فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

شنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
4
دیروز
21
این ماه
642
کل
151019
1396/7/3
حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی در خصوص اهمیت زنده نگه داشتن عاشورا در یادداشتی در روزنامه جمهوری اسلامی عنوان کرد:
عاشورا را چرا زنده نگهداریم؟؟؟!!!

فرزند ارشد آیت الله العظمی شیرازی: فراز و نشیب هاى فراوانى در طول مدت، از تاریخ شروع معاهده تا شهادت امام مجتبى علیه السلام پیش آمد، اما منطق اهل بیت علیهم السلام طبق آیه كریمه ( ان العهد كان مسئولا ) پایبندى به تعهدات است حتى اگر طرف مقابل از التزام به مواد آن سر باز زند، و در تاریخ نمونه هاى متعددى ذكر شده است.

 

به گزارش دفتر آیت الله العظمی شیرازی حجت الاسلام و المسلمین سید صادق موسوی شیرازی فرزند ارشد مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد باقر شیرازی(قدس سره الشریف) با توجه به برخی شبهه افکنی ها در خصوص چرایی تکرار هر ساله مراسم عاشورا در مقاله ای در روزنامه جمهوری اسلامی در این خصوص پاسخ داده است که ذیلاً مطالب مذکور به نقل از روزنامه مذکور بیان میگردد:

عاشورا را چرا زنده نگهداریم

واژه " عاشوراء " در زبان عرب قبل از اسلام تنها به روز دهم ماه محرم الحرام گفته میشد، و عرب از واژه عاشوراء براى روز دهم هیچكدام از ماه هاى دیگر قمرى استفاده نمى كرده، بر این اساس كلمه " عاشوراء " قبل از واقعه صحراى كربلا یك روز معمولى بوده كه بعضیها براى آن نظریه هایى بیان كرده اند كه در این مقاله ورود به آن نمى كنیم.

اما آنچه در روز عاشوراى سال ٦١ هجرى بوقوع پیوست این واژه را نماد یك منطق و منش فرا مذهبى و فرا دینى گردانید، چرا كه یك درگیرى از بعد طلوع آفتاب تا چند ساعت بعد از ظهر در روز ١٠ ماه محرم الحرام حقیقت دو خط فكرى را براى جهانیان و در هر عصر و دوران عیان نمود، و شناخت این دو خط تا پایان زندگى بشر براى همگان لازم است، و هیچ امتى و قومى و دینى از این شناخت مستثنى نیستند.

در آغاز لازم میدانم مختصرى در باره شرایطى كه منتهى به واقعه عاشورا شد را بیان كنم تا خوانندگان با اطلاع از آن واقعیات شناخت بهترى از عظمت آنچه توسط حضرت سید الشهداء علیه السلام و یاران با وفایش انجام گرفت پیدا كنند.

پس از جنگ " صفین " كه " تحكیم " و مذاكره به امیر المؤمنین علیه السلام تحمیل شد، و و بعد از شكست آن مذاكرات كه تفصیل آن در این مقاله نمى گنجد، و بسیج مجدد نیرو از سوى آنحضرت جهت عودت به " صفین " و آماده كردن حدود پنجاه هزار نیروى رزمنده در منطقه " نخیله " خارج از شهر كوفه، ترور ایشان در اثناى نماز صبح در مسجد كوفه توسط ابن ملجم لعین بوقوع پیوست، كه در پی شهادت ایشان ضربه روحى سختى به نیروهاى آماده براى رزم وارد گردید، و به تعبیر " نوف بكالى ": " فتراجعت العساكر، فكنّا كأغنام فقدت راعیها، تختطفها الذئاب من كلّ مكان " یعنى رزمندگان متفرق شدند، و ما همانند گوسفندانى گشتیم كه چوپان خود را از دست داده و از هر سوى طعمه گرگها مى شوند.

