فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

سه شنبه ١٩ آذر ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
3
دیروز
29
این ماه
511
کل
152843

توضیح المسائل


نماز

بازگشت
* احکام نماز


احكام نماز

     نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود. و همان طور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمى‏ماند نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى‏كند. و سزاوار است‏ كه انسان نماز را در اول وقت بخواند و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد، مانند كسى است كه نماز نمى‏خواند، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است. روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند مردى وارد و مشغول نماز شد و ركوع و سجودش را کاملاً به جا نياورد، حضرت فرمودند اگر اين مرد در حالى كه نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى‏گويد و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند و اگر انسان در موقع نماز کاملاً به اين مطلب توجه كند، از خود بى‏خبر مى‏شود، چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤمنين عليه السلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات بلكه هر معصيتى را ترك كند. و همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مى‏كند به جا نياورد، مثلاً در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند و نيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى‏كند به جا آورد، مثلاً انگشترى عقيق به دست كند و لباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاى واجب‏

نمازهاى واجب شش است: اول: نماز يوميه، دوم: نماز آيات، سوم: نماز ميت، چهارم: نماز طواف واجب خانه كعبه، پنجم: نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است، ششم: نمازى كه به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود.


* نمازهاى واجب يوميه و اوقات آنها


نمازهاى واجب يوميه‏

نمازهاى واجب يوميه پنج است: ظهر و عصر، هر كدام چهار ركعت، مغرب سه ركعت، عشا چهار ركعت، صبح دو ركعت.

مسأله 612- در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرايطى كه گفته مى‏شود دو ركعت خواند.

وقت نماز ظهر و عصر

مسأله 613- اگر چوب يا چيزى مانند آن را، راست در زمين هموار فرو برند، صبح كه خورشيد بيرون مى‏آيد، سايه آن بطرف مغرب مى‏افتد و هر چه آفتاب بالا مى‏آيد اين سايه كم مى‏شود و در شهرهاى ما در اول ظهر شرعى به آخرين درجه كمى مى‏رسد و ظهر كه گذشت، سايه آن به طرف مشرق بر مى‏گردد و هر چه خورشيد رو به مغرب مى‏رود، سايه زيادتر مى‏شود بنابر اين وقتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت، معلوم مى‏شود ظهر شرعى شده است ولى در بعضى شهرها مثل مكه كه گاهى موقع ظهر سايه به كلى از بين مى‏رود، بعد از آن كه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى‏شود ظهر شده است.

مسأله 614- چوب يا چيز ديگرى را كه براى معين كردن ظهر به زمين فرو مى‏برند شاخص گويند.

مسأله 615- نماز ظهر و عصر هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد، و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد، كه اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند، و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است، و اگر كسى اشتباهاً نماز ظهر يا عصر را در وقت مخصوص ديگرى بخواند نمازش صحيح است.

مسأله 616- اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند يعنى نيت كند كه آنچه تا حال خوانده‏ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى‏خوانم همه نماز ظهر باشد و بعد از آن كه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام‏  كند، و بعد نماز عصر را بخواند و احتياط آن است كه دوباره نماز عصر را هم بعد از آن بخواند و اين احتياط خيلى خوب است.

مسأله 617- در روز جمعه انسان مى‏تواند به جاى نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند، ولى احتياط مستحب آن است كه اگر نماز جمعه خواند نماز ظهر را هم بخواند. و اين احتياط خيلى مطلوب است.

مسأله 618- احتياط واجب آن است كه نماز جمعه را از موقعى كه عرفاً اول ظهر مى‏گويند تأخير نيندازد و اگر از اوائل ظهر تأخير افتاد به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.

وقت نماز مغرب و عشا

مسأله 619- مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‏شود، از بين برود.

مسأله 620- نماز مغرب و عشا هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند:

وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است، تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد، كه اگر كسى مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً در اين وقت بخواند احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز مغرب نماز عشا را دوباره بخواند، و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را عمداً نخواند بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترك نماز مغرب و عشا است كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد.

مسأله 621- وقت مخصوص و مشترك كه معنى آن در مسأله پيش گفته شد براى اشخاص فرق مى‏كند، مثلاً اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر كسى كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك مى‏شود، و براى كسى كه مسافر نيست، بايد به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد.

مسأله 622- اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه به ركوع ركعت چهارم نرفته است، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند، و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايد نماز را تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را خوانده، در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پيش از ركوع ركعت چهارم يادش بيايد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد از آن عشا را بخواند، ولى احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز عشا دوباره مغرب و عشا را بخواند و اين احتياط خيلى خوب است.

مسأله 623- آخر وقت نماز عشا نصف شب است. و احتياط واجب آن است كه براى نماز مغرب و عشا و مانند اينها شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب كرد، و براى نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمايند.

مسأله 624- اگر از روى معصيت، يا به واسطه عذرى نماز مغرب يا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتياط واجب، بايد تا قبل از اذان صبح، بدون اين كه نيت ادا و قضا كند به جا آورد.

وقت نماز صبح‏

مسأله 625- نزديك اذان صبح از طرف مشرق، سفيده‏اى رو به بالا حركت مى‏كند كه آن را فجر اول گويند. موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح موقعى است كه آفتاب بيرون مى‏آيد.


* احكام وقت نماز


احكام وقت نماز

مسأله 626- موقعى انسان مى‏تواند مشغول نماز شود، كه يقين كند وقت داخل شده است، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند.

مسأله 627- نابينا و كسى كه در زندان است و مانند اينها بنابر احتياط واجب بايد تا يقين به داخل شدن وقت نكنند مشغول نماز نشوند، ولى اگر انسان به واسطه ابر يا غبار و مانند اينها كه براى همه مانع از يقين كردن است، نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت يقين كند، چنانچه گمان داشته باشد كه وقت داخل شده، مى‏تواند مشغول نماز شود.

مسأله 628- اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند، يا انسان يقين كند كه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده، نماز او صحيح است.

مسأله 629- اگر انسان ملتفت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحيح است و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقت خوانده يا بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است، نمازش باطل است.

مسأله 630- اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است، ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد كه وقت شده، و شك كند كه آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه، نمازش صحيح است.

