فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455

توضیح المسائل


وضو

بازگشت
* واجبات وضو


واجبات وضو

مسأله 240- در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر و روى پاها را مسح كنند.

مسأله 241- درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى ـ جايى كه موى سر بيرون مى‏آيد ـ تا آخر چانه شست، و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرار مى‏گيرد بايد شسته شود، و اگر مختصرى از اين مقدار را نشويد وضو باطل است. و براى آن كه يقين كند اين مقدار کاملاً شسته شده، بايد كمى از اطراف آن را هم بشويد.

مسأله 242- اگر صورت يا دست كسى كوچكتر يا بزرگتر از معمول مردم باشد بايد ملاحظه كند كه مردمان معمولى تا كجاى صورت خود را مى‏شويند، او هم تا همان جا را بشويد و اگر دست و صورتش هر دو بر خلاف معمول باشد ولى با هم متناسب باشند لازم نيست ملاحظه معمول را بكند بلكه به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد وضو بگيرد، و نيز اگر در پيشانى او مو روئيده يا جلوى سرش مو ندارد بايد به اندازه معمول پيشانى را بشويد.

مسأله 243- اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشه‏هاى چشم و لب او هست كه نمى‏گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، بايد پيش از وضو وارسى كند كه اگر هست و برطرف کردن آن آسان باشد، آنرا برطرف نماید.

مسأله 244- اگر پوست صورت از لاى مو پيدا باشد بايد آب را به پوست برساند، و اگر پيدا نباشد شستن مو كافى است، و رساندن آب به زير آن لازم نيست.

مسأله 245- اگر شك كند كه پوست صورت از لاى مو پيدا است يا نه، بنابر احتياط واجب بايد مو را بشويد و آب را به پوست هم برساند.

مسأله 246- شستن توى بينى و مقدارى از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نمى‏شود واجب نيست، ولى براى آن كه يقين كند از جاهايى كه بايد شسته شود چيزى باقى نمانده واجب است مقدارى از آنها را هم بشويد. و كسى كه نمى‏دانسته بايد اين مقدار را بشويد، اگر نداند در وضوهايى كه گرفته اين مقدار را شسته يا نه و به حسب متعارف در وقت عمل نیز توجه به وظیفه خود داشته، نمازهایی که خوانده صحیح است.

مسأله 247- بايد صورت را بنابر احتياط واجب از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد وضو باطل است، و دستها را بايد از مرفق(آرنج) به طرف سرانگشتان بشويد.

مسأله 248- اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد، چنانچه ترى دست به قدرى باشد كه به واسطه كشيدن دست، آب كمى بر آنها جارى شود و عرفاً صدق شستن بکند کافی است.

مسأله 249- بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سرانگشتها بشويد.

مسأله 250- براى آن كه يقين كند آرنج را کاملاً شسته بايد مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشويد.

مسأله 251- كسى كه پيش از شستن صورت، دستهاى خود را تا مچ شسته، در موقع وضو بايد تا سرانگشتان را بشويد و اگر فقط تا مچ را بشويد، وضوى او باطل‏ است.

مسأله 252- در وضو، شستن صورت و دستها، مرتبه اول واجب و مرتبه دوم جايز و مرتبه سوم و بيشتر از آن حرام مى‏باشد، و اگر با يك مشت آب، تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بريزد يك مرتبه حساب مى‏شود چه قصد بكند يك مرتبه را، يا قصد نكند.

مسأله 253- بعد از شستن هر دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند، و لازم نيست با دست راست باشد يا از بالا به پايين مسح نمايد.

مسأله 254- يك قسمت از چهار قسمت سر كه مقابل پيشانى است جاى مسح مى‏باشد، و هر جاى اين قسمت را به هر اندازه مسح كند كافى است، اگر چه احتياط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازاى يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته، مسح نمايد.

مسأله 255- لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است. ولى كسى كه موى جلوى سر او به اندازه‏اى بلند است كه اگر مثلاً شانه كند به صورتش مى‏ريزد، يا به جاهاى ديگر سر مى‏رسد، بايد بيخ موها را مسح كند، يا فرق سر را باز كرده پوست سر را مسح نمايد، و اگر موهايى را كه به صورت مى‏ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى‏رسد جلوى سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد، يا بر موى جاهاى ديگر سر، كه جلوى آن آمده مسح كند ، مسح او باطل است.

مسأله 256- بعد از مسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را از سر يكى از انگشتها تا برآمدگى روى پا مسح كند.

