فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455
1396/3/2
حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی با توجه به عدم موفقیت ارگان های مختلف منتسب به روحانیت در جلب نظر اکثریت مردم در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی اظهار داشت:
سخنى با بزرگان روحانیت

حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی: چرا نقش علماى دین و روحانیون در ایران تا این حد تنزل كرده كه همین جوانانى كه به دعوت آنان جان بر كف به جبهه ها مى شتافتند امروز بسیارى از آنان از هر كس كه مورد تأیید چهره هاى شاخص و رسمى علما باشد روى گردان مى شوند، و به كسى كه از سوى نهاد هاى شاخص آنان مورد تایید قرار نمى گیرد روى مى آورند ؟.

به گزارش دفتر آیت الله العظمی شیرازی(قدّس سرّه الشریف) با توجه به عدم موفقیت ارگان های مختلف منتسب به روحانیت در جلب نظر اکثریت مردم در مواضع مختلف از جمله مباحث انتخاباتی و معرفی کاندیداها که منجر به کم رنگ شدن حضور مؤثر روحانیت در فضاهای مختلف جامعه شده است، حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی فرزند ارشد مرجع عالیقدر مجاهد مرحوم آیت الله العظمی سید محمدباقر موسوی شیرازی(قدس سرّه الشریف) و محقق و نگارنده  کتاب" تمام نهج البلاغه " در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی مطالبی را در ضمن هشدارها و راهکارها بیان نموده است که عیناً به نقل از روزنامه مذکور بیان میگردد:

سخنى با بزرگان روحانیت

حضرت امام خمینى رضوان الله علیه و نیز  شهیدان مطهرى و بهشتى و مفتح و بسیارى دیگر از علما و بزرگان در طول ده ها سال، هر كدام به نوبه و با روش خاص خود، تلاشهاى فراوانى نمودند تا چهره روحانیت شیعه در جامعه معاصر ایران را از انزوا بیرون كشیده و علماء دین را بعد از یك دوره ركود دوباره پرچمدار حركت جامعه بسوى آزادى و پیشرفت و پیشگامان جنبش بسوى عدالت معرفى نمایند، و در طول نهضت اسلامى به رهبرى امام امت رضوان الله علیه چشمان مردم به چشمان روحانیون دوخته شده بود و توده مردم و جوانان و حتى نخبگان در پشت سر علماى خود حركت میكردند، و روحانیون در صف مقدم حركت مردم در طول سالهاى مبارزه و انقلاب قرار داشتند، و تمام توطئه هاى رژیم كثیف پهلوى و طیف هاى مختلف لائیك در طول ده ها سال نتوانستند پیوند میان روحانیت شیعه ایران و توده عظیم مردم را بگسلانند، و همین پیوند مقدس عامل پیروزى انقلاب اسلامى در سال ١٣٥٧ گردید، و همین رابطه قلبى عمیق سبب پیروزى در جنگ تحمیلى ٨ ساله شد، و همین اعتماد به روحانیت مردم را در ایستادگى در مقابل فشارها و تحریمهاى كمر شكن مقاوم نمود.

اما متاسفانه حركت نهادهاى رسمى روحانیت در چند سال اخیر با حركتهاى عجولانه خود باعث جدائى اكثریت مردم از بسیارى از نمادهاى روحانیت كه در تاریخ نهضت اسلامى نام نیكى داشتند شده است.

مگر یادمان رفته كه " جامعه مدرسین حوزه علمیه قم " چگونه با مواضع خود جهت حركت توده هاى مردم را در طول سالیان نهضت و حتى پس از پیروزى تعیین مى نمود ؟.

و مگر فراموش كردیم كه دعوت هاى " روحانیت مبارز تهران " ملیونها مردم را به خیابانها مى آورد و بدون هراس از گلوله هاى دژخیمان رژیم شاه، آماده شهادت در راه خدا مى نمود ؟.

أما چند سالى است كه بیانیه هاى این دو نماد شناخته شده روحانیت بالخصوص تأثیر خود را از دست داده و در انتخابات بطور عجولانه ورود نموده و مواضعى در تأیید یا مخالفت با این و آن اعلام كرده، كه اكثریت مردم بطور صریح پاسخ منفى به دعوت آنان داده اند، كه آخرین نمونه بارز آن در انتخابات دور اول ریاست جمهورى دكتر حسن روحانى و انتخابات مجلس خبرگان رهبرى اخیر و انتخابات گذشته مجلس شوراى اسلامى و امروز در انتخاب دور دوم دكتر حسن روحانى مى باشد.

آیا زمان آن نرسیده كه دلسوزان روحانیت و قدماى عالمان دین كه زحمات امام و تربیت یافته گان مكتبش را بیاد دارند حركتى براى باز یافت موقعیت گذشته خود انجام دهند ؟.