با اعلام خبر شهادت امیر المؤمنین علیه السلام فضاى عمومى و با سرعت تمام مردم به اجماع با امام حسن مجتبى علیه السلام بیعت نمودند، و ایشان جمع آورى مجدد نیروها را آغاز كردند، اما لشكرى كه توسط خطبه آتشین " جهاد "، كه متن كامل آن در " تمام نهج البلاغه " تحت شماره ٦٠ آمده است، جمع آورى شده و سپس ضربه روحى آنچنانى را خورده، حتماً توان مقابله جدى با نیروهاى وفادار به معاویه را نخواهد داشت، بالخصوص كه او توسط افراد نفوذى با بسیارى از مهره هاى مؤثر در لشكریان امام مجتبى علیه السلام ارتباط برقرار نموده و با تطمیع و پرداخت پول آنان را متمایل به خود كرده بود، ولى امام حسن علیه السلام و پس از چند رویارویى و علیرغم خیانت نزدیكان، با ذكاوت استثنایى توانست شرایط را بنحوى مدیریت كند كه معاویه برگه اى سفید را امضا كرده و بخدمت ایشان ارسال نماید تا هر خواسته و شرطى را كه ایشان میخواهند نوشته كه پیشاپیش به امضاى معاویه رسیده است و تفصیل فعل و انفعالات این مرحله در كتابهاى متعددى از جمله در " صلح امام حسن علیه السلام " تألیف علامه شیخ راضى آل یاسین و ترجمه مقام معظم رهبرى آیت الله خامنه اى حفظه الله آمده است.

پس از نوشتن امام مجتبى علیه السلام مواد و شروط خود و امضاى آن و ورود معاویه به كوفه، براى اولین بار چهره واقعى معاویه براى عموم مردمان آشكار گردید، آنجا كه بر منبر رفته و اعلام نمود كه مقصود من اقامه نماز و روزه نیست بلكه هدفم و خواسته ام فقط فرمانروایى بر شما مردم است، و در مقابل چشمان مردم متن توافق امضا شده از سوى خود را زیر پاى حود نهاد و گفت: " ألا و إنّ كلّ شرط و شیء أعطیت الحسن بن علی تحت قدمیّ هاتین "، كه اولاً تنها هدف از نبرد و كشتار را فرمانروایى و سلطه خواهى خود اعلام نمود، و سپس طبیعت وى كه عدم التزام به تعهدات و پایبندى به توافقات است را در مقابل چشمان مردم به اثبات رساند، كه این دو خصلت پست مایه ننگ براى هر شخص عادى است تا چه رسد به كسى كه میخواهد جانشین پیامبر عظیم اسلام گردد و خود را خلیفه واجب الطاعه ایشان بداند.

این نمونه تعامل معاویه دقیقاً در تعارض با منطق و منش امیر المؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرینش است كه علیرغم تحمیل " تحكیم " و خیانت نماینده ایشان و تبانى او با نماینده معاویه، آنحضرت بزرگوارانه با موضوع برخورد نموده و بهانه اى بدست مخالفین ندادند كه بگویند على متن قرار دادى را زیر پا گذاشت.

على كل حال امام حسن علیه السلام و خاندان پس از آن معاهده به مدینه منوره نقل منزل كردند، كه پدر بزرگوارشان پس از پایان جنگ " جمل " در بصره و اعلام سركشى معاویه در شام و بر حسب ضرورت بطور موقت كوفه را مقر حكومت خود قرا داده بودند، در حالیكه معاویه مركز فرومانروایى خود را پس از تثبیت زمامدارى بر سرتاسر كشور پهناور اسلامى همچنان در شام نگهداشت و تنها در اثناى موسم حج به مدینه سفر مینمود.

به هرحال امام مجتبى علیه السلام به تعهدات خود وفادار ماندند تا جایى كه یكى از شیعیان ایشان را " یا مذلّ المؤمنین " مورد خطاب قرار داد، و امام حسین علیه السلام كه خود امضایى نكرده نیز پایبند به معاهده امام پیشین خود و برادر گرامش ماند.

