فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

يكشنبه ٢۶ خرداد ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
18
دیروز
44
این ماه
845
کل
148793

توضیح المسائل


وصیت

بازگشت
* احکام وصیت

احکام وصیت

مساله 2588- وصیت آن است كه انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کارهایی انجام دهند, یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی باشد, یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با اوست قیم و سرپرست معین کند. وکسی را که به او وصیت می کنند وصی می گویند.

مساله 2579- کسی که می خواهد وصیت کند با اشاره ای که مقصودش را بفهماند می تواند وصیت کند اگرچه لال نباشد.

مساله 2580- اگر نوشته ای به امضاء یا مهر میت ببینند چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد که برای وصیت کردن نوشته، باید مطابق آن عمل کنند.

مساله 2581- وصيت بايد از روی اختیار باشد و کسی که وصیت می کند باید عاقل و بالغ باشد ولی بچه ده ساله ای که خوب و بد را تمیز می دهد اگر برای کار خوبی مثل ساختن مسجد و آب انبار و پل، وصیت کند صحیح می باشد. و نیز وصیت کننده باید در حال بالغ شدن سفیه نباشد و حاکم شرع هم او را از تصرف در اموالش جلوگیری نکرده باشد.

مساله 2582- کسی که از روی عمد مثلا زخمی به خود زده یا سمی خورده است که بواسطه آن, یقین یا گمان به مردن او پیدا می شود, اگر وصیت کند که مقداری از مال او را به مصرفی برسانند صحیح نیست.

مساله 2583- اگر انسان وصیت کند که چیزی به کسی بدهند , در صورتی آن کس آن چیز را مال کمی شود که آن را قبول کند اگرچه در حال زنده بودن وصیت کننده باشد.

مساله 2584- وقتی انسان نشانه های مرگ را در خود دید, باید فورا امانت های مردم را به صاحبانش برگرداند و اگر به مردم بدهکار است و موقع دادن آن بدهی رسیده باید بدهد, و اگر خودش نمی تواند بدهد, یا موقع دادن بدهی او نرسیده , باید وصیت کند و بر وصیت شاهد بگیرد, ولی اگر بدهی او معلوم باشد, و اطمینان دارد که ورثه می پردازند وصیت کردن لازم نیست.

مساله 2585- کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند, اگر خمس و زکات و مظالم بدهکار است باید فوراً بدهد و اگر نمی تواند بدهد چنانچه از خودش مال دارد, یا احتمال می دهد کسی آنها را ادا نماید, باید وصیت کند و همچنین است اگر حج بر او واجب باشد.

مساله 2586 کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند, اگر نماز و یک روزه قضا دارد, باید وصیت کند که از مال خودش برای نها جیر بگیرند, بلکه اگر مال نداشته باشد ولی احتمال بدهد کسی بدون آن که چیزی بگیرد آنها را انجام می دهد, باز هم واجب است وصیت نماید, و اگر قضای نماز و روزه او به تفصیلی که در صفحه 201 و 202 گفته شد, بر پسر بزرگترش واجب باشد, باید به او اطلاع دهد یا وصیت کند که برای او بجا آورند.

مساله 2587- کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند, اگر مالی پیش کسی دارد یا در جایی پنهان کرده است که ورثه نمی دانند چنانچه بواسطه ندانستن, حقشان از بین برود, باید به آنان اطلاع دهد و لازم نیست برای بچه های صغیر خود قیم و سرپرست معین کند, ولی در صورتی که بدون قیم مالشان از بین می رود, یا خودشان ضایع می شوند, باید برای آنان قیم امینی معین نماید.

مساله 2588- وصی باید مسلمان و بالغ و عاقل و مورد اطمینان باشد.

مساله 2589- اگر کسی چند وصی برای خود معین کند, چنانچه اجازه داده باشد که هر کدام به تنهایی به وصیت عمل کنند. لازم نیست در انجام وصیت از یکدیگر اجازه بگیرند و اگر اجازه نداده باشد, چه گفته باشد که همه با هم به وصیت عمل کنند, یا نگفته باشد, باد به نظر یکدیگر به وصیت عمل نمایند, و اگر حاضر نشوند که با یکدیگر به وصیت عمل کنند, و در تشخیص مصلحت اختلاف داشته باشند در صورتی که تاخیر و مهلت دادن علت شود که عمل به وصیت معطل بماند, حاکم شرع آنها را مجبور می کند که تسلیم نظر کسی شوند که صلاح را تشخیص دهد و اگر اطاعت نکنند, به جای آنان دیگران را معین می نماید. و اگر یکی از آنان قبول نکرد یک نفر دیگر را به جای او تعیین می نماید.

