فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455

توضیح المسائل


احكام اموات

بازگشت
* احكام ميت


احکام میت

غسل مسّ ميت‏

مسأله 398- اگر كسى بدن انسان مرده‏اى را كه سرد شده و غسلش نداده‏اند مس كند يعنى جايى از بدن خود را به آن برساند بايد غسل مس ميت نمايد، چه در خواب مس كند چه در بيدارى، با اختيار مس كند يا بى‏اختيار، حتى اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان ميت برسد بايد غسل كند، ولى اگر حيوان مرده‏اى را مس كند غسل بر او واجب نيست.

مسأله 399- براى مس مرده‏اى كه تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نيست اگر چه جايى را كه سرد شده مس نمايد، لیکن اگر بیشتر بدن سرد شده باشد باید احتیاطاً غسل کند.

مسأله 400- اگر موى خود را به بدن ميت برساند يا بدن خود را به موى ميت يا موى خود را به موى ميت برساند، غسل واجب نيست.

مسأله 401- براى مس بچه مرده، حتى بچه سقط شده‏اى كه چهار ماه او تمام شده غسل مس ميت واجب است بلكه بهتر است براى مس بچه سقط شده‏اى كه از چهار ماه كمتر دارد غسل كرد، بنابر اين اگر بچه چهارماهه‏اى مرده به دنيا بيايد، مادر او بايد غسل مس ميت كند، بلكه اگر از چهار ماه كمتر هم داشته باشد بهتر است مادر او غسل نمايد.

مسأله 402- بچه‏اى كه بعد از مردن مادر به دنيا مى‏آيد، وقتى بالغ شد واجب است غسل مس ميت كند، و این همه در صورتی است که به طور طبیعی و یا مصنوعی که ملازم با مس و ملاقات جسم مادر از خارج بشود به دنیا بیاید، اما اگر بچه با وسائل جراحی سقط و یا به دنیا بیاید و ملامستی با ظاهر بدن مادر حاصل نشود غسلی بر ذمه مادر نیست.

مسأله 403- اگر انسان، ميتى را كه سه غسل او کاملاً تمام شده مس نمايد، غسل بر او واجب نمى‏شود، ولى اگر پيش از آن كه غسل سوم تمام شود جايى از بدن او را مس كند اگر چه غسل سوم آنجا تمام شده باشد بايد غسل مس ميت نمايد.

مسأله 404- اگر ديوانه يا بچه نابالغى، ميت را مس كند، بعد از آن كه آن ديوانه، عاقل يا بچه بالغ شد بايد غسل مس ميت نمايد.

مسأله 405- اگر از بدن زنده قسمتى كه داراى استخوان است جدا شود و پيش از آن كه قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مس نمايد، بايد غسل مس ميت كُنَد. ولى اگر قسمتى كه جدا شده، استخوان نداشته باشد، براى مس آن غسل واجب نيست. و از بدن مرده‏اى كه غسلش نداده‏اند اگر چيزى جدا شود كه در حال اتصال مس آن موجب غسل مى‏شد، بعد از انفصال نيز، مس آن موجب غسل است.

مسأله 406- براى مس استخوان و دندانى كه از مرده جدا شده باشد و آن را غسل نداده‏اند بايد غسل كرد، ولى براى مس استخوان و دندانى كه از زنده جدا شده و گوشت ندارد، غسل واجب نيست.

مسأله 407- غسل مس ميت را بايد مثل غسل جنابت انجام دهند ولى كسى كه غسل مس ميت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند، بايد وضو هم بگيرد.

مسأله 408- اگر چند ميت را مس كند يا يك ميت را چند بار مس نمايد، يك غسل كافى است.

مسأله 409- براى كسى كه بعد از مس ميت غسل نكرده است، توقف در مسجد و جماع و خواندن سوره‏هايى كه سجده واجب دارد، مانعى ندارد، ولى براى نماز و مانند آن بايد غسل كند و وضو بگيرد.

احكام محتضر

مسأله 410- مسلمانى را كه محتضر است يعنى در حال جان دادن مى‏باشد مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بايد به پشت بخوابانند بطورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد، و اگر خواباندن او کاملاً به اين طور ممكن نيست بنابر احتياط واجب تا اندازه‏اى كه ممكن است بايد به اين دستور عمل كنند، و چنانچه خواباندن او به هيچ قسم ممكن نباشد به قصد احتياط او را رو به قبله بنشانند، و اگر آن هم نشود، باز به قصد احتياط او را به پهلوى راست يا به پهلوى چپ، رو به قبله بخوابانند.

مسأله 411- احتياط واجب آن است كه تا وقتى او را از محل احتضار حركت نداده‏اند رو به قبله باشد و بعد از حركت دادن، اين احتياط واجب نيست.

مسأله 412- رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است و اجازه گرفتن از ولى او احوط است.

مسأله 413- مستحب است شهادتين و اقرار به دوازده امام عليهم السلام و ساير عقايد حقه را، به كسى كه در حال جان دادن است طورى تلقين كنند كه بفهمد، و نيز مستحب است چيزهايى را كه گفته شد تا وقت مرگ تكرار كنند.

مسأله 414- مستحب است اين دعاها را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد اگرچه به ترجمه باشد:

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصِيكَ وَ اقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ مِنْ طاعَتِكَ يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ اقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ وَ اعْفُ عَنِّى الْكَثيرَ انَّكَ أَنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ اللَّهُمَّ ارْحَمْني فَانَّكَ رَحيمٌ.»

مسأله 415- مستحب است كسى را كه سخت جان مى‏دهد، اگر ناراحت نمى‏شود به جايى كه نماز مى‏خوانده ببرند.

مسأله 416- مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مباركه يس، و الصافات و احزاب و آيه الكرسى و آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.

مسأله 417- تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چيز سنگين روى شكم او و بودن جُنُب و حائض نزد او و همچنين حرف زدن زياد، و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است، لیکن اگر امر دائر بین تنها گذاشتن زنان نزد میّت و یا جنب و مانند آن شود ترجیح هر یک بر دیگری مشکل و محل تأمّل است.

احكام بعد از مرگ‏

مسأله 418- بعد از مرگ مستحب است دهان ميت را، هم بگذارند كه بازنماند و چشمها و چانه ميت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچه‏اى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جايى كه مرده، چراغ روشن كنند، و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند، و در دفن او عجله نمايند، ولى اگر يقين به مردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود و نيز اگر ميّت حامله باشد و بچه در شكم او زنده باشد، بايد به قدرى دفن را عقب بيندازند، كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند، لیکن با وسائل امروزی اگر از طرف چپ هم نباشد اشکالی ندارد و علاوه دوختن محل شکاف هم پس از خروج طفل بنابر احتیاط لازم است.

احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميت‏

مسأله 419- غسل و كفن و نماز و دفن مسلمان دوازده امامى بر هر مكلفى واجب است، و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مى‏شود و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كرده‏اند، و بنابر احتياط واجب حكم مسلمانى هم كه دوازده امامى نيست همين طور است.

مسأله 420- اگر كسى مشغول كارهاى ميت شود بر ديگران واجب نيست اقدام نمايند، ولى اگر او عمل را نيمه كاره بگذارد، بايد ديگران تمام كنند.

مسأله 421- اگر انسان يقين كند كه ديگرى مشغول كارهاى ميت شده، واجب نيست به كارهاى ميت اقدام كند، ولى اگر شك يا گمان دارد، بايد اقدام نمايد.

مسأله 422- اگر كسى بداند غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميت را باطل انجام داده‏اند بايد دوباره انجام دهد ولى اگر گمان دارد كه باطل بوده يا شك دارد كه درست بوده يا نه، لازم نيست اقدام نمايد.

مسأله 423- براى غسل و كفن و نماز و دفن ميت، بايد از ولىّ او اجازه بگيرند.

مسأله 424- ولىّ زن كه در غسل و كفن و دفن او دخالت مى‏كند شوهر اوست و بعد از او، مردهايى كه از ميت ارث مى‏برند مقدم بر زنهاى ايشانند و هر كدام كه در ارث بردن مقدم هستند در اين امر نيز مقدمند.

مسأله 425- اگر كسى بگويد من وصى يا ولىّ ميتم يا ولىّ ميت به من اجازه داده كه غسل و كفن و دفن ميت را انجام دهم، چنانچه ديگرى نمى‏گويد من ولىّ يا وصى ميتم يا ولىّ ميت به من اجازه داده است، انجام كارهاى ميت با اوست.

مسأله 426- اگر ميت براى غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولىّ، كس ديگرى را معين كند، احتياط واجب آن است كه ولىّ و آن كس هر دو اجازه بدهند، و لازم نيست كسى كه ميت، او را براى انجام اين كارها معين كرده، اين وصيت را قبول كند ولى اگر قبول كرد، بايد به آن عمل نمايد.

* كيفيت غسل ميت‏ و احكام آن


كيفيت غسل ميت‏ و احكام آن

مسأله 427- واجب است ميت را سه غسل بدهند اول: به آبى كه با سدر مخلوط باشد. دوم: به آبى كه با كافور مخلوط باشد. سوم: با آب خالص.

مسأله 428- سدر و كافور بايد به اندازه‏اى زياد نباشد كه آب را مضاف كند و به اندازه‏اى هم كم نباشد، كه نگويند سدر و كافور با آب مخلوط شده است.

مسأله 429- اگر سدر و كافور به اندازه‏اى كه لازم است پيدا نشود بنابر احتياط واجب بايد مقدارى كه به آن دسترسى دارند در آب بريزند.

مسأله 430- كسى كه براى حج احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و مروه بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند و به جاى آن بايد با آب خالص غسلش بدهند، و همچنين اگر در احرام عمره پيش از كوتاه كردن مو، بميرد.

مسأله 431- اگر سدر و كافور يا يكى از اينها پيدا نشود يا استعمال آن جايز نباشد مثل آن كه غصبى باشد، بايد به جاى هر كدام كه ممكن نيست ميت را با آب خالص غسل بدهند.

مسأله 432- كسى كه ميت را غسل مى‏دهد، بايد مسلمان دوازده امامى و عاقل باشد و مسائل غسل را هم بداند و بنابر احتياط واجب بالغ باشد.

مسأله 433- كسى كه ميت را غسل مى‏دهد، بايد قصد قربت داشته باشد يعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد، و اگر به همين نيّت تا آخر غسلِ سوم باقى باشد كافى است و تجديد لازم نيست.

مسأله 434- غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد، واجب است بنابر احتیاط. و غسل و كفن و دفن كافر و اولاد او در صورتی که اولاد مسلمانی نداشته باشد جایز نیست، لکن اگر میت کافر ÷در و یا مادر شخص مسلمانی باشند در عین اینکه غسل و کفن او واجب نیست امّا دفن او و حتّی کفن او بهقسمی که مص داق و عمل به «و وصّینا الانسان بوالدیه إحساناً» باشد جایز و بلکه به احتمال اقرب لازم است.

مسأله 435- کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی بالغ شده، چنانچه پدر و مادر او یا یکی از آنان مسلمان باشند، باید او را غسل داد و اگر هیچ کدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جایز نیست.

مسأله 436- بچه سقط شده را اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد غسل بدهند، و اگر چهار ماه ندارد، بايد در پارچه‏اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند.

مسأله 437- اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است ولى زن مى‏تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مى‏تواند زن خود را غسل دهد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد و یا از زیر لباس غسل بدهد.

مسأله 438- مرد مى‏تواند دختر بچه‏اى را كه سن او از سه سال بيشتر نيست، غسل دهد، زن هم مى‏تواند پسر بچه‏اى را كه سه سال بيشتر ندارد، غسل دهد.

مسأله 439- اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده‏اند، مى‏توانند غسلش بدهند. و نيز اگر براى غسل ميت زن، زن ديگرى نباشد مردهايى كه با او نسبت دارند و محرمند، يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده‏اند، مى‏توانند از زير لباس، او را غسل دهند.

مسأله 440- اگر ميت و كسى كه او را غسل مى‏دهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند جايز است كه غير از عورت، جاهاى ديگر ميت برهنه باشد و همين طور اگر محرم باشند.