مسأله 257- پهناى مسح پا به هر اندازه باشد كافى است، ولى بهتر، بلكه احوط آن است كه با تمام كف دست، روى پا را مسح كند.

مسأله 258- اگر در مسح پا همه دست را روى پا بگذارد و كمى بكشد صحيح است.

مسأله 259- در مسح سر و روى پا بايد دست را روى آنها بكشد، و اگر دست را نگهدارد و سر يا پا را به آن بكشد وضو باطل است، ولى اگر موقعى كه دست را مى‏كشد سر يا پا مختصرى حركت كند اشكال ندارد.

مسأله 260- جاى مسح بايد خشك باشد و اگر به قدرى تر باشد كه رطوبت كف دست به آن اثر نكند مسح باطل است. ولى اگر ترى آن بقدرى كم باشد كه رطوبتى كه بعد از مسح در آن ديده مى‏شود بگويند فقط از ترى كف دست است اشكال ندارد.

مسأله 261- اگر براى مسح، رطوبتى در كف دست نمانده باشد نمى‏تواند دست را با آب خارج، تر كند، بلكه بايد از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد و با آن مسح نمايد.

مسأله 262- اگر رطوبت كف دست فقط به اندازه مسح سر باشد، مى‏تواند سر را با همان رطوبت مسح كند، و براى مسح پاها از اعضاء ديگر وضو رطوبت بگيرد.

مسأله 263- مسح كردن از روى جوراب و كفش باطل است، ولى اگر به واسطه سرماى شديد يا ترس از دزد و درنده و  یا تقیه و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد، مسح كردن بر آنها اشكال ندارد، و اگر روى كفش ویا پا نجس باشد بايد چيز پاكى بر آن بيندازد و بر آن چيز مسح كند.

مسأله 264- اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح، آن را آب بكشد هرچند با گذاشتن پارچه پاکی بر روی آن، باید تیمم نماید.


* وضوی ارتماسی


وضوى ارتماسى‏

مسأله 265- وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو، با مراعات شستن از بالا به پايين در آب فرو برد، ليكن براى اين كه مسح سر و پاها با آب وضو باشد، بايستى در شستن ارتماسى دستها خصوصاً دست چپ، قصد شستن وضو هنگام بيرون آوردن دستها از آب داشته باشد، و يا اين كه مقدارى از دست چپ را باقى گذارد، تا آن را با دست راست، به صورت ترتيبى بشويد.

مسأله 266- در وضوى ارتماسى هم بايد صورت و دستها از بالا به پايين شسته شود، پس اگر وقتى كه صورت و دستها را در آب فرو مى‏برد قصد وضو كند بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر موقع بيرون‏ آوردن از آب قصد وضو كند، بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج بيرون آورد.

مسأله 267- اگر وضوى بعضى از اعضاء را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى انجام دهد اشكالى ندارد.


* ادعیه مستحب هنگام وضو


دعاهايى كه موقع وضو گرفتن مستحب است‏

مسأله 268- كسى كه وضو مى‏گيرد مستحب است موقعى كه نگاهش به آب مى‏افتد بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْماءَ طَهُوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً» و موقعى كه پيش از وضو دست خود را مى‏شويد بگويد: «اللَّهُمَّ اجْعَلْني مِنَ التَّوّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرينَ» و در وقت مضمضه كردن يعنى آب در دهان گرداندن بگويد: «اللَّهُمَّ لَقِّني حُجَّتي يَوْمَ أَلْقاك وَ أَطْلِقْ لِساني بِذِكْرِكَ» و در وقت استنشاق يعنى آب در بينى كردن بگويد: «اللَّهُمَّ لا تُحَرِّمْ عَلَىَّ ريحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَشَمُّ رِيحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ طِيبَها» و موقع شستن رو بگويد: «اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لا تُسَوِّدْ وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُّ فِيهِ الْوُجُوهُ» و در وقت شستن دست راست بخواند: «اللَّهُمَّ أعْطِني كِتابي بِيَمِيني وَ الْخُلْدَ في الْجِنَانِ بِيَساري وَ حاسِبْني حِسَاباً يَسِيراً» و موقع شستن دست چپ بگويد: «اللَّهُمَّ لا تُعْطِنِي كِتابِي بِشِمِالي وَ لا مِنْ وَراءِ ظَهْرِي وَ لا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً الى‏ عُنُقي وَ اعُوذ بِكَ مِنْ مُقَطَّعاتِ النّيرانِ» و موقعى كه سر را مسح مى‏كند بگويد: «اللَّهُمَّ غَشِّني بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ عَفْوِكَ» و در وقت مسح پا بخواند: «اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الاقْدامُ وَ اجْعَلْ سَعْيي في ما يُرْضِيكَ عَنّي يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْاكْرَامِ».