مساله 2590- اگر انسان از وصیت خود برگردد مثلا بگوید ثلث مالش را به کسی بدهند, بعد بگوید به او ندهند وصیت باطل می شود و اگر وصیت خود را تغییر دهد , مثل آن که قیمی برای بچه های خود معین کند بعد دیگری را به جای او قیم نماید, وصیت اولش باطل می شود و باید به وصیت دوم او عمل نمایند.

مساله 2591- اگر وصیت کند چیز معینی را به کسی بدهند, بعد وصیت کند که نصف همان را به دیگری بدهند , باید آن چیز را دو قسمت کنند و به هر کدام از ان دو نفر یک قسمت آن را بدهند.

مساله 2593- اگر کسی در مرضی که به آن مرض می میرد , مقداری از مالش را به کسی ببخشد و وصیت کند که بعد از مردن او هم مقداری به کسی دیگر بدهند, آنچه را که در حال زندگی بخشیده از اصل مال است و احتیاج به اذن ورثه ندارد و چیزی را که وصیت کرده اگر زیادتر از ثلث باشد زیادی آن محتاج به اذن ورثه دارد.

مساله 2594- اگر وصیت کند که ثلث مال او را نفروشند و عایدی آن را به مصرفی برسانند, باید مطابق گفته او عمل نماید.

مساله 2595- اگر در مرضی که به آن مرض می میرد, بگوید مقداری به کسی بدهکار است, چنانچه متهم باشد که برای ضرر زدن به ورثه گفته است باید مقداری را که معین کرده از ثلث او بدهند و اگر متهم نباشد باید از اصل مالش بدهند.

مساله 2596- کسی که انسان وصیت می کند که چیزی به او بدهند باید وجود داشته باشد, پس اگر وصیت کند به بچه ای که ممکن است فلان زن حامله شود چیزی بدهند باطل است. ولی اگر وصیت کند به بچه ای که در شکم مادر است چیزی بدهند, اگرچه هنوز روح نداشته باشد, وصیت صحیح است , پس اگر زنده به دنیا آمد, باید آنچه که وصیت کرده را به او بدهند, و اگر مرده به دنیا آمد, وصیت باطل می شود و آنچه را که برای او وصیت کرده, ورثه میان خودشان قسمت می کنند.

مساله 2597- اگر انسان بفهمد کسی او را وصی کرده, چنانچه به اطلاع وصیت کننده برساند که برای انجام وصیت او حاضر نیست, لازم نیست بعد از مردن او به وصیت عمل کند. ولی اگر پیش از مردن او نفهمد که او را وصی کرده , یا بفهمد و به او اطلاع ندهد که برای عمل کردن به وصیت حاضر نیست, باید وصیت او را انجام دهد و اگر وصی پیش از مرگ, موقعی ملتفت شود که مریض بواسطه شدت مرض نتواند به دیگری وصیت کند احوط استحبابی واولی آن است که وصیت را قبول نماید.

مساله 2598- اگر کسی که وصیت کرده بمیرد, وصی نمی تواند دیگری را برای انجام کارهای میت معین  کند و خود از کار کناره نماید, ولی اگر بداند مقصود میت این نبوده که خود وصی آن کار را انجام دهد , بلکه مقصودش فقط انجام کار بوده, می تواند دیگری را از طرف خود وکیل نماید.

مساله 2599- اگر کسی دو نفر را وصی کند, چنانچه یکی از آن دو بمیرد, یا دیوانه, یا کافر شود, حاکم شرع یک نفر دیگر را به جای او معین می کند و اگر هر دو بمیرند, یا دیوانه, یا کافر شوند, حاکم شرع دو نفر دیگر را معین می کند ولی اگر یک نفر بتواند وصیت را عملی کند , معین کردن دو نفر لازم نیست.

مساله 2600- اگر وصی نتواند به تنهایی کارهای میت را انجام دهد، حاکم شرع برای کمک او یک نفر دیگر را معین می کند.

مساله 2601- اگر مقداری از مال میت در دست وصی تلف شود, چنانچه در نگهداری آن کوتاهی کرده و یا تعدّی نموده, مثلا میت و صیت کرده است که فلان مقدار را به فقرای فلان شهر بده و او مال را به شهر دیگري بدهد و در راه از بین رود، ضامن است ولي اگر کوتاهی نکرده و تعدی هم ننموده، ضامن نیست.

مساله 2602- هرگاه انسان کسی را وصی کند و بگوید که اگر آن کس بمیرد فلان وصی باشد,  بعد از آن که وصی اول مرد, وصی دوم باید کارهای میت را انجام دهد.

مساله 2603- حجی که بر میت واجب است و بدهکاری و حقوقی را که مثل خمس و زکات و رد مظالم، ادا کردن آنها واجب است که باید از اصل مال میت بدهند اگرچه میت برای آنها وصیت نکرده باشد.