مسأله 441- نگاه كردن به عورت ميت، حرام است، و كسى كه او را غسل مى‏دهد اگر نگاه كند معصيت كرده ولى غسل باطل نمى‏شود لیکن در صورتی که غسل دادن توقف به نظر به عورت داشته باشد صحّت و وجوب غسل در این حالت محل تأمّل است.

مسأله 442- اگر جايى از بدن ميت نجس باشد، بايد پيش از آن كه آنجا را غسل بدهند، آب بكشند. و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميت، پيش از شروع به غسل پاك باشد.

مسأله 443- غسل ميت مثل غسل جنابت است، و احتياط واجب آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميت را غسل ارتماسى ندهند، و احتياط مستحب آن است كه در غسل ترتيبى هر يك از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند بلكه آب را روى آن بريزند، لیکن همانطور که نقل شده اگر به وسائل امروزی که میّت را در آن می گذارند و غسل می دهند مانند ماشین لباسشویی، پس صحّت غسل در این حالت اگر در حین غسل مشرف به دستگاه باشند خالی از قوّت نیست.

مسأله 444- كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميت براى او كافى است، و در مورد شهید اگر در حال جنابت و یا حیض به شهادت رسیده باشد سقوط غسل از آنها محل اشکال است و احوط وجوب غسل دادن است.

مسأله 445- شهیدی که در راه خدا و برای جهاد و یا دفاع از دین و مملکت اسلامی با اجازه امام و یا نائب او در معرکه به شهادت رسیده باشد از وجوب غسل و کفن مستثنی می گرد و باید او را با همان لباس و بدون غسل و پس از نماز دفن کنند البته با سایر شرائطی که در محل خود بیان گردیده از جمله اینکه لباسش ملک غیر نباشد و اگر هم ملک غیر بود پوشیدن آن بر شهید جایز و یا واجب باشد مانند لباس اولاد که بر پدر و مادر واجب است، و نیز شهید باید با اراده و اختیار خود به جنگ رفته باشد، و امّا سربازهایی که به جبر فرستاده شده باشند، اگر تا آخرین لحظات قصد قربت برایشان حاصل نشود صدق عنوان شهید و جریان احکام آنها بر او مشکل است.

مسأله 446- مراد از اشتراط اراده و اختیار در حکم شهید در مسأله قبل، در صورتی است که شخص مکلّف و بالغ و ملتفت باشد، و امّا اگر به سبب هجوم دشمن و یا وقوع حادثه ای اطفال نابالغ و یا شیرخوار هم در میدان نبرد شهید شدند مانند واقعه کربلا و شهادت حضرت علی اصغر و امثال ایشان، همگی حکم شهید را داشته و بلکه می توان گفت که از بالاترین مصادیق شهادت می باشند و بلکه اگر سقط هم بشوند مانند حضرت محسن در بطن حضرت فاطمه زهرا علیهما السلام که در دفاع از ولایت به شهادت رسیدند، در این حالت هم حکم شهید داشته و غسل ندارند، لیکن خود حضرت زهرا و حضرت امیر المومنین علیهما السلام در عین شهادت تنها به جهت عدم شهادت در میدان مبارزه و معرکه جنگ و جریان حکم شهید بر هر دوی این بزرگواران، غسل داده شده و دفن شدند.

مسأله 447- جائز نيست كه براى غسل دادن ميت مزد بگيرند ولى مزد گرفتن براى كارهاى مقدماتى غسل حرام نيست لکن باید موونه غسّال را از وجوهات شرعیه و یا بیت المال تأمین نمایند.

مسأله 448- اگر آب پيدا نشود، يا استعمال آن مانعى داشته باشد بايد عوض هر غسل، ميت را يك تيمم بدهند.

مسأله 449- كسى كه ميت را تيمم مى‏دهد، مى‏تواند در صورت امكان دست ميت را به زمين بزند و به صورت و پشت دستهايش بكشد و اگر به اين صورت ممكن‏ باشد و بتوان به دست زنده هم او را تيمم داد احتياط جمع است.


* احكام كفن ميت‏


احكام كفن ميت‏

مسأله 450- ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسرى مى‏گويند كفن نمايند.

مسأله 451- لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد. و بنابر احتياط واجب پيراهن بايد از سر شانه تا نصف ساق پا، تمام بدن را بپوشاند و درازى سرتاسرى بايد بقدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد، و پهناى آن بايد به اندازه‏اى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.

مسأله 452- مقدارى از لنگ، كه از ناف تا زانو را مى‏پوشاند و مقدارى از پيراهن كه از شانه تا نصف ساق را مى‏پوشاند، مقدار واجب كفن است، و آنچه بيشتر از اين مقدار در مسأله قبل گفته شد، مقدار مستحب كفن مى‏باشد.

مسأله 453- اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند كه بيشتر از مقدار واجب كفن را، كه در مسأله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشكال ندارد، و احتياط واجب آن است كه بيشتر از مقدار واجب كفن و همچنين مقدارى را كه احتياطاً لازم است از سهم وارثى كه بالغ نشده بر ندارند.

مسأله 454- اگر كسى وصيت كرده باشد كه مقدار مستحب كفن را كه در دو مسأله قبل گفته شد، از ثلث مال او بردارند، يا وصيت كرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولى مصرف آن را معين نكرده باشد يا فقط مصرف مقدارى از آن را معين كرده باشد، مى‏توانند مقدار مستحب كفن را از ثلث مال او بردارند خصوصاً اگر از جهت مراتب ثانویه و چیزهای دیگری را که از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

مسأله 455- اگر ميت وصيت نكرده باشد كه كفن را از ثلث مال او بردارند مى‏توانند به طور متعارف كه لايق شأن ميت باشد كفن و چيزهاى ديگرى را كه از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

مسأله 456- كفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد، و  همچنين اگر زن را به شرحى كه در كتاب طلاق گفته مى‏شود، طلاق رجعى بدهند و پيش از تمام شدن عده بميرد، شوهرش بايد كفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ نباشد يا ديوانه باشد وَلىِّ شوهر بايد از مال او كفن زن را بدهد.

مسأله 457- كفن ميت بر خويشان او واجب نيست، اگر چه مخارج او در حال زندگى بر آنان واجب بوده باشد احتیاط واجب آن است که کفن او را هم بدهند.

