فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

پنجشنبه ٣١ مرداد ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
5
دیروز
3
این ماه
530
کل
150356
1397/6/25
در راستایی تبیین عوامل به وجود آمدن حادثه عاشورا حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی در یادداشتی در روزنامه تماشا نوشت:
سلسله مقالات "حادثه عظیم عاشورا" چرا و به چه علت؟؟!!(شماره: 2)

دکتر شیرازی: و شاید همین دسیسه ها زمینه ای شد تا زمانی که عبید الله زیاد خواست تا مردم کوفه را بر علیه امام حسین علیه السلام بسیج کند با فرستادن پول زیادی برای شریح قاضی (که از قضا قاضی القضات زمان امیر المومنین علیه السلام نیز بود) ، حکم خروج حسین بن علی علیه السلام از دین توسط او ، براحتی از ناحیه به ظاهر مسلمانان آن زمان پذیرفته شد و همگان را بر کشتن حجت الهی و کسی که بزرگترها و پیرهای آن زمان شأن و جایگاه ویژه و سفارشات پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نسبت به او را در حافظه خود داشتند ، برانگیخت تا جایی که هر از یک از ایشان تلاش می کرد تا با ریختن خون حسین در کسب مقام قرب الهی از دیگری پیشی بگیرد .

سلسله مقالات " حادثه عظیم عاشورا ؛ چرا و به علت؟؟!! (شماره: 2)

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید مرتضی شیرازی

استاد حوزه و دانشگاه

نگاهی به وقایع کمی پیشتر از سال شصت و یک شاید بتواند راهنمای خوبی برای چگونگی فراهم شدن بستر وقوع واقعه عاشورا باشد ؛ و به نظر می رسد که ریشه اصلی را باید از نگاهی به دوران حکومت خلیفه دوم و از نگاهی نیز به دوران پرتلاطم حکومت خلیفه سوم جستجو کرد که با به حاشیه رانده شدن صالحان و شایستگان برای زمامداری و تدبیر امور حکومت اسلامی (شایسته سالاری دینی) به طور مشخص از زمان خلیفه دوم با تصدی حکومت اسلامی توسط خود او کلید خورد ؛ چرا که بر اساس نقل کتب اهل سنت ، حداقل شصت بار در دوران حکومت خویش عبارت : "لولا علی لهک عمر" و یا عبارت : "کل الناس افقه من عمر " را به صورت علنی بکار برد که خود بیان کننده مدعای مذکور است ؛ و علاوه بر آن نیز کسانی مانند خالد بن ولید و معاویه معلوم الحال را بر مسند حکومت های مناطق مختلف و استراتژیک آن زمان گمارد که همین ها باعث وقوع وقایع تلخی برای عالم اسلام شدند و از جمله آن بحث جنگ صفین و وقایع پس از آن به عنوان پیش زمینه وقوع حادثه عاشورا بود که ان شاالله در جای خود به آن خواهیم پرداخت.

و اما نقش خلیفه سوم که شاید نقش بسیار موثرتری در کشاندن جامعه اسلامی نوپای آن زمان به ورطه سقوط و انحطاط بود عمدتا در دو بخش قابل ملاحظه است :

۱.  خلیفه سوم با بکار گماردن خویشاوندان خویش بر سر مسندهای حکومتی ، عملا دست ایشان را در چپاول اموال بیت المال مسلمین باز گذاشت تا جایی که بسیاری از کسانی که تا قبل از آن آهی در بساط نداشتند دارای ثروت های بادآورده زیادی شدند و از رانت خویشاوندی و یا "ژن خوب" با خلیفه مسلمین ، موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی را برای خود دست و پا کردند و زمینه ورود شایستگانی که می توانستند حکومت آن زمان را سر و سامان بدهند متوقف ساخت و باز با به حاشیه رانده شدن شایستگان ، زمینه ساز ایجاد فساد اداری در حکومت اسلامی آن زمان و به فراموشی سپرده شدن هدف اساسی تشکیل حکومت اسلامی (که همان حاکمیت معنویات و تعالی بشریت به هدف اصلی او که شناخت خداوند و توحید مداری بود) عملا زمینه را برای بسترسازی یک غده سرطانی در جامعه فراهم ساخت که در اولین گام نیز دامن خود خلیفه سوم را گرفت و منجر به کشته شدن مرموز او شد که خود داستان مفصلی دارد.

۲.  با باز شدن دست عده معدودی نسبت به چپاول بیت المال مسلمین ، کم کم فاصله طبقاتی بین اقشار مختلف جامعه و به اصطلاح "دارا و ندار" بیشتر و بیشتر شد تا جایی که عده معدودی حساب و کتاب ثروت انبوه خود را نداشتند و در مقابل نیز بخش عظیمی از افراد جامعه آرام آرام به خط فقر و حتی به زیر خط فقر سوق داده می شدند و همین امر باعث شد تا مردم تهی دست از یک طرف دست به شورش های متعددی برداشته و خلیفه سوم را از مسند حکومت به زیر کشیده و بکشند و از طرفی دیگر نیز این خیل عظیم محتاج نان شب ، ابزاری شدند برای به کرسی نشاندن منویات حکومتیان تا در مقابل نان شب مختصری ، هر آنچه را که آنان بخواهند توسط ایشان محقق گردد که اوج آن در حادثه کربلا با حضور قریب به دو سوم همین افراد در لشکر عمر سعد برای جنگیدن با حجت خدا در مقابل یک کف خرما ، به وضوح قابل مشاهده است.

در کنار این مصیبت ها شاید بزرگترین مصیبت وارد شده بر حکومت اسلامی آن زمان (که از قضا با فتوحات متعدد ، مناطق وسیعی را در برگرفته بود) مبحث حرمت شکنی شایستگان بود که از به آتش کشیدن خانه امیر المومنین علیه السلام و بستن دست ها و کشاندن آن حضرت در روز روشن و در مقابل چشمان مسلمانان برای گرفتن بیعت و تحمیل خواسته حکومت به هر قیمت ، در کنار بی حرمتی به یگانه دردانه ، دختر و یادگار پیامبر اسلام(ص) با سیلی زدن به آن حضرت در ملأ عام و آوردن هیزم بر در خانه ایشان و آتش زدن آن علیرغم تذکر عده ای به اینکه : "إن فیها فاطمه ؛ قال: و إن" _ در این خانه فاطمه است و او گفت باشد _ و بدنبال آن لگد زدن به درب خانه و فرو رفتن میخ آهنین گداخته بر پهلوی مبارک آن حضرت و شکسته شدن حرمت حریم وحی (به جهت همجواری خانه آن حضرت با مسجد و خانه پیامبر(ص) ) ؛ شروع شد تا آنکه به دستور فرد معلوم الحالی مانند معاویه در سرزمین های اسلامی آن زمان ، دشنام دادن به شخصیتی همچون علی بن ابیطالب علیه السلام با آن سابقه عظیم در تحقق اهداف اسلام ، به عنوان یکی از فرائض و واجبات در منبرها و در قنوت نمازها بر شمرده شد و با دسیسه این چنینی نیز کار را به جایی رساندند که وقتی علی علیه السلام را در محراب مسجد کوفه به شهادت رساندند مسلمانان از یکدیگر می پرسیدند که : "مگر علی نماز هم میخواند".

و شاید همین دسیسه ها زمینه ای شد تا زمانی که عبید الله زیاد خواست تا مردم کوفه را بر علیه امام حسین علیه السلام بسیج کند با فرستادن پول زیادی برای شریح قاضی (که از قضا قاضی القضات زمان امیر المومنین علیه السلام نیز بود) ، حکم خروج حسین بن علی علیه السلام از دین توسط او ، براحتی از ناحیه به ظاهر مسلمانان آن زمان پذیرفته شد و همگان را بر کشتن حجت الهی و کسی که بزرگترها و پیرهای آن زمان شأن و جایگاه ویژه و سفارشات پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نسبت به او را در حافظه خود داشتند ، برانگیخت تا جایی که هر از یک از ایشان تلاش می کرد تا با ریختن خون حسین در کسب مقام قرب الهی از دیگری پیشی بگیرد .