فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455
1395/8/6
همزمان با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در کشور لبنان حجت الاسلام سید صادق موسوی شیرازی در اظهار نظری تیز بینانه اظهار داشت:
پیامد انتخاب رئیس جمهور دست نشانده استعمار و نخست وزیر تبعه رژیم سفاک سعودی چیست؟!!

حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی: اكنون باید دید كه آیا نماینده استعمار فرانسه كه ریاست جمهورى لبنان را بنام اقلیت مارونى كرد یا عبد العزیز آل سعود جنایتكار كه از این گزینه پشتیبانى نمود و رژیم صهیونیستى كه باز ٢ مارونى را با تكیه بر تانكهاى خود به ریاست جمهورى لبنان رساند بدنبال مصلحت مسلمانان بوده اند، و آیا امروز كه با موافقت عربستان و پس از تضمین نخست وزیرى براى یك تبعه سعودى و باز یك مارونى به ریاست جمهورى لبنان میرسد باز این مصلحت اسلامى است؟!

به گزارش دفتر آیت الله العظمی سید محمد باقر شیرازی(قدس سره الشریف) حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی فرزند ارشد معظم له که بیش از چهار دهه در کشور لبنان سکونت داشته و در فراز و نشیب های این کشور و به خصوص پر رنگ کردن نقش مسلمانان و شیعیان در اداره امور این کشور نقش بسزا و گاهاً اساسی داشتند، اخیراً و در پی انتخابات چند روز آینده ریاست جمهوری در این کشور در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی مطالبی را در این خصوص اظهار داشتند که عین متن مصاحبه به نقل از این روزنامه بیان میگردد:

سالیان طولانى است كه خداوند بر این حقیر منت گذارده وتوفیق غوطه ور شدن در دریاى بیكران باب مدینة العلم رسول الله صلى الله علیه و آله را به من عطا نموده است، او على بن ابى طالب علیه السلام است كه بارها گفت : " إن بین جنبی لعلماً جمّاً لو أصبتُ له حَمَلَة " و نیر بارها فراخوان نمود كه " من یشترى منی علماً بدرهم " و مكرر فریاد می زد " سلونى فبل أن تفقدونی "، و در این مسیر همراه با سختى هاى بسیار فراوان تمام همت خود را در جهت تحقیق در كتابخانه هاى مختلف در كشورهاى گوناگون براى دسترسى به سخنان گهربار مولاى متقیان مصروف نموده ام، كه نتیجه مطالعه بیش از هشتاد هزار كتاب و بهره بردارى از یكهزار و دویست عنوان منبع كتاب " تمام نهج البلاغه " شده است، و بحمد الله و به گواهى مراجع عظام تقلید در ابران و عراق و اهل علم و فضلاء بهترین مرجع و منبع براى دستزسى به سخنان امیر المؤمنین على علیه السلام در عصر حاضر است، و به توفیق الهى این اثر به تمام مراكز مهم جهانى و مؤسسات علمى و دینى در اكثر كشورها تقدیم شده و از سوى أنها مورد تقدیر فراوان نیز قرار گرفته است، و براى این حقیر همین افتخار بس كه در جهت رفع مظلومیت " نفس رسول الله صلى الله علیه و آله " قدمى برداشته ام و امیدوارم كه مورد قبول ساقى كوثر در روز محشر قرار گیرد.

