فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
16
دیروز
12
این ماه
533
کل
151573
1396/3/16
حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی از پیشگامان نهضت انقلاب اسلامی است در آستانه بیست و هشتمین سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(قدس سره الشریف) در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی:
چگونه امام را شناختم ؟

حجت الاسلام و المسلیمن سید صادق موسوی شیرازی: در مناستى دیگر حضرت امام مسئول ملاقاتهاى بیت را در حضور یكى از همان دوستان دوران غربتش طلبیده و به او تأكید مى نماید: این افراد همان طور كه در دوران غربتم آزادانه با من ملاقات میكردند امروز هم مبادا براى دیدارشان با من مانع تراشى كنید.

به گزارش دفتر آیت الله العظمی شیرازی، حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی فرزند ارشد مرجع عالیقدر مجاهد آیت الله العظمی سید محمد باقر موسوی شیرازی(قدس سره الشریف) که از پیشگامان نهضت انقلاب اسلامی است در آستانه بیست و هشتمین سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(قدس سره الشریف) در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی از خاطرات خود و همراهی با امام در نجف، پاریس، نقطه نظرات و سیره عملی امام امت مواردی را بیان داشته است که عیناً متن مصاحبه از روزنامه مذکور بیان میگردد:

چگونه امام را شناختم ؟

در نجف اشرف در یك خانواده مرجعیت با سابقه انقلابى چشم به دنیا گشودم، لیكن با قدوم امام خمینى رضوان الله علیه به نجف و در سنین نوجوانى مجذوب این مرجع تقلید انقلابى شدم.

این سؤال آن زمان از سوى بسیارى افراد حتى بعد از پیروزى انقلاب شكوهمند اسلامى از اینجانب میشد، كه چرا فرزند یك مرجع تقلید با سابقه انقلابى بسوى یك مرجع دیگر میرود، و حال اینكه جدّ او ریشه در نجف اشرف داشته و از سوى بقیه مراجع عظام حوزه علمیه مورد قبول و احترام است و حالىكه امام خمینى تازه وارد به حوزه و شخصیت علمى او نا شناخته مى باشد ؟

در حقیقت منش همه علماى آن زمان كه از نزدیك مى شناختم تقوى و ورع بود و نمیتوان ادعاى حب دنیا نسبت به آنان نمود، لیكن شخصیت امام خمینى یك ویژگى داشت كه من و بسیارى امثال من را مجذوب آن ویژگى میكرد، و آن تنفر از دنیا بود مخصوصاً در فضاى روابط اجتماعى، و در وفتى كه مثلاً براى مراجع دیگر قبول وجوهات شرعیه از مكلفین امرى عادى بود ایشان با اكراه این امر را قبول مى نمودند و مى گفتند: او خود را بریء الذمه میكند و من را مشغول الذمة مى نماید و من خوشحال باشم ؟!، او خود را از جواب روز قیامت رها میكند و من باید جوابگو در صحراى محشر باشم و مسرور با شم ؟

باضافه اینكه ایشان هرگز وجوهات مفلدین دیگر مراجع تقلید را نمى پذیرفت، در مصارف نیز امام خمینى رضوان الله علیه حساسیت استثنائى داشتند، و هرگز فلسى یا قرانى را اضافه بر آنچه ضروت ایجاب میكرد پرداخت نمى نمود، و با حساسیت زیادى با پرداخت پول در جهت جذب كسى بسوى خود مخالف بود.
و در تعامل با دیگران هرگز در صدد جمع مریدان نبود، بلكه گهگاه نیز با تعارفات بسیار محدودش افرادى از ایشان رنجور مى شدند.

اما در تقیدات شرعى زبانزد مخالفین و موافقین بود، و احدى نتوانست در طول مدت اقامت ایشان در نجف اشرف از ایشان لغزشى بیابد و یا مستمسكى از حركت خلاف شرعى پیدا كند، و در مدت اقامت ایشان در فرانسه نیز هرگز رفتار خود را براى تناسب با مذاق غربیان تغییر نداد، و همانند نجفش عمل میكرد، و پس از باز گشت به ایران و به دوش كشیدن بار اداره حكومت در شرایط بسیار سخت و طاقت فرسا همان روح الله الموسوى الخمینى قبل از تبعید از ایران و تبعید شده به عراق و سفر كرده به فرانسه ماند، بلكه در اوج قدرت نیز بیاد دوستان دوران غربتش میافتد و از فرزندش مرحوم سید احمد میخواهد از آنان دعوت كرده و با آنان تجدید عهد كند، و تاكید مینماید كه نمیخواهم در میان مدعوین وكیل یا وزیرى باشد، و براى نخستین بار افطار ماه رمضان را دایر میكند، و خود سر سفره بسیار ساده و در فضاى صمیمى با آنان مى نشیند، و در وقت ورود مسئول انتظامات بیت امام با صراحت به پاسداران میگوید: آنهایى كه در دوران غربت امام عاشق امام بودند امروز نخواهند به امام آسیبى برسانند، و همگى افراد دعوت شده بدون بازرسى متعارف به درون منزل امام راهنمایى میشوند و در كنار ایشان قرار میگیرند.

و نیز در مناستى دیگر حضرت امام مسئول ملاقاتهاى بیت را در حضور یكى از همان دوستان دوران غربتش طلبیده و به او تأكید مى نماید: این افراد همان طور كه در دوران غربتم آزادانه با من ملاقات میكردند امروز هم مبادا براى دیدارشان با من مانع تراشى كنید.

از این رو این شخصیت محبوب همه گان شد و انسان هاى با طینت پاك از هر قوم و نژاد و ملیتى به او عشق  ورزیدند، چون ملاكاتش در طول دوران زندگى پر فراز و نشیبش اندك تغییرى نكرد، و براى مراحل مختلف و شرایط گوناگونش روش تعاملهاى مختلفى نداشت، و قدرت او را یك لحظه مغرور نكرد، و تواضعش در اوج قدرت با سخت ترین مراحل زندگیش اندك فرقى نداشت، و با چرخش زمان در روحیه تقوایی اش تغییرى بوجود نیامد.

و امروز كه در روزهاى سالگرد حماسه ١٥ خرداد نخستین مرحله نهضت اسلامى برهبرى امام خمینى رضوان الله علیه و نیز سالگرد ١٤ خرداد و رحلت جانگداز بنیان گذار آن نهضت قرار گرفته ایم در حالى كه سالها است كه از فقد محبوب دلها مى گذرد و او در میان ما نیست باید دید آیا آنان كه ادعاى عشق به امام را دارند چگونه رفتار میكنند ؟.

آیا معیارهاى اخلاقى و شرعى در تعامل میان پیروان روح الله سفر كرده رعایت میشود ؟.

آیا هنوز آنان كه با وحدتشان انقلاب اسلامى پیروز شد وحدت خود را حفظ نموده اند ؟.

آیا روحیه امام جذب كننده هنوز در سردمداران وارثش وجود دارد ؟.

آیا هنوز انقلابیون " قبل الفتح " مورد احترام دولتمردان كنونى هستند ؟.

آیا آنهایى كه جان بركف در ١٥ خرداد ١٣٤٢ به نداى خمینى كبیر لبیك گفتند و حول محوریت آن رهبر فرزانه جمع شدند و براى رضاى خداوند همه خطرات را به جان و دل خربدند هنوز نسبت به اهداف نهضت اسلامیشان وفادارند ؟.

آیا اثرى از صمیمیت دوران زندان و شكنجه شاه در متصدیان امور مانده است ؟.

آنچه در فتره اخیر گذشت گویاى این است كه " فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلاة و اتبعوا الشهوات " تحقق پذیرفته، و از میان مبارزان پیرو روح الله بسیارى از معیارها و ارزشها رخت بر بسته است، و دلهاى به هم پیوسته در عشق به امام از یكدیگر گسسته گردیده است.

هر آنكس كه واژه هاى استعمال شده در سالهاى اخیر و بالخصوص در فضاى انتخابات ریاست جمهورى و شوراهاى شهر اخیر را دید و یا شنید احساس نمود كه فرزندان انقلاب اسلامى تمام انگها را به انقلاب خود زدند، و هر چه بر زبانشان آمد در سیاه نمایى دوران ٣٩ ساله انقلاب كه خود جوانى و بعضى زندكیشان را برایش هزینه كردند گفتند، و در گفتگوهاى فیما بین هم رزمان و هم مسلكان و حتى هم لباسان اثرى از تعهدات اسلامى مشهود نبود و بویى از تقوا كه در هر نماز جمعه اى به آن توصیه میشود استشمام نمى شد، و بیشترین بهانه را فرزندان انقلاب به معاندین انقلاب و مبلغین اسلام بذست دشمنان قسم خورده اسلام دادند.
و آنچه بیشتر مایه تاسف است كه این فضا در روزهاى نزدیك به ماه مبارك رمضان در میان شیفته گان استقبال از ماه ضیافت الله به اوج خود رسید، و در زمانى كه خداوند متعال مى خواست در هاى جهنم را بسته و در هاى بهشت را بر روى گنهكاران باز نماید و دستان شیطان را با غل و زنجیر بسته تا بندگانش توفیق قرب بیشتر به درگاهش را داشته باشند، بسیارى از آنان كه بر سر منابر میروند و از فضائل این ماه مبارك براى مردم میگویند، و مردم را به گذشت و بخشش و عفو تشویق میكنند، و با مردم از اهمیت حفظ زبان از غیبت و تهمت نسبت به برادران ایمانى در این ماه الهى سخن میرانند، خود نسبت به برادران دینى و هم رزمان دوران طولانى ستمشاهى از هیچ بدگویى ابا ندارند، و در جهت حذف دیگر همراهان خود در پیروى از حضرت روح الله، هر أنگى را به او نثار میكنند، و براى بدنام نمودن حتى هم لباسان خود هر تهمت و افتایى را جایز میدانند.

اما در آستانه سالگرد رحلت پیر و مرادشان هم هر كدام طعنه اى به دیگرى میزند، و هر جمعى دیگرى را متهم به تهمت هاى مختلف میكند، و حتى در حضرتش و در مزارش نیز یگانگى خود را و لو به ظاهر حفظ نمى كنند، و یك لحظه بیاد دوران شروع نهضت و صفاى مرحله ١٥ خرداد ٤٢ شان نمى افتند، و آنى از تنازع كه بتعبیر قرآن كریم حتماً در آن فشل براى همه گان نهفته است دست بر نمى دارند، و از حضور چهره هاى متنوع اما عاشق امام خمینى در سالگرد عروج مرادشان جلو گیرى میشود، و اگر كسى از حضار مورد پسند بعضى ها نباشد مورد هجوم شعارى و حتى فیزیكى گروه اندكى كه از پیش آماده شده اند قرار میگیرد، و شرایط احترام مناسبت و حفظ ادب در مكان اصلاً رعایت نمیشود، و از این فرصت براى نثار بیشتر انواع تهمت ها استفاده میشود، گویا امام را نظاره گر خود نمیدانند، و روح حضرت روح الله را بدور از مجلسش مى بینند، و اعتقادى به وجوب حفظ حرمت مؤمن میت بسان مؤمن زنده كه نص روایات وارده است ندارند، و شاید اخلاص حاكم بر ذاتشان در ١٥ خزداد ٤٢ را رها نمودند و تحت تاثیر وساوس شیطانى و اهواء نفسانى و حب الدنیائى قرار گرفته اند
من كه عشق به انقلاب اسلامى و امام خمینى با همه وجودم عجین شده است و تمامى " السابقون السابقون " نهضت امام خمینى رضوان الله من را مى شناسند، و سالیانى است با منت پروردگار و فضلش توفیق تحقیق در روایات وارده از مولى الموحدین امبر المؤمنین على علیه السلام نصیبم گردیده است، از آنان كه هنوز به عشق به امام افتخار میكنند، و فضاى خداجویى روزهاى ١٥ خرداد ٤٢ را هنوز كمى احساس مى كنند، و از معجزه انقلاب اسلامى سخن میگویند، و نظام مقدس جمهورى اسلامى را قبول دارند، و به اصول اولیه اخلاق اسلامى خود را پایبند میدانند، و فضیلت این ماه مبارك را باور دارند و براى شبهاى قدر خود را آماده میكنند، و آرزوى آمرزش گناهان را صادقانه از سوى پروردگار رحمان دارند، و از فضائل و مناقب مولا امیر المؤمنین على علیه السلام در ایام شهادتش سخن خواهند گفت، و امیدوارند كه از این ماه مبارك عارى از گناهان خارج شوند، با كمال تواضع و فروتنى خواهشمندم توبه نصوحى كنند و چون آبروى مؤمن حق الناس است به تعبیر قرآن كریم پس از توبه اصلاح نیز بنمایند و سیاه نمایى هاى خود را تكذیب نمایند، تا شاید گناهان گذشنه از سوى خداوند متعال آمرزیده و آثار سوء مترتب شده بر گفتار و كردارشان كمى اصلاح شود، و نبز توصیه به خودم و آنان میكنم كه از كید شیاطین الجن و الإنس و دشمنان دوست نما كه همیشه در صدد ایجاد تفرقه و عداوت میان مؤمنان صادق و مخلص بوده و هستند بر حذر باشیم كه برحسب تاكید احادیث پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم و روایات وارده از ائمه اطهار علیهم السلام " یدخل الكفر على قلب المؤمن فى آخر الزمان كدبیب النمل على الصفا فی اللیلة الظلماء "، یعنى در آخر الزمان ورود كفر به قلب مؤمنان همانند حركت آرام مورچه هاى بسیار كوچك بر روى كوه سیاه " صفا " و در هنگام شب تاریك است.

سید صادق موسوى 

محقق و نگارنده " تمام نهج البلاغه "