فراز و نشیب هاى فراوانى در طول مدت، از تاریخ شروع معاهده تا شهادت امام مجتبى علیه السلام پیش آمد، اما منطق اهل بیت علیهم السلام طبق آیه كریمه ( ان العهد كان مسئولا ) پایبندى به تعهدات است حتى اگر طرف مقابل از التزام به مواد آن سر باز زند، و در تاریخ نمونه هاى متعددى ذكر شده است.

با مرگ معاویه هر دو طرف معاهده از صحنه بیرون رفتند، پس از یك سو آنان كه به پیروى از امام مجتبى علیه السلام سكوت كرده بودند دیگر ضرورتى براى سكوت خود نمى دیدند، و از سوى دیگر تجاهر به فسق و فجور یزید بقدرى واضح و عیان بود كه همگان از زمامداریش ناراضى و فرمانروائیش را مایه ننگ امت اسلامى مى دانستند، و در طرف مقابل شخصیتى مانند امام حسین علیه السلام است كه آخرین یادگار پیامبر گرامى اسلام و پنجمین فرد اصحاب كسا كه " اذهب الله عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا " میباشد، و در رفتار و كردار تجسم اسلام واقعى و قرآن متحرك  و گویا است، در مقابل زمامدارى كه هیچ اعتقادى و پایبندى به دین ندارد و مكتب آسمانى اسلام را ملعبه خاندان هاشم میداند قرار گرفته است، و بدین جهت آنان كه بهترین شناخت را امام حسین علیه السلام داشتند و تلخى دوران فرمانروایى معاویه را چشیدند، و آرزوى احیاى مجدد حكومت علوى برهبرى فرزندش امام حسین علیه السلام را خواهان بودند طىّ طومارهایى از ایشان دعوت نمودند كه به كوفه آمده و نمونه حكومت پدر بزرگوارش را مجدداً برپا كند، از طرف دیگر یزید به فرماندارش در مدینه منوره ولید بن عقبه دستور داد در اسرع وقت بیعت امام حسین علیه السلام را گرفته و به او ابلاغ نماید، كه او در دل شب ایشان را به منزلش احضار كرده تا دستور یزید را انجام دهد ولى حسین بن على علیهما السلام با حسن تدبیر توطئه امویها را خنثى و پاسخ خود را به بعد موكول كرده و بدون بیعت محل را ترك مینماید، و سپس شبانه در تاریخ ٢٧ رجب از سال ٦٠ هجرى مدینه منوره را به مقصد مكه مكرمه ترك میكند.

در آن زمان مسلمانان براى اداى فریضه حج از انحاء مختلف جهان اسلام از ماه ها پیش حركت كرده و مدت زمانى بانتظار ایام حج در مكه اقامت مى نمودند، و جمع مسلمانان روز بروز پُر رنگ و بر تعدادشان افزوده میگردید، و با حضور تنها باقیمانده از اهل بیت نبوت امام حسین علیه السلام در این مدت، و علوّ شأن و منزلت ویژه حضرتش نزد عامه مسلمین ایشان محور دیدارها و جلسات عموم حاضرین در مكه قرار مى گرفتند، و ایشان نیز روشنگریهاى لازم را انجام و حقایق امور را براى مسلمانان بیان مى نمودند.

