فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

سه شنبه ٠١ مرداد ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
21
این ماه
11
کل
149837
1396/5/16
با توجه به کم توجهی مسئولین به فضاهای آموزشی در دو مجموعه «آموزش و پرورش» و «علوم، تحقیقات و فن آوری» حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یاداشتی در هفته نامه «مثلث«نوشت:
تکریم تعلیم / باید برنامه ریزی مدونی داشته باشیم

دکتر شیرازی: شاید علت عدم پیشرفت و توسعه قابل قبول کشور ما، اختصاص بهترین ساختمان‌ها برای استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، شهرداری‌ها، بانک‌ها و... ، در مقابل برقراری عمده  مدارس و مراکز آموزشی در ساختمان های قدیمی و کپرها همراه با کلاس‌های چندشیفته با چهل دانش‌آموز و بیشتر و معضلاتی از این قبیل بوده و به همین دلیل است که «ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم».

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در در خصوص لزوم توجه بیشتر مسئولین به امر تعلیم و تربیت در یاداشتی در هفته نامه مثلث نوشت:  تکریم تعلیم /باید برنامه ریزی مدونی داشته باشیم

با بررسی معضلات و مشکلات موجود در جامعه ایران اسلامی و توجه به وجود گره های کوری همچون فقر، بیکاری، مسائل و مشکلات اخلاقی، بالارفتن روزافزون آمار طلاق و مشکلات خانوادگی، نبود برنامه ریزی مدوّن برای پیشبرد امور در بسیاری از عرصه ها علیرغم تلاش های قابل توجه از یک سو، و آسیب شناسی موارد مذکور همراه با مقایسه این موارد با سایر کشورهایی که مدت ها از وجود این معضلات رنج برده و گاه نیز آنان را به ورطه هلاکت و نابودی کشانده است از سوی دیگر، تنها به یک مقوله چاره ساز می توان دست یافت و آن مبحث آموزش و پرورشِ اقشار مختلف جامعه مطابق با نیازها و ایدئولژی آن جامعه است که می تواند با بسترسازی های صحیح، ضمن ارائه راهکارهایی برای حل معضلات موجود، نسبت به فضاسازی های لازم برای آینده کشور و جامعه، زیر ساخت های مناسب را ایجاد نماید تا با تربیت نسلی نو بر اساس معیارهای درستِ نتیجه گرفته شده از اشتباهات گذشته، اولاً جلو تکرار این اشتباهات را بگیرد و ثانیاً نسل جدید را نسبت به وقوع در اشتباهات و معضلات مذکور واکسینه و بیمه نماید.

اما همانطور که از دوران دبیرستان سال های شصت و فعالیت در انجمن اسلامی دانش آموزان به یاد می آورم، در همین راستا و در همان سالها بر اساس برخی سلیقه ها، علاوه بر اقدام به تغییر متون درسی، گام هایی تحت عنوان گزینش دانشجو و امثال اینها برای جلوگیری از ورود برخی افراد زاویه دار با اهداف انقلاب و فرهنگ اسلامی به عنوان شاخص هایی برای تأیید داوطلبین ورود به دانشگاه ها برداشته شد که اگرچه شاید برای آغاز انقلاب امری ضروری به نظر می رسید؛ لیکن همانطور که خود بنده نیز در همان زمان به عنوان مسئول انجمن اسلامی وقت دبیرستان با بسیاری از این سخت گیری ها مخالف بوده و آنها را عاملی برای واپس زدن جوانان نسبت به انقلاب و آرمان های اصیل انقلاب و شهدا، خصوصاً در بهبوهه ایام جنگ تحمیلی هشت ساله می دانستم،  این امر به مرور زمان نیز به اثبات رسید و امروزه نه تنها هیچ اثری از آن شاخص ها وجود ندارد بلکه بیشتر مواردی که در آن زمان ضد ارزش تلقی می شد، امروزه به عنوان شاخص های موفقیت بشمار می رود که باید برای این تغییر و تحولات اساسی چاره اندیشی کرد و لااقل از تجربیات قبلی برای ارائه راهکارهای جدید استفاده نمود.

و از آنجا که مطابق با آموزه های دینی مبتنی بر تربیت کودک برای قبل از تولد، دوران کودکی تا سن هفت سالگی و سپس نوجوانی و جوانی، راهنمایی ها و ارشادات مختلفی بیان شده تا فرزندی صالح چه از جهت اخلاقی و چه از جهت روحی، روانی و کارآمد تربیت شده و  برای خود، خانواده و جامعه مفید باشند از یک سو، و اجرای عملی این آموزه ها توسط کشورهایی نظیر ژاپن، چین، کره جنوبی ـ که حتی از نظر زیر بناهای اعتقادی تفاوت اساسی با آموزه های مذکور دارند ـ و کشورهای اروپایی مانند آلمان که در اثر جنگ جهانی به طور کامل تخریب شده و با گذشت چندین دهه از این واقعه هولناک، هنوز موظف به پرداخت غرامت جنگی می باشد و امثال اینها، با برنامه ریزی های دقیق و ترسیم نقشه راه آینده فرزندان بر اساس پیش بینی های لازم برای بخش های گوناگون کشور به صورت تدوین کتب درسی و روش های آموزشی اخذ شده از مبانی مذکور و متناسب با سنین مختلف، علیرغم گذراندن خرابی ها و ویرانی های پس از جنگ جهانی و نبود منابع خدادادی نظیر نفت، گاز، معادن از سوی دیگر در کنار تبدیل این کشورها به مجموعه ای از کشورهای قدرتمند و ثروتمند جهان، به وضوح می توان به نقش کلیدی آموزش و پرورش  در این تحولات و وجود نقاط ضعف در مراکز مختلف آموزشی آموزش و پرورش و دانشگاهای کشورمان پی برد که به صورت ناخودآگاه عبارت معروف سید جمال الدین اسدآبادی را به ذهن متبادر می سازد که: «در غرب اسلام را دیدم و مسلمان ندیدم و در شرق مسلمان دیدم و اسلام ندیدم» .