* شرائط وضو


شرايط وضو

شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است:

 شرط اول: آن كه آب وضو پاك باشد. شرط دوم: آن كه آب وضو مطلق باشد.

مسأله 269- وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است، اگر چه انسان نجس‏ بودن يا مضاف بودن آن را نداند يا فراموش كرده باشد، و اگر با آن وضو نمازى هم خوانده باشد، بايد آن نماز را دوباره با وضوى صحيح بخواند.

مسأله 270- اگر غير از آب گل‏آلود مضاف، آب ديگرى براى وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است بايد تيمم كند، و اگر وقت دارد بايد صبر كند تا آب صاف شود و وضو بگيرد.

شرط سوم: آن كه آب وضو مباح باشد.و همچنين بنابر احتياط بايد فضايى كه در آن وضو مى‏گيرد مباح باشد.

مسأله 271- وضو با آب غصبى و با آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه، حرام و باطل است، ولى اگر سابقاً راضى بوده و انسان نمى‏داند كه از رضايتش برگشته يا نه، وضو صحيح است، و نيز اگر آب وضو از صورت و دستها در جاى غصبى بريزد، وضوى او صحيح است.

مسأله 272- وضو گرفتن از حوض مدرسه‏اى كه انسان نمى‏داند آن حوض را براى همه مردم وقف كرده‏اند يا براى محصلين همان مدرسه، در صورتى كه معمولاً مردم از آب آن وضو بگيرند و به حسب عادت و ظاهر از جهت بی اهمیتی به موازین شرعی و دینی هم نباشد اشکال ندارد.

مسأله 273- كسى كه نمى‏خواهد در مسجدى نماز بخواند اگر نداند حوض آن را براى همه مردم وقف كرده‏اند يا براى كسانى كه در آنجا نماز مى‏خوانند، نمى‏تواند از حوض آن وضو بگيرد، ولى اگر معمولاً كسانى هم كه نمى‏خواهند در آنجا نماز بخوانند از حوض آن وضو مى‏گيرند، مى‏تواند از حوض آن وضو بگيرد.

مسأله 274- وضو گرفتن از حوض تيمچه‏ها و مسافرخانه‏ها و مانند اينها براى كسانى كه ساكن آن جاها نيستند، در صورتى صحيح است كه معمولاً كسانى هم كه ساكن آن جاها نيستند، با آب آنها وضو بگيرند.

مسأله 275- وضو گرفتن در نهرهاى بزرگ بر فرض وجود مالک مشخصی و انسان نداند که صاحب آن راضی است، اشکال نداردولى اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهى كند  و ملکیت او سیاسی محض نباشد احتياط واجب آن است كه با آب آنها وضو نگيرند.

مسأله 276- ملکیت در نهر های بزرگ اگرچه تابع مفتوح العنوه بودن زمین و آب آنها و عدم آن است لیکن استفاده از آنها برای همه مسلمانان جایز است و همگی در آن شریکند و فرقی بین اهل آن بلد و مهاجرین به آن مکان و به اصطلاح نامناسب امروزی اجانب نیستس بلی نیست به تصرف بیگانگان از سایر اقلیت های دینی اشکالاتی است که به همراه سایر ابواب فقهی شبیه آن در محل خود و در کتاب «آثار تازه پدیده» بیان گردیده است.

مسأله 277- اگر فراموش كند آب، غصبى است، و با آن وضو بگيرد صحيح است.

شرط چهارم: آن كه ظرف آب وضو مباح باشد.

شرط پنجم: آن كه ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.

مسأله 278- اگر آب وضو در ظرف غصبى بوده و غير از آن، آب ديگرى ندارد و امکان ریختن آب آن در ظرف دیگری هم وجود نداشته باشد بايد تيمم كند و چنانچه بطور تدریجی با آن آب وضوی بگيرد باطل است. و در صورتی که به مقدار کفایت برای تمام اعضای وضو به طور دفعی آب بردارد صحت وضوی او اقرب به نظر می رسد و اگر آب مباح دیری دارد چنانچه در آن رف غصبی وضوی ارتماسی بگیرد و یا با آن ظرف آب به صورت دستها بريزد وضويش باطل است، ولى اگر با كف دست، آب از آن ظرف بردارد و به صورت و دستها بريزد وضويش صحيح است، اگر چه از جهت تصرف در ظرف غصبى، فعل حرام، مرتكب شده است.

مسأله 279- وضو گرفتن از ظرف طلا و نقره همانند وضو گرفتن از ظرف غصبی حرام و باطل است.

مسأله 280- صحت وضو از حوضی که مثلاً یک آجر یا یک سنگ آن غصبی است مشکل است هرچند این شخص از جهت تصرف در غصب نیز گناهکار است.

مسأله 281- اگر در صحن يكى از امامان يا امامزادگان كه سابقاً قبرستان بوده حوض يا نهرى بسازند،و سازنده و یا متولی آن هم از افراد متدین و مسأله دان باشند، چنانچه انسان نداند كه زمين صحن را براى قبرستان وقف كرده‏اند یا نه، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد.

شرط ششم: آن كه اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن، پاك باشد.

مسأله 282- اگر پس از تمام شدن وضو جايى را كه شسته يا مسح كرده نجس شود،وضوی او صحيح است.

مسأله 283- اگر غير از اعضاى وضو جايى از بدن نجس باشد، وضو صحيح است. ولى اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد اولى آن است كه اول آن را تطهير كند بعد وضو بگيرد.

مسأله 284- اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آن جا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو متوجه پاك و نجس بودن آنجا نبوده وضوی او باطل است، و اگر مى‏داند  که متوجه بوده، يا شك دارد كه توجه داشته يا نه، وضوی او صحيح است. و در هر صورت جايى را كه نجس بوده بايد آب بكشد.

مسأله 285- اگر در صورت يا دستها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمى‏آيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون بند بيايد، بعد به دستورى كه گفته شد وضوى ارتماسى بگيرد.

شرط هفتم: آن كه وقت براى وضو و نماز كافى باشد.

مسأله 286- هرگاه وقت بقدرى تنگ است كه اگر وضو بگيرد، تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى‏شود، بايد تيمم كند، و اما اگر با با وضو یک رکعت نماز را درک کند و با تیمم تمام نماز را، لزوم تیمم برای او در این صورت محل تأمل است. ولی اگر برای وضو و تیمم یک اندازه وقت لازم است باید وضو بگیرد.

مسأله 287- كسى كه در تنگى وقت نماز بايد تيمم كند، اگر وضو بگيرد صحيح است چه براى آن نماز وضو بگيرد يا براى كار ديگر.

شرط هشتم: آن كه به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد، و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد باطل است بلی اگر مرادش از خنک شدن و یا گرم شدن به نحو داعی و تعدد مطلوب باشد پس وضوی او اشکالی ندارد.

مسأله 288- لازم نيست نيت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند ولى بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو مى‏گيرد. بطورى كه اگر از او بپرسند چه مى‏كنى بگويد وضو مى‏گيرم.

شرط نهم: آن كه وضو را به ترتيبى كه گفته شد به جا آورد، يعنى اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد، و بايد پاى راست را پيش از پاى چپ مسح كند، و اگر به اين ترتيب وضو نگيرد باطل است.هر چند صحت وضو در صورتی که هر دو پا را با دو دست و بطور همزمان مسح کند خالی از قوت نیست.

شرط دهم: آن كه كارهاى وضو را پشت سر هم انجام دهد، یعنی موالات را حفظ کند.

مسأله 289- اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مى‏خواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد، وضو باطل است. و اگر فقط رطوبت جايى كه جلوتر از محلى است كه مى‏خواهد بشويد يا مسح كند خشك شده باشد مثلاً موقعى كه مى‏خواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست خشك شده باشد و صورت تر باشد، وضو صحيح است.

مسأله 290- اگر كارهاى وضو را پشت سر هم به جا آورد ولى به واسطه گرماى هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اينها رطوبت خشك شود وضوى او صحيح است.

مسأله 291- راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند، وضوى او صحيح است.

شرط يازدهم: آن كه شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد، و اگر ديگرى او را وضو دهد، يا در رساندن آب به صورت و دستها و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است.

مسأله 292- كسى كه نمى‏تواند وضو بگيرد باید کمک بگیرد و اگر ممکن نبود نایب بگیرد که او را وضو دهد. و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتی که بتواند باید بدهد. ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نمیا دو اگر نمی تواند باید نایبش دست او را بگیرد و به جای مسح او بکشد، و اگر این هم ممکن نیست باید از دست او رطوبت بگیرند و با آن رطوبت، سر و پای او را مسح کنند. و احتیاط واجب در صورت امکان ضم تیمم است.

مسأله 293- هر كدام از كارهاى وضو را كه مى‏تواند به تنهايى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.

شرط دوازدهم: آن كه استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.

مسأله 294- كسى كه مى‏ترسد كه اگر وضو بگيرد، مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد. ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد، و وضو بگيرد و بعد بفهمد كه ضرر داشته، صحت وضوی او مشکل است،  و احتیاط آن است که با آن وضو نماز نخواند، و تیمم کند و چنانچه با آن وضو نماز خوانده دوباره آن را اعاده نماید.

مسأله 295- اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر دارد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.

شرط سيزدهم: آن كه در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.

مسأله 296- اگر مى‏داند چيزى به اعضاء وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مى‏كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.

مسأله 297- اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد، ولى اگر ناخن را بگيرند بايد براى وضو آن چرك را برطرف كنند، و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، بايد چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايند.

مسأله 298- اگر در صورت و دستها و جلوى سر و روى پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر، برآمدگى پيدا شود، شستن و مسح روى آن كافى است. و چنانچه سوراخ شود رساندن آب، به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوست يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را به زير قسمتى كه كنده نشده برساند ولى چنانچه پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مى‏چسبد و گاهى بلند مى‏شود بايد آن را قطع كند يا آب را به زير آن برساند.

مسأله 299- اگر انسان شك كند كه به اعضاى وضوى او چيزى چسبيده يا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، مثل آن كه بعد از گل‏كارى شك كند گل به دست او چسبيده يا نه، بايد وارسى كند يا بقدرى دست بمالد كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده برطرف شده يا آب به زير آن رسيده است.

مسأله 300- جايى را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد اگر چرك آن مانع از رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد. و همچنين است اگر بعد از گچ‏كارى و مانند آن چيز سفيدى كه جلوگيرى از رسيدن آب به پوست نمى‏نمايد بر دست بماند، ولى اگر شك كند كه با بودن آنها آب به بدن مى‏رسد يا نه، بايد آنها را برطرف كند.

مسأله 301- اگر پيش از وضو بداند كه در بعضى از اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آن جا رسانده يا نه، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه موقع وضو ملتفت آن مانع نبوده، بايد دوباره وضو بگيرد.

مسأله 302- اگر در بعضى از اعضاى وضو مانعى باشد كه گاهى آب بخودى خود زير آن مى‏رسد و گاهى نمى‏رسد و انسان بعد از وضو شك كند كه آب زير آن رسيده يا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسيدن آب به زير آن نبوده، بايد دوباره وضو بگيرد.

مسأله 303- اگر بعد از وضو چيزى كه مانع از رسيدن آب است در اعضاى وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو  بگيرد.

مسأله 304- اگر بعد از وضو شك كند چيزى كه مانع رسيدن آب است در اعضاى وضو بوده يا نه، وضو صحيح است.


* احکام وضو


احكام وضو

مسأله 305- كسى كه در كارهاى وضو و شرايط آن مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن خيلى شك مى‏كند و تشکیک او خلاف متعارف باشد نباید به شک خود اعتنا کند.

مسأله 306- اگر شك كند كه وضوى او باطل شده يا نه، بنا مى‏گذارد كه وضوى او باقى است، ولى اگر بعد از بول استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر، وضوى او باطل است.

مسأله 307- كسى كه شك دارد وضو گرفته يا نه، بايد وضو بگيرد.

مسأله 308- كسى كه مى‏داند وضو گرفته و حَدَثى هم از او سر زده، مثلاً بول كرده، اگر نداند كدام جلوتر بوده، چنانچه پيش از نماز است بايد وضو بگيرد، و اگر در بين نماز است بايد نماز را بشكند و وضو بگيرد ویا بنابر احتیاط نماز را تمام کرده و اعاده کند و اگر بعد از نماز است در صورتی که وقوع شک قبل از نماز بوده باید وضو بگيرد، و نمازى را كه خوانده اعاده کند ولی اگر شک مذکور بعد از نماز واقع شده باشد حکم به صحت نماز گذشته اقرب است.

مسأله 309- اگر بعد از نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، نماز او صحيح است، ولى بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.

مسأله 310- اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، نماز او باطل است و بايد وضو بگيرد و نماز را بخواند.

مسأله 311- اگر بعد از نماز شك كند، كه قبل از نماز وضوى او باطل شده يا بعد از نماز، نمازى كه خوانده صحيح است.

مسأله 312- اگر انسان مرضى دارد كه بول او قطره قطره مى‏ريزد يا نمى‏تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پيدا مى‏كند، بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مى‏كند بخواند، و اگر مهلت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه مهلت دارد فقط كارهاى واجب نماز را به جا آورد و كارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترك نمايد.

مسأله 313- اگر به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمى‏كند و در بين نماز چند دفعه بول از او خارج مى‏شود، وضوى اول كافى است، ولى چنانچه مرضى دارد كه در بين نماز چند مرتبه بول یا غائط از او خارج مى‏شود كه اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگيرد سخت نيست، بايد ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت بول یا غائط از او خارج شد وضو بگيرد و بقيه نماز را بخواند.

مسأله 314- كسى كه غائط طورى پى در پى از او خارج مى‏شود كه وضو گرفتن بعد از هر دفعه براى او سخت است، اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، بايد براى هر نماز يك وضو بگيرد.

مسأله 315- كسى كه بول پى در پى از او خارج مى‏شود اگر بين دو نماز، قطره بولى از او خارج نشود مى‏تواند با يك وضو هر دو نماز را بخواند و قطره‏هايى كه بين نماز خارج مى‏شود اشكال ندارد.

مسأله 316- كسى كه بول يا غائط پى در پى از او خارج مى‏شود اگر نتواند هيچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، مى‏تواند چند نماز را با يك وضو بخواند، مگر اختياراً بول يا غائط كند يا چيز ديگرى كه وضو را باطل مى‏كند پيش آيد.

مسأله 317- اگر مرضى دارد كه نمى‏تواند از خارج شدن باد جلوگيرى كند، بايد به وظيفه كسانى كه نمى‏توانند از بيرون آمدن غائط خوددارى كنند عمل نمايد.

مسأله 318- كسى كه غائط پى در پى از او خارج مى‏شود، بايد براى هر نمازى وضو بگيرد و فوراً مشغول نماز شود، ولى براى به جا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داد در صورتى كه آنها را بعد از نماز فوراً به جا بياورد وضو گرفتن لازم نيست.

مسأله 319- كسى كه بول او قطره قطره مى‏ريزد بايد براى نماز بوسيله كيسه‏اى كه در آن، پنبه يا چيز ديگرى است كه از رسيدن بول به جاهاى ديگر جلوگيرى مى‏كند، خود را حفظ نمايد، و احتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج بول را كه نجس شده آب بكشد، و نيز كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند، چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از رسيدن غائط به جاهاى ديگر جلوگيرى نمايد. و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد، براى هر نماز مخرج غائط را آب بكشد.

مسأله 320- كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند در صورتى كه ممكن باشد و مشقت و زحمت و خوفِ ضرر نداشته باشد بايد به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط جلوگيرى نمايد، و بنابر احتياط واجب اگر چه خرج داشته باشد، بلكه اگر مرض او به آسانى معالجه شود، خود را معالجه نمايد.

مسأله 321- كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، بعد از آن كه مرض او خوب شد، لازم نيست نمازهايى را كه در وقت مرض مطابق وظيفه‏اش خوانده قضا نمايد. ولى اگر در بين وقت نماز مرض او خوب شود، بايد نمازى را كه در آن وقت خوانده دوباره بخواند.


* موارد وجوب وضو


چيزهايى كه بايد براى آنها وضو گرفت‏

مسأله 316- براى شش چيز وضو گرفتن واجب است:

اول: براى نمازهاى واجب غير از نماز ميت.

دوم: براى سجده و تشهد فراموش شده، اگر بين آنها و نماز حَدَثى از او سرزده مثلاً بول كرده باشد.

سوم: براى طواف واجب خانه كعبه.

چهارم: اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد.

پنجم: اگر نذر كرده باشد كه جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند و عمل به این نذر هم رجحان داشته باشد مثل اینکه نذر کرده باشد که آیه ای از قرآن را برای حفظ به بدن خود بچسباند و یا در چاپخانه هایی که با دست حروف چینی می کنند.

ششم: براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده يا بيرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتى كه مجبور باشد دست يا جاى ديگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولى چنانچه معطل شدن به مقدار وضو، بى‏احترامى به قرآن باشد بايد بدون اين كه وضو بگيرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بيرون آورد، يا اگر نجس شده آب بكشد و تا ممكن است از دست گذاشتن به خط قرآن خوددارى كند.

مسأله 323- مس نمودن خط قرآن، يعنى رساندن جايى از بدن به خط قرآن براى كسى كه وضو ندارد، حرام است. ولى اگر قرآن را به زبان فارسى يا به زبان‏ ديگرى ترجمه كنند مس آن اشكال ندارد اگرچه احوط مس ننمودن است.

مسأله 324- جلوگيرى بچه و ديوانه از مس خط قرآن واجب نيست، ولى اگر مس نمودن آنان بى‏احترامى به قرآن باشد، بايد از آنان جلوگيرى كنند.

مسأله 325- كسى كه وضو ندارد، حرام است اسم خداوند متعال را به هر زبانى نوشته شده باشد مس نمايد. و همچنين است بنابر احتياط واجب مس اسم مبارك پيغمبر و امام و حضرت زهرا عليهم السلام.

مسأله 326- اگر پيش از وقت نماز به قصد اين كه با طهارت باشد وضو بگيرد يا غسل كند صحيح است و نزديك وقت نماز هم اگر به قصد مهيا بودن براى نماز وضو بگيرد اشكال ندارد.

مسأله 327- كسى كه يقين دارد وقت داخل شده اگر نيت وضوى واجب كند و بعد از وضو بفهمد وقت داخل نشده، وضوى او صحيح است.

مسأله 328- مستحب است انسان براى نماز ميت و زيارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان عليهم السلام وضو بگيرد، و همچنين براى همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن و نيز براى مس حاشيه قرآن و براى خوابيدن، وضو گرفتن مستحب است، و نيز مستحب است كسى كه وضو دارد دوباره وضو بگيرد، و اگر براى يكى از اين كارها وضو بگيرد هر كارى را كه بايد با وضو انجام داد، مى‏تواند به جا آورد مثلاً مى‏تواند با آن وضو نماز بخواند.


* مبطلات وضو


چيزهايى كه وضو را باطل مى‏كند

مسأله 329- هفت چيز وضو را باطل مى‏كند: اول: بول. دوم: غائط. سوم: باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج شود. چهارم: خوابى كه به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود، ولى اگر چشم نبيند و گوش بشنود وضو باطل نمى‏شود. پنجم: چيزهايى كه عقل را از بين مى‏برد، مانند ديوانگى و مستى و بيهوشى. ششم: استحاضه زنان، كه بعداً گفته مى‏شود. هفتم: كارى كه براى آن بايد غسل كرد مانند جنابت.


* احکام وضوی جبیره


احكام وضوى جبيره‏

چيزى كه با آن زخم و شكسته را مى‏بندند و دوايى كه روى زخم و مانند آن‏ مى‏گذارند جبيره ناميده مى‏شود.

مسأله 330- اگر در يكى از جاهاى وضو زخم يا دمل يا شكستگى باشد، چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، بايد بطور معمول وضو گرفت.

مسأله 331- اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت و دستها است و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، اگر اطراف آن را بشويد كافى است، ولى چنانچه كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد، بهتر آن است كه دست تر بر آن بكشد و بعد پارچه پاكى روى آن بگذارد و دست تر را روى پارچه هم بكشد. و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نمى‏شود آب كشيد، بايد اطراف زخم را بطورى كه در وضو گفته شد، از بالا به پايين بشويد و بنابر احتياط مستحب پارچه پاكى روى زخم بگذارد و دست تر روى آن بكشد، و اگر گذاشتن پارچه ممكن نيست شستن اطراف زخم كافى است و در هر صورت تيمم لازم نيست اگرچه احوط است.

مسأله 332- اگر زخم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها است و روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند. و بنابر احتياط تيمم هم بنمايد، و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، احوط جمع بین وضوی بدون مسح و تیمم است.

مسأله 333- اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد، چنانچه بازكردن آن ممكن است و زحمت و مشقت هم ندارد و آب هم براى آن ضرر ندارد، بايد روى آن را باز كند و وضو بگيرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد، يا جلوى سر و روى پاها.

مسأله 334- اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت يا دستها باشد و بشود روى آن را باز كرد، چنانچه ريختن آب، روى آن ضرر دارد و كشيدن دست تر ضرر ندارد، واجب است دست تر روى آن بكشد.

مسأله 335- اگر نمى‏شود روى زخم را باز كرد ولى زخم و چيزى كه روى آن گذاشته پاك است و رسانيدن آب به زخم ممكن است و ضرر و زحمت و مشقت هم ندارد، بايد آب را به روى زخم برساند، و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته نجس‏ است، چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب به روى زخم ممكن باشد بدون زحمت و مشقت، بايد آن را آب بكشد و موقع وضو آب را به زخم برساند، و در صورتى كه آب براى زخم ضرر دارد، يا آن كه رساندن آب به روى زخم ممكن نيست، يا زخم نجس است و نمى‏شود آن را آب كشيد، بايد اطراف زخم را بشويد، و اگر جبيره پاك است روى آن را مسح كند، و اگر جبيره نجس است يا نمى‏شود روى آن را دست تر كشيد، مثلاً دوايى است كه به دست مى‏چسبد، پارچه پاكى را بطورى كه جزء جبيره حساب شود، روى آن بگذارد و دست تر روى آن بكشد، و اگر اين هم ممكن نيست احتياط واجب آن است كه وضو بگيرد و تيمم هم بنمايد.

مسأله 336- اگر جبيره، تمام صورت يا تمام يكى از دستها را فرا گرفته باشد باز احكام جبيره جارى، و وضوى جبيره‏اى كافى است، ولى اگر معظم اعضاى وضو را گرفته باشد، بنابر احتياط، بايد جمع نمايد بين عمل جبيره و تيمم، اگر چه كفايت تيمم در اين صورت بعيد نيست.

مسأله 337- اگر جبيره تمام اعضاى وضو را گرفته باشد، بايد تيمّم بنمايد.

مسأله 338- كسى كه در كف دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو دست تر روى آن كشيده است، مى‏تواند سر و پا را با همان رطوبت مسح كند يا از جاهاى ديگر وضو رطوبت بگيرد.

مسأله 339- اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است، بايد جاهايى كه باز است روى پا را، و جايى كه جبيره است روى جبيره را مسح كند.

مسأله 340- اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيره‏ها در سر يا روى پاها باشد، بايد بين آنها را مسح كند و در جاهايى كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل نمايد.

مسأله 341- اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند، و بنابر احتياط واجب تيمم هم بنمايد، و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد، پس اگر زخم در صورت و دستها است اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روى پاها است اطراف آن را مسح كند و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل نمايد.

مسأله 342- اگر در جاى وضو زخم و جراحت و شكستگى نيست، ولى به جهت ديگرى آب براى همه دست و صورت ضرر دارد، بايد تيمم كند و احتياط مستحب آن است كه وضوى جبيره‏اى هم بگيرد، ولى اگر براى مقدارى از دست و صورت ضرر دارد چنانچه اطراف آن را بشويد كافى بودن بعيد نيست، ولى احتياط به تيمم ترك نشود.

مسأله 343- اگر جايى از اعضاى وضو را رگ زده است و نمى‏تواند آن را آب بكشد يا آب براى آن ضرر دارد اگر روى آن بسته است، بايد به دستور جبيره عمل كند، و اگر معمولاً باز است شستن اطراف آن كافى است.

مسأله 344- اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقت دارد كه نمى‏شود تحمل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند.

مسأله 345- غسل جبيره‏اى مثل وضوى جبيره‏اى است، ولى بنابر احتياط واجب بايد آن را ترتيبى به جا آورند نه ارتماسى.

مسأله 346- كسى كه وظيفه او تيمم است، اگر در بعضى از جاهاى تيمم او زخم يا دمل يا شكستگى باشد بايد به دستور وضوى جبيره‏اى، تيمم جبيره‏اى نمايد.

مسأله 347- كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيره‏اى نماز بخواند، چنانچه بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف نمى‏شود، مى‏تواند در اول وقت نماز بخواند، ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود احتياط واجب آن است كه صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيره‏اى به جا آورد.

مسأله 348- اگر انسان براى مرضى كه در چشم اوست موى چشم خود را بچسباند، بايد وضو و غسل را جبيره‏اى انجام دهد و احتياط آن است كه تيمم هم بنمايد.

مسأله 349- كسى كه نمى‏داند وظيفه‏اش تيمم است يا وضوى جبيره‏اى بنابر احتياط واجب بايد هر دو را به جا آورد.

مسأله 350- نمازهايى را كه انسان با وضوى جبيره‏اى خوانده صحيح است و  بعد از آن كه عذرش برطرف شد، براى نمازهاى بعد هم نبايد وضو بگيرد، ولى اگر براى آن كه نمى‏دانسته تكليفش جبيره است يا تيمم هر دو را انجام داده باشد بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.