مسأله 458- احتياط واجب آن است كه هر يك از سه پارچه كفن به قدرى نازك نباشد كه بدن ميت از زير آن پيدا باشد.

مسأله 459- كفن كردن با چيز غصبى، اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود جايز نيست و چنانچه كفن ميت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد بايد از تنش بيرون آورند، اگر چه او را دفن كرده باشند، و همچنين جائز نيست با پوست مردار او را كفن كنند.

مسأله 460- كفن كردن ميت با چيز نجس و با پارچه ابريشمى خالص، جائز نيست، ولى در حال ناچارى اشكال ندارد و احتياط واجب آن است كه با پارچه طلاباف هم ميت را كفن نكنند مگر در حال ناچارى.

مسأله 461- كفن كردن با پارچه‏اى كه از پشم يا موى حيوان حرام گوشت تهيه شده، در حال اختيار جائز نيست، ولى اگر پوست حيوان حلال گوشت را طورى درست كنند كه به آن جامه گفته شود، مى‏شود با آن ميت را كفن كنند و همچنين اگر كفن از مو و پشم حيوان حلال گوشت باشد اشكال ندارد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه با اين دو هم كفن ننمايند.

مسأله 462- اگر كفن ميت به نجاست خود او، يا به نجاست ديگرى نجس شود، چنانچه كفن ضايع نمى‏شود، بايد مقدار نجس را بشويند يا ببُرند ولى اگر در قبر گذاشته باشند بهتر است كه ببرند بلكه اگر بيرون آوردن ميت اهانت به او باشد بريدن واجب مى‏شود و اگر شستن يا بريدن آن ممكن نيست، در صورتى كه عوض كردن آن ممكن باشد، بايد عوض کنند، لیکن اولی و احوط عوض کردن کفن است مطلقاً.

مسأله 463- كسى كه براى حج يا عمره احرام بسته اگر بميرد بايد مثل ديگران كفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشكال ندارد.

مسأله 464- مستحب است انسان در حال سلامتى، كفن و سدر و كافور خود را تهيه كند.

احكام حُنوط

مسأله 465- بعد از غسل واجب است ميت را حنوط كنند، يعنى به پيشانى و كف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى او كافور بمالند. و مستحب است به سر بينى ميت هم كافور بمالند و بايد كافور ساييده و تازه باشد و اگر به واسطه كهنه بودن، عطر او از بين رفته باشد كافى نيست.

مسأله 466- در حنوط ميت، مراعات ترتيب بين اعضاى سجود لازم نيست اگر چه مستحب است اوّل كافور را به پيشانى ميت بمالند.

مسأله 467- بهتر آن است كه ميت را پيش از كفن كردن، حنوط نمايند اگر چه در بين كفن كردن و بعد از آن هم مانعى ندارد.

مسأله 468- كسى كه براى حج احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و مروه بميرد، حنوط كردن او جائز نيست، و نيز اگر در احرام عمره پيش از آن كه موى خود را كوتاه كند بميرد نبايد او را حنوط كنند.

مسأله 469- زنى كه شوهر او مرده و هنوز عده‏اش تمام نشده اگر چه حرام است خود را خوشبو كند، ولى چنانچه بميرد حنوط او واجب است.

مسأله 470- مكروه است ميت را با مشك و عنبر و عود و عطرهاى ديگر خوشبو كنند يا براى حنوط اينها را با كافور مخلوط نمايند.

مسأله 471- مستحب است، قدرى تربت حضرت سيد الشهداء عليه السلام با كافور مخلوط كنند، ولى بايد از آن كافور به جاهايى كه بى‏احترامى مى‏شود نرسانند و نيز بايد تربت به قدرى زياد نباشد، كه وقتى با كافور مخلوط شد، آن را كافور نگويند.

مسأله 472- اگر كافور به اندازه غسل و حنوط نباشد بنابر احتياط واجب غسل را مقدم دارند، و اگر براى هفت عضو نرسد بنابر احتياط واجب پيشانى را مقدم دارند.

مسأله 473- مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه ميت بگذارند.


* نماز ميت‏ و كيفيت آن


احكام نماز ميت‏

مسأله 474- نماز خواندن بر ميت مسلمان، اگر چه بچه باشد واجب است، ولى بايد پدر و مادر آن بچه يا يكى از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.

مسأله 475- نماز ميت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن او خوانده شود، و اگر پيش از اينها، يا در بين اينها بخوانند، اگر چه از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد كافى نيست.

مسأله 476- كسى كه مى‏خواهد نماز ميت بخواند، لازم نيست با وضو يا غسل يا تيمم باشد و بدن و لباسش پاك باشد، لیکن اگر لباس او غصبى باشد ننماز خواندن با آن لباس مشکل استلیکن احتیاط آن است که تمام چیزهایی را که در نماز های دیگر لازم است به غیر از موارد فوق در نماز میّت رعایت کند.

مسأله 477- كسى كه به ميت نماز مى‏خواند، بايد رو به قبله باشد و نيز واجب است ميت را مقابل او به پشت بخوابانند، بطورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد.

مسأله 478- مكان نمازگزار بايد از جاى ميت پست‏تر يا بلندتر نباشد ولى پستى و بلندى مختصر اشكال ندارد.

مسأله 479- نمازگزار بايد از ميت دور نباشد، ولى كسى كه نماز ميت را به جماعت مى‏خواند اگر از ميت دور باشد، چنانچه صفها به يكديگر متصل باشد اشكال ندارد.

مسأله 480- نمازگزار بايد مقابل ميت بايستد، ولى اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف ميت بگذرد، نماز كسانى كه مقابل ميت نيستند اشكال ندارد.

مسأله 481- بين ميت و نمازگزار، بايد پرده و ديوار يا چيزى مانند اينها نباشد ولى اگر ميت در تابوت و مانند آن باشد اشكال ندارد.

مسأله 482- در وقت خواندن نماز، بايد عورت ميت پوشيده باشد و اگر كفن‏ كردن او ممكن نيست، بايد عورتش را اگر چه با تخته و آجر و مانند اينها باشد بپوشانند.و در صورتی که میّت و نمازگزاران با هم ممائل و همجنس نباشند یعنی نامحرم باشند، پوشاندن تمام بدن اگرچه با بوریا و امثال باشد اقوی به نظر می رسد.