مسأله 631- اگر وقت نماز بقدرى تنگ است كه به واسطه به جا آوردن بعضى از كارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى‏شود، بايد آن مستحب را به جا نياورد. مثلاً اگر به واسطه خواندن قنوت، مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى‏شود، بايد قنوت نخواند.

مسأله 632- كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيت ادا بخواند ولى نبايد عمداً نماز را تا اين وقت تأخير بيندازد.

مسأله 633- كسى كه مسافر نيست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند، و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا كند و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند، و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشا را بخواند و بعداً بايد نماز مغرب را بخواند و به احتياط واجب نيت ادا و قضا ننمايد.

مسأله 634- كسى كه مسافر است اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند، و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا كند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط عشا را بخواند و بعداً مغرب را بدون نيت ادا و قضا به جا آورد، و چنانچه بعد از خواندن عشا، معلوم شود كه به مقدار يك ركعت يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است بايد فوراً نماز مغرب را به نيت ادا به جا آورد.

مسأله 635- مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت آن بخواند و راجع به آن خيلى سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آن كه تأخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلاً صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.

مسأله 636- هرگاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تيمم نماز بخواند، چنانچه بداند يا احتمال دهد كه عذر او تا آخر وقت باقى است، مى‏تواند در اوّل وقت، نماز بخواند. ولى اگر مثلاً لباسش نجس باشد يا عذر ديگرى داشته باشد و احتمال دهد كه عذر او از بين مى‏رود بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند، و لازم نيست بقدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد مى‏تواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات به جا آورد.

مسأله 637- كسى كه مسائل نماز و شكيات و سهويات را نمى‏داند و احتمال مى‏دهد كه يكى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد. ولى اگر اطمينان دارد كه نماز را بطور صحيح تمام مى‏كند، مى‏تواند در اول وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسأله‏اى كه حكم آن را نمى‏داند پيش‏ نيايد نماز او صحيح است و اگر مسأله‏اى كه حكم آن را نمى‏داند پيش آيد، مى‏تواند به يكى از دو طرفى كه احتمال مى‏دهد، عمل نمايد و نماز را تمام كند. ولى بعد از نماز بايد مسأله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند.

مسأله 638- اگر وقت نماز وسعت دارد، و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مى‏كند در صورتى كه ممكن است بايد اوّل قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و همچنين است اگر كار واجب ديگرى كه بايد فوراً آن را به جا آورد پيش آمد كند، مثلاً ببيند مسجد نجس است كه بايد اول مسجد را تطهير كند، بعد نماز بخواند. و چنانچه اول نماز بخواند، معصيت كرده ولى نماز او صحيح است.


* نمازهايى كه بايد به ترتيب خوانده شود


نمازهايى كه بايد به ترتيب خوانده شود

مسأله 639- انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است.

مسأله 640- اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز عصر برگرداند بلكه بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند و همين طور است در نماز مغرب و عشا.

مسأله 641- اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است و نيت را به نماز ظهر برگرداند و داخل ركن شود و بعد يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده، نمازش باطل است و بايد نماز عصر را بخواند، ولى اگر پيش از داخل شدن در ركن يادش بيايد بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و آنچه به نيت ظهر خوانده دوباره به نيت عصر بخواند و نمازش صحيح است.

مسأله 642- اگر در بين نماز عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. ولى اگر وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز، مغرب مى‏شود بايد به نيت نماز عصر، نماز را تمام كند و نماز ظهرش قضا ندارد.

مسأله 643- اگر در نماز عشا، پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز، نصف شب‏ مى‏شود، بايد به نيت عشا نماز را تمام كند، و اگر بيشتر وقت دارد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه ركعتى تمام كند، بعد نماز عشا را بخواند.

مسأله 644- اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز را تمام كند، بعد نماز مغرب را بخواند، ولى اگر اين شك در وقت مخصوص به نماز عشا باشد خواندن نماز مغرب لازم نيست.

مسأله 645- اگر انسان نمازى را كه خوانده احتياطاً دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد، نمازى را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعى كه نماز عصر را احتياطاً مى‏خواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.

مسأله 646- برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست.

مسأله 647- اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مى‏تواند در بين نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولى بايد برگرداندن نيت، به نماز قضا ممكن باشد، مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى‏تواند نيت را به قضاى صبح برگرداند كه داخل ركعت سوم نشده باشد.


* نمازهاى مستحب‏


نمازهاى مستحب‏

مسأله 648- نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند، و بين نمازهاى مستحبى به خواندن نافله‏هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه سى و چهار ركعتند كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر، و چهار ركعت نافله مغرب، و دو ركعت نافله عشا، و يازده ركعت نافله شب، و دو ركعت نافله صبح مى‏باشد و چون دو ركعت نافله عشا را بنابر احتياط واجب بايد نشسته خواند، يك ركعت حساب مى‏شود. ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مى‏شود.

مسأله 649- از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب و دو ركعت آن به نيت نماز شفع و يك ركعت آن، به نيت نماز وتر خوانده شود. و دستور كامل نافله شب در كتابهاى دعا گفته شده است.

مسأله 650- نمازهاى نافله را مى‏شود نشسته خواند، ولى بهتر است دو ركعت نماز نافله نشسته را يك ركعت حساب كند، مثلاً كسى كه مى‏خواهد نافله ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند، بهتر است شانزده ركعت بخواند و اگر مى‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يك ركعتى نشسته بخواند.

مسأله 651- نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند ولى نافله عشا را به نيت اين كه شايد مطلوب باشد مى‏تواند به جا آورد.


* وقت نافله‏هاى يوميه‏


وقت نافله‏هاى يوميه‏

مسأله 652- نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مى‏شود و وقت آن از اول ظهر تا موقعى كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى‏شود، به اندازه دو هفتم آن شود، مثلاً اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه‏اى كه بعد از ظهر پيدا مى‏شود به دو وجب رسيد، آخر وقت نافله ظهر است.

مسأله 653- نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى‏شود و وقت آن تا موقعى است كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى‏شود، به چهار هفتم آن برسد و چنانچه بخواهد نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بهتر است نافله ظهر را بعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند و بنابر احتياط واجب، نيت ادا و قضا نكند.

مسأله 654- وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مى‏شود از بين برود.

مسأله 655- وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.

مسأله 656- نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مى‏شود و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است، ولى احتياط آن است كه قبل از فجر اول نخوانند مگر آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند كه در اين صورت مانعى ندارد.

مسأله 657- وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود.

مسأله 658- مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب به جا آورد.


* نماز غفيله‏


نماز غفيله‏

مسأله 659- يكى از نمازهاى مستحبى نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود. و وقت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب از بين برود و در ركعت اوّل آن، بعد از حمد بايد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند:

وَ ذَا النُّونِ اذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ انْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِى الظُّلُماتِ انْ لا الهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ.

و در ركعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند: وَ عِنْدَهُ مفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلّا هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلّا يَعْلَمُها وَ لَا حَبَّةٍ فى ظُلُماتِ الْارْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يابِسٍ إِلَّا فِى كِتابٍ مُبينٍ.

و در قنوت آن بگويند: اللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الَّتِى لا يَعْلَمُها إِلَّا أَنْتَ انْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ انْ تَفْعَلْ بِى كَذا وَ كَذا، و به جاى كلمه كذا و كذا حاجتهاى خود را بگويند.

و بعد بگويند: اللَّهُمَّ أَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَ الْقادِرُ عَلَى طَلِبَتى تَعْلَمُ حاجَتِى فَأسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَيْتَهَا لِى.


* احكام قبله‏


احكام قبله‏

مسأله 660- خانه كعبه كه در مكه معظمه مى‏باشد قبله است، و بايد روبروى آن نماز خواند، ولى كسى كه دور است اگر طورى بايستد كه بگويند رو به قبله نماز مى‏خواند كافى است و همچنين است كارهاى ديگرى كه مانند سر بريدن حيوانات، بايد رو به قبله انجام گيرد.

مسأله 661- كسى كه نماز واجب را ايستاده مى‏خواند، بايد طورى بايستد كه بگويند رو به قبله ايستاده و لازم نيست زانوهاى او و نوك پاى او هم رو به قبله باشد.

مسأله 662- كسى كه بايد نشسته نماز بخواند، اگر نمى‏تواند بطور معمول بنشيند و در موقع نشستن، كف پاها را به زمين مى‏گذارد، بايد در موقع نماز صورت و سينه و شكم او رو به قبله باشد و لازم نيست ساق پاى او رو به قبله باشد.

مسأله 663- كسى كه نمى‏تواند نشسته نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد، و اگر ممكن نيست بايد به پهلوى چپ طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد، و اگر اين را هم نتواند بايد به پشت بخوابد بطورى كه كف پاى او رو به قبله باشد.

مسأله 664- نماز احتياط و سجده و تشهد فراموش شده را بايد رو به قبله به جا آورد و در سجده سهو هم احتياط مستحب همين است.

مسأله 665- نماز مستحبى را مى‏شود در حال راه رفتن و سوارى خواند و اگر انسان در اين دو حال، نماز مستحبى بخواند لازم نيست رو به قبله باشد.

مسأله 666- كسى كه مى‏خواهد نماز بخواند، بايد براى پيدا كردن قبله كوشش نمايد، تا يقين كند كه قبله كدام طرف است، و مى‏تواند به گفته دو شاهد عادل كه از روى نشانه‏هاى حسى شهادت مى‏دهند يا به قول كسى كه از روى قاعده علمى قبله را مى‏شناسد و محل اطمينان است عمل كند، و اگر اينها ممكن نشد بايد به گمانى كه از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يا از راههاى ديگر پيدا مى‏شود عمل نمايد حتى اگر از گفته فاسق يا كافرى كه به واسطه قواعد علمى قبله را مى‏شناسد گمان به قبله پيدا كند كافى است.

مسأله 667- كسى كه گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قويترى پيدا كند نمى‏تواند به گمان خود عمل نمايد، مثلاً اگر ميهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پيدا كند ولى بتواند از راه ديگر گمان قويترى پيدا كند نبايد به حرف او عمل نمايد.

مسأله 668- اگر براى پيدا كردن قبله وسيله‏اى ندارد، يا با اين كه كوشش كرده، گمانش به طرفى نمى‏رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، بايد به اندازه‏اى كه وقت دارد، نماز بخواند، مثلاً اگر فقط به اندازه يك نماز وقت دارد، بايد يك نماز به هر طرفى كه مى‏خواهد بخواند. و بايد نمازها را طورى بخواند كه يقين كند يكى از آنها رو به قبله بوده يا اگر از قبله كج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسيده است.

مسأله 669- اگر يقين يا گمان كند كه قبله در يكى از دو طرف است، بايد به هر دو طرف نماز بخواند ولى احتياط مستحب آن است كه در صورت گمان، به چهار طرف نماز بخواند.

مسأله 670- كسى كه بايد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را بخواند بهتر آن است كه نماز اول را به هر چند طرف كه واجب است بخواند، بعد نماز دوم را شروع كند.

مسأله 671- كسى كه يقين به قبله ندارد، اگر بخواهد غير از نماز كارى كند كه بايد رو به قبله انجام داد، مثلاً بخواهد سر حيوانى را ببرد، بايد به گمان عمل نمايد و اگر گمان ممكن نيست به هر طرف كه انجام دهد صحيح است.


* پوشانيدن بدن در نماز


پوشانيدن بدن در نماز

مسأله 672- مرد بايد در حال نماز، اگر چه كسى او را نمى‏بيند عورتين خود را بپوشاند. و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.

مسأله 673- زن بايد در موقع نماز، تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مى‏شود و دستها تا مچ و پاها تا مچ پا لازم نيست. اما براى آن كه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين‏تر از مچ را هم بپوشاند.

مسأله 674- موقعى كه انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهد فراموش شده را به جا مى‏آورد، بلكه بنابر احتياط واجب در موقع سجده سهو هم، بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند.

مسأله 675- اگر انسان عمداً، در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است، بلكه اگر از روى ندانستن مسأله هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.

مسأله 676- اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيدا است، بايد آن را بپوشاند و چنانچه پوشاندن عورت زياد طول بكشد احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند، ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز، عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.

مسأله 677- اگر در حال ايستاده لباسش عورت او را مى‏پوشاند ولى ممكن است در حال ديگر، مثلاً در حال ركوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى كه عورت او پيدا مى‏شود، بوسيله‏اى آن را بپوشاند، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است كه با آن لباس نماز نخواند.

مسأله 678- انسان مى‏تواند در نماز، خود را به علف و برگ درختان بپوشاند ولى احتياط مستحب آن است موقعى خود را با اينها بپوشاند كه چيز ديگرى نداشته باشد.

مسأله 679- اگر غير از گِل هيچ چيز ندارد كه در نماز خود را بپوشاند، گِل ساتر نيست و مى‏تواند برهنه نماز بخواند.

مسأله 680- اگر چيزى ندارد كه در نماز خود را با آن بپوشاند چنانچه احتمال دهد كه پيدا مى‏كند، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد، و اگر چيزى پيدا نكرد، در آخر وقت مطابق وظيفه‏اش نماز بخواند.

مسأله 681- كسى كه مى‏خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف نداشته باشد و احتمال ندهد، كه تا آخر وقت چيزى پيدا كند كه خود را با آن بپوشاند، در صورتى كه نامحرم او را مى‏بيند بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند. و اگر كسى او را نمى‏بيند، ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند و در هر صورت ركوع و سجود را با اشاره انجام مى‏دهد و براى سجود سر را قدرى پايين‏تر مى‏آورد.


* لباس نمازگزار


لباس نمازگزار

مسأله 682- لباس نمازگزار شش شرط دارد: اوّل: آن كه پاك باشد. دوم: آن كه مباح باشد. سوم: آن كه از اجزاء مردار نباشد. چهارم: آن كه از حيوان حرام گوشت‏ نباشد. پنجم و ششم: آن كه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابريشم خالص و طلاباف نباشد و تفصيل اينها در مسائل آينده گفته مى‏شود.

شرط اوّل‏

مسأله 683- لباس نمازگزار بايد پاك باشد و اگر كسى عمداً با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.

مسأله 684- كسى كه نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است و مقصّر در ندانستن حكم مسأله باشد اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مى‏باشد.

مسأله 685- اگر به واسطه تقصير در ندانستن مسأله، چيز نجسى را نداند نجس است، مثلاً نداند عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند نمازش باطل است.

مسأله 686- اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد، دوباره آن نماز را بخواند.

مسأله 687- اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.

مسأله 688- كسى كه در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز، بدن يا لباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود كه نجس شده، يا بفهمد بدن يا لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يا بيرون آوردن آن، نماز را به هم نمى‏زند، بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد، ولى چنانچه طورى باشد كه اگر بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض كند يا بيرون آورد، نماز به هم مى‏خورد و اگر لباس را بيرون آورد برهنه مى‏ماند، بايد نماز را بشكند و با بدن و لباس پاك نماز بخواند.

مسأله 689- كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز لباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند بفهمد كه نجس شده، يا بفهمد كه لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن يا عوض كردن يا بيرون آوردن لباس، نماز را به هم نمى‏زند و مى‏تواند لباس را بيرون آورد، بايد لباس را آب بكشد يا عوض كند، يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد و نماز را تمام كند، اما اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى‏تواند آب بكشد يا عوض كند بايد لباس را بيرون آورد و به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز را تمام كند. ولی چنانچه طوری است که اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند، نماز به هم می خورد و به واسطه سرما و مانند آن نمی تواند لباس را بیرون آورد، باید با همان حال نماز را تمام کند و نمازش صحیح است.

مسأله 690- كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند ملتفت شود كه نجس شده، يا بفهمد بدن او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن نماز را به هم نمى‏زند، بايد آب بكشد و اگر نماز را به هم مى‏زند، بايد با همان حال نماز را تمام كند و نماز او صحيح است.

مسأله 691- كسى كه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است.

مسأله 692- اگر لباس را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده، نمازش صحيح است.

مسأله 693- اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين كند كه از خونهاى نجس نيست، مثلاً يقين كند كه خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهايى بوده كه نمى‏شود با آن نماز خواند، نماز او صحيح است.

مسأله 694- هرگاه يقين كند خونى كه در بدن يا لباس اوست خون نجسى است كه نماز با آن صحيح است، مثلاً يقين كند خون زخم و دمل است، اگر چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده كه نماز با آن باطل است نمازش صحيح است.

مسأله 695- اگر نجس بودن چيزى را فراموش كند و بدن يا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. ولى اگر بدنش با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و بدون اين كه خود را آب بكشد، غسل كند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است.و نيز اگر جايى از اعضاى وضو با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و پيش از آن كه آنجا را آب بكشد، وضو بگيرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى‏باشد.

مسأله 696- كسى كه يك لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب كشيدن يكى از آنها آب داشته باشد، چنانچه بتواند لباسش را بيرون آورد، بايد بدن را آب بكشد و نماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد به جا آورد و اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نتواند لباس را بيرون آورد، در صورتى كه نجاست هر دو مساوى باشد مثلاً هر دو بول يا خون باشد يا نجاست بدن شديدتر باشد مثلاً نجاستش بول باشد كه بايد دو مرتبه آن را آب كشيد، احتياط واجب آن است كه بدن را آب بكشد، و اگر نجاست لباس بيشتر يا شديدتر باشد هر كدام از بدن يا لباس را بخواهد مى‏تواند آب بكشد.

مسأله 697- كسى كه غير از لباس نجس، لباس ديگرى ندارد و وقت تنگ است يا احتمال نمى‏دهد كه لباس پاك پيدا كند، اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نمى‏تواند لباس را بيرون بياورد بايد در همان لباس نماز بخواند و نمازش صحيح است ولى چنانچه بتواند لباس را بيرون بياورد، بايد نماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد به جا آورد.

مسأله 698- كسى كه دو لباس دارد، اگر بداند يكى از آنها نجس است و نتواند آنها را آب بكشد و نداند كدام يك آنهاست، چنانچه وقت دارد بايد با هر دو لباس نماز بخواند. مثلاً اگر مى‏خواهد نماز ظهر و عصر بخواند بايد با هر كدام يك نماز ظهر و يك نماز عصر بخواند ولى اگر وقت تنگ است، بايد نماز را به دستورى كه براى برهنگان گفته شد به جا آورد، و به احتياط واجب آن نماز را با لباس پاك قضا نمايد.

شرط دوّم‏

مسأله 699- لباس نمازگزار بايد مباح باشد و كسى كه مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در لباس غصبى يا در لباسى كه نخ يا دگمه يا چيز ديگر آن غصبى است نماز بخواند، بايد آن نماز را با لباس غير غصبى اعاده نمايد.

مسأله 700- كسى كه مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، ولى نمى‏داند نماز را باطل مى‏كند، اگر عمداً با لباس غصبى نماز بخواند بايد آن نماز را با لباس غير غصبى بخواند.

مسأله 701- اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند نمازش صحيح است، ولى اگر خودش آن لباس را غصب كرده باشد و بعداً فراموش كرده و با آن نماز خوانده به احتياط واجب بايد آن نماز را اعاده كند.

مسأله 702- اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و در بين نماز بفهمد، چنانچه چيز ديگرى عورت او را پوشانده است و مى‏تواند فوراً يا بدون اينكه موالات يعنى پى در پى بودن نماز به هم بخورد، لباس غصبى را بيرون آورد، بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است و اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده يا نمى‏تواند لباس غصبى را فوراً بيرون آورد، يا اگر بيرون آورد پى در پى بودن نماز به هم مى‏خورد در صورتى كه به مقدار يك ركعت هم وقت داشته باشد بايد نماز را بشكند و با لباس غير غصبى نماز بخواند و اگر به اين مقدار وقت ندارد، بايد در حال نماز لباس را بيرون آورد و به دستور نماز برهنگان نماز را تمام نمايد.

مسأله 703- اگر كسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، يا مثلاً براى اين كه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.

مسأله 704- اگر با عين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس باطل است و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله قصدش اين باشد كه از پولى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد.

شرط سوّم‏

مسأله 705- لباس نمازگزار بايد از اجزاء حيوان مرده‏اى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مى‏كند، نباشد. بلكه اگر از حيوان مرده‏اى كه مانند ماهى، خون جهنده ندارد لباس تهيه كند، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند.

مسأله 706- بايد چيزى از مردار مانند گوشت و پوست آن كه روح داشته، بنابر احتياط واجب همراه نمازگزار نباشد، گرچه لباس او هم نباشد.

مسأله 707- اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم كه روح ندارد همراه نمازگزار باشد، يا با لباسى كه از آنها تهيه كرده‏اند، نماز بخواند نمازش صحيح است.

شرط چهارم‏

مسأله 708- لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد و اگر مويى از آن هم همراه نمازگزار باشد، نماز او باطل است.

مسأله 709- اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن يا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد نماز باطل و اگر خشك شده و عين آن برطرف شده باشد، نماز صحيح است.

مسأله 710- اگر مو و عرق و آب دهان كسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد اشكال ندارد. و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.

مسأله 711- اگر شك داشته باشد كه لباسى از حيوان حلال گوشت است يا حرام گوشت، چه در داخله تهيه شده باشد چه در خارجه، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.

مسأله 712- اگر انسان احتمال دهد تكمه صدفى و مانند آن از حيوان است نماز خواندن با آن مانعى ندارد و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد نماز خواندن با آن مانع ندارد.

مسأله 713- با پوست سنجاب و خز نماز خواندن اشكال ندارد.

مسأله 714- اگر با لباسى كه نمى‏داند كه از حيوان حرام گوشت است نماز  بخواند نمازش صحيح است، ولى اگر فراموش كرده باشد، بنابر احتياط واجب بايد آن نماز را دوباره بخواند.

شرط پنجم‏

مسأله 715- پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است، ولى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.

مسأله 716- زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست كردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است. و احتياط واجب آن است كه از استعمال عينك طلا هم خوددارى كند، ولى زينت كردن به طلا، براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.

مسأله 717- اگر مردى نداند يا فراموش كند كه انگشترى يا لباسش از طلا است و با آن نماز بخواند نمازش صحيح است.

مسأله 718- لباس مرد نمازگزار بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است، و در چيزى كه نماز در آن تمام نمى‏شود مانند بند شلوار و عرقچين نيز به احتياط واجب نبايد از حرير خالص باشد.

مسأله 719- اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.

مسأله 720- لباسى را كه نمى‏داند از ابريشم خالص است يا چيز ديگر، پوشيدن آن اشكال ندارد، و نماز با آن صحيح است.

مسأله 721- دستمال ابريشمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد اشكال ندارد و نماز را باطل نمى‏كند.

مسأله 722- پوشيدن لباس ابريشمى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.

مسأله 723- پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى كه از مردار تهيه شده در حال ناچارى مانعى ندارد. و نيز كسى كه ناچار است لباس بپوشد و لباس ديگرى غير از اينها ندارد و تا آخر وقت هم ناچارى او از بين نمى‏رود، مى‏تواند با اين لباسها نماز بخواند.

مسأله 724- اگر غير از لباس غصبى و لباسى كه از مردار تهيه شده لباس ديگرى ندارد و ناچار نيست لباس بپوشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

مسأله 725- اگر غير از لباسى كه از حيوان حرام گوشت تهيه شده لباس ديگرى ندارد، چنانچه در پوشيدن لباس ناچار باشد، مى‏تواند با همان لباس نماز بخواند. و اگر ناچار نباشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز را به جا آورد و بنابر احتياط واجب يك نماز ديگر هم با همان لباس بخواند.

مسأله 726- اگر مرد غير از لباس ابريشمى خالص يا طلاباف، لباس ديگرى نداشته باشد، چنانچه در پوشيدن لباس ناچار نباشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

مسأله 727- اگر چيزى ندارد كه در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگر چه به كرايه يا خريدارى باشد، تهيه نمايد. ولى اگر تهيه آن بقدرى پول لازم دارد كه نسبت به دارايى او زياد است، يا طورى است كه اگر پول را به مصرف لباس برساند، به حال او ضرر دارد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.

مسأله 728- كسى كه لباس ندارد اگر ديگرى لباس به او ببخشد يا عاريه دهد، چنانچه قبول كردن آن براى او مشقت نداشته باشد، بايد قبول كند بلكه اگر عاريه كردن يا طلب بخشش براى او سخت نيست، بايد از كسى كه لباس دارد، طلب بخشش يا عاريه نمايد.

مسأله 729- بنابر احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى كسى كه مى‏خواهد آن را بپوشد معمول نيست، خوددارى كند، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند اشكال ندارد.

مسأله 730- احتياط واجب آن است كه مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد ولى اگر با آن لباس نماز بخواند اشكال ندارد.

مسأله 731- كسى كه بايد خوابيده نماز بخواند، اگر برهنه باشد و لحاف يا تشك او نجس يا ابريشم خالص يا از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، احتياط واجب آن‏ است كه در نماز خود را با آنها نپوشاند.

مواردى كه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد

مسأله 732- در سه صورت كه تفصيل آنها بعداً گفته مى‏شود، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:

اول: آن كه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن او است لباس يا بدنش به خون‏آلوده شده باشد.

دوم: آن كه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از درهم (كه تقريباً به اندازه يك اشرفى مى‏شود) به خون‏آلوده باشد.

سوم: آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:

اول: آن كه لباسهاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد.

دوم: آن كه لباس زنى كه پرستار بچه است نجس شده باشد و احكام اين پنج صورت مفصلاً در مسائل بعد گفته مى‏شود.

مسأله 733- اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده است، مى‏تواند با آن خون نماز بخواند و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته‏اند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.

مسأله 734- اگر خون بريدگى و زخمى كه به زودى خوب مى‏شود و شستن آن آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.

مسأله 735- اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جايز نيست با آن نماز بخواند. ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى‏شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.

مسأله 736- اگر از زخمى كه توى دهان و بينى و مانند اينهاست خونى به بدن يا لباس برسد، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند، ولى با خون بواسير مى‏شود نماز خواند اگر چه دانه‏هايش در داخل باشد.

مسأله 737- كسى كه بدنش زخم است، اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند از زخم است يا خون ديگر، با آن نماز خواندن مانعى ندارد.

مسأله 738- اگر چند زخم در بدن باشد و بطورى نزديك هم باشند كه يك زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده‏اند، نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد.ولى اگر بقدرى از هم دور باشند كه هر كدام يك زخم حساب شود، هر كدام كه خوب شد، بايد براى نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بكشد.

مسأله 739- اگر سر سوزنى خون حيض يا نفاس، در بدن يا لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است و بنابر احتياط واجب بايد خون استحاضه، در بدن يا لباس نمازگزار نباشد، ولى خونهاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال گوشت و خون سگ و خوك و كافر و مردار و حيوان حرام گوشت اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد در صورتى كه روى هم كمتر از درهم باشد، (كه تقريباً به اندازه يك اشرفى مى‏شود) نماز خواندن با آن اشكال ندارد. ولى احتياط مستحب آن است كه از خون سگ و كافر و مردار و حيوان حرام گوشت اجتناب كند.

مسأله 740- خونى كه به لباس بى‏آستر بريزد و به پشت آن برسد، يك خون حساب مى‏شود ولى اگر پشت آن، جدا خونى شود، بنابر احتياط واجب بايد هر كدام را جدا حساب نمود، پس اگر خونى كه در پشت و روى لباس است روى هم كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشد نماز با آن باطل است.

مسأله 741- اگر خون، روى لباسى كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد و يا به آستر بريزد و روى لباس خونى شود، بايد هر كدام را جدا حساب نمود، پس اگر خون روى لباس و آستر، كمتر از درهم باشد نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشد نماز با آن باطل است.

مسأله 742- اگر خون بدن يا لباس كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد در صورتى كه خون و رطوبتى كه به آن رسيده به اندازه درهم يا بيشتر شود و اطراف را آلوده كند، نماز با آن باطل است، بلكه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نكند، نماز خواندن با آن اشكال دارد، ولى اگر رطوبت مخلوط به‏ خون شود و از بين برود نماز صحيح است.

مسأله 743- اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون نجس شود اگر چه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، نمى‏شود با آن نماز خواند.

مسأله 744- اگر خونى كه در بدن يا لباس است كمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به آن برسد، مثلاً يك قطره بول روى آن بريزد، نماز خواندن با آن جايز نيست.

مسأله 745- اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب كه نمى‏شود با آنها عورت را پوشانيد نجس باشد، چنانچه از مردار و حيوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحيح است و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند اشكال ندارد.

مسأله 746- احتياط آن است كه چيز نجسى كه با آن مى‏شود عورت را پوشاند همراه نمازگزار نباشد، ولى كسى كه اين مسأله را نمى‏دانسته و مثلاً مدتى با اين طور نماز خوانده، لازم نيست آن نمازها را قضا كند.

مسأله 747- زنى كه پرستار بچه است و بيشتر از يك لباس ندارد، هرگاه شبانه‏روزى يك مرتبه لباس خود را آب بكشد، اگر چه تا روز ديگر لباسش به بول بچه نجس شود، مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند. ولى احتياط واجب آن است كه لباس خود را در شبانه روز يك مرتبه براى اولين نمازى كه لباسش پيش از آن نجس شده آب بكشد، و نيز اگر بيشتر از يك لباس دارد ولى ناچار است كه همه آنها را بپوشد، چنانچه شبانه‏روزى يك مرتبه به دستورى كه گفته شده همه آنها را آب بكشد كافى است.

چيزهايى كه در لباس نمازگزار مستحب است‏

مسأله 748- چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است كه از آن جمله است:عمامه با تحت الحنك، پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزه‏ترين لباسها و استعمال بوى خوش و دست كردن انگشترى عقيق.                       

چيزهايى كه در لباس نمازگزار مكروه است‏               

مسأله 749- چند چيز در لباس نمازگزار مكروه است و از آن جمله است:

پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباس شرابخوار و لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمى‏كند و لباسى كه نقش صورت دارد و نيز باز بودن تكمه‏هاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد که همه اینها مكروه مى‏باشد.


* مكان نمازگزار

مكان نمازگزار

مكان نمازگزار چند شرط دارد:

شرط اوّل:

 آنكه مباح باشد: مسأله 750- كسى كه در ملك غصبى نماز مى‏خواند اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد، نمازش باطل است ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى مانعى ندارد.

مسأله 751- نماز خواندن در ملكى كه منفعت آن مال ديگرى است بدون اجازه كسى كه منفعت ملك، مال او مى‏باشد باطل است، مثلاً در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند، نمازش باطل است، و همچنين است اگر در ملكى كه ديگرى در آن حقى دارد نماز بخواند، مثلاً اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را به مصرفى برسانند، تا وقتى ثلث را جدا نكنند نمى‏شود در ملك او نماز خواند.

مسأله 752- كسى كه در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب كند و در آنجا نماز بخواند بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را در محل ديگرى بخواند.

مسأله 753- اگر در جايى كه نمى‏داند غصبى است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايى كه غصبى بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است مگر آن كه خودش غصب كرده باشد كه در اين صورت به احتياط واجب نمازش باطل است.

مسأله 754- اگر بداند جايى غصبى است ولى نداند كه در جاى غصبى نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل مى‏باشد.

مسأله 755- كسى كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان‏ سوارى يا زين آن غصبى باشد نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.

مسأله 756- كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريكش نمى‏تواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند.

مسأله 757- اگر با عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده ملكى بخرد، تصرف او در آن ملك حرام و نمازش هم در آن باطل است، و همچنين است اگر به ذمّه بخرد و در موقع خريدن قصدش اين باشد كه از مالى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد.

مسأله 758- اگر صاحب ملك به زبان، اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلباً راضى نيست، نماز خواندن در ملك او باطل است. و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلباً راضى است نماز صحيح است.

مسأله 759- تصرف در ملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار است حرام و نماز در آن باطل است مگر آن كه بدهكارى او را بدهند، يا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.

مسأله 760- تصرف در ملك ميتى كه به مردم بدهكار است، حرام و نماز در آن باطل است ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است اشكال ندارد و نيز اگر بدهكارى او كمتر از مالش باشد و ورثه هم تصميم داشته باشند كه بدون مسامحه بدهى او را بدهند تصرف اشكال ندارد.

مسأله 761- اگر ميت قرض نداشته باشد ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند، تصرف در ملك او حرام و نماز در آن باطل است ولى تصرفات جزيى كه براى برداشتن ميت معمول است اشكال ندارد.

مسأله 762- نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اينها كه براى واردين آماده است اشكال ندارد و اگر وثوق پيدا نشود كه صاحبش راضى است مشكل است، ولى در غير اين قبيل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند كه مالك آن اجازه بدهد، يا حرفى بزند كه معلوم شود، براى نماز خواندن اذن داده است، مثل اين كه به كسى اجازه دهد در ملك او بنشيند و بخوابد، كه از اينها فهميده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.

مسأله 763- در زمين بسيار وسيعى كه از دِه و روستا دور یوده و تبدیل به چراگاه حيوانات شده باشد اگر چه صاحبانش راضى نباشند نماز خواندن و نشستن و خوابيدن در آن اشكال ندارد و در زمينهاى زراعتى هم كه نزديك دِه است و ديوار ندارد اگر چه در مالكين آنها صغير و ديوانه باشد نماز و عبور و تصرفات جزئى اشكال ندارد، ولى اگر يكى از صاحبانش ناراضى باشند تصرف در آن حرام و نماز باطل است.

شرط دوّم:

مسأله 764- مكان نمازگزار بايد بى‏حركت باشد و اگر به واسطه تنگى وقت يا جهت ديگر ناچار باشد در جايى كه حركت دارد، مانند اتومبيل و كشتى و ترن نماز بخواند، بقدرى كه ممكن است بايد در حال حركت چيزى نخواند و اگر آنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد.

مسأله 765- نماز خواندن در اتومبيل و كشتى و ترن و مانند اينها، وقتى ايستاده‏اند مانعى ندارد.

مسأله 766- روى خرمن گندم و جو و مانند اينها كه نمى‏شود بى‏حركت ماند نماز باطل است.

مسأله 767- در جايى كه به واسطه احتمال باد و باران و زيادى جمعيت و مانند اينها اطمينان ندارد كه بتواند نماز را تمام كند، اگر به اميد تمام كردن شروع كند اشكال ندارد و اگر به مانعى برنخورد نمازش صحيح است و در جايى كه ماندن در آن حرام است، مثلاً زير سقفى كه نزديك است خراب شود بايد نماز نخواند، ولى اگر خواند باطل نيست، و همچنين روى چيزى كه ايستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل فرشى كه اسم خدا بر آن نوشته شده بايد نماز نخواند ولى اگر خواند صحيح است.

شرط سوّم:

 آن كه در جايى كه سقف آن كوتاه است و نمى‏تواند در آنجا راست بايستد، يا به اندازه‏اى كوچك است كه جاى ركوع و سجود ندارد، نماز نخواند و اگر ناچار شود كه در چنين جايى نماز بخواند بايد بقدرى كه ممكن است قيام و ركوع و سجود را به جا آورد.

مسأله 768- انسان بايد رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليه السلام نماز نخواند چنانچه نماز خواندن بى‏احترامى باشد حرام است ولى نماز باطل نيست.

مسأله 769- اگر در نماز چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه‏ بى‏احترامى نشود اشكال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه‏اى كه روى آن افتاده كافى نيست.

شرط چهارم:

 آن كه مكان نمازگزار اگر نجس است به طورى تر نباشد كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد ولى جايى كه پيشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى كه خشك هم باشد نماز باطل است، و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.

مسأله 770- بنابر احتياط مستحب بايد زن عقب‏تر از مرد بايستد و جاى سجده او از جاى ايستادن مرد كمى عقب‏تر باشد.

مسأله 771- اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است كه نماز را دوباره بخوانند.

مسأله 772- اگر بين مرد و زن، ديوار يا پرده يا چيز ديگرى باشد نمازشان صحيح است، و احتياط مستحب هم در دوباره خواندن نيست.

شرط پنجم:

آنكه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوهاى او، بيش از چهار انگشت بسته، پست‏تر يا بلندتر نباشد، و احتياط واجب آن است كه از سر انگشتان پا هم بيشتر از اين پست و بلندتر نباشد.

مسأله 773- بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت جايز نيست، و احتياط در نماز نخواندن در آن جا است ليكن اگر خواند نمازش باطل نيست.

مسأله 774- نماز خواندن در جايى كه تار و مانند آن استعمال مى‏كنند باطل نيست ولى گوش دادن به آنها حرام است.

مسأله 775- در خانه كعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مكروه است ولى در حال ناچارى مانع ندارد.

مسأله 776- خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد، بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركنى دو ركعت نماز بخوانند.


* جاهايى كه نماز خواندن در آنها مستحب و مکروه است‏


جاهايى كه نماز خواندن در آنها مستحب است‏

مسأله 777- در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است، كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها مسجد الحرام است و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و بعد مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بيت المقدس و بعد از مسجد بيت المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محله، مسجد بازار است.

مسأله 778- براى زنها نماز خواندن در خانه، بلكه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند کاملاً خود را از نامحرم حفظ كنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند.

مسأله 779- نماز در حرم امامان عليهم السلام مستحب، بلكه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت امير المؤمنين عليه السلام برابر دويست هزار نماز است.

مسأله 780- زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى كه نمازگزار ندارد مستحب است و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.

مسأله 781- مستحب است انسان با كسى كه در مسجد حاضر نمى‏شود غذا نخورد، و در كارها با او مشورت نكند، و همسايه او نشود، و از او زن نگيرد و به او زن ندهد.

جاهايى كه نماز خواندن در آنها مكروه است‏

مسأله 782- نماز خواندن در چند جا مكروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمكزار، مقابل انسان، مقابل درى كه باز است، در جاده و خيابان و كوچه اگر براى كسانى كه عبور مى‏كنند زحمت نباشد، و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست. مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر جا كه كوره آتش باشد، مقابل چاه و چاله‏اى كه محل بول باشد، روبروى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد، مگر آن كه روى آن پرده بكشند، در اطاقى كه جنب در آن باشد، در جايى كه عكس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.

مسأله 783- كسى كه در محل عبور مردم نماز مى‏خواند، يا كسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد كافى است.


* احكام مسجد


احكام مسجد

مسأله 784- نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است و هر كس بفهمد كه نجس شده است بايد فوراً نجاست آن را برطرف كند. و احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند، و اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمايند، مگر آنكه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.

مسأله 785- اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد، يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند، تطهير مسجد بر او واجب نيست، ولى اگر بى‏احترامى به مسجد باشد بنابر احتياط واجب، بايد به كسى كه مى‏تواند تطهير كند اطلاع دهد.

مسأله 786- اگر جايى از مسجد نجس شود كه تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن ممكن نيست بايد آنجا را بكنند، يا اگر خرابى زياد لازم نمى‏آيد خراب نمايند، و هزينه پر كردن چاله و تعمير خرابى بر كسى است كه مسجد را نجس كرده است و بر اشخاصى كه براى تطهير مسجد جايى از آن را كندند، يا قسمتى از آن را خراب نمودند، پر كردن جايى كه كنده‏اند، و ساختن جايى كه خراب كرده‏اند واجب نيست. ولى اگر آن كس كه نجس كرده بكند يا خراب كند در صورت امكان بايد پر كند و تعمير نمايد.

مسأله 787- اگر مسجدى را غصب كنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند، كه ديگر به آن مسجد نگويند باز هم بنابر احتياط واجب نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.

مسأله 788- نجس كردن حرم امامان عليهم السلام حرام است. و اگر يكى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى‏احترامى باشد، تطهير آن واجب است، بلكه احتياط واجب آن است كه اگر بى‏احترامى هم نباشد آن را تطهير كنند.

مسأله 789- اگر حصير مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را آب بكشند ولى چنانچه به واسطه آب كشيدن، خراب مى‏شود و بريدن جاى نجس بهتر است، بايد آن را ببرند و اگر كسى كه نجس كرده ببرد بايد خودش اصلاح كند.

مسأله 790- بردن عين نجس مانند خون در مسجد اگر بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است، و همچنين بردن چيزى كه نجس شده، در صورتى كه بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است.

مسأله 791- اگر مسجد را براى روضه‏خوانى چادر بزنند و فرش كنند و سياهى بكوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود اشكال ندارد.

مسأله 792- بنابر احتياط واجب مسجد را به طلا نبايد زينت نمايند و همچنين نبايد صورت چيزهايى كه مثل انسان و حيوان روح دارد در مسجد نقش كنند. و نقاشى چيزهايى كه روح ندارد، مثل گل و بوته مكروه است.

مسأله 793- اگر مسجد خراب هم شود نمى‏توانند آن را بفروشند يا داخل ملك و جاده نمايند.

مسأله 794- فروختن در و پنجره و چيزهاى ديگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد كنند. و چنانچه به درد آن مسجد نخورد، بايد در مسجد ديگر مصرف شود، ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد، مى‏توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد و گر نه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.

مسأله 795- ساختن مسجد و تعمير مسجدى كه نزديك به خرابى مى‏باشد مستحب است و اگر مسجد طورى خراب شود كه تعمير آن ممكن نباشد، مى‏توانند آن را خراب كنند و دوباره بسازند بلكه مى‏توانند مسجدى را كه خراب نشده، براى احتياج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند.

مسأله 796- تميز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن مستحب است، و كسى كه مى‏خواهد مسجد برود، مستحب است خود را خوشبو كند و لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد، و ته كفش خود را وارسى كند كه نجاستى به آن نباشد، و موقع داخل شدن به مسجد، اول پاى راست و موقع بيرون آمدن، اول پاى چپ را بگذارد، و همچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رود.

مسأله 797- وقتى انسان وارد مسجد مى‏شود، مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند كافى است.

مسأله 798- خوابيدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت كردن راجع به‏ كارهاى دنيا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعرى كه نصيحت و مانند آن نباشد مكروه است. و نيز مكروه است آب دهان و بينى و اخلاط سينه را در مسجد بيندازد و گمشده‏اى را طلب كند و صداى خود را بلند كند ولى بلند كردن صدا براى اذان مانعى ندارد.

مسأله 799- راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مكروه است و كسى كه پياز و سير و مانند اينها خورده كه بوى دهانش مردم را اذيت مى‏كند مكروه است به مسجد برود.


* اذان و اقامه‏


اذان و اقامه‏

مسأله 800- براى مرد و زن مستحب است پيش از نمