فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
11
دیروز
24
این ماه
415
کل
151455

توضیح المسائل


احکام طهارت

بازگشت
* احکام آب ها

آب مطلق و مضاف‏

مسأله16): آب یا مطلق است یا مضاف و آب مضاف آبى است كه آن را از چیزى بگیرند، مثل آب هندوانه و گلاب، یا با چیزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه دیگر به آن آب نگویند، و غیر از اینها آب مطلق است، و آن بر پنج قسم است:

اول: آب كر. دوم: آب قلیل. سوم: آب جارى. چهارم: آب باران.پنجم: آب چاه

1- آب كُر

مسأله17): آب كُر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه درازا و پهنا و گودى آن هر یك سه وجب و نیم و به عبارت دیگر 5/33 وجب مکعّب و یا 384 لیتر باشد بریزند آن ظرف را پر كند. و وزن آن بیست مثقال کمتر از یکصد و بیست و هشت من تبریز است و بر حسب کیلوگرم بنابر اقرب مقدار آن معادل 4/383 کیلوگرم آب خالص است ولی در باقی آبها باید در مقدار وزن آنها احتیاط لازم مراعات شود.

مسأله18): اگر عین نجس مانند بول و خون به آب كر برسد چنانچه به واسطه آن بو، رنگ یا مزه آب تغییر كند آب نجس مى‏شود، و اگر تغییر نكند نجس نمى‏شود.

مسأله19): اگر بوى آب كر به واسطه غیر نجاست تغییر كند، نجس نمى‏شود.

مسأله20): اگر عین نجسی مانند خون، به آبى كه بیشتر از كر است برسد و بو یا رنگ یا مزه قسمتى از آن را تغییر دهد، چنانچه مقدارى كه تغییر نكرده كمتر از كر باشد تمام آب نجس مى‏شود، و اگر به اندازه كر یا بیشتر باشد فقط مقدارى كه بو یا رنگ یا مزه آن تغییر كرده، نجس است.

مسأله21): آب فواره اگر متصل به كُر باشد آب نجس را پاك مى‏كند در صورتى كه مخلوط با آن شود، ولى اگر قطره قطره روى آب نجس بریزد آن را پاك نمى‏كند، مگر آن كه چیزى روى فواره بگیرند تا آب قبل از قطره قطره شدن به آب نجس متصل شود و با آن مخلوط گردد.

مسأله22): اگر چیز نجس را زیر شیرى كه متصل به كُر است بشویند، آبى كه از آن چیز مى‏ریزد اگر متصل به كُر باشد و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است.

مسأله23): اگر مقدارى از آب كُر یخ ببندد و باقى آن مقدار كُر نباشد چنانچه نجاست به آن برسد نجس مى‏شود، و هر قدر از یخ هم آب شود نجس است.

مسأله24): آبى كه به اندازه كر بوده، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده یا نه، مثل آب كُر است، یعنى نجاست را پاك مى‏كند و اگر نجاستى هم به آن برسد نجس نمى‏شود. ولی آبى كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده یا نه، حكم آب كر را ندارد.

مسأله25): كر بودن آب به دو راه ثابت مى‏شود:

اول: آن كه خود انسان یقین كند. دوم: آن كه دو مردِ عادل خبر دهند.

2- آب قلیل‏

مسأله26): آب قلیل آبى است كه از زمین نجوشد و از كر كمتر باشد.

مسأله27): اگر آب قلیل روى چیز نجس بریزد یا چیز نجس به آن برسد نجس مى‏شود، ولى اگر از بالا با فشار روى چیز نجس بریزد مقدارى كه به آن چیز مى‏رسد نجس، و هر چه بالاتر از آن است پاك مى‏باشد، و نیز اگر مثل فواره با فشار از پایین به بالا رود در صورتى كه نجاست به بالا برسد پائین نجس نمى‏شود و اگر نجاست به پایین برسد بالا نجس مى‏شود.

مسأله28): آب قلیلى كه براى برطرف كردن عین نجاست روى چیز نجس ریخته‏ شود و از آن جدا گردد، نجس است، و همچنین بنابر اقوى باید از آب قلیلى هم كه بعد از برطرف شدن عین نجاست، براى آب كشیدن چیز نجس روى آن مى‏ریزند و از آن جدا مى‏شود، اجتناب كنند؛ ولى آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى‏شویند با پنج شرط پاك است:

اول: آن كه بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد.

دوم: نجاستى از خارج به آن نرسیده باشد.

سوم: نجاست دیگرى مثل خون با بول، یا غائط بیرون نیامده باشد.

چهارم: ذرّه‏هاى غائط در آب پیدا نباشد.

پنجم: بیشتر از مقدار معمول، نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد.

3- آب جارى‏

مسأله29): آب جارى آبى است كه از زمین بجوشد و جریان داشته باشد مانند آب چشمه و قنات.

مسأله30): آب جارى اگرچه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاست تغییر نكرده پاك است.

مسأله31): اگر نجاستى به آب جارى برسد، فقط مقدارى از آن كه بو یا رنگ یا مزه‏اش به واسطه نجاست تغییر كرده نجس است، و طرفى كه متصل به چشمه است اگر چه كمتر از كر باشد پاك است. و آبهاى دیگر نهر، اگر به اندازه كر باشد یا به واسطه آبى كه تغییر نكرده به آب طرف چشمه متصل باشد، پاك بوده و گرنه نجس است.

مسأله32): آب چشمه‏اى كه جارى نیست ولى طورى است كه اگر از آن بردارند باز مى‏جوشد، حكم آب جارى دارد؛ یعنى اگر نجاست به آن رسد، تا وقتى بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاست تغییر نكرده پاك است.

مسأله33): آبى كه كنار نهر، ایستاده و متصل به آب جارى است، حكم آب جارى دارد.

مسأله34): چشمه‏اى كه مثلاً در زمستان مى‏جوشد و در تابستان از جوشش مى‏افتد، فقط وقتى كه مى‏جوشد حكم آب جارى دارد.

مسأله35): آب حوض حمام اگرچه كمتر از كر باشد، چنانچه به خزینه‏اى كه آب‏ آن به اندازه كر است متصل باشد، مثل آب جارى است.

مسأله36): آب لوله‏هاى حمام كه از شیرها و دوشها مى‏ریزد اگر متصل به كر باشد مثل آب جارى است، و آب لوله‏هاى عمارات اگر متصل به كر باشد در حكم آب كر است.

مسأله37): آبى كه روى زمین جریان دارد ولى از زمین نمى‏جوشد، چنانچه كمتر از كر باشد و نجاست به آن برسد نجس مى‏شود؛ اما اگر از بالا با فشار به پایین بریزد، چنانچه نجاست به پائین آن برسد بالاى آن نجس نمى‏شود.

4- آب باران‏

مسأله38): اگر باران به چیز نجسى كه عین نجاست در آن نیست یك مرتبه ببارد، جایى كه باران به آن برسد پاك مى‏شود، و در این صورت در فرش و لباس و مانند اینها فشار لازم نیست ولى باریدن دو سه قطره فائده ای ندارد، بلكه باید طورى باشد كه بگویند باران مى‏آید.

مسأله39): اگر باران به عین نجس ببارد و به جاى دیگر ترشح كند، چنانچه عین نجاست همراه آن نباشد و بو، رنگ یا مزه نجاست را نگرفته باشد پاك است؛ پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح كند، چنانچه ذره‏اى از خون در آن باشد، یا آن كه بو یا رنگ یا مزه خون را گرفته باشد نجس مى‏باشد.

مسأله40): اگر بر سقف عمارت یا روى بام آن عین نجاست باشد، تا وقتى باران به بام مى‏بارد آبى كه به چیز نجس رسیده و از سقف یا ناودان مى‏ریزد پاك است و بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبى كه مى‏ریزد به چیز نجس رسیده است، نجس مى‏باشد.

مسأله41): زمین نجسى كه باران بر آن ببارد پاك مى‏شود؛ و اگر باران بر زمین جارى شود و به جاى نجسى كه زیر سقف است برسد، آن را نیز پاك مى‏كند.

مسأله42): خاك نجسى كه به واسطه باران گل شود و آب آن را فرا گیرد پاك است، اما اگر فقط رطوبت به آن برسد پاك نمى‏شود.

مسأله43): هرگاه آب باران در جایى جمع شود اگرچه كمتر از كر باشد، چنانچه موقعى كه باران مى‏آید، چیز نجسى را در آن بشویند و آب، بو یا رنگ یا مزه نجاست‏ را نگیرد، آن چیز نجس پاك مى‏شود.

مسأله44): اگر بر فرش پاكى كه روى زمین نجس است باران ببارد، و بر زمین نجس جارى شود، فرش نجس نمى‏شود و زمین هم پاك مى‏گردد.

مسأله45): اگر آب باران یا آب دیگر، در گودالى جمع شود و كمتر از كر باشد، چنانچه بعد از قطع شدن باران، نجاست به آن برسد، نجس مى‏شود.

5- آب چاه

مسأله46): آب چاهى كه از زمین مى‏جوشد، اگرچه كمتر از كر باشد چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاست تغییر نكرده پاك است، ولى مستحب است پس از رسیدن بعضى از نجاستها، مقدارى كه در كتابهاى مفصل گفته شده، از آب آن بكشند.

مسأله47): اگر نجاستى در چاه بریزد و بو یا رنگ یا مزه آب آن را تغییر دهد، چنانچه نجاست با تغییر آب چاه از بین برود، موقعى پاك مى‏شود كه با آبى كه از چاه مى‏جوشد مخلوط گردد.

احكام آبها

مسأله48): آب مضاف كه معنی آن گفته شد، نه تنها چیز نجس را پاك نمى‏كند، بلكه وضو و غسل هم با آن باطل است.

مسأله49): اگر ذره‏اى نجاست به آب مضاف برسد نجس مى‏شود، ولى چنانچه از بالا با فشار روى چیز نجس بریزد، مقدارى كه به چیز نجس رسیده نجس، و مقدارى كه بالاتر از آن است پاك مى‏باشد. مثلاً اگر گلاب را از گلابدان روى دست نجس بریزند، آنچه به دست رسیده نجس، و آنچه به دست نرسیده پاك است، و نیز اگر مثل فواره با فشار از پائین به بالا برود اگر نجاست به بالا برسد، پائین نجس نمى‏شود.

مسأله50): اگر آب مضاف نجس، طورى با آب كر یا جارى مخلوط شود كه‏ دیگر به آن آب مضاف نگویند، پاك مى‏شود.

مسأله51): آبى كه مطلق بوده و معلوم نیست مضاف شده یا نه، مثل آب مطلق است، یعنى چیز نجس را پاك مى‏كند، و وضو و غسل هم با آن صحیح است، ولی آبى كه مضاف بوده و معلوم نیست مطلق شده یا نه، مثل آب مضاف است، یعنى چیز نجس را پاك نمى‏كند و وضو و غسل هم با آن باطل است.

مسأله52): آبى كه معلوم نیست مطلق است یا مضاف، و معلوم نیست كه قبلاَ مطلق یا مضاف بوده، نجاست را پاك نمى‏كند، وضو و غسل هم با آن باطل است؛ ولى اگر به اندازه كر یا بیشتر باشد و نجاست به آن برسد، حكم به نجس بودن آن نمى‏شود.

مسأله53): آبى كه عین نجاست، مثل خون و بول به آن برسد و بو یا رنگ یا مزه آن را تغییر دهد اگرچه كر یا جارى باشد نجس مى‏شود؛ ولى اگر بو یا رنگ یا مزه آن به واسطه نجاستى كه بیرون آن است عوض شود، مثلاً مردارى كه پهلوى آب است بوى آن را تغییر دهد نجس نمى‏شود.

مسأله54): آبى كه عین نجاست مثل خون و بول در آن ریخته و بو یا رنگ یا مزه آن را تغییر داده، چنان كه به كر یا جارى متصل شود، یا باران بر آن ببارد، یا باد، باران را در آن بریزد، یا آب باران در موقع باریدن از ناودان در آن جارى شود، و تغییر آن از بین برود پاك مى‏شود؛ ولى باید آب باران یا كر یا جارى با آن مخلوط گردد.

مسأله55): اگر چیز نجس را در آب كر یا جارى فرو برند، و در چیزهایى كه قابل فشار دادن است مانند فرش و لباس، طورى فشار یا در داخل آب حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود؛ چنانچه از چیزهایى باشد كه در دفعه اول پاك مى‏شود، آبى كه بعد از بیرون آوردن از آن مى‏ریزد، پاك است و اگر از چیزهایى باشد كه باید دو مرتبه آن را در آب فرو برند تا پاك شود، آبى كه بعد از دفعه دوم از آن مى‏ریزد، پاك مى‏باشد.

مسأله56): آبى كه پاك بوده و معلوم نیست نجس شده یا نه، پاك است؛ و آبى كه نجس بوده و معلوم نیست پاك شده یا نه، نجس است.

مسأله57): نیم خورده سگ و خوك و كافر، نجس و خوردن آن حرام است و نیم‏خورده حیوانات حرام گوشت پاك و خوردن آن مكروه مى‏باشد.


* احکام تخلی

بول و غائط

مسأله 58- واجب است انسان وقت تخلّى و مواقع ديگر، عورت خود را از كسانى كه مكلفند بپوشاند ، اگرچه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند، و همچنين است حکم ديوانه، مميّز و بچه‏ هاى مميّزي كه خوب و بد را مى‏فهمند. ولى زن و شوهر لازم نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند.

مسأله 59- لازم نيست با چيز مخصوصى عورت خود را بپوشاند، و اگر مثلاً با دست هم آن را بپوشاند، كافى است.

مسأله 60- موقع تخلّى بايد طرف جلوى بدن، يعنى شكم و سينه رو به قبله و پشت به قبله نباشد.

مسأله 61- اگر موقع تخلّى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله يا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند كفايت نمى‏كند. و اگر جلوى بدن او هم رو به قبله يا پشت به قبله نباشد، احتياط واجب آن است كه عورت را رو به قبله يا پشت به قبله ننمايد.

مسأله 62- در مواقع ضروری در اماکن تخلّی که به سمت قبله ساخته شده اند، شخص بایستی به مقدار ممکن جهت خود را در حال تخلی از سمت قبله منحرف کند هر چند به سبب عورت تنها باشد.

مسأله 63- در اماکن تخلّی متحرک مانند هواپیما و کشتی ، اگر جهت قبله معلوم بود، حتی الامکان مراعات انحراف از جهت قبله در ابتداء تخلی، لازم است.

مسأله 64- هنگام تطهيرِ مخرجِ بول و غائط، رو به قبله و پشت به قبله بودن اشكالى ندارد، ولى اگر در موقع استبراء، بول از مخرج بيرون آيد، در اين حال رو به قبله و پشت به قبله بودن حرام است.

مسأله 65- اگر براى آن كه نامحرم او را نبيند، مجبور شود رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند، بايد رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند، و نيز اگر از راه ديگر ناچار باشد كه رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند مانعى ندارد.

مسأله 66- احتياط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلّى رو به قبله يا پشت به قبله ننشانند، ولى اگر خود بچه بنشيند، جلوگيرى از او واجب نيست.

مسأله 67- تخلّى در چهار مكان حرام است: اول: در كوچه‏ هاى بن‏ بست در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند. دوم: در ملك كسى كه اجازه تخلّى نداده است. سوم: در جايى كه براى عده مخصوصى وقف شده است مثل بعضى از مدرسه‏ ها. چهارم: روى قبر مؤمنين در صورتى كه بى‏احترامى به آنان باشد. هرچند که حکم در این مسأله منوط به حال اختیار است و در صورت اجبار و اضطرار، با ضمان اجرت المثل عمل مذکور جایز است.

مسأله 68- در سه صورت، مخرج غائط فقط با آب پاك مى‏شود: اول: آن كه با غائط، نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد. دوم: آن كه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد. سوم: آن كه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد، و در غير اين سه صورت مى‏ شود مخرج را با آب شست و يا به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود با پارچه، دستمال کاغذی و سنگ و مانند اينها پاك كرد، اگر چه شستن با آب در حال اختیار، بهتر بلکه احوط است.

مسأله 69- مخرج بول با غير آب پاك نمى‏ شود، و یک مرتبه شستن پس از برطرف شدن بول با آب کافی است ولی کسانی که بولشان از غیر مجرای طبیعی خارج می شود، احتیاط واجب است که آن مجری را دو مرتبه بشویند.

مسأله 70- اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزى از غائط در آن نماند، ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد، و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذره‏اى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست.

مسأله 71- احوط آن است که غائط را به سه سنگ یا سه پارچه و یا سه کاغذ و یا دستمال کاغذی و امثال آن پاک کنند، اگرچه پاک کردن با اطراف یک سنگ یا یک پارچه هم کفایت می کند، بلکه اگر با یک مرتبه هم غائط برطرف شد کفایت از طهارت می کند. و اگر در حال اختیار محل غائط را با استخوان و سرگین و یا چیزهایی که احترام آنها لازم است ـ مانند کاغذی که اسم خدا بر آن نوشته ـ پاک کند، پاک شدن محل و صحت نماز در این حالت، محل تأمل است.

مسأله 72- اگر شك كند كه مخرج را تطهير كرده يا نه، اگرچه هميشه بعد از بول يا غائط فوراً تطهير مى‏ كرده، بايد خود را تطهير نمايد مگر آنکه تشکیک او ناشی از وسواس باشد.

مسأله 73- اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهير كرده يا نه، نمازى كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعد، بايد تطهير كند.

 اسْتِبْراء

مسأله 74- استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى‏ دهند، و آن داراى اقسامى است، و بهترين آنها اين است كه بعد از قطع شدن بول، اگر مخرج غائط نجس شده، اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه‏ گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.

مسأله 75- لازم نیست که استبراء مذکور به دست خود شخص باد بلکه اگر به دست شخص محرم و یا پرستار بیمارستان و یا بوسیله وسائل امروزی باشد هم اشکالی ندارد.

مسأله 76- آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن از انسان خارج مى‏ شود و به آن مَذى مى‏ گويند پاك است. و نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مى‏آيد و به آن وَذى گفته مى‏ شود و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مى‏آيد و به آن وَدى مى‏ گويند، اگر بول به آن نرسيده باشد، پاك است. و چنانچه انسان بعد از بول استبراء كند و بعد آبى از او خارج شود و شك كند كه بول است يا يكى از اينها، پاك مى‏ باشد.

مسأله 77- اگر انسان شك كند استبراء كرده يا نه، و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك است يا نه، آن رطوبت نجس است، و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مى‏ شود، ولى اگر شك كند استبرايى كه كرده درست بوده يا نه، و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك است يا نه، آن رطوبت پاك بوده و وضو را هم باطل نمى‏ كند.

مسأله 78- كسى كه استبراء نكرده اگر به واسطه آن كه مدتى از بول كردن او گذشته، يقين كند بول در مجرى نمانده است و رطوبتى ببيند و شك كند پاك است يا نه، آن رطوبت پاك بوده و وضو را هم باطل نمى‏ كند.

مسأله 79- اگر انسان بعد از بول استبراء كند و وضو بگيرد، چنانچه بعد از وضو رطوبتى ببيند كه بداند يا بول است يا منى، احوط آن است که غسل و وضوی خود را اعاده کند ولی اگر وضو نگرفته باشد فقط گرفتن وضو کافی است.

مسأله 80- براى زن استبراء از بول نيست و اگر رطوبتى ببيند و شك كند پاك است يا نه، آن رطوبت پاک بوده و وضو و غسل او را هم باطل نمى‏ كند.

 مستحبات و مكروهات تخلّى‏

مسأله 81- مستحب است در موقع تخلى جايى بنشيند كه كسى او را نبيند، و موقع وارد شدن به مكان تخلّى، اول پاى چپ و موقع بيرون آمدن، اول پاى راست را بگذارد. و همچنين مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد.

مسأله 82- در موقع تخلى، نشستن روبروى خورشيد و ماه به جز حالت کسوف و خسوف ، مكروه است و نيز در موقع تخلّى، نشستن روبروى باد و در جاده و خيابان و كوچه و درب خانه و زير درختى كه ميوه مى‏ دهد نیز مکروه است. و همچنین است حكم خوردن در حال تخلی و توقف زياد و تطهير با دست راست، كه همگی مكروه است. و همچنين است حرف زدن در حال تخلى ولى اگر ناچار باشد، يا ذكر خدا بگويد، اشكال ندارد.

مسأله 83- ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت، و سوراخ جانوران و در آب، خصوصاً آب ايستاده مكروه است.

مسأله 84- خوددارى كردن از بول و غائط، مكروه است، و اگر ضرر برساند بايد خوددارى نكند.

مسأله 85- مستحب است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى، بول كند.


* نجاسات

مسأله 86- نجاسات دوازده چيز است: اوّل بول، دوّم غائط، سوّم منى، چهارم مردار، پنجم خون، ششم و هفتم سگ و خوك، هشتم كافر، نهم شراب، دهم فقّاع، يازدهم عرق جنب از حرام و دوازدهم عرق شتر نجاستخوار.

1 و 2- بول و غائط

مسأله 87- بول و غائط انسان و هر حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده دارد ـ يعنی اگر رگ آن را ببرند، خون از آن جستن مى‏ كند ـ نجس است، ولى فضله حيوانات كوچك مثل پشه و مگس كه گوشت ندارند پاك است.

مسأله 88- فضله پرندگان حرام گوشت، نجس است.

مسأله 89- بول و غائط حيوان نجاست‏خوار، نجس است و همچنين است بول و غائط حيوانى كه انسان آن را وطى كرده، يعنى با آن نزديكى نموده، و همچنین است گوسفندى كه استخوان آن از خوردن شير خوك، محكم شده است.

3- مَنى‏

مسأله 90- منی انسان و حیوانی که خون جهنده دارد، نجس است مگر در صورت عدم ترکیب با پروستات در مورد انسان که در این صورت نجاست آن محل اشکال است.

4- مردار

مسأله 91- مردار حيوانى كه خون جهنده دارد، نجس است، چه خودش مرده باشد يا به غير دستورى كه در شرع معين شده، آن را كشته باشند. ولی ماهى چون خون جهنده ندارد، اگر چه در آب بميرد، پاك است.

مسأله 92- چيزهايى از مردار كه مثل پشم و مو و كرك و استخوان و دندان، روح نداشته اگر از غير حيوانى كه مثل سگ نجس است باشد ، پاك است.

مسأله 93- اگر از بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد و در حالى كه زنده است گوشت يا چيز ديگرى را كه روح دارد جدا كنند، نجس است.

مسأله 94- پوستهاى مختصر لب و جاهاى ديگر بدن كه موقع افتادنشان رسيده، اگرچه آنها را بكَنند پاك است، ولى بنابر احتياط واجب بايد از پوستى كه موقع افتادنش نرسيده و آن را كنده‏ اند اجتناب نمايند.

مسأله 95- تخم مرغى كه از شكم مرغ مرده بيرون مى‏ آيد، اگر پوست روى آن سفت شده باشد، پاك است، ولى ظاهر آن را بايد آب كشيد.

مسأله 96- اگر بره و بزغاله، پيش از آن كه علف‏خوار شوند بميرند، پنير مايه‏ اى كه در شيردان آنها مى‏ باشد پاك است، ولى ظاهر آن را بايد آب كشيد.

مسأله 97- داروهای مایع و روان و عطر و روغن و واکس و صابون هایی را که از خارج وارد می شوند، اگر انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد، پاک است.

مسأله 98- گوشت و پيه و چرمى كه در بازار مسلمانان فروخته شود در صورتی که اهل بلد ذبح کفّار را جایز ندانند پاك است، و همچنين است اگر يكى از اينها در دست مسلمان باشد، ولى اگر بدانند آن مسلمان‏ از كافر گرفته و رسيدگى نكرده كه از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده يا نه، نجس است.

5- خون‏

مسأله 99- خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى ‏كند، نجس است، پس خون حيوانى كه مانند ماهى و پشه خون جهنده ندارد، پاك مى‏ باشد.

مسأله 100- اگر حيوان حلال گوشت را به دستورى كه در شرع معين شده بكشند و خون آن به مقدار معمول بيرون آيد، خونى كه در بدنش مى‏ ماند، پاك است، ولى اگر به علت نفس كشيدن يا به واسطه اين كه سر حيوان در جاى بلندى بوده خون به بدن حيوان برگردد، آن خون نجس است.

مسأله 101- خونى كه در تخم مرغ است بنابر احتیاط نجس است، ولی اگر آنرا بپزند و بعد معلوم شود که خون داشته، جدا کردن همان مقدار خون و مقداری از اطراف آن کفایت می کند.

مسأله 102- خونى كه گاهى موقع دوشيدن شير ديده مى‏ شود نجس است و شير را نجس مى‏ كند.

مسأله 103- خونى كه از لاى دندانها مى‏ آيد، اگر به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود، پاك است، لکن احتیاط بیرون انداختن آب دهان در این صورت است.

مسأله 104- خونى كه به واسطه كوبيده شدنِ زيرِ ناخن يا زير پوست مى‏ ميرد، اگر طورى شود كه ديگر به آن خون نگويند، پاك است، و اگر به آن خون بگويند در صورتى كه ناخن يا پوست سوراخ شود، اگر مشقت ندارد بايد براى وضو و غسل خون را بيرون آورند و اگر مشقت دارد بايد اطراف آن را به طورى كه نجاست زياد نشود، بشويند و پارچه يا چيزى مثل پارچه، بر آن بگذارند و روى پارچه دست تر بكشند.

مسأله 105- اگر انسان نداند كه خون، زير پوست مرده يا گوشت به واسطه كوبيده شدن به آن حالت درآمده، پاك است.

مسأله 106- اگر موقع جوشيدن غذا ذره‏اى خون در آن بيفتد، تمام غذا و ظرف آن نجس مى‏ شود، و جوشيدن و حرارت و آتش، پاك‏ كننده نيست.

مسأله 107- زردابه‏اى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مى‏ شود، اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است، پاك مى‏ باشد.

6 و 7- سگ و خوك

مسأله 108- سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مى‏ كنند حتى مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبت‏هاى آنها، نجس است ولى سگ و خوك دريايى در صورتی که حقیقتاً سگ و خوک نبوده و صرف تسمیه باشد پاک است.

8- كافر

مسأله 109- كافر يعنى كسى كه منكر خدا است، يا براى خدا شريك قرار مى‏ دهد، يا پيغمبرى حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبد اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم را قبول ندارد، نجس است. و همچنين است اگر در يكى از اينها شك داشته باشد و نيز كسى كه ضرورى دين يعنى چيزى که مسلمانان آن را جزء دين اسلام مى‏ دانند مثل نماز و روزه منكر شود چنانچه بداند آن چيز ضرورى دين است، و انكار آن چيز برگردد به انكار خدا يا توحيد يا نبوت و یا صدق و راستی آن حضرت، نیز نجس مى‏ باشد، و اگر نداند احتياطاً بايد از او اجتناب كرد، اگرچه لازم نيست، هرچند که نجاست یهود و نصارایی که دشمنی و یا عداوت و یا جسارت به حضرت خاتم الانبیاء صلى الله عليه و آله و سلم را روا می دارند و یا مرتکب خمر و خنزیر می شوند بعید نیست وامّا در غیر این موارد، احوط اجتناب نمودن از آنها است حتی الامکان.

مسأله 110- تمام بدن كافر، حتى مو و ناخن و رطوبت‏هاى او نجس است.

مسأله 111- اگر پدر و مادر و جدّ بچه نابالغ كافر باشند آن بچه هم نجس است، و اگر يكى از اينها مسلمان باشد بچه پاك است.

مسأله 112- كسى كه معلوم نيست مسلمان است يا نه، اگر در کشورهای اسلامی باشد پاک است و مابقی احکام اسلامی از قبیل وجوب ردّ سلام و مانند آن در مورد او جاری می شود. ولی اگر در کشورهای غیر اسلامی باشد، طهارتش محل اشکال است و احکام دیگر مسلمانان را ندارد و مثلا نمی تواند زن مسلمان بگیرد و يا در قبرستان مسلمانان دفن شود.

مسأله 113- اگر مسلمانى به يكى از دوازده امام دشنام دهد، يا با آنان دشمنى داشته باشد، نجس است و با مراعات موازین دینی باید او را ارشاد بنمایند و اگر عناد ورزید، کشتن او با نظر حاکم شرع اشکالی ندارد.

9- شراب‏

مسأله 114- شراب و هر چيزى كه انسان را مست مى‏ كند، چنانچه به خودى خود روان باشد، نجس است، و اگر مثل بنگ و حشيش، روان نباشد اگرچه چيزى در آن بريزند كه روان شود و یا خودش مست کننده نباشد، پاك است.

مسأله 115- الكل صنعتى كه براى رنگ كردن درب و ميز و صندلى و مانند اينها بكار مى‏ برند اگر انسان نداند از چيزى كه مست‏كننده و روان است درست كرده‏ اند، پاك است.

مسأله 116- اگر انگور و آب انگور به خودى خود جوش بيايد، حرام بوده و بنابر احتیاط نجس بوده و خوردن آن نیز حرام است و امّا سرخ شدن و یا پخته شدن خود آنها مانعی ندارد.

مسأله 117- آب خرما و مويز و كشمش اگر جوش بيايند قبل از دو ثلث بنابر احتیاط نجس بوده و خوردن آن نیز حرام است و امّا سرخ شدن و یا پخته شدن خود آنها مانعی ندارد.

10- فقّاع‏

مسأله 118- فقّاع كه از جو گرفته مى‏ شود و به آن آبجو مى‏ گويند نجس است، ولى آبى كه به دستور طبيب از جو مى‏ گيرند و به آن ماء الشعير مى‏ گويند پاك مى‏ باشد.

 11ـ عرق جُنُب از حرام

مسأله 119- نجاست عرق جنب از حرام محل اشکال است، ولی احتیاط واجب آن است که با بدن یا لباسی که به آن آلوده شده، نماز نخوانند.

مسأله 120- اگر انسان در موقعى كه نزديكى با زن، حرام است ـ مثلاً در روزه ماه رمضان ـ با زن خود نزديكى كند بنابر احتياط واجب بايد از عرق خود در نماز اجتناب نمايد.

مسأله 121- اگر جنب از حرام، به واسطه تنگى وقت، عوض غسل، تيمم نمايد و بعد از تيمم و خواندن نماز عرق كند، بنابر احتياط واجب بايد از عرق خود در نماز اجتناب نمايد، .

مسأله 122- اگر كسى از حرام جنب شود و بعد با حلال خود نزديكى كند بنابر احتياط واجب، بايد از عرق خود در نماز اجتناب كند، ولى اگر اول با حلال خود نزديكى كند و بعد مجدداً از حرام جنب شود، در صورتی که ما بین این دو تیمّم نکرده باشد اجتناب از آن عرق وجوبی ندارد.

 12- عرق شتر نجاست‏خوار

مسأله 123- عرق شتر نجاست‏خوار، نجس است، و حیوانات دیگر نیز اگر نجاستخوار شوند اجتناب از عرق آنها بنابر احتیاط لازم است.


* راه ثابت شدن نجاست


راه ثابت شدن نجاست‏

مسأله 124- نجاست هر چيز از سه راه ثابت مى‏شود: اوّل: آن كه خود انسان يقين كند چيزى نجس است، و اگر گمان داشته باشد چيزى نجس است لازم نيست از آن اجتناب نمايد. بنابراين غذا خوردن در قهوه‏خانه و مهمانخانه‏هايى كه مردمان لا ابالى و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمى‏كنند، در آنها غذا مى‏خورند، اگر انسان يقين نداشته باشد غذايى را كه براى او آورده‏اند نجس است، اشكالي ندارد.

دوّم: آن كه كسى كه چيزى در اختيار او است بگويد آن چيز نجس است، مثلاً همسر انسان يا نوكر يا كلفت بگويد ظرف يا چيز ديگرى كه در اختيار او است نجس مى‏باشد.

سوّم: آن كه دو مرد عادل بگويند چيزى نجس است و نيز اگر يك نفر عادل هم بگويد چيزى نجس است، بنابر احتياط واجب بايد از آن چيز اجتناب كرد.

مسأله 125- اگر به واسطه ندانستن مسأله، نجس بودن و پاك بودن چيزى را نداند، مثلاً نداند عرقِ جنب از حرام پاك است يا نه، بايد مسأله را بپرسد، ولى اگر با اين كه مسأله را مى‏داند، چيزى را شك كند پاك است يا نه، مثلاً شك كند آن چيز خون است يا نه، يا نداند كه خون پشه است يا خون انسان، پاك مى‏باشد.

مسأله 126- چيز نجسى كه انسان شك دارد پاك شده يا نه، نجس است، و چيز پاك را اگر شك كند نجس شده يا نه، پاك است. و اگر هم بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن را بفهمد لازم نيست وارسى كند.

مسأله 127- اگر بداند يكى از دو ظرف يا دو لباسى كه از هردوى آنها استفاده مى‏كند نجس شده، و نداند كدام است، بايد از هر دو اجتناب كند، بلكه اگر مثلاً نمى‏داند لباس خودش نجس شده يا لباسى كه هيچ از آن استفاده نمى‏كند و مال ديگرى است، باز هم احتياط آن است كه از لباس خودش اجتناب نمايد، اگر چه لازم نيست.


* چگونگی نجس شدن چیزهای پاک


چگونگی نجس شدن چيزهاى پاك‏

مسأله 128- اگر چيز پاك به چيز نجسي برسد و هردو يا يكى از آنها به طورى تر باشد كه ترى يكى به ديگرى برسد، چيز پاك نجس مى‏شود. و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به ديگرى نرسد، چيزى كه پاك بوده نجس نمى‏شود.

مسأله 129- اگر چيز پاكى به چيز نجس برسد و انسان شك كند كه هردو يا يكى از آنها تر بوده يا نه، آن چيز پاك نجس نمى‏شود.

مسأله 130- دو چيزى كه انسان نمى‏داند كدام پاك و كدام نجس است اگر چيز پاكى با رطوبت به يكى از آنها برسد، نجس نمى‏شود، ولى اگر يكى از آنها قبلاً نجس بوده و انسان نداند پاك شده يا نه، چنانچه چيز پاكى به آن برسد نجس مى‏شود.

مسأله 131- زمين و پارچه و مانند اينها اگر رطوبت داشته باشد هر قسمتى كه نجاست به آن برسد نجس مى‏شود و جاهاى ديگر آن پاك است و همچنين است خيار و خربزه و مانند اينها.

مسأله 132- هرگاه شيره و روغن روان باشد همين كه يك نقطه از آن نجس شد، تمام آن نجس مى‏شود. ولى اگر روان نباشد نجس نمى‏شود.

مسأله 133- اگر مگس يا حيوانى مانند آن، روى چيز نجسى كه تر است بنشيند و بعد روى چيز پاكى كه آن هم تر است بنشيند، چنانچه انسان بداند نجاست همراه آن حيوان بوده، چيز پاك نجس مى‏شود، و اگر نداند پاك است.

مسأله 134- اگر جايى از بدن كه عرق دارد نجس شود و عرق از آنجا به جاى ديگر برود، هر جا كه عرق به آن برسد نجس مى‏شود، و اگر عرق به جاى ديگر نرود جاهاى ديگر بدن پاك است.

مسأله 135- اخلاطى كه از بينى يا گلو مى‏آيد، اگر خون داشته باشد، جايى كه خون دارد نجس، و بقيه آن پاك است، پس اگر به بيرون دهان يا بينى برسد، مقدارى‏ را كه انسان يقين دارد جاى نجس اخلاط به آن رسيده، نجس است، و محلى را كه شك دارد جاى نجس به آن رسيده يا نه، پاك مى‏باشد.

مسأله 136- اگر آفتابه‏اى را كه ته آن سوراخ است روى زمين نجس بگذارند چنانچه آب طورى زير آن جمع گردد كه با آب آفتابه يكى حساب شود، آب آفتابه نجس مى‏شود، ولى اگر آبى كه از زير آفتابه خارج مى‏شود در زمين فرو رود يا جارى شود به نحوى كه با آب داخل آن يكى حساب نشود، آب آفتابه نجس نمى‏شود.

مسأله 137- اگر چيزى داخل بدن شود و به نجاست برسد، در صورتى كه بعد از بيرون آمدن، آلوده به نجاست نباشد پاك است، پس اگر اسباب اماله يا آب آن در مخرج غائط وارد شود، يا سوزن و چاقو و مانند اينها در بدن فرو رود و بعد از بيرون آمدن، به نجاست آلوده نباشد نجس نيست. و همچنين است آب دهان و بينى اگر در داخل به خون برسد و بعد از بيرون آمدن به خون‏آلوده نباشد.


* احکام نجاسات


احكام نجاسات‏

مسأله 138- نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است، و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب بكشند.

مسأله 139- اگر جلد قرآن نجس شود در صورتى كه بى‏احترامى به قرآن باشد بايد آن را آب بكشند.

مسأله 140- گذاشتن قرآن روى عين نجس، مانند خون و مردار اگر چه آن عين نجس خشك باشد حرام است، و برداشتن قرآن از روى آن واجب مى‏باشد.

مسأله 141- نوشتن قرآن با مركب نجس، اگر چه يك حرف آن باشد حرام است. و اگر نوشته شود بايد آن را آب بكشند، يا به واسطه تراشيدن و مانند آن كارى كنند كه از بين برود.

مسأله 142- احتياط واجب آن است كه از دادن قرآن به كافر خوددارى كنند، و اگر قرآن دست اوست در صورت امكان از او بگيرند. و اگر ورق قرآن يا چيزى كه احترام آن لازم است ـ مثل كاغذى كه اسم خدا يا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم يا امام عليه السلام بر آن نوشته شده ـ در مستراح بيفتد، بيرون آوردن‏ و آب كشيدن آن اگرچه مستلزم صرف مخارجی هم باشد واجب است، و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشد بايد به آن مستراح نروند تا يقين كنند آن ورق پوسيده است. و نيز اگر تربت در مستراح بيفتد و بيرون آوردن آن ممكن نباشد بايد تا وقتى كه يقين نكرده‏اند به كلى از بين رفته به آن مستراح نروند.

مسأله 143- خوردن و آشاميدن چيز نجس، حرام است و نيز خورانيدن عين نجس به اطفال در صورتى كه ضرر داشته باشد حرام مى‏باشد، بلكه اگر ضرر هم نداشته باشد بنابر احتياط واجب بايد از آن خوددارى كنند، ولى خوراندن غذاهايى كه توسط خود طفل نجس شده باشد به طفل حرام نیست.

مسأله 144- فروختن و عاريه دادن چيز نجسى كه مى‏شود آن را آب كشيد اگر نجس بودن آن را به طرف نگويند اشكال ندارد، ولى چنانچه انسان بداند كه عاريه گيرنده و خريدار، آن را در خوردن و آشاميدن و یا نماز و امثال آن استعمال مى‏كند بايد نجاستش را به او بگويند.

مسأله 145- اگر انسان ببيند كسى چيز نجسى را مى‏خورد يا با لباس نجس نماز مى‏خواند لازم نيست به او بگويد.

مسأله 146- اگر جايى از خانه يا فرش كسى نجس باشد و ببيند بدن يا لباس يا چيز ديگر كسانى كه وارد خانه او مى‏شوند با رطوبت به جاى نجس رسيده است، در این صورت مشروط به این که ورود شخص با دعوت نبوده و صدق تسبیب ننماید، گفتن آن به شخص مذکور لازم نیست.

مسأله 147- اگر صاحب خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است، بايد به مهمانها بگويد، اما اگر يكى از مهمان‏ها بفهمد، لازم نيست به ديگران خبر دهد، ولى چنانچه طورى با آنان معاشرت دارد كه مى‏داند كه به واسطه نگفتن، خود او هم نجس مى‏شود بايد بعد از غذا به آنان بگويد هرچند احتیاط در گفتن قبل از آن است.

مسأله 148- اگر چيزى را كه به امانت گرفته نجس شود اگر بداند كه صاحبش آن چيز را در خوردن و آشاميدن و یا نماز استعمال مى‏كند، واجب است به او بگويد.


* مطهرات
مُطَهِّرات‏

 مسأله 150- یازده چيز، نجاست را پاك مى‏كند و آنها را مطهِّرات یا پاک کننده ها گويند: اوّل: آب، دوّم: زمين، سوّم: آفتاب، چهارم: استحاله، پنجم: انقلاب، ششم: اسلام، هفتم: انتقال، هشتم: تبعیت، نهم: برطرف شدن عین نجاست، دهم: استبراء حیوان نجاستخوار، یازدهم: غائب شدن مسلمان. و احکام اینها بطور تفصیل در مسائل آینده گفته می شود.

 1- آب :
مسأله 151- آب با چهار شرط، چيز نجس را پاك مى‏كند: اوّل: آن كه مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و عرقِ بيد و امثال اينها، چيز نجس را پاك نمى‏كند، دوّم: آن كه خودِ آن آب پاك باشد، سوّم: آن كه وقتى چيز نجس را مى‏شويند آب مضاف نشود و بو يا رنگ يا مزه نجاست را هم نگيرد، چهارم: آن كه بعد از آب كشيدن چيز نجس، عين نجاست در آن نباشد. و امّا پاك شدن چيز نجس با آب قليل، يعنى آب كمتر از كر، شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعداً گفته مى‏شود.

 مسأله 152- ظرف نجس را بايد سه مرتبه با آب قليل شست، بلكه در كر و جارى هم احتياط سه مرتبه است، اگر چه ارجح در كر و جارى يك مرتبه است، ولى ظرفى را كه سگ ليسيده يا از آن ظرف آب يا چيز روان ديگری خورده، بايد اول با خاكِ پاك، خاك مال كرد و بعد بنابر احتياط واجب، دو مرتبه در كر يا جارى يا با آب قليل شست، و همچنين ظرفى را كه آب دهان سگ در آن ريخته بنابر احتياط واجب بايد پيش از شستن خاك مال كرد.

 مسأله 153- اگر دهانه ظرفى كه سگ دهن زده، تنگ باشد و نشود آن را خاك مال كرد، چنانچه ممكن است بايد با کهنه و یا چوب و امثال اینها خاک را به آن ظرف بمالند و در غير اين صورت پاك شدن ظرف اشكال دارد.

مسأله 154- ظرفى را كه خوك از آن، چيز روانى بخورد، با آب قليل بايد هفت‏ مرتبه شست، و در كر و جارى نيز هفت مرتبه بايد شست به احتياط واجب، و لازم نيست آن را خاك مال كنند، اگر چه احتياط مستحب آن است كه خاك مال شود، و نيز ليسيدن خوك ملحق است به آب خوردن آن به احتياط واجب.

 سأله 155- اگر بخواهند ظرفى را كه به شراب نجس شده با آب قليل آب بكشند بايد سه مرتبه بشويند، و بهتر است هفت مرتبه شسته شود.

مسأله 156- كوزه‏اى كه از گل نجس ساخته شده و يا آب نجس در آن فرو رفته اگر در آب كر يا جارى بگذارند، به هر جاى آن كه آب برسد پاك مى‏شود. و اگر بخواهند باطن آن هم پاك شود بايد به قدرى در آب كر يا جارى بماند كه آب به تمام آن فرو رود و فرو رفتن رطوبت كافى نيست.

 مسأله 157- ظرف نجس را با آب قليل، دو جور مى‏شود آب كشيد. يكى آنكه سه مرتبه پر كنند و خالى كنند، ديگر آن كه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند.

 مسأله 158- اگر ظرف بزرگى مثل پاتيل و خمره نجس شود، چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر كنند و خالى كنند پاك مى‏شود، و همچنين است اگر سه مرتبه از بالا، آب در آن بريزند، بطورى كه تمام اطراف آن را بگيرد، و در هر دفعه آبى كه ته آن جمع مى‏شود بيرون آورند، و احتياط واجب آن است كه در هر دفعه ظرفى را كه با آن آبها را بيرون مى‏آورند آب بكشند.

مسأله 159- اگر مِس نجس و مانند آن را آب كنند و آب بكشند، ظاهرش پاك مى‏شود.

 مسأله 160- تنورى كه به بول نجس شده است، اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بريزند بطورى كه تمام اطراف آن را بگيرد پاك مى‏شود. و در غير بول اگر بعد از برطرف شدن نجاست يك مرتبه به دستورى كه گفته شد آب در آن بريزند، كافى است. و بهتر است كه گودالى ته آن بكنند تا آبها در آن جمع شود و بيرون بياورند، بعد آن گودال را با خاكِ پاك پر كنند.

مسأله 161- اگر چيز نجس را بعد از برطرف كردن عين نجاست، يك مرتبه در آب كر يا جارى فرو برند به طوری كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى‏شود. و احتياط واجب آن است كه فرش و لباس و مانند اينها را طورى فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود.

مسأله 162- اگر بخواهند چيزى را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد، يك مرتبه ديگر كه آب روى آن بريزند پاك مى‏شود، ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه، فشار دهند تا غُساله آن بيرون آيد (و غُساله آبى است كه معمولاً در وقت شستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مى‏شود خود بخود يا به وسيله فشار بيرون مى‏ريزد).

مسأله 163- اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذاخور نشده نجس شود، چنانچه يك مرتبه آب را طوري روى آن بريزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مى‏شود ولى احتياط مستحب آن است كه يك مرتبه ديگر هم آب روى آن بريزند و در لباس و مانند اینها فشار لازم است ولی در فرش، فشار لازم نيست.

مسأله 164- اگر چيزى به غير بول نجس شود، چنانچه بعد از برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، پاك مى‏گردد. و نيز اگر در دفعه اولى كه آب روى آن مى‏ريزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بيايد، پاك مى‏شود. و در هر صورت، لباس و مانند آن را بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد.

مسأله 165- حصير نجسی را كه با نخ بافته شده، هرگاه در آب كر يا جارى فرو برند، بعد از برطرف شدن عين نجاست، پاك مى‏شود. 

مسأله 166- اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود با فرو بردن در آب كر و جارى، پاك مى‏گردد. ولی اگر باطن آنها نجس شود پاك نمى‏گردد.

مسأله 167- اگر انسان شك كند كه آب نجس به باطن صابون رسيده يا نه، باطن آن پاك است.

مسأله 168- اگر ظاهر برنج و گوشت يا چيزى مانند اينها نجس شده باشد، چنانچه آن را در ظرفى بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك مى‏شود، و ظرف آن هم پاك مى‏گردد. ولى اگر بخواهند لباس يا چيزى را كه فشار لازم دارد در ظرفى بگذارند و آب بكشند، بايد در هر مرتبه كه آب روى آن مى‏ريزند آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند، تا غساله‏اى كه در آن جمع شده بيرون بريزد. 

مسأله 169- لباس نجسى را كه به نيل و مانند آن رنگ شده، اگر در آب كر يا جارى فرو برند و آب پيش از آن كه به واسطه رنگ پارچه مضاف شود به تمام آن برسد، آن لباس پاك مى‏شود. اگرچه موقع فشار دادن، آب مضاف يا رنگين از آن بيرون آيد.

مسأله 170- اگر لباسى را در آب كر يا جارى آب بكشند و بعد مثلاً لجن آب در آن ببينند، چنانچه احتمال ندهند كه جلوگيرى از رسيدن آب كرده، آن لباس پاك است.

مسأله 171- اگر بعد از آب كشيدن لباس و مانند آن، خورده گِل يا اشنان در آن ديده شود در صورتى كه بدانند كه خورده گِل يا اشنان با آب شسته شده، پاك است، ولى اگر آب نجس به باطن گل يا اشنان رسيده باشد ظاهر گل و اشنان، پاك و باطن آنها نجس است. 

مسأله 172- هر چيز نجس تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند پاك نمى‏شود. ولى اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد. پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را آب بكشند و رنگ خون در آن بماند، پاك مى‏باشد، اما چنانچه به واسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذره‏هاى نجاست در آن چيز مانده، نجس است.

مسأله 173- اگر نجاست بدن را در آب كر يا جارى برطرف كنند بدن پاك مى‏شود و بيرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نيست.

مسأله 174- غذاى نجسى كه لاى دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاى نجس برسد، پاك مى‏شود.

مسأله 175- اگر موى سر و صورت زياد بوده و نجس شود و با آب قليل آب بكشند بايد فشار دهند تا غساله آن جدا شود.

مسأله 176- اگر جايى از بدن يا لباس را با آب قليل، آب بكشند، اطراف آنجا كه متصل به آن است و معمولاً موقع آب كشيدن آن محل نجس مى‏شود در صورتى كه آبى را كه براى پاك شدن محل نجس مى‏ريزند به آن اطراف جارى شود، با پاك شدن جاى نجس پاك مى‏شود. و همچنين است اگر چيز پاكى را پهلوى چيز نجس بگذارند و روى هردو آب بريزند. پس اگر براى آب كشيدن يك انگشت نجس، روى همه انگشتها آب بريزند و آب نجس به همه آنها برسد، بعد از پاك شدن انگشت نجس، تمام انگشتها پاك مى‏شود.

مسأله 177- گوشت و دنبه‏اى كه نجس شده مثل چيزهاى ديگر آب كشيده مى‏شود. و همچنين است بدن يا لباسي كه چربى كمى داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيرى نكند. و خود چربی هم نجس و یا متنجس اولاً و بالذات نباشد.

مسأله 178- اگر ظرف يا بدن نجس باشد و بعد به طورى چرب شود كه جلوگيرى از رسيدن آب به آنها كند، چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بكشند، بايد چربى را برطرف كنند تا آب به آنها برسد.

مسأله 179- چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست، اگر زير شيرى كه متصل به كر است يك دفعه بشويند پاك مى‏شود، و نيز اگر عين نجاست در آن باشد، چنانچه عين نجاست آن، زير شير يا بوسيله ديگر برطرف شود، با آن شير پاك مى‏گردد.

مسأله 180- اگر چيزى را آب بكشد و يقين كند پاك شده و بعد شك كند كه عين نجاست را از آن برطرف كرده يا نه، چنانچه موقع آب كشيدن متوجه برطرف كردن عين نجاست بوده، آن چيز پاك است و اگر متوجه برطرف كردن عين نجاست نبوده، بايد دوباره آن را آب بكشد.

مسأله 181- اگر زمينى كه آب روى آن جارى نمى‏شود نجس شود، آن زمین با آب قليل پاك نمى‏گردد، مگر آنکه طهارت آن محتاج به تعدد آب کشیدن نباشد و یا آنکه پس از هر مرتبه شستن تا برطرف شدن غساله و خشک شدن زمین صبر کنند. ولی زمینی که روی آن شن یا ریگ باشد ـ چون آبی که روی آن می ریزند از آن جدا شده و در شن و ریگ فرو می رود ـ با آب قلیل پاک می شود، اما زیر ریگ ها نجس می ماند.

مسأله 182- زمين سنگ فرش و آجرفرش و زمين سختى كه آب در آن فرو نمى‏رود اگر نجس شود با آب قليل، پاك مى‏گردد، ولى بايد به قدرى آب روى آن بريزند كه جارى شود و چنانچه آبى كه روى آن ريخته‏اند از سوراخى بيرون رود همه‏ زمين پاك مى‏شود، و اگر بيرون نرود جايى كه آبها جمع مى‏شود نجس مى‏ماند. و براى پاك شدن آن جا بايد آبی را که در آن جمع شده بیرون بیاورند و پس از آن محل پاک می شود.

مسأله 183- اگر ظاهر نمكِ سنگ و مانند آن نجس شود، با آب كمتر از كر هم پاك مى‏شود. مسأله 184- اگر شكر آب‏شده نجس را قند بسازند و در آب كر يا جارى بگذارند پاك نمى‏شود.

2- زمين:
مسأله 185- زمين با سه شرط، كف پا و ته كفش نجس را پاك مى‏كند. اوّل: آن كه خود زمين پاك باشد. دوّم: آن كه خشك باشد. سوّم: آن كه اگر عين نجس مثل خون و بول، يا متنجس ـ مثل گِلى كه نجس شده ـ در كف پا و ته كفش باشد، به واسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين برطرف شود. و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجرفرش و مانند اينها باشد و با راه رفتن روى فرش و حصير و سبزه، كف پا و ته كفشِ نجس، پاك نمى‏شود.

مسأله 186- پاك شدن كف پا و ته كفشِ نجس، به واسطه راه رفتن روى زمينى كه با چوب فرش شده محل اشكال است. بلكه پاك نشدن آن اقوى است و اما در مورد آسفالت، پس اقوی پاک نشدن آنها با آسفالتی است که در آن قیر و امثال آن بر سایر مواد غالب باشد و اما اگر غلبه با سایر اجزا زمین مانند ریگ و شن و امثال آن که به مرور زمان اتفاق می افتد، باشد پاک شدن آنها اقرب است. 

مسأله 187- براى پاك شدن كف پا و ته كفش، بهتر است پانزده قدم يا بيشتر راه بروند، اگر چه به سبب كمتر از پانزده قدم يا ماليدن پا به زمين، نجاست برطرف شود.

مسأله 188- لازم نيست كف پا و ته كفشِ نجس، تر باشد بلكه اگر خشك هم باشد با راه رفتن پاك مى‏شود و در صورتی که تری از عین نجاست پدید آمده باشد، طهارت زمان خشک شدن محل اشکال است.

مسأله 189- بعد از آن كه كف پا يا ته كفشِ نجس، به راه رفتن پاك شد مقدارى از اطراف آن هم كه معمولاً به گِل آلوده مى‏شود اگر زمين يا خاك به آن اطراف برسد پاك مى‏گردد.

مسأله 190- كسى كه با دست و زانو راه مى‏رود، اگر كف دست يا زانوى او نجس شود پاك شدن دست و زانوى او بوسيله راه رفتن محل اشكال است. و همچنين است ته عصا و ته پاى مصنوعى و نعل چهارپايان و چرخ اتومبيل و درشكه و مانند اينها هر چند مراعات احتیاط احوط است.

مسأله 191- اگر بعد از راه رفتن، ذره‏هاى كوچكى از نجاست كه ديده نمى‏شود، در كف پا يا ته كفش بماند بايد آن ذره‏ها را هم برطرف كرد، ولى باقى بودن بو و رنگ اشكال ندارد.

مسأله 192- داخل كفش و مقدارى از كف پا كه به زمين نمى‏رسد به واسطه راه رفتن پاك نمى‏شود و پاك شدن كف جوراب به واسطه راه رفتن، محل اشكال است، ولى اگر كف جوراب از پوست باشد و به عنوان کفش و امثال آن استفاده شود اقوی پاک شدن آن به وسیله راه رفتن است.

3 - آفتاب‏ :
مسأله 193- آفتاب، زمين و ساختمان و چيزهايى كه مانند درب و پنجره در ساختمان به كار برده شده، و همچنين ميخى را كه به ديوار كوبيده‏اند و جزء ساختمان حساب مى‏شود با پنج شرط پاك مى‏كند. اوّل: آن كه چيز نجس تر باشد پس اگر خشک بود باید به وسیله ای آن را تر کنند تا آفتاب آن را خشک کند. دوّم: آنکه اگر عین نجاست در آن چیز باشد، باید پیش از تابیدن آفتاب آن را بر طرف کنند و یا عین نجاست به سبب تابیدن آفتاب برطرف شود. سوّم: آنکه چیزی از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند، پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند اینها بتابد و چیز نجس را خشک کند، آن چیز پاک نمی شود، ولی اگر ابر به قدری نازک باشد که از تابیدن آفتاب جلوگیری نکند اشکال ندارد. چهارم: آنکه آفتاب به تنهایی چیز نجس را خشک کند پس اگر مثلاً چیز نجس به واسطه باد و آفتاب خشک شود پاک نمی گردد، ولی اگر باد به قدری کم باشد که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده اشکال ندارد. پنجم: آنکه مابین روی زمین یا ساختمان که آفتاب به آن می تابد با داخل آن، هوا یا جسم دیگری فاصله نباشد ولی اگر شیشه فاصله باشد و صدق خشک شدن به وسیله آفتاب در این مورد حاصل شود ممکن است قائل به طهارت در این صورت هم شد لکن چون به حسب موازین علمی تمام اجزاء آفتاب از شیشه عبور نمی کند لذا التزام به طهارت به وسیله آفتاب از پشت شیشه محل تأمل است و همچنین است نسبت به آینه. 

مسأله 194- آفتاب حصير نجس را پاك مى‏كند و همچنين درخت و گياه به واسطه آفتاب پاك مى‏شود.

مسأله 195- اگر آفتاب به زمين نجس بتابد، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا ترى آن به واسطه آفتاب خشك شده يا نه، آن زمين نجس است، و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب، عين نجاست از آن برطرف شده يا نه، يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه هرچند استصحاب حالات سابقه در هر یک از آنها قابل تأمل است.

مسأله 196- اگر آفتاب به يك طرف ديوار نجس بتابد، طرفى كه آفتاب به آن نتابيده پاك نمى‏شود.

4- اسْتِحاله‏ :
که معنی آن تبدیل یک شیء از حالت اول به حالت دیگر است و یا تبدیل یک شیء به شیء دیگر به طوری که عرفاً ‌اطلاق اسم قبل بر آن نشود مانند افتادن سگ در نمکزار که پس از مدتی تبدیل به نمک می شود.

مسأله 197- اگر جنس چيز نجس به طورى عوض شود كه به صورت چيز پاكى درآيد پاك مى‏شود، و مى‏گويند استحاله شده است. مثل آنكه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد. يا سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود، ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند پاك نمى‏شود.

مسأله 198- كوزه گِلى و مانند آن كه از گِل نجس ساخته شده نجس است، و در صورت پخته شدن ظاهر آن به وسیله آب کشیدن پاک می شود. و احتیاطاً از ذغالی که از چوب نجس درست شده هم باید اجتناب نمود.

مسأله 199- چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه ، نجس است.

مسأله 200- اگر شراب بخودى خود يا به واسطه آن كه چيزى مثل سركه و نمك در آن ريخته‏اند سركه شود، پاك مى‏گردد.

مسأله 201- شرابى را كه از انگور نجس درست كنند، به سركه شدن پاك نمى‏شود، بلكه اگر نجاستى هم از خارج به شراب برسد احتياط واجب آنست كه بعد از سركه شدن از آن اجتناب نمايند.

مسأله 202- سركه‏اى كه از انگور و كشمش و خرماى نجس درست كنند نجس است.

مسأله 203- اگر پوشال ريز انگور يا خرما داخل آنها باشد و سركه بريزند ضرر ندارد. و نيز اگر پيش از آن كه خرما و كشمش و انگور سركه شود خيار و بادنجان و مانند اينها را در آن بريزند اشكال ندارد.

5- انقلاب : 
مسأله 204- آب انگوری که جوش آمده پیش از آنکه ثلثان شود ـ یعنی دو قسمت آن کم شود و یک قسمت آن بماند ـ نجس است بنابر احتیاط، و خوردن آن هم احتیاطاً حرام است. ولی اگر ثابت شود که به طور قطع مست کننده است حرام و نجس می باشد و فقط به سبب سرکه شدن پاک و حلال می شود.

مسأله 205- اگر مثلا در یک خوشه غوره یک دانه یا دو دانه انگور باشد چنانچه به آبی که از آن خوشه گرفته می شود آبغوره بگویند و اثری از شیرینی در آن نباشد و بجوشد، پاک و خوردن آن حلال است.

مسأله 206- چیزی که معلوم نیست غوره است یا انگور، اگر جوش بیاید حرام نمی شود.

6- اسلام‏:
 مسأله 207- اگر كافر شهادتين بگويد، يعنى بگويد: «أَشْهَدُ انْ لا الهَ إلاَّ اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» مسلمان مى‏شود و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است. ولى اگر موقع مسلمان شدن عين نجاست به بدن او بوده، بايد برطرف كند و جاى آن را آب بكشد، و قبل از مسلمان شدن هم اگر عين نجاست برطرف شده باشد باید بنابر احتیاط آن محل را آب کشید.

مسأله 208- اگر موقعى كه كافر بوده، لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد، آن لباس نجس است، بلكه اگر در بدن او هم باشد بنابر احتياط واجب بايد از آن اجتناب كند.

مسأله 209- اگر كافر شهادتين بگويد و انسان نداند قلباً مسلمان شده يا نه، پاك است، ولى اگر بداند قلباً مسلمان نشده بنابر احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد. خصوصاً اگر مسلمان شدنش برای بعضی از منافع شخصی مانند ازدواج و امثال آن باشد که در این صورت تحقق و قبول اسلام از چنین شخصی مشکل است.

7- انتقال‏:
 سأله 210- خون بدن انسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد ـ يعنى حيوانى كه وقتى رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى‏كند ـ اگر به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد برود در صورتی که خون آن حيوان حساب شود پاك مى‏گردد، و اين را انتقال گويند. پس خونى كه زالو از انسان مى‏مكد چون خون زالو به آن گفته نمى‏شود و مى‏گويند خون انسان است نجس مى‏باشد.

مسأله 211- اگر كسى پشه‏اى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مكيده يا از خود پشه مى‏باشد، پاك است و همچنين است اگر بداند از او مكيده ولى جزو بدن پشه حساب شود، اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد كه بگويند خون انسان است، يا معلوم نباشد كه مى‏گويند خون پشه است يا خون انسان، نجس مى‏باشد.

8- تَبَعيت:
مسأله 212- تبعيت آن است كه چيز نجسى به واسطه پاك شدن چيز نجس ديگر پاك شود.

مسأله 213- اگر شراب سركه شود، ظرف آن هم تا جايى كه شراب موقع جوش آمدن به آنجا رسيده پاك مى‏شود، و كهنه و چيزى هم كه معمولاً روى آن مى‏گذارند اگر به آن رطوبت نجس شود، پاك مى‏گردد. بلكه اگر موقع جوشيدن سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود، بعد از سركه شدن پشت ظرف هم پاك مى‏شود. اگرچه احوط آن است که آنچه را که بر خلاف متعارف پیش می آید مستقلاً آب بکشند.

مسأله 214- تخته يا سنگى كه میت را روى آن غسل مى‏دهند و پارچه‏اى كه با آن عورت ميت را مى‏پوشانند و دست كسى كه او را غسل مى‏دهد و همين طور كيسه و صابونى كه با آن شسته مى‏شود بعد از تمام شدن غسل پاك مى‏شود.

مسأله 215- كسى كه چيزى را با دست خود آب مى‏كشد اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شود بعد از پاك شدن آن چيز، دست او هم پاك مى‏شود.

مسأله 216- اگر لباس و مانند آن را با آب قليل، آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبى كه روى آن ريخته‏اند جدا شود، آبى كه در آن مى‏ماند پاك است.

مسأله 217- ظرف نجس را كه با آب قليل آب مى‏كشند، بعد از جدا شدن آبى‏ كه براى پاك شدن، روى آن ريخته‏اند، قطره‏هاى آبى كه در آن مى‏ماند پاك است.

مسأله 218- اطفال کفار غیر ممیز به تبع اسلام آوردن پدر و مادر طاهر می شوند و اطفال ممیز نیز به همین سبب طاهر میگردند مشروط به عدم انکار و مخالفت با اسلام آوردن، و اما اگر طفل ممیز خود قدرت بر تشخیص حق و دین حقی را داشته باشد از حکم تبعیت خارج شده و میزان در اینها تشخیص خود او است.

9- برطرف شدن عين نجاست: 
مسأله 219- اگر بدن حيوان به عين نجس مثل خون، يا متنجس مثل آبِ نجس، آلوده شود، چنانچه آنها برطرف شود بدن آن حيوان پاك مى‏شود. و همچنين است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بينى. مثلاً اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن داخل دهان لازم نيست. ولى اگر دندان عاريه در دهان نجس شود، بايد آن را آب بكشند به احتياط واجب. و اگر دندان را در لثه فرو برده باشند به احتمال قوی حکم دندان اصلی را دارد.

مسأله 220- اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد، چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده، آن غذا پاك است. ولی اگر خون به آن برسد بنابر احتياط واجب نجس مى‏شود.

مسأله 221- جايى را كه انسان نمى‏داند از ظاهر بدن است يا باطن آن، اگر نجس شود، احوط آب کشیدن آن است.

مسأله 222- اگر گرد و خاك نجس به لباس و فرش و مانند اينها بنشيند، چنانچه هردو خشك باشند نجس نمى‏شود، و اگر گرد و خاك يا لباس و مانند اينها تر باشد بايد محل نشستن گرد و خاك را آب بكشند.

10- اسْتِبْراء حيوان نجاست‏خوار :
مسأله 223- بول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده، نجس است و اگر بخواهند پاك شود بايد آن را استبراء كنند، يعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاست‏خوار به آن نگويند، نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند، و بنابر احتياط واجب بايد شتر نجاست‏خوار را چهل روز، و گاو را بيست روز، و گوسفند را ده روز و مرغابى را پنج روز، و مرغ خانگى را سه روز، از خوردن نجاست جلوگيرى كنند و غذاى پاك به آنها بدهند.

مسئله 224- اگر حیوان حلال گوشت مدتی از اعیان نجسه مانند بول و یا شیر سگ و خوک و مانند اینها تغذیه کرده باشد احتیاط واجب اجتناب از آن حیوان است مگر آنکه استبراء شود و آنچه را که برخی از بزرگان و دانشمندانی نظیر بوعلی سینا در کتاب قانون و امثال اینها مبنی بر جزء نگردیدن آب و مایعاتی نظیر اینها در بدن و در نتیجه عدم وصول نجاست به باطن بدن حیوان می گردد که مترتب بر این قول فلاسفه است که آب را بسیط می دانند، به نظر تمام و کمال نمی رسد و بلکه حقیقت خلاف آن است که تفصیل آن در کتاب «آثار تازه پدید» آمده است.

11- غائب شدن مسلمان: 
مسأله 225- اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار او است، نجس شود و آن مسلمان غائب گردد اگر انسان احتمال بدهد كه آن چيز را آب كشيده يا به واسطه آن كه مثلاً آن چيز در آب جارى افتاده، پاك شده است اجتناب از آن لازم نيست.

مسأله 226- اگر خود انسان يقين كند كه چيزى كه نجس بوده پاك شده است، يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند، آن چيز پاك است، و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار او است بگويد آن چيز پاك شده، يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد، اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه.

مسأله 227- كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد و لباس هم در تصرف او باشد اگر بگويد آب كشيدم، آن لباس پاك است.

مسأله 228- اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمى‏كند مى‏تواند به گمان اكتفا نمايد.

* احکام ظرف ها


احکام ظرفها

مسأله 229- ظرفى كه از پوست سگ يا خوك يا مردار ساخته شده خوردن و آشاميدن از آن ظرف حرام است، و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل و كارهايى كه بايد با چيز پاك انجام داد استعمال كنند. بلكه احتياط واجب آن است كه چرم سگ و خوك و مردار را اگرچه ظرف هم نباشد استعمال نكنند.

مسأله 230- خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها، حرام است ولى استعمالِ آنها در زينت اطاق حرام نيست، و نگاه داشتن نيز حرام نمى‏باشد.

مسأله 231- ساختن ظرف طلا و نقره و مزدى كه براى آن مى‏گيرند حرام نيست.

مسأله 232- خريد و فروش ظرف طلا و نقره و پول عوضى هم كه فروشنده مى‏گيرد حرام نيست.

مسأله 233- گيره استكان كه از طلا يا نقره مى‏سازند اگر بعد از برداشتن استكان، ظرف به آن گفته شود، استعمال آن چه به تنهايى و چه با استكان، حرام است و اگر ظرف به آن گفته نشود استعمال آن مانعى ندارد.

مسأله 234- استعمال ظرفى كه روى آن را آب طلا يا آب نقره داده‏اند در صورتی که عرفاً صدق طلا و نقره نکند اشكال ندارد وگرنه احوط اجتناب از آن ظرف است.

مسأله 235- اگر فلزى را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن ظرف نگويند استعمال آن مانعى ندارد.

مسأله 236- اگر انسان غذايى را كه در ظرف طلا يا نقره است در ظرف ديگر بريزد اين استعمال جائز است ولى اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالى كردن ظرف براى آن نباشد كه غذا خوردن از ظرف طلا يا نقره جائز نيست اين استعمال حرام مى‏باشد.

مسأله 237- استعمال بادگير قليان و غلاف شمشير و كارد و قاب قرآن اگر از طلا يا نقره باشد اشكال ندارد ولی در مورد عطردان و سرمه دان و امثال اینها احتیاط در ترک آنها است.

مسأله 238- استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ضرورت اشكال ندارد و براى وضو و غسل هم در حال تقيّه مى‏شود ظرف طلا و نقره را استعمال كرد، بلكه گاهى واجب است.

مسأله 239- استعمال ظرفى كه معلوم نيست از طلا يا نقره است يا از چيز ديگر اشكال ندارد.