مسأله 483- نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و مثلاً نيت كند نماز مى‏خوانم بر اين ميت قربةً الى اللَّه.

مسأله 484- اگر كسى نباشد كه بتواند نماز ميت را ايستاده بخواند، مى‏شود نشسته بر او نماز خواند.

مسأله 485- اگر ميت وصيت كرده باشد كه شخص معينى بر او نماز بخواند، احتياط واجب آن است كه آن شخص از ولىّ ميت اجازه بگيرد و بر ولىّ هم بنابر احتياط واجب، واجب است كه اجازه بدهد.

مسأله 486- مكروه است بر ميت چند مرتبه نماز بخوانند، ولى اگر ميت اهل علم و تقوى باشد مكروه نيست.

مسأله 487- اگر ميت را عمداً يا از روى فراموشى يا به جهت عذرى بدون نماز دفن كنند، يا بعد از دفن معلوم شود، نمازى كه بر او خوانده شده باطل بوده است تا وقتى جسد او از هم نپاشيده واجب است با شرطهايى كه براى نماز ميت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.

کیفیت نماز ميت‏

مسأله 488- نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است:

بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد أَشْهَدُ انْ لا الهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ.

و بعد از تكبير دوم بگويد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

و بعد از تكبير سوم بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ.

و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَيِّتِ

و اگر زن است بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّتِ و بعد تكبير پنجم را بگويد.

و بهتر است بعد از تكبير اول بگويد: أَشْهَدُ انْ لا الهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ  أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ارْسَلَهُ بِالْحقِّ بَشيراً وَ نَذيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ.

و بعد از تكبير دوم بگويد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ كَافْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَ بارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلى ابْراهيمَ وَ آلِ ابراهيمَ انَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ وَ صَلِّ عَلى‏ جَميعِ الْانْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّيقينَ وَ جَميعِ عِبادِ اللَّهِ الصّالِحينَ.

و بعد از تكبير سوم بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ وَ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ الأَحْياءِ مِنْهُمْ وَ الأَمْواتِ تابِعْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ بِالْخَيْراتِ انَّكَ مُجيبُ الدَّعَواتِ انَّكَ عَلى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ.

و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزولٍ بِهِ اللَّهُمَّ انّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلّا خَيْراً وَ أَنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنّا اللَّهُمَّ انْ كانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي احسانِهِ وَ انْ كانَ مُسِيئاً فَتَجَاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ فى أعْلَى عِلِّيّينَ وَ اخْلُفْ عَلَى أَهْلِهِ فِي الْغابِرينَ وَ ارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ.

و بعد تكبير پنجم را بگويد ولى اگر ميت زن است بعد از تكبير چهارم بگويد:اللَّهُمَّ إِنَّ هذِهِ أَمَتُكَ وَ ابْنَةُ عَبْدِكَ وَ ابْنَةُ أَمَتِكَ نَزَلَتْ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ اللَّهُمَّ انَّا لا نَعْلَمُ مِنها إِلّا خَيْراً وَ أَنْتَ أعْلَمُ بِهَا مِنَّا اللَّهُمَّ انْ كانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فِي احْسانِها وَ انْ كانَتْ مُسِيئَةً فَتَجاوَزْ عَنْهَا وَ اغْفِرْ لَهَا اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا عِنْدَكَ فِي أعْلَى عِلِّيّينَ وَ اخْلُفْ عَلى أَهْلِها فِي الْغابِرِينَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِكَ يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ.

مسأله 489- اولی ذکر شهادت بر ولایت به صورت :« و أشهد أنّ أمیر المؤمنین علی ولی الله» و بلکه « وأولاده المعصومین أولیاء الله» است.

مسأله 490- بايد تكبيرها و دعاها را طورى پشت سر هم بخواند كه نماز از صورت خود خارج نشود.

مسأله 491- كسى كه نماز ميت را به جماعت مى‏خواند بايد تكبيرها و دعاهاى آن را هم بخواند.

مستحبات نماز ميت‏

مسأله 492- چند چيز در نماز ميت مستحب است.

اول: كسى كه نماز ميت مى‏خواند با وضو يا غسل يا تيمم باشد، و احتياط  مستحب آن است در صورتى تيمم كند كه وضو و غسل ممكن نباشد، يا بترسد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند به نماز ميت نرسد.

دوم: اگر ميت مرد است، امام جماعت يا كسى كه فرادى‏ به او نماز مى‏خواند مقابل وسط قامت او بايستد و اگر ميّت زن است مقابل سينه‏اش بايستد.

سوم: پابرهنه نماز بخواند.

چهارم: در هر تكبير دستها را بلند كند.

پنجم: فاصله او با ميت بقدرى كم باشد كه اگر باد لباسش را حركت دهد به جنازه برسد.

ششم: نماز ميت را به جماعت بخواند.

هفتم: امام جماعت تكبير و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مى‏خوانند، آهسته بخوانند.

هشتم: در جماعت اگر چه مأموم يك نفر باشد، عقب امام بايستد.

نهم: نمازگزار به ميت و مؤمنين زياد دعا كند.

دهم: پيش از نماز سه مرتبه بگويد الصَّلاة.

يازدهم: نماز را در جايى بخوانند كه مردم براى نماز ميت بيشتر به آن جا مى‏روند.

دوازدهم: زن حائض اگر نماز ميت را به جماعت مى‏خواند در صفى تنها بايستد، لیکن اگر این عمل سبب بی آبرویی زن باشد به تنهایی ایستادن او لازم نیست.

مسأله 493- خواندن نماز ميت در مساجد مكروه است ولى در مسجد الحرام مكروه نيست.


* احكام دفن‏


احكام دفن‏

مسأله 494- واجب است ميت را طورى در زمين دفن كنند، كه بوى او بيرون نيايد و درندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند و در صورتى كه ترس درنده و نزديك شدن انسانى كه از بوى ميت اذيت شود در بين نباشد اقوى كفايت تنها عنوان دفن در زمين است اگر چه احتياط مستحب آن است كه گودى قبر به همان اندازه مذكور در بالا باشد، و اگر ترس آن باشد كه جانور بدن او را بيرون آورد، بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند.

مسأله 495- اگر دفن ميت در زمين ممكن نباشد، مى‏توانند به جاى دفن، او را در بنا يا تابوت بگذارند.

مسأله 496- ميت را بايد در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلوى بدن او رو به قبله باشد.

مسأله 497- اگر كسى در كشتى بميرد، چنانچه جسد او فاسد نمى‏شود و بودن او در كشتى مانعى ندارد، بايد صبر كنند تا به خشكى برسند و او را در زمين دفن كنند و گر نه، بايد در كشتى غسلش بدهند و حنوط و كفن كنند و پس از خواندن نماز ميت چيز سنگينى به پايش ببندند و به دريا بيندازند يا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دريا بيندازند و اگر ممكن است بايد او را در جايى بيندازند كه فوراً طعمه حيوانات نشود.

مسأله 498- اگر بترسند كه دشمن، قبر ميت را بشكافد و بدن او را بيرون آورد و گوش يا بينى يا اعضاى ديگر او را ببرد چنانچه ممكن باشد بايد بطورى كه در مسأله پيش گفته شد او را به دريا بيندازند.

مسأله 499- مخارج انداختن دردريا و مخارج محكم كردن قبر ميت را در صورتى كه لازم باشد، بايد از اصل مال ميت بردارند.

مسأله 500- اگر زن كافره بميرد و بچه در شكم او مرده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد، بايد زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند كه روى بچه به طرف قبله باشد بلكه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد، بنابر احتياط واجب بايد به همين دستور عمل كنند.

مسأله 501- دفن مسلمان، در قبرستان كفار و دفن كافر، در قبرستان مسلمانان جائز نيست.

مسأله 502- دفن مسلمان در جايى كه بى‏احترامى به او باشد، مانند جايى كه خاكروبه و كثافت مى‏ريزند، جايز نيست.

مسأله 503- ميت را نبايد در جاى غصبى دفن كنند و دفن كردن در جايى كه براى غير دفن كردن وقف شده و در مسجد اگر ضرر به مسلمانان باشد يا مزاحم نمازشان باشد جايز نيست، بلكه اقوى آن است كه اصلاً در مسجد دفن نكنند و در  زمينى كه مثل مسجد براى غير دفن كردن وقف شده جائز نيست.

مسأله 504- دفن ميّت در قبر مرده ديگر اگر موجب نبش شود جائز نيست.

مسأله 505- چيزى كه از ميت جدا مى‏شود، اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد، بايد با او دفن شود و اگر موجب نبش شود، احتياط آن است كه جدا دفن شود. و دفن ناخن و دندانى كه در حال زندگى از انسان جدا مى‏شود مستحب است.

مسأله 506- اگر كسى در چاه بميرد و بيرون آوردنش ممكن نباشد بايد درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند، و در صورتى كه چاه مال غير باشد بايد به نحوى او را راضى كنند.

مسأله 507- اگر بچه در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد، بايد به آسانترين راه او را بيرون آورند، و چنانچه ناچار شوند كه او را قطعه قطعه كنند اشكال ندارد، ولى بايد به وسيله شوهرش اگر اهل فن است يا زنى كه اهل فن باشد او را بيرون بياورند و اگر ممكن نيست مرد محرمى كه اهل فن باشد، و اگر آن هم ممكن نشود مرد نامحرمى كه اهل فن باشد بچه را بيرون بياورد، و در صورتى كه آن هم پيدا نشود كسى كه اهل فن نباشد مى‏تواند بچه را بيرون آورد.

مسأله 508- هرگاه مادر بميرد و بچه در شكمش زنده باشد اگر چه اميد زنده ماندن طفل را نداشته باشند بايد به وسيله كسانى كه در مسأله پيش گفته شد از هر طرفى كه بچه سالم بيرون مى‏آيد بچه را بيرون آورند و دوباره بدوزند ولى اگر بين پهلوى چپ و راست در سالم بودن بچه فرقى نباشد احتياط واجب آن است كه از پهلوى چپ بيرون آورند.

مستحبات دفن‏

مسأله 509- خوب است به اميد آن كه مطلوب پروردگار باشد قبر را به اندازه قد انسان متوسط گود كنند و ميت را در نزديكترين قبرستان دفن نمايند، مگر آن كه قبرستان دورتر، از جهتى بهتر باشد، مثل آن كه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند،یا بستگان میت خصوصاً پدر و یا مادر او در آنجا دفن شده باشند، يا مردم براى فاتحه اهل قبور بيشتر به آنجا بروند و نيز جنازه را در چند ذرعى قبر، زمين بگذارند و تا سه مرتبه كم كم نزديك ببرند، و در هر مرتبه زمين بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر كنند و اگر ميت مرد است در دفعه سوم طورى زمين بگذارند كه سر او طرف پايين قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمايند و اگر زن است در صورت امکان در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر كنند و در موقع وارد كردن، پارچه‏اى روى قبر بگيرند، و نيز جنازه را به آرامى از تابوت بگيرند و وارد قبر كنند، و دعاهايى كه دستور داده شده، پيش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آن كه ميت را در لحد گذاشتند، گره‏هاى كفن را باز كنند و صورت ميت را روى خاك بگذارند و بالشى از خاك زير سر او بسازند و پشت ميت، خشت خام يا كلوخى بگذارند كه ميت به پشت برنگردد و پيش از آن كه لحد را بپوشانند، دست راست را به شانه راست ميت بزنند و دست چپ را به قوت بر شانه چپ ميت بگذارند

مسأله 510- مستحب است که دهان را نزديك گوش او ببرند و به شدّت حركتش دهند و سه مرتبه بگويند:

اسْمَعْ افْهَمْ يا فُلانَ بْنَ فُلان و به جاى فلان اسم ميت و پدرش را بگويند مثلاً اگر اسم او محمد و اسم پدرش على است سه مرتبه بگويند:

اسْمَعْ افْهَمْ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلى و پس از آن بگويند:

هَلْ أَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذِى فَارَقْتَنا عَلَيهِ مِنْ شَهَادَةِ انْ لا الهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَريكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَيِّدُ النَّبِيّينَ وَ خَاتَمُ الْمُرْسَلِينَ وَ أَنَّ عَلِياً اميرُ الْمُؤْمِنينَ وَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ امامُ افْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ عَلَى الْعالَمِينَ وَ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَليَ بْنَ مُوسى‏ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ الْقائِمَ الْحُجَّةَ الْمَهْدِىَّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ ائِمَّةُ الْمُؤمِنينَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ اجْمَعِيْنَ وَ ائِمَّتُكَ ائِمَّةُ هُدىً بِكَ ابْرارٌ يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ و به جاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويد، و بعد بگويد: اذا اتاكَ الْمَلَكانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَيْنِ مِنْ عِندِ اللَّهِ تَبارَكَ وَ تَعالَى وَ سَأَلاكَ عَنْ رَبِّكَ وَ عَنْ نَبِيِّكَ وَ عَنْ دِينِكَ وَ عَنْ كِتابِكَ وَ عَنْ قِبْلَتِكَ وَ عَنْ ائِمَّتِكَ فَلا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ وَ قُلْ في جَوابِهِما اللَّهُ رَبِّي وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيِّي وَ الْاسْلامُ دِينِي وَ الْقُرْآنُ كِتابِي وَ الْكَعْبَةُ قِبْلَتِي وَ أَميْرُ الْمُؤْمِنينَ عَلِيُ بْنُ ابِي طالِبٍ امَامِي وَ الْحَسَنُ بْنُ عَليٍّ الْمُجْتَبَى امَامِي وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ الشَّهيدُ بِكَرْبَلا امامِي وَ  عَلِيٌّ زَيْنُ الْعابِدِينَ امَامِي وَ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ امَامِي وَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ امَامِي، وَ مُوسَى الكاظِمُ امَامي، وَ عَليٌّ الرِضا امَامي، وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ امَامي، وَ عَليٌّ الْهَادِي امَامِي وَ الْحَسَنُ الْعَسْكَريُّ امَامِي وَ الْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ امَامِي هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اجْمَعِينَ ائِمَّتِي وَ سَادَتِي وَ قَادَتِي وَ شُفَعَائِي بِهِمْ اتَولَّى وَ مِنْ أعدائِهِمْ اتَبَرَّءُ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ثُمَّ اعْلَمْ يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ و به جاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويد بعد بگويد أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَّسُولُ وَ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ ابِي طالِبٍ وَ أَوْلادَهُ الْمَعْصُومينَ الْائِمَّةَ الْاثْنَىْ عَشَرَ نِعْمَ الْأئِمَّةُ وَ أَنَّ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَقٌ وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌ وَ سُؤالَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ فِي الْقَبْرِ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ النُّشُورَ حَقٌّ وَ الصِّراطَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ وَ تَطايُرَ الْكُتُبِ حَقٌّ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَا رَيْبَ فِيهَا وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ پس بگويد ا فَهِمْتَ يا فُلانُ و به جاى فلان اسم ميت را بگويد پس از آن بگويد ثَبَّتَكَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ وَ هَداكَ اللَّهُ الَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ أَوْليائِكَ فِي مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ پس بگويد اللَّهُمَّ جَافِ الْارضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ اصْعَدْ بِرُوحِهِ الَيكَ وَ لَقِّهِ مِنْكَ بُرهَاناً اللَّهُمَّ عَفوَك عَفْوَك.

مسأله 511- تلقین میّت به زبان عربی همانگونه که ذکر شد در صورتی است که میّت در زمان حیات نیز به زبان عربی آشنایی داشته باشد, و امّا در صورت عدم آشنایی با این زبان آیا باز هم تلقی به عربی خوب و لازم است و اینکه روح به محض انفصال از جسم عراف به تمام لغات می شود و یا آنکه با زبان میّت هم به صورت ترجمه به او تلقین کنند همانگونه که در تلقین در حال احتضار بیان گردید، محل تأمّل است و جمع بین عربی و ترجمه به زبان میّت اولی به نظر می رسد چرا که ظاهر «و وجدوا ما عملو حاضراً» و امثال این آیه شریفه ظهور در اطلاع بر اعمال خود شخص در حال حیات بلافاصله پس از فوت دارد و امّا آنچه که به حسب برخی از روایات نسبت به عربی بودن زبان تمامی اهل بهشت است امر دیگری است.

مسأله 512- خوب است به اميد اين كه مطلوب پروردگار است كسى كه ميت را در قبر مى‏گذارد، با طهارت و سر برهنه و پابرهنه باشد و از طرف پاى ميت از قبر بيرون بيايد و غير از خويشان ميت كسانى كه حاضرند، با پشت دست خاك بر قبر بريزند و بگويند انَّا لِلّهِ وَ انّا الَيْهِ راجِعُونَ. اگر ميت زن است كسى كه با او محرم مى‏باشد او را در قبر بگذارد و اگر محرمى نباشد خويشانش او را در قبر بگذارند.

مسأله 513- خوب است به اميد اين كه مطلوب پروردگار است قبر را مربع يا مربع مستطيل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمين بلند كنند و نشانه‏اى روى آن بگذارند كه اشتباه نشود و روى قبر آب بپاشند، و بعد از پاشيدن آب كسانى كه حاضرند، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را بازكرده در خاك فرو برند و هفت مرتبه سوره مباركه انّا أَنْزَلْناهُ بخوانند و براى ميت طلب آمرزش كنند و اين دعا را بخوانند.

اللَّهُمَّ جَافِ الْارْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ أَصْعِدْ الَيْكَ روُحَهُ وَ لَقِّهِ مِنْكَ رضْواناً وَ أَسْكِنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا تُغْنِيهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ.                       

مسأله 514- پس از رفتن كسانى كه تشييع جنازه كرده‏اند مستحب است وَلِىِّ ميت يا كسى كه از طرف ولىّ اجازه دارد، دعاهايى را كه دستور داده شده، به ميت تلقين كند.