با نزدیك شدن ایام حج، و فزون شدن اعداد مسلمانان، و روشنگریهاى ابى عبد الله علیه السلام، یزید احساس خطر جدى نمود، و تصمیم بر حذف فیزیكى امام حسین علیه السلام میگیرد حتى اگر در پناه پرده كعبه باشد، و از سوى دیگر حركت عصیانگرى علیه یزید روز به روز گسترده تر میشد و بالخصوص در پایگاه حكومت چند ساله امیر المؤمنین علیه السلام، و چهره هاى مهم این شهر از جمله هانى بن عروه و سلیمان بن صرد خزاعى و حبیب بن مظاهر اسدى و رفاعة بن شداد سردمداران تحریك مردم براى رد زمامدارى یزید و مطالبه حكومت امام حسین علیه السلام بودند، و توسط آنان طومارهایى با امضاى مردم تهیه و براى ابا عبد الله علیه السلام ارسال شد، كه این عمل براى حضرتش تكلیف آور بود علیرغم اینكه تجربه هاى مكرر تلخى را از این مردمان در ذهن داشتند، و بر این اساس مسلم بن عقیل را به نمایندگى از سوى خود به كوفه فرستاده تا زمینه مردمى را بررسى و نتیجه را به ایشان ابلاغ نماید، و ایشان با استقبال بسیار گرم مردم وارد شهر كوفه شد، و فوج فوج مردم بیعت خود را با حسین بن على علیه السلام به وى اعلام میكردند، تا آنجا كه مسلم با اطمینان خاطر نامه اى ارسال كرد و در آن گزارش بیعت گسترده مردم را به ابا عبد الله ابلاغ و زمینه را كاملاً اماده استقبال پیروزمندانه از ایشان دانست.

در این نقطه بالخصوص علم لدنّى امام و شناخت از مردم و تكلیف شرعى در تزاحم قرار گرفتند، كه علم امامت پایان را شهادت، و شناخت از مردم عدم وفادارى، و تكلیف شرعى ضرورت پاسخ به طومارها درخواست بود، و اینجاست كه در یك مرحله بسیار حساس امام حسین علیه السلام باید تصمیم خود را بگیرد، و بالخصوص با اطلاع از توطئه یزید براى قتل ایشان در اثناى مناسك حج توسط افراد ناشناس؛ پس ایشان براى حفظ حرمت كعبه یك روز قبل از شروع اعمال كه بیتوته در عرفات است مكه را رها نموده و توطئه یزید را خنثى نمود، و در جهت پاسخ به درخواستهاى مردمى و بر اساس تأكیدات نماینده خود مسلم بن عقیل عازم كوفه شد، در حالیكه در علم امامتش پایان كار كه شهادت در سرزمین كربلا است را بروشنى میدید.

خروج حسین بن على از حرم قبل از شروع اعمال حج انعكاس بسیار وسیعى در میان حاجیان كه ار سرتاسر كشور پهناور اسلامى به مكه آمده بودند داشت، بالخصوص كه در مدت حدود ٥ ماه با حضرتش انس و تحت تأثیر سخنان گهربارشان قرار گرفته بودند، و بدین علت بسیارى از آنان نیز از ایشان پیروى نموده و اعمال حج را رها كرده و به كاروان حسینى ملحق شدند.

امام حسین علیه السلام در ادامه حركت روشنگرى مسیر كاروان خود را از همان راهى قرار داد كه حجاج براى ورود به مكه مكرمه از آن استفاده میكردند، و كاروانهایى كه با عجله میخواستند خود را به مكه رسانده و موفق به اداى فریضه الهى نمایند، شاهد حركت معكوس یك كاروان عظیم میشوند كه در رأس آن سبط رسول الله صلى الله علیه وآله و اعضایش خاندان نبوت اند، و این سؤال در اذهان ایجاد میگردد كه به چه علت این كاروان بزرگ و با زعامت این شخصیت بى مثیل همزمان با آغاز فریضه مهم دینى بیت الله الحرام را ترك كرده و در جهت مخالف در حال حركتند.

در طول مسیر بسیارى دیگر به كاروان حسینى ملحق شدند، و ایشان نیز در منازل متعدد دیدارهایى با افراد مختلف داشتند كه بعضى از آنان عثمانى یعنى دشمن امیر المؤمنین علیه السلام یا كلاً غیر مسلمان بودند، و آنها نیز از سخنان نورانیشان متأثر گشته و به یاران و همراهان ایشان ملحق شدند كه " زهیر بن القین " و " وهب " از آن نمونه هایند.

و نیز بر اساس گزارش مسلم بن عقیل امام حسین علیه السلام نامه اى خطاب به اهل بصره نوشتند و از آنان یارى و كمك را خواستار شدند.

آمادگى گسترده مردمان كوفه براى استقبال شكوهمند از حسین بن على علیه السلام به حدى بود كه اقلیت وابسته به امویان مضطربانه نامه اى براى یزید ارسال كرده و از وى اقدام فورى براى حفظ كوفه كه یكى از معدود شهر هاى مهم است را خواستار شدند، و او نیز عبید الله بن زیاد كه والى بصره بود و وابستگى شخصیتى كامل به خاندان بنى امیه داشت را به آن شهر اعزام نمود، و او نیز با علم به محبت فراگیر مردم به حسین بن على علیهما السلام ورود خود را از دربى كه از سوى حجاز بود و با عمامه اى سیاه و چهره پوشانده و اشاراتى با دست انجام داد، و مردم كه قدوم یادگار امیر المؤمنین علیه السلام را لحظه شمارى میكردند، از او با عبارت " مرحباً بك یابن رسول الله قدِمتَ خیرَ مَقدم " استقبال نمودند، تا جایى كه وقتى به درب دار الإماره رسید و درب را كوبید نعمان بن بشیر كه والى كوفه و در انزواى كامل قرار گرفته بود از پشت در گفت یا بن رسول الله ما را بحال خود واگذار، كه ابن زیاد آنجا حقیقت خود را عیان نمود و مردم دچار آشفتگى شدید شدند.

از این لحظه به بعد روند حركت امام حسین علیه السلام شكل دیگرى بخود گرفت، چون رفتار ابن زیاد و ایجاد فضاى رعب و وحشت در میان مردم، و استفاده از روشهاى خشن و غیر انسانى در تعامل با مخالفان و تهدید و تطمیع، ارام آرام توانست شور پشتیبانى از نهضت حسینى را فروكش نماید، و مهره ها و جاسوسان خود را در میان مردم فرستاد تا با شایعه سازى و جنگ روانى صفوف مردم را پراكنده كنند.

و براى بیان مقام و منزلت ویژه امام حسین علیه السلام نزد عموم مسلمین اشارتى به نحوه تعامل حرّ بن یزید كه بفرماندهى نیروى عظیمى از سوى ابن زیاد براى دستگیرى ایشان اعزام شده بود مى نمایم، كه پس از روبرو شدن با كاروان حسینى قبل از رسیدن به كوفه و زمانى كه وقت نماز رسید، خود و سربازانش همگى به امام حسین علیه السلام اقتدا كردند، و پیشنهاد كرد ایشان مقصدى را انتخاب نمایند كه نه بازگشت به مدینه باشد و نه بطرف كوفه كه مورد قبول قرار گرفت و در نتیجه سرزمین كربلا گزیده شد.

مسلم بن عقیل كه گزارش مثبت را براى امام حسین علیه السلام ارسال كرده بود در شرایطى دیگر قرار گرفت، و اقبال عمومى در مدت زمان كوتاهى تغییر كرد، و مسلم در فضاى كوفه دیگر پناهگاهى ندارد، و براى اقامت خود با مشكل مواجه میشود، و تنها یك زن پس از معرفى خود به وى پناه میدهد، و در نهایت دستگیر و تزد ابن زیاد آورده میشود.

بطور معمولى مسلم بن عقیل راهى براى رساندن پیام در باره واقعیت جدید ندارد، و ابن زیاد هم تمام مناطق كوفه را توسط گماشتگانش زیر نظر دارد، و در نهایت ایشان بدست جلادان بشهادت میرسد.

اما حركت امام حسین علیه السلام بسوى كوفه بدور از تحولات ادامه دارد، تا كه در میان راه خبر شهادت مسلم را دریافت نموده و كلاً روند ایشان تغییر پیدا میكند، و از اداى تكلیف بعلت درخواست مردمى براى اقامه عدل، و برخورد مجدد با عدم وفادارى درخواست كنندگان طى طومارهاى بسیار، ابا عبد الله علیه السلام گزیده دیگر یعنى استقامت در مقابل ظلم و مقابله با حاكمان جور كه آن نیز وظیفه شرعى است را انتخاب میكنند، و براى این مرحله از حركت خود لازم دیدند همراهان خود را پالایش نماید، و در چند مرحله شرایط جدید را براى همراهان خود تشریح نمودند و از آنان خواستند از ایشان جدا شوند و به خانه و كاشانه خود باز گردند، كه در منازل و توقفگاه هاى مختلف تعداد ریادى از كاروان حسینى جدا شدند، اما هم زمان امام حسین علیه السلام براى افرادى كه مورد شناخت و وثوقشان بودند نامه فرستاده و آنان را به یارى خود دعوت نمود كه چهره بارز آن حبیب بن مظاهر میباشد.

بهر حال حركت كاروان حسینى و زیر نظر لشكریان تحت فرماندهى حرّ بن یزید حركت خود را ادامه میدهد تا بسرزمین كربلا میرسد، و آنجا علم امامت ایشان محقق میشود، و آنچه رسول الله صلى الله علیه وآله و امیر المؤمنین علیه السلام پیشگویى نموده و در كتب آسمانى قبل از قرآن نیز به آن اشاره شده واقعیت مى یابد.

اما پس از استقرار در سرزمین كربلا، بار دیگر امام حسین علیه السلام وظیفه هدایت و روشنگرى را تا آخرین لحظه ادامه میدهند، و طى چندین جلسه تلاش نمودند حتى عمر بن سعد سركرده ارتش عبید الله را از مسیر ضلالش باز گردانند، و این روش در صبح عاشورا نتیجه داد كه حرّ بن یزید فرمانده نخستین نیروهاى مقابله با كاروان امام حسین علیه السلام خود را از اردوگاه یزیدیان خارج و به فدائیان سید الشهداء ملحق كرد، و در آخرین لحظات سرش در دامان ابا عبد الله قرار گرفت و مدال: " انت حرّ فی الدنیا و سعید فی الآخرة " را از " سید شباب اهل الجنه " را دریافت نمود.

و نقل است كه در بحبوحه جنگ در روز عاشورا سید الشهداء گریه كرده و اشك از چشمانشان جارى شد، و وقتى از حضرتشان سؤال شد چرا گریه میكنید پاسخ دادند: براى حال دشمنانم میگریم كه با قتل من مستحق دوزخ میشوند.

پس حضرت سید الشهداء علیه السلام در طول مسیر نهضت جاودانه خود عدالت طلبى و آزادى خواهى و ظلم ستیزى را از مسیرهاى گوناگون دنبال میكردند، كه اگر طومار نویسان بر عهدشان پایدار مى ماندند و مسلم بن عقیل را تنها نمى گذاشتند و پیروزمندانه بكوفه مى رسیدند، حكومت عدل را برپا میكرذند، و وقتى كه با عقب نشینى درخواست كنندگان و بیعت شكنى كوفیان مواجه شدند و تقدیر ایشان را بصحراى كربلا رساند، از تلاش براى روشنگرى دست برنداشتند، و حتى كینه توزترین اشخاص یعنى شمر هم از تلاش براى هدایت از سوى حسین بن على مستثنى نشد، اما ذره اى از آرمانشان كه همان دین جدشان است عقب نشینى نكردند، و فریاد " ان كان دین محمد لم یستقم الاّ بقتلى فیا سیوف خذینى " براى همه مسلمانان در همه اعصار، و نداى " ان لم یكن لكم دین فكونوا احراراً فى دنیاكم " براى همه آزادى خواهان جهان در همه قرنها الگو و مبناى زندگى از سوى سید الشهداء علیه السلام و شهداى كربلا معرفى شده است كه با زنده نگهداشتن عاشورا وفادارى با دو آرمان حسینى را اعلام میكنیم.

سید صادق موسوى

محقق و نگارنده كتاب " تمام نهج البلاعه "