فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455
1395/9/22
به دنبال رواج فرهنگ دروغ گویی در بخش های مختلف جامعه حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی نوشت:
دروغ و فرهنگ دروغ گویی!!!

دکتر سید مرتضی شیرازی: آنچه باعث عقب افتادگی این جوامع گردیده، گسترش فرهنگ عدم صداقت در گفتار، رفتار، معاملات، قرارها و معادلات و در یک کلمه «دروغ» در میان اقشار مختلف آنها است که همچون میکروب وبا به حان جوامع مذکور افتاده و موریانه وار عامل از هم پاشیدن جوامع اسلامی شده است همان عمل زشت و قبیحی که مطابق مضمون حدیث شریف: «اگر تمامی گناهان و معاصی را در صندوقچه ای بگذارند و آن را قفل کنند کلید آن دروغ است» می باشد و تأثیر منفی و مخرب آن بر ابعاد مختلف زندگی انسانها به وضوح قابل لمس و مشاهده است

دروغ و فرهنگ دروغگویی!!!

در بحث آسیب شناسی معضلات اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و سیاسی ای که دیر زمانی است گریبانگیر جوامع اسلامی گردیده است نتیجه قابل ملاحظه ای توجه مرا به خود جلب کرد و آن اینکه آنچه باعث عقب افتادگی این جوامع گردیده، گسترش فرهنگ عدم صداقت در گفتار، رفتار، معاملات، قرارها و معادلات و در یک کلمه «دروغ» در میان اقشار مختلف آنها است که همچون میکروب وبا به حان جوامع مذکور افتاده و موریانه وار عامل از هم پاشیدن جوامع اسلامی شده است همان عمل زشت و قبیحی که مطابق مضمون حدیث شریف: «اگر تمامی گناهان و معاصی را در صندوقچه ای بگذارند و آن را قفل کنند کلید آن دروغ است» می باشد و تأثیر منفی و مخرب آن بر ابعاد مختلف زندگی انسانها به وضوح قابل لمس و مشاهده است لذا با توجه به اهمیت موضوع، ذیلاً به برخی از آنها اشاره میگردد:

1ـ در زندگی شخصی؛ پر واضح است که هر فرد نسبت به آنچه بیان نموده و یا رفتار می نماید بمفاد: «بل الانسان علی نفسه بصیره» آگاه وبصیر است؛ لیکن در مواردی همین انسان با آگاهی از واقعیت و بنا به دلائلی، بر واقعیت سرپوش نهاده و غیر واقع را به صورت واقع جلوه می دهد و به راحتی دروغ میگوید و جالب اینجاست که در مواردی هم آنقدر این دروغ به صورت راست جلوه داده می شود که خود شخص هم آن را باور می کند که از آن به نوعی مشکل روان پریشی تعبیر می شود و ناشی از یک سری خلجانات فکری، عصبی و استرس است و عمدتاً از عدم و یا کاهش اعتماد به نفس نشأت میگیرد خصوصاً نسبت به افرادی که در دوران کودکی در خانواده های جنجالی و پرتنش رشد نموده باشند. با بررسی های بعمل آمده، بسیاری از دروغ ها و دروغگویی ها، از این عنوان نشأت گرفته و ریشه در این مرتبه از دروغگویی دارد که بهترین راه جلوگیری از آن، بالا بردن حس اعتماد به نفس از روش های مختلف و استفاده از دارو در موارد خاص است که با مراجعه به روان پزشک، قابل حل و پیگیری است و با حل این معضل زمینه رجوع جامعه به راست گویی تا حدودی فراهم میگردد.

2ـ در زندگی خانوادگی؛ از همان ابتدایی که شخصی تصمیم به تشکیل خانواده میگیرد در بسیاری از موارد و حسب برخی شرائط خاص از جمله شرائط بیان شده از طرف مقابل برای پذیرش وصلت مذکورمانند دارا بودن و نوع کار، میزان سرمایه، جایگاه اجتماعی، خانوادگی و علمی، شخص اقدام به بیان خلاف واقع نموده و دروغ میگوید تا نظر طرف مقابل را به خود جلب نموده و شخص به خواسته خود برسد و تازه پس از آنکه با گفتن دروغ به مراد خویش می رسد نیز خوشحال و شادمان میگردد و آن را فتح الفتوحی برای خود میداند غافل از آنکه همین دروغی که به زودی آشکار شده و انسان را رسوا می کند زمینه را برای اختلافات خانوادگی مهیا نموده و بررسی ها بیانگر ریشه داشتن بسیاری از طلاق ها و مشکلات خانوادگی در همین یک دروغ به ظاهر ساده دارد. در این خصوص باید گفت هم خود فردی که میخواهد نسبت به تشکیل خانواده اقدام کند باید بداند که اولا به هر حال دروغ او فاش می شود و ثانیاً سنگ بنای زندگی ای که بر اساس دروغ گذاشته شود سست بوده و بر فرض تشکیل آن، همین روش در طول زندگی بین خود او و شریک زندگی اش به صورت نهادینه تبدیل شده و به فرزندان نیز سرایت می کند و با از بین رفتن قّبح و زشتی این عمل، خود به خود جامعه را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. از طرفی هم طرف های خواستگار ضمن تحقیق در رابطه با ادعاهای شخص، در صورتی که او را در بسیاری از جهات فردی لایق بدانند باید تلاش کنند شرائط حاد و سختی را پیش روی شخص نگذارند تا وی را وادار به بیان خلاف واقع به منظور جلب توجه ایشان بنمایند.

3ـ روابط خانوادگی و اجتماعی؛ در بسیاری از موارد با داشتن پیش زمینه های قبلی مذکور و یا حتی بدون این موارد، می توانیم شاهد این معنی باشیم که شخص به دلائل مختلفی وادار به بیان خلاف واقع و دروغگویی چه در میان خانواده و چه در میان اجتماع و جامعه می شود که از آن جمله می توان به بحث چشم و هم چشمی ها و حسادت های موجود در بین فامیل، خانواده ها و اجتماع و به اصطلاح«کم نیاوردن» اشاره کرد که شخص برای جلوه دادن خود به سایرین مرتکب دروغگویی و بیان خلاف آنچه که هست گردیده و در بسیاری از موارد نیز باز برای همین یک دروغ مرتکب دروغ های بیشتر می شود و با تکرار آن، این روند به طور وسیعی گسترش می یابد. در این خصوص ـ ضمن لزوم تلاش مسئولین ذی ربط برای ایجاد یک زندگی نسبتاً مناسب برای اقشار مختلف جامعه ـ باید با فرهنگ سازی مناسب روحیه قناعت را در افراد جامعه نسبت به داشته های خود بالا برده و از طرق مختلف ـ چه از طریق متون کتب درسی در آموزش و پرورش و آموزش عالی و چه از طریق رسانه ها و به خصوص رسانه ملی به جای گسترش فرهنگ تجمل گرایی و اشرافی گری در فیلم ها و سریال ها درحجم وسیع و گسترده  ـ جلو چشم و هم چشمی هایی که عمدتاً ویرانگر کانون گرم خانواده و جامعه است گرفته شود و ضمن اینکه افراد جامعه را به تلاش بیشتر برای داشتن زندگی بهتر تشویق و ترغیب می نمایند فرهنگ رضایت به وضعیت موجود و داشتن قناعت تا زمان بهتر شدن وضع زندگی و چشم نداشتن به زندگی دیگران و دست یازیدن به زندگی ایشان به هر قیمت را  بسترسازی نمایند تا از بسیاری از سرقت ها و مشکلات اجتماعی جلوگیری گردد، چیزی که امروزه در بسیاری از جوامع غربی و متمدن امروز نهادینه شده و بر اساس آمار، باعث کاهش آمار جرم و جنایت گردیده است.

در این راستا باز می توان به قراردادها و معاملات فیمابین افراد نیز اشاره نمود که متأسفانه در موارد بسیاری طرفین اقدام به کتمان حقیقت نموده و با بیان خلاف واقع و دروغ، بستر بسیاری از نزاع ها و اختلافات را به وجود می آورند که کثرت پرونده های قضایی میلیونی کشور ما در بسیاری از موارد ناشی از همین موضوع است؛ چه در خصوص مهریه هایی که زوج در زمان عقد به راحتی آن را پذیرفته و با کوچکترین اختلاف و به اجرا گذاشتن آن توسط زوجه به بحث و جدال و سپس بازداشت و زندان منتهی می شود و چه در معاملات و قراردادهای تجاری که با مبهم و یا خلاف واقع بیان کردن شرائط قرارداد، در سر بزنگاه کار به نزاع و دعوا و اختلاف کشیده شده و راه دادگاه را در پیش میگیرند و وضعیت می شود همین وضعی که متأسفانه امروز در جامعه به وضوح قابل مشاهده است. در این خصوص نیز باید هم در زمان تعیین مهریه به زوج تفهیم شود که پذیرش مهریه در واقع پذیرفتن دِین و بدهکاری است که نسبت به زوجه آن را تقبل نموده و هر زمان که از او مطالبه شود باید آن را پرداخت نماید، و هم در رابطه با آگاهی یافتن عامه مردم از قوانین و احکام شرعی مرتبط با اقسام معاملات و قراردادها، در واقع علاج واقعه را قبل از وقوع نموده و  قراردادهای فیمابین افراد مختلف با اطلاع کافی از قوانین منعقد شود که در این خصوص نیز باید با فرهنگ سازی و ایجاد قوانین لازم نسبت به لزوم انعقاد قراردادها با نظارت وکلا و مشاورین حقوقی، از یک سری اختلافات و معضلات منجر به پرونده های سنگین قضایی جلوگیری گردد.

4ـ در مسائل عبادی؛ شاید به نظر برسد که بحث دروغ در مسائل عبادی دیگر جایی نداشته و بیان آن بی مورد باشد لیکن از آنجا که مسائل عبادی علیرغم شخصی بودن و نوعی ارتباط بین مخلوق و خالق، در بسیاری از موارد باعث دروغگویی انسان به شکل هایی نظیر ریا، تظاهر، ظاهر سازی و داشتن قیافه به ظاهر مؤمن و متقّی در برخی موارد، سوء استفاده از برخی باورها و اعتقادات، نان را به نرخ روز خوردن با حضور در برخی محافل دینی بنا به مصالح اجنماعی، اقتصادی، سیاسی و .... شده و باعث می شود تا انسان ها در همین خصوص نیز غیر واقع را واقع جلوه دهند و در سطحی وسیع تر نیز از دین و مسائل عبادی به صورت ابزاری استفاده گردد تا با ایجاد یک فضای به ظاهر اطمینان بخش نشأت گرفته شده از ارتباطات دینی و عبادی شخص، زمینه سوء استفاده از این اطمینان دینی فراهم شود که در این صورت نه تنها باعث وارد شدن آسیب شخصی به طرف مقابل پس از مشخص شدن واقعیت میگردد بلکه این نوع دروغگویی اثرات به مراتب مخرب تری را برای شخص و جامعه به دنبال دارد؛ زیرا در موارد بسیاری اعتقادات شخص را نیز متزلزل ساخته و گاه به انزجار وی از دین، دینمداران، احکام دین و شرع و حتی حکومت دینی منجر می شود چیزی که امروز متأسفانه در موارد بسیاری به وضوح در جامعه قابل مشاهده بوده و باعث سست شدن و یا تخریب اعتقادات و باورهای دینی اقشار مختلف جامعه و به خصوص جوانان و نسل سوم انقلاب گردیده است و با مشاهده برخی اعمال خلاف نظیر اختلاس های کلان آن هم از افراد به ظاهر متدین و پایبند به مبانی دینی، روند آن نیز روز به روز گسترده تر می شود. در این خصوص نیز باید از یک سو ملاک فضیلت و تشخیص صلاحیت افراد از ظاهر ایشان به طور کلی منتفی گردیده و مبحث شایسته سالاری دینی خصوصاً برای مدیران ارشد به طور توأم جایگزین آن شود، و از سوی دیگر نیز با فرهنگ سازی لازم، به اقشار مختلف جامعه فهمانده شود که عمل خلاف هر شخص مرتبط با شخص خود اوست هرچند که از نظر ظاهری شخصی آراسته به مبانی دینی باشد و به قول ابو سعید ابوالخیر:«اسلام به ذات خود ندارد عیبی/ هرعیب كه هست از مسلمانی ماست» تا لااقل دین و مبانی دینی از خدشه های ایجاد شده در امان باشد و بلایی که بر سر سایر ادیان به جهت عملکرد بد و غلط مبلغان دینی آمده و باعث به گوشه کشانده شدن دینشان گردید بر سر اسلام و مکتب تشیع نیاید.

5 ـ در مسائل سیاسی : اگرچه ظاهراً با شنیدن واژه «سیاست» و مراجعه به معنای لغوی آن به طور خودکار عجین بودن آن با دروغ به ذهن انسان متبادر میگردد، لیکن از آنجا که شعار اساسی: «سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست» شعار اساسی و اصلی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است باید این واژه را به گونه دیگری تفسیر نمود مبتنی بر اینکه سیاست در صورتی که برگرفته شده از دین و مبانی دینی باشد در اصل مسیر صحیحی است که دین برای اداره و اصلاح جامعه ارائه نموده است که مبنای آن بر راستی و صداقت بوده و حاضر نیست برای رسیدن به هدف خود هر وسیله ای حتی توسل به دروغ را برای خود توجیه کند، آن وقت دیگر نمی توان سیاست را متلازم و هم طراز با دروغ و بیان خلاف واقع دانست تا جایی که شخصیتی همچون علی بن ابیطالب علیه السلام را در مبحثی مانند تعیین خلیفه سوم در صورت قبول شرائط خلیفه دوم در جریان شورای معروف، به پرهیز از بیان خلاف اعتقاد قلبی و باور دینی خود و کناره گیری از چند روزه حکومت و لذات دنیا واداشت و در جنگ صفین نیز در مقابل سؤال صحابی خود مبنی بر چرایی عدم غلبه سپاه حضرت با تدابیر لازم در مقابل مکر و نیرنگ معاویه و عمرو عاص علیرغم ادعای آن حضرت به آشنایی راه های آسمان، بفرمایند: «لولا التقی لکنت أدهی العرب» ـ اگر بحث تقوی و ترس از خداوند نبود هرآیینه در مکر و حیله از تمامی اعراب پیشی میگرفتم ـ و اینجاست که به درستی می توان متقارن بودن دین با سیاست را درک کرد اگرچه متأسفانه عملکرد سیاستمداران غربی به طورعام و برخی سیاسیون دیگر در توسل به ابزارهای مختلف برای رسیدن به اهداف شخصی، باندی، حزبی، مملکتی و امثال اینها، مانع یک سری قضاوت های صحیح و بجا در خصوص سیاستمداران شده و از این جهت واژه «سیاست» را به غلط در اذهان مردم مترادف با «دروغ» جا انداخته است. در این خصوص آیا نباید توجه مسئولین به این نکته جلب شود که مراقب اعمال و رفتار خود بوده و تلاش نکنند برای رسیدن به یک سری اهداف، از ابزارهای مختلف غیر مطابق با واقع دین و مبانی دینی استفاده نموده و خدای ناکرده اعمال و رفتارشان باعث بی اعتقادی بیش از پیش آحاد مردم نشود و با قوزی بالای قوز معضلات موجود شدن، تیشه به ریشه دین زده نشود تا بدین سبب «دروغ و فرهنگ دروغگویی» در جامعه گسترده نشود؟؟!!

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و دانشگاه