در اینجا به یاد خاطره یکی دوستان از افتادم که بیان آن خالی از لطف نیست، ایشان می گفت: در ژاپن برای انجام کار بانکی در قسمتی از شهر دنبال بانک می‌گشتم، بالطبع دنبال ساختمانی شیک با تابلویی زیبا بودم، و به سمت اولین مکان با این مشخصات حرکت کردم اما در نزدیکی آن متوجه شدم که آن مکان یک مدرسه است. با خودم گفتم احسنت چه مدرسه‌ی خوبی! و در حالی که همچنان در ذهن ناخودآگاه خویش دنبال مکانی شیک‌تر و مهم‌تر برای بانک می‌گشتم؛ از شخصی آدرس بانک را پرسیدم که یک ساختمان قدیمی با یک تابلو معمولی را نشانم داد؛ با تعجب وارد بانک شده و کار بانکی خود را که انجام دادم طاقت نیاوردم و به رییس بانک گفتم چرا ساختمان بانک از مدرسه ضعیف‌تر است؟! او هم با تعجب توضیح داد که ما کلاً هشت نفر کارمند هستیم که فقط کاغذهای رنگی (پول) را جابجا می‌کنیم و اگر زلزله ای هم بیاید فقط هشت نفر خواهیم مرد ولی در مدرسه پانصد سرمایه گران‌قیمت (دانش آموز) با چندین استاد هستند که اگر آسیب ببینند خسارتش جبران ناپذیراست؛ بنابراین ما بهترین ساختمان‌ها و امکانات را به مدرسه‌ها میدهیم چون آینده کشورمان در مدارس ساخته می‌شود. اینجا بودکه به فکر فرو رفتم که شاید علت عدم پیشرفت و توسعه قابل قبول کشور ما، اختصاص بهترین ساختمان‌ها برای استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، شهرداری‌ها، بانک‌ها و... ، در مقابل برقراری عمده  مدارس و مراکز آموزشی در ساختمان های قدیمی و کپرها همراه با کلاس‌های چندشیفته با چهل دانش‌آموز و بیشتر و معضلاتی از این قبیل بوده و به همین دلیل است که «ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم».

لذاست که به لزوم اهمیت ویژه مجموعه هایی نظیر «آموزش و پرورش»، «وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری» و «حوزه های علمیه» که به صورت های گوناگون در آموزش و پرورش بخش های مختلف جامعه در ابعاد گوناگون ایفای نقش می نمایند به زیر مجموعه های خود پی می بریم؛ هم از نظر تأمین هزینه های زندگی ایشان به صورت یک زندگی آبرومند و شرافتمندانه ـ و نه مانند وضع امروز که عمدتاً از حقوق و دستمزد پایینی بهره مند بوده و در نتیجه اجباراً به شغل های دیگری نظیر مسافرکشی و شغل آزاد رو آورده و مرتباً درگیر بازپرداخت اقساط و امثال اینها بوده وکمتر فرصت مطالعه برای تدریس و تعلیم مفید و سازنده را پیدا نموده و عمدتاً دانش آموزان را وادار به گرفتن کلاس های خصوصی و کتاب های کمک آموزشی می نمایند ـ و هم از نظر گذاشتن دوره های آموزشی مرتب برای ارتقای سطح علمی این مجموعه ها مطابق با نیازها و تکنولژی های روز جامعه؛ در کنار فرهنگ سازی لازم برای تبیین جایگاه ویژه ایشان از نظر علمی و حقی که بر تک تک افراد جامعه از صدر تا ذیل دارند پیرو فرمایشات امیر کلام  امیرالمؤمنین علیه السلام که می فرمایند: «هر کس حرفی را به من بیاموزد مرا بنده و برده خویش ساخته است» و یا سخن فردی مانند صدر اعظم آلمان در جواب اعتراض پزشکان و مهندسان نسبت به هم ردیف قرار گرفتن حقوق معلمان با ایشان که: «چطور توقع دارید میزان حقوق اساتیدتان را کمتر از حقوق شما قرار دهم»؟؟!!

در این میان اما با توجه به افت تحصیلی قابل توجه دانش آموزان و دانشجویان امروزی نسبت به چند دهه گذشته علیرغم بالارفتن ضریب هوشی نسل جدید طبق آمارها، نبود برنامه ای مدوّنِ مبتنی بر تناسب پذیرش ورودی دانش آموزان و دانشجویان با نیازهای بازار کار و تغییر ساختاری در عمده نظام های آموزشی در آموزش و پرورش و آموزش عالی را می توان به عنوان مهمترین عامل این معضل بیان کرد که متأسفانه نسل جوان امروز کم و بیش با آن دست و پنجه نرم می کنند و شاهد آن هستیم که افراد دارای مدارک مختلف حتی در سطوح عالیه، عمدتاً در بخش هایی مشغول به کار هستند که کمتر ارتباطی با رشته تحصیلی ایشان دارد و در نوع خود خسارتی هم برای خود شخص از جهت صرف عمر و هزینه کلانی که در این راه صرف نموده و هم برای کشور و جامعه منجر به فرار مغزها در بسیاری از موارد و بهره برداری سایر کشورها از این متخصصین با آمارهای تصاعدی روز افزون مهاجرت، که مهمترین شاهد این مدعی سر ریز شدن برخی از متخصصین و فارغ التحصیلان در سالی نسبت به نیاز تقاضای بازار کار، و کاهش همان رشته تخصصی و تحصیلی در سال های بعد و امثال اینها است، مانند میوه ها و خوراکی هایی که چون برنامه ریزی مدوّن و نیاز سنجی خاصی پشت سر آن ها نمی باشد به طور مثال یک روز سیب زمینی و پیاز آنقدر کاشته می شود که به جهت اشباع بازار، حتی جمع آوری آن ها از مزارع دارای صرفه اقتصادی نمی باشد و یک روز هم مثل امسال، پیاز به قیمت نجومی رسیده و دست یابی به آن برای اقشار مستضعف تبدیل به رؤیا می شود!!!

پس باید گفت که  تکریم مجموعه های آموزشی در اصل تکریم جامعه بوده و لذا باید فکری اساسی برای این مجموعه کرد نه اینکه ماه ها حقوق معلمان و سایر مراکز آموزشی پرداخت نشده و یا میزان پرداختی به اساتید دانشگاه ها به مراتب کمتر از بسیاری از مدیران و کارمندان و قرار گرفتن در ردیف کشورهای انتهایی جدول پرداخت حقوق اساتید دانشگاه های جهان باشد بر خلاف کشورهایی مانند آمریکا، اردن، لبنان، عراق و ... با بالاترین پرداخت حقوق به اساتید دانشگاه ها، که به نوبه خود بیانگر کم اهمیتی به موضوع آموزش در جامعه امروزی است و باید برای آن چاره اندیشی مناسب صورت گیرد که فکر نمی کنم با فضای حاکم امروزی بر دو مجموعه «آموزش و پرورش» و «علوم، تحقیقات و فن آوری»، کور سوی امیدی در این خصوص وجود داشته باشد و شاید با تغییر و تحول بنیادین و اساسی در این دو مجموعه بزرگ در دولت دوازدهم حتی تا سطح تغییر وزیر در صورت لزوم، بتوان افق نسبتاً روشنی را برای آن تصور نمود.

و در کنار مباحث فوق بحث ارتقاء کیفیت در نحوه آموزش و پرورش و استفاده از فرصت های شایسته تربیتی و پرورشی با در اختیار بودن قشر قابل توجهی از افراد جامعه ای که آمادگی پذیرش و فراگیری مطالب و رفتارهای اطرافیان و به خصوص معلمین و اساتید خود را دارند از اهمیت ویژه ای برخوردار است همانطور که در قرآن کریم آمده است: «و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» و یا امام خمینی(رحمت الله علیه) در جایی می فرمایند: «تزکیه قبل از تعلیم و تعلم است» و در جایی دیگر می فرمایند: «دانشگاه کارخانه آدم سازی است» که بیانگر وظیفه اصلی معلمین و اساتید دانشگاه ها در تدریس علوم و فنون موجود در کتب درسی به صورت های عملی با داشتن رفتارهای مناسب و شایسته، دانش آموزان و دانشجویان را با روش های خوب اخلاق فردی، اجتماعی، اسلامی، سیاسی و امثال اینها آشنا نمایند تا در کنار فراگرفتن علوم لازم، روش های کاربرد صحیح آن در مسیر تعالی و سعادت بشر را فرا گرفته، علم آموزی ایشان مفید و سازنده باشد و نه همانند برخی از دانشمندانی که اختراعات و اکتشافاتشان بیشتر برای بشریت مضر بوده تا مفید و کارآمد، و لذا برای این مقوله نیز باید با برنامه ریزی مدون برای امور پرورشی و دینی خارج از مقوله های موجودی که تنها به گذراندن واحدهای دروس عمومی و شرط گرفتن نمره قبولی که غالباً در آنها برای ارتقاء به کلاس و ترم بالاتر بسنده شده ـ و کمتر به شکل کاربردی برای این مجموعه عظیم تشنه حقایق مطابق با فطرت ارائه میگردد ـ چاره اندیشی کرد.  به امید آن روز

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و دانشگاه