چرا باید یكى از مراجع عظام قم از عدم تاثیر راهنمائیهاى مرجعیت در جامعه گلایه نماید و بگوید كه در زمان سابق یك فتواى مرجع شیعه تا درون كاخ سلطنتى شاه ایران نفوذ داشت و یك سطر نظر این مرجع(حکم تحریم تنباکوی میرزای شیرازی) بزرگترین كشور استعمارگر انگلیس را به زانو در بیاورد ولى امروز فتاواى مراجع تأثیرى در طیف متدینین هم ندارد بلكه از سوى بعضى از مدعیان تبعیت از مراجع عظام نیز مورد هجوم و استنكار قرار مى گیرد ؟.

چرا نقش علماى دین و روحانیون در ایران تا این حد تنزل كرده كه همین جوانانى كه به دعوت آنان جان بر كف به جبهه ها مى شتافتند امروز بسیارى از آنان از هر كس كه مورد تأیید چهره هاى شاخص و رسمى علما باشد روى گردان مى شوند، و به كسى كه از سوى نهاد هاى شاخص آنان مورد تایید قرار نمى گیرد روى مى آورند ؟.

آیا صرف افسوس خوردن از رواج فساد میان جامعه، و تاثیرات سوء وسائل ارتباط جمعى و فضاى مجازى و ماهواره ها براى رفع مسئولیت كافى است ؟.

و آیا استعمال واژه " اداى تكلیف " براى " رفع تكلیف " از سوى هادیان امت كفایت میكند ؟.

و آیا بررسى علت واقعى جدائى قشر عظیمى از جامعه ایران اسلامى از روحانیت و عدم پیروى از راهنمائى هاى نمادهاى شناخته شده آنان در مقاطع حساس یك امر ضروى نیست ؟.

و آیا سیره انبیاء و ائمه هدى علیهم السلام جذب حتى دشمنان كینه توز با خُلق حسَن نبوده و ما در منابر و مواعظ خود، مناقب آنان را بیان و به سیره حسنه آنان افتخار نمى كنیم ؟.

و آیا یكى از شرایط امر بمعروف و نهى از منكر استعمال روش مناسب براى تأثیر در تارك معروف و فاعل منكر نیست ؟.

پس چرا در فتره اخیر شاهد آنیم كه روشهاى مورد استفاده بسیارى از روحانیون گرامى و بیانات بعضى از مراجع عالی مقام پاسخ مطلوب را نمى دهد، و امر بمعروف و نهى از منكر آنان حتى در مخاطبین متدین نیز تأثیر چندانى نمى گذارد ؟.

و آیا ذكر حوادثى از گذشته از قبیل بى وفایى اهل عراق به امیر المؤمنین علیه السلام و روى گردانى اهل كوفه از بیعت حضرت سید الشهدا علیه السلام، براى اسكات طیف جوان طرفدار خود كفایت میكند ؟.

چرا امام خمینى رضوان الله علیه از كنج خانه به ظاهر محقرش در نجف اشرف ملیونها انسان را در جاى جاى ایران به حركت مى انداخت، در وقتى كه مراجع مشهورتر و مؤثرتر از ایشان در حوزه علمیه كنج عزلت را برگزیده بودند، و صدام ملعون یكى از آنان را در شهر كوفه خانه نشین نموده و دیگرى را در زمانى دیگر ذلیلانه به بغداد برده و مورد تحقیر قرار میداد ؟.

آیا ارتباط قلبى و عشق عموم مردم ایران از جوان و پیر و مرد و زن و روحانى و دانشگاهى به مرجع تقلیدى استثنائى از میان ده ها مراجع دیگر شیعه یعنى امام خمینى باعث خروش مردم و لبیك به نداى او نبوده ؟.

پس چرا امروز شاهد آنیم كه مردم عراق لبیك گویان به یك مرجع تقلید كه در كنج منزلش در نجف اشرف نشسته بسیج عمومى ایجاد مى كنند و ملیونها از جان گذشته به میدان نبرد میروند، در حالى كه در ابران قشر عظیمى از مردم در جهت مخالف دعوت نهادهاى روحانىِ با سابقه طولانى در هدایت جامعه حركت میكنند؟،

آیا قدرت تاثیر مردمى كه توسط امام خمینى رضوان الله علیه در ایران ایجاد شده بود امروز از جمهورى اسلامى رخت بر بسته و در اختیار مرجعى دیگر در كشور عراق قرار گرفته است ؟.

گرچه براى شیعیان سر زمین خاصى ملاك نیست، و هر جا مرجع تقلیدش باشد از او پیروى میكنند، و این افتخار  مكتب تشیع است، و تاریخ نشان داده است كه مركزیت حوزه شیعه از بغداد به شهر حله و سپس به نجف اشرف و از آنجا به سامرا و باز به نجف و از آنجا به قم و قبل از قم حوزه مركزى ایران در شهر اراك بوده و در دورانى در شهر مقدس مشهد قرار داشته است.

ولى بسیار مایه تأسف است كه مقبولیت روحانیتِ به ارث مانده از امام خمینى رضوان الله علیه و نتیجه سالها تلاش ایشان و زحمات برزگان كه در آغاز نام بعضى از آنان را بردم مى باشد، توسط بعضى از تازه به دوران رسیده ها كه دوران سختى ها را نبوده اند، گرچه نیت حسنه داشته باشند، تضعیف گشته، و روز به روز ما شاهد رویگردانى بیشتر عموم اقشار جامعه از پیروى از راهنمایى هاى نهاد هاى شناخته شده روحانیت هستیم، و به جاى احترام روز افزون عموم جامعه به علما و روحانیت عزیز، شاهد آنیم كه بعضى از آنان در رفت و آمد خود لباس شریف روحانیت را در آورده كه مبادا مورد بى احترامى قرار گیرند.

و اینجانب كه در طول دوران قبل از پیروزى انقلاب در لبنان و میان جوانان و فرهیختگان عرب به ویژگى علما و روحانیون شیعه در ایران افتخار میكردم، و نیروهاى روشنفكر را در ملاقاتها و سخنرانیها دعوت به الگو گیرى از تعامل روحانیون ایران با مردم و پیروى مردم از رهنمودهاى روحانیت فرا مى خواندم، اكنون كه روز بروز تأثیر نهادهاى شناخته شده روحانیت جمهورى اسلامى ایران تحت نظر انظار جهانیان ضعیف تر مى شود، و حركت عموم جامعه در جهت مخالف رهنمودهاى آنان انجام مى گیرد، و افراد مورد تاییدشان غیر مقبول و دیگران كه مورد حمله و هجوم آنان اند در نظر عامه ملت مقبول مى شوند، نمیدانم چگونه سیل سؤالها را پاسخ دهم، و آیا من هم باید از بى وفایى مردم ایران مثل اهل كوفه براى عاشقان نظام مقدس جمهورى اسلامى بگویم، یا از دعوت به الگوگیرى از روحانیت ابران به دعوت از پیروى مرجعیت در عراق عدول كنم ؟.

و این امر بسیار مایه تأسف است كه كشور جمهورى اسلامى كه با زحمات مراجع دینى و در رأس آنان حضرت امام خمینى رضوان الله علیه و با تلاش و زحمات ده ها سال بزرگان حوزه علمیه تأسیس شده، و در قانون اساسى آن ولایت فقیه اصل مهم نظام است، عموم افرادش از راهنمائى هاى نهادهاى دینى خود سر باز مى زنند، و حتى بسیارى از شهروندان ایرانى نحوه مدیریت مرجعیت در كشور عراق را تحسین نموده، و بسیارى از فضلاى حوزه هاى علمیه و دیگر نخبگان جامعه ایرانى به روش حركت روحانیت و مرجعیت در آن كشور افتخار كنند، و جهانیان امروز سر تعظیم در مقابل مرد نشسته در كوچه اى تنگ در نجف اشرف فرود مى آورد، در حالى كه من خود شاهد بودم در فرانسه در مدت اقامت حضرت امام رضوان الله علیه در نوفل لو شاتو و پس از آن در ایران را كه دوست و دشمن و از همه اقوام در سراسر جهان شیفته مدیریت و حركت ایشان بوده و از ایشان بعنوان رهبر محبوب قلبها از هر قوم و مذهب و دینى یاد میكردند.

در خاتمه من بعنوان یك دلسوخته و رنج دیده دوران هاى قبل و بعد از انقلاب و عاشق نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران و مفتخر به پیروى از اصل ولایت فقیه، از بزرگان حوزه و روحانیون عالی مقام خواهشمندم اندكى بازنگرى نمایند تا بیش از این، فاصله میان عموم جامعه و علماى دینى نیفتد كه دشمنان مكتب اهل بیت در كمین اند، و خنّاسان در صدد سوء استفاده از اشتباهات ما هستند، و استكبار جهانى و صهیونیست ها براى تحقق بخشیدن به اهداف خبیثشان از غفلت هاى ما حداكثر سوء استفاده را خواهند نمود، و ما در دنیا در مقابل نسل خود و آیندگان مسئول و در آخرت عند الله مورد مؤاخذه قرار خواهیم گرفت، و پاسخى براى صحراى محشر نداریم، والسلام.