرزند بی پناه و اعزام ایشان با آن وضع فجیع به مرکز حکومت شام، قرار دادن سرهای شهدا و در رأس ایشان سالار شهیدان بر بالای نیزه ها در جلو اسراء و وارد کردن ایشان در فضایی مملو از هلهله و آذین بندی بر مدعی خلافت مسلمین در کاخی بر افراشته و مجلسی غرق در شادی و مستی که یادآور حکومت های طاغوتی ای بود که دین اسلام برای از بین بردن آنها برپاشده بود و غرور مستانه یزید در برخورد با چند زن و فرزند بی پناه و مصیبت زده و مخاطب قرار دادن ایشان با عناوینی چون چگونه بازی روزگار را می بینی، آیا می تواند پاسخی دندان شکنانه تر از این را در پی داشته باشد که با یک جمله : «ما رأیت الاّ جمیلاً» تمامی نقشه های این طاغوت را نقش بر آب ساخته و در تمامی ادوار تاریخ توجه همگان را به خود جلب نموده است که مراد و مقصود اسوه صبر و استقامت و قافله سالار اسیران کربلا از عبارت «چیزی جز زیبایی ندیدم» چیست؟!! و اصلاً زیبایی چیست و چه چیزی زیبا است؟؟!!

آیا به جز از مشک آبی که تلاش کرد تا با قطرات اشک باقی مانده خود گلوی شش ماهه ای را که فریاد عموجان «العطش العطش» او هنوز از فراسوی تاریخ بشریت شنیده می شود، می توان زیبابی را حس کرد؟؟!!        التماس دعا

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و دانشگاه