لیكن چون اینجانب بیش از ٤٥ سال یعنى از اواسط سال ١٩٧٠ میلادى تا به امروز در كشور لبنان اقامت دارم و از روز اول ورودم در متن جریانات مذهبى و سیاسى این سرزمین قرار داشتم و بعلت حركت اینجانب در جهت پیام رسانى نهضت حضرت امام خمینى رضوان الله علیه با طیف هاى مختلف مذهبى و سیاسى و مطبوعات لبنان  در ارتباط بودم و به حكم وظیفه شرعى نیز فعالیت تبلیغى خود را به عنوان یك روحانى در شهرها و روستاها انجام میدادم، و در شرایط بسیار سخت آن دوران كه اكثر جوانان تحت تاثیر مكاتب كمونسیتى وابسته به ٢ قطب آن یعنى اتحاد جماهیر شوروى و چین مائو سى تونگ ونیز احزاب ناسیونالستى ( بعثیون / عراقى و سورى، و ناصریون یعنى طرفداران جمال عبد الناصر رئیس جمهور فقید مصر و نیز قومى سوریها پیروان انطون سعاده ) قرار گرفته بودند اینجانب در جهت تبیین چهره اصیل اسلام و معرفى مكتب اهل بیت علیهم السلام بقدر فهم ناچیز خود فعالیت میكردم، و بحمد الله موفقیت هاى بسیارى در زمینه هاى مختلف بدست آمده است كه هسته هاى كاشته آن روز امروز مورد بهره بردارى قرار مى گیرد و سران فعال امروز میدان فرهنگ و جهاد تربیت یافته گان آن دوران مى باشند.

واین امر را همه " السابقون " نهضت اسلامى و انقلابیون آن روز كه بسیارى از آنان تا كنون از مسؤولین عالی رتبه نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران هستند گواهى میدهند، و بیاد دارم كه روزى در دفتر حضرت امام رضوان الله علیه در جماران در ایام حیات ایشان مقام معظم رهبرى به مناسبتى كه مربوط به لبنان بود فرمودند: هیچ وقت در باره مسائل لبنان صحبتى نمیشود مگر با دو خط تیره صحبتى از سید صادق موسوى به میان مى آید، و بارها شخص حضرت امام خمینى رضوان الله علیه و نیز یار وفادار ایشان مرحوم حاج سید احمد خمینى رحمت الله علیه نسبت به موضوعات مرتبط به لبنان نقطه نظرات اینجانب را كه بیشترین اطلاعات دقیق و موثق را دارا هستم بر تصمیمات دیگران كه بر حسب گزارشات تدوین شده توسط كارشناسان اعزامى اتخاذ می شد ترجیح میدادند، و اینجانب نیر صادقانه عصاره آشناییها وتجربیات خود را در مقاطع مختلف و حساس در اختیار ارگانهاى ذیربط و خدمتگزاران مخلص قرار داده و تا كنون نیز در خدمت نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران در جهت تحقق بخشیدن به آرمانهاى والاى حضرت امام خمینى و مقام معظم رهبرى هستم.

ولى در بعضى اوقات كه احساس میكنم خطر بزرگى اهداف بزرگ انقلاب اسلامى را در بقعه جغرافیایى اى كه بیشترین تجربیات را در آن دارم تهدید میكند بر خود لازم مى دانم نظرات خود را بیان كنم و خطرات را از راه هاى مختلف گوشزد نمایم كه این حركت برخاسته از متن تاكیدات پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و امیر المؤمنین و ائمه طاهرین علیهم السلام است بالخصوص كه ما هنوز در ماه محرم و در ایام شهادت سبط پیامبر اسلام كه براى امر بمعروف و نهى از منكر و جلوگیرى از انحراف در مسیر اسلام اصیل قیام نموده بود مى باشیم.

كشور لبنان كنونى و سوریه همانند بسیارى از سرزمین هاى اسلامى تحت سلطه دولت عثمانى در جنگ جهانى اول توسط فرانسه و انگلیس اشغال شدند و بر طبق تمایلات این دو كشور استعمار گر تقسیم گردیدند، و براى هر كدام از سرزمین هاى تقسیم شده نمایندگانى ار سوى حاكمان در پاریس و لندن تعیین مى گردید، و در صورت تشخیص استعمارگران انگلیس و فرانسه با هم تبادل سرزمین نیز مى نمودند كه در لبنان و سوریه و عراق این امر انجام شده است از جمله به درخواست بطریرك مارونیها در لبنان فسمتى از سوریه جدا شده و به لبنان ملحق گردیده كه هم اكنون نام آن " بقاع غربى و بقاع شمالى " است ولى براى اینكه كشور استعمارگر فرانسه موقعیت خود را پس از خروج ظاهرى و اعطاى استقلال به لبنان محفوظ بدارد اقلیت مارونى را كه كاملاً وابسته به غرب و بالخصوص به فرانسه بودند را بر این سرزمین گمارد، و یا یك سر شمارى ظاهرى در سال ١٩٣٦ میلادى اعلام نمودند كه اگتریت مردم لبنان مارونى هستند بنا بر این اعلام كردند ریاست جمهورى به این طایفه تعلق مى گیرد، و پارلمانى نیز با أكثریت مسیحیان تشكیل دادند كه از نظر تعداد مسلمانان اعضاى كمتر و از شخصیتى نمایندگان مسلمان داراى شخصیت بسیار ضعیف بودند و این باور را داشتند كه باید حاكمیت مارونیها را پذیرفت و براى آن نیر توجیه هاى مختلف مى ساختند، و در میان سران خود فروخته عرب نیز پادشاه عربستان سعودی عبد العزیز آل سعود یعنى همان كسى كه به صورت  مكتوب تایید سلطه صهیونیست ها را بر فلسطین تا ابد به انگلیس داده بود در مورد لبنان نیز تاكید بر حكومت مارونیها نمود و سران كشورهاى خود فروخته عرب را نیز متقاعد كرد تا كه بدین وسیله سلطه این دو كشور استعمار گر بر ساحل شرقى دریاى مدیترانه همچنان باقى بماند، و در اینجا باید مقدار حساسیت فرانسه نسبت به ضرورت تسلط مارونیها بر لبنان را بیان نمود كه وقتى اكثریت نمایندگان پارلمان به ظاهر قانون گذار یكى از اعضاى خود را كه مسلمان و بنام شیخ محمد الجسر بود را به ریاست جمهورى لبنان انتخاب میكند نماینده تام الاختیار فرانسه این انتخاب را لغو و آن مجلس را بكلى منحل میكند و از طرف خود رئیس جمهور مارونى منصوب مى نماید. 

و این وضعیت تا سال ١٩٧٥ میلادى ثابت ماند، تا كه در این سال جنگ لبنان أغاز شد بعلت اینكه مسلمانان با پستوانه نیروهاى مقاومت فلسطینى مستقر در لبنان اندكى از حقوق از دست رفته خود توسط مارونیها  را مطالبه نمودند كه با گلواه ارتش لبنان آقاى معروف سعد به قتل مى رسد، و آقاى پیار جمیل پدر بشیر و امین جمیل دو رئیس جمهور لبنان با تحمیل رژیم صهیونیستى با وقاحت تمام میگوید: " ما لنا لنا وحدنا، و ما لكم لنا ولكم " یعنى آنچه از آن ماست از آن ما تنها است، و آنچه از آن شما مسلمانان است از آن ما و شما مسلمانان است.

و پس از سالها جنگ و مورد تهدید قرار گرفتن جدى سلطه اقلیت مارونى با توسل به سوریه و با حمایت كامل عربستان سعودى ارتش سوریه وارد لبنان شد و  مجدداً یك رئیس مارونى را بر لبنان بنام الیاس سركیس حاكم نمود.

و همان مارونیهایى كه از سوریه براى ادامه سلطه خود استمداد نمودند در سال ١٩٨٢ میلادى با رژیم صهیونیستى براى اخراج نیروهاى سوریه هم پیمان شدند، و پس از اشغال قسمت اعظم لبنان و در سایه تانكهاى اسرائیلى و در یك پادگان نظامى، به اصطلاح نمایندگان مجلس را جمع و بشیر جمیل را به عنوان رئیس جمهور تعیین نموند، و پس از به قتل رسید بشیر جمیل برادر او امین جمیل توسط همان رژیم صهیونیستى به عنوان رئیس جمهور منصوب گردید كه قرار داد ننگین ١٧ أیار را با رژیم اشغالگر امضا كرد، و پس از آن بعد از چندین سال جنگ به شكل هاى گوناگون در میان احزاب و طوایف مختلف عربستان سعودى از فرصت رحلت جانسوز حضرت امام حد اكثر سوء استفاده را كرده و همان نمایندگان خود فروخته را به شهر طائف فرا خوانده و مجدداً یك رئیس مارونى براى لبنان بنام رینه معوض در یك جلسه فرمایشى در فرودگاه نظامى قلیعات تعیین میكند، ولى این رئیس نیز به قتل میرسد، كه فوراً به جاى او الیاس هراوى را منصوب مى نمایند، و او در آغاز كاملاً خود را تسلیم نیروهاى سوریه نشان میداد، ولى بر خلاف توافق طائف كه رئیس جمهور لبنان را فاقد هرگونه قدرت اجرائى معرفى كرده بود توانست دو پست مهم وزارت را از آن خود كند، و آرام آرام موقعیت رئیس جمهور مارونى را قدرت ببخشد و پس از پایان مدت ٦ ساله به مدت ٣ سال ریاستش را تمدید كند، كه بعد از او امیل لحود كه قبلاً فرمانده ارتش لبنان بود به ریاست جمهورى انتخاب شد، و او نیز تعدادى از وابستگان خود را در پست هاى وزارتى و مدیریتى قرار داد، و توانست به مدت ٢ سال علیرغم اكثریت مجلس موافق رفیق حریرى او را از پست نخست وزیزى محروم نماید، و پس از آن و بعد از شكست نیروهاى مخالف حزب الله و سازمان امل در مقابل یورش شبه نظامى این دو گروه و بدست گرفتن مراكز اصلى پایتخت لبنان از سوى طرفداران آنان این بار قطر سراسیمه وارد میدان شده و نخت وزیر وقت قطر به بیروت آمده و سردمداران گروه هاى مختلف را با هواپیماى شخصى خود به دوحه برده و در آنجا به ظاهر توافقى كه به نفع شیعیان بود را به تصویب می رساند، اما باز یك مارونى را بنام میشال سلیمان رئیس جمهور میكند، كه در آغاز ثناگوى مقاومت و حزب الله بود اما بعد از مدتى مواضع خود را تغییر داده و رسماً حزب الله را مورد هجوم قرار داده و به سوى عربستان سعودى تغییر موضع داد.

اما امروز كه پس از دو سال و نیم خالى ماندن پست ریاست جمهورى لبنان بعلت اصرار میشال عون بر تصدى این منصب و اعمال انواع فشارهاى اقتصادى و سیاسى از سوى آمریكا و فرانسه با پشتیبانى عربستان سعوردى بر لبنان و مملو كردن خیابانهاى بیروت و شهرها و روستاهاى لبنان از زباله بدستور سعد حریرى كه شركتش " سوكلین " مسؤول جمع آورى زباله هاى لبنان است باز عربستان یك مارونى بد سابقه بنام میشال عون را به ریاست جمهورى میرساند به اضافه اینكه سعد حریرى را كه خود تابعیت سعودى را داراست براى نخست وزیرى آماده كرده است.

اكنون باید دید كه آیا نماینده استعمار فرانسه كه ریاست جمهورى لبنان را بنام اقلیت مارونى كرد یا عبد العزیز آل سعود جنایتكار كه از این گزینه پشتیبانى نمود و رژیم صهیونیستى كه باز ٢ مارونى را با تكیه بر تانكهاى خود به ریاست جمهورى لبنان رساند بدنبال مصلحت مسلمانان بوده اند، و آیا امروز كه با موافقت عربستان و پس از تضمین نخست وزیرى براى یك تبعه سعودى و باز یك مارونى به ریاست جمهورى لبنان میرسد باز این مصلحت اسلامى است ؟!