مسأله 515- بعد از دفن مستحب است صاحبان عزا را سر سلامتى دهند ولى اگر مدتى گذشته است كه به واسطه سر سلامتى دادن، مصيبت يادشان مى‏آيد، ترك آن بهتر است، و نيز مستحب است تا سه روز براى اهل خانه ميت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مكروه است لیکن اگر غذا دادن از طرف بستگان عرفاً میّت تأثیری در حفظ آبروی میّت داشته باشد صرف این هزینه و خوردن از آن غذا جایز است و بلکه برای ارحام میّت واجب است و بلکه اگر در صورت ترک آن هتکی بر میّت صورت بگیرد مصرف آن از مقدار ترک میّت حتی اگر دارای طفل صغیر هم باشد جایز است.

مسأله 516- اقوی وجوب تشکیل مجالس عزا برای میّت و سر سلامتی صاحبان عزا خصوصاً در صورت هتک میّت عرفاً با عدم انجام آن است.

مسأله 517- مستحب است انسان در مرگ خويشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر كند و هر وقت ميت را ياد مى‏كند انّا للّهِ وَ انّا الَيْهِ راجِعُونَ بگويد، و براى ميت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محكم بسازد كه زود خراب نشود.

مسأله 518- جائز نيست انسان در مرگ كسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.

مسأله 519- پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر جائز نيست.

مسأله 520- اگر مرد در مرگ زن يا فرزند يقه يا لباس خود را پاره كند يا اگر زن در عزاى ميت صورت خود را بخراشد به طورى كه خون بيايد يا موى خود را بكند، بايد يك بنده آزاد كند، يا ده فقير را طعام دهد و يا آنها را بپوشاند و اگر نتواند بايد سه روز روزه بگيرد بلكه اگر خون هم نيايد بنابر احتياط واجب به اين دستور عمل نمايد.

مسأله 521- احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميت صدا را خيلى بلند نكنند مگر در گریه بر علماء و امثال ایشان که به احتمال قوی در این صورت این نوع گریه کردن جایز است.


* نماز وحشت‏


نماز وحشت‏

مسأله 522- مستحب است در شب اول قبر، دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند و دستور آن اين است كه، در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره إنّا أنزلناه بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوَابَهَا الَى قَبْرِ فُلانٍ و به جاى كلمه‏ فلان اسم ميت را بگويند.

مسأله 523- نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر مى‏شود خواند، ولى بهتر است در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود.

مسأله 524- اگر بخواهند ميت را به شهر دورى ببرند، يا به جهت ديگر دفن او تأخير بيفتد، بايد نماز وحشت را تا شب اول قبر او تأخير بيندازند.


* نبش قبر


نبش قبر

مسأله 525- نبش قبر مسلمان، يعنى شكافتن قبر او اگر چه طفل، يا ديوانه باشد حرام است؛ ولى اگر بدنش از بين رفته و خاك شده باشد اشكال ندارد.

مسأله 526- نبش قبر امامزاده‏ها و شهدا و علما و صلحا اگر چه سالها بر آن گذشته باشد در صورتى كه زيارتگاه باشد حرام است، بلكه اگر زيارتگاه هم نباشد بنابر احتياط واجب نبايد آن را نبش كرد.

مسأله 527- شكافتن قبر در چند مورد حرام نيست:

اول: آن كه ميت در زمين غصبى دفن شده باشد و مالك زمين راضى نشود كه در آنجا بماند و دفن میت هم به صورت غصبیت صورت گرفته باشد و اما اگر از روی فراموشی و عدم توجه تدفین در آن زمین صورت گرفته باشد و مالک آن هم به هیچ وجه حتی به قیمتی بالاتر از قیمت زمین حاضر به بقای میت در آنجا نباشد در این صورت اگر نبش قبر موجب هتک حرمت میت و یا متلاشی شدن جسدش نباشد نبش قبل بلا اشکال است ولی در هر یک از صور مذکور جواز نبش قبل مشکل بوده و لزوم قبول قول مالک با اجره المثل بسیار قوی است.

دوم: آن كه كفن يا چيز ديگرى كه با ميت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند، و همچنين است اگر چيزى از مال خود ميت كه به ورثه او رسيده با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند كه آن چيز در قبر بماند، ولى اگر چيز مختصرى از مال او كه به ورثه به ارث رسيده مانند انگشتر و نحو آن با او دفن شده باشد در جواز نبش براى درآوردن آن تأمل و اشكال است خصوصاً اگر اجحاف بر ورثه نباشد، و اگر وصيت كرده باشد كه دعا يا قرآن يا انگشترى را با او دفن كنند در صورتى كه وصيتش بيشتر از يك سوم مال او نباشد، براى بيرون آوردن اينها نمى‏توانند قبر را بشكافند.

سوم: آن كه ميت بى‏غسل يا بى‏كفن دفن شده باشد، يا بفهمند غسلش باطل بوده، يا به غير دستور شرع كفن شده يا در قبر، او را رو به قبله نگذاشته‏اند، و در هر صورت جریان حکم در صورتی است که موجب فساد بدن میت و هتک او نباشد.

چهارم: آن كه براى ثابت شدن حقى بخواهند بدن ميت را ببينند.

پنجم: آن كه ميت را در جايى كه بى‏احترامى به اوست مثل قبرستان كفار يا جايى كه كثافت و خاكروبه مى‏ريزند دفن كرده باشند.

ششم: آن كه براى يك مطلب شرعى كه اهميت آن از شكافتن قبر بيشتر است، قبر را بشكافند. مثلاً بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله‏اى كه دفنش كرده‏اند بيرون آورند.

هفتم: آن كه بترسند درنده‏اى بدن ميت را پاره كند، يا سيل او را ببرد يا دشمن بيرون آورد.

هشتم: آن كه قسمتى از بدن ميت را كه با او دفن نشده بخواهند دفن كنند ولى احتياط واجب آن است كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميت ديده نشود.

نهم: آنکه برای انتقال به مشاهده مشرفه باشد لیکن در صورتی که اولاد مطابق وصیت باشد و ثانیاً فاصله زمانی کمی بین دفن و نبش قبر باشد که موجب فساد جسد میّت نشده باشد، که در این صورت باید از همان ابتدا به صورتی عمل کنند که صدق دفن ننموده و همانند آنچه که مرسوم و معروف است که به صورت امانت می گذارند اگرچه با وسائل امروزی و جدید باشد عمل کنند.