مساله 2604- اگر مال میت از بدهی و حج واجب و حقوقی که مثل خمس و زکات و مظالم بر او واجب است زیاد بیاید, چنانچه وصیت کرده باشد که ثلث یا مقداری از ثلث را به مصرفی برسانند باید به وصیت او عمل کنند و اگر وصیت نکرده باشد, آنچه می ماند مال ورثه است.

مساله 2605- اگر مصرفی را که میت معین کرده, از ثلث مال او بیشتر باشد, وصیت او در بیشتر از ثلث در صورتی صحیح است که ورثه حرفی بزنند یا کاری کنند که معلوم شود عملی شدن وصیت را اجازه داده اند و تنها راضی بودن آنها کافی نیست. و اگر مدتی بعد از مردن او هم اجازه بدهند صحیح است.

مساله 2606- اگر مصرفی را که میت معین کرده, از ثلث مال او بیشتر باشد, و پیش از مردن او ورثه اجازه بدهند که وصیت او عملی شود، بعد از مردن او نمی توانند از اجازه خود برگردند.

مساله 2607- اگر وصیت کند که از ثلث او خمس و زکات یا بدهی دیگر او را بدهند و برای نماز و روزه او اجیر بگیرند و کار مستحبی هم مثل اطعام به فقرا انجام دهند باید اول به واجبات, خواه مالی باشد یا بدنی عمل نماید و در بین واجبات ترتیب معتبر نیست بلکه اگر وصیت او به ترتیب بوده باید ابتدا آن عمل واجبی را که مقدم داشته عمل نمایند اگرچه بدنی باشد, و همچنین به ترتیب وصیت تا آخر واجبات پس اگر ثلث وافی به تمام آن باشد به تمام آن باید عمل شود و چنانچه ثلث وافی نباشد باقیمانده اگر تماما یا قسمتی واجب مالی باشد باید از اصل ترکه برای آن بردارند عمل نمایند و اگر باقیمانده تماما یا قسمتی واجب بدنی باشد ملغی می گردد و چنانچه وصیت میت به ترتیب نباشد باز واجبات مقدم بر مستحبات است ولی در این صورت بین واجبات هیچگونه ترتیب نیست بلکه ثلث بر تمام واجبات اعم از مالی و بدنی توزیع می شود و چنانچه وافی به تمام آن نباشد در باقیمانده واجب مالی از اصل ترکه بردشته می شود و باقیمانده واجب بدنی ملغی می گردد و در هر صورت عمل به مستحبات موقعی واجب است که از ثلث علاوه بر واجبات, برای آن هم وافی باشد.

مساله 2608- اگر وصیت کند که بدهی او را بدهند و برای نماز و روزه او اجیر بگیرند و کار مستحبی هم انجام  دهند چنانچه وصیت نکرده باشد که اینها را از ثلث بدهند, باید بدهی او را از اصل مال بدهند و اگر چیز زیاد آمد, ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و کارهای مستحبی که معین کرده برسانند و در صورتی که ثلث کافی نباشد, پس اگر ورثه اجازه بدهند باید وصیت او عملی شود و اگر اجازه ندهند باید نماز و روزه را از ثلث بدهند و اگر چیز زیاد آمد به مصرف کار مستحبی که معین کرده برسانند.

مساله 2609- اگر کسی بگوید که میت وصیت کرده فلان مبلغ را به من بدهند چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصدیق کنند, یا قسم بخورد و یک مرد عادل هم گفته او را تصدیق نمایند, یا یک مرد عادل و دو زن عادله یا چهار زن عادله به گفته او شهادت دهند, باید مقداری را که می گوید  به او بدهند, و اگر یک زن عادله شهادت بدهد, باید یک چهارم چیزی  را که مطالبه می کند به او بدهند و اگر دو زن عادله شهادت دهند, نصف آن را او اگر سه زن عادله شهادت دهند, باید سه چهارم آن را به او بدهند و نیز اگر دو مرد کافر ذمی که در دین خود عادل باشند گفته او را تصدیق کنند, در صورتی که میت ناچار بوده است که وصیت کند و مرد و زن عادلی هم در موقع وصیت نبوده باید چیزی را که مطالبه می کند به او بدهند.

مساله 2610- اگر کسی بگوید من وصی میتم که مال او را به مصرفی برسانم, یا میت مرا قیم بچه های خود قرار داده, در صورتی باید حرف او را قبول کرد که دو مرد عادل گفته او را تصدیق نمایند.

مساله 2611- اگر وصیت کند چیزی به کسی بدهند و آن کس پیش از آن که قبول کند یا رد نماید بمیرد, تا وقتی ورثه او وصیت را رد نکرده اند می توانند آن چیز را قبول نمایند ولی این در صورتی است که وصیت کننده از وصیت خود بر نگردد و گرنه حقی به آن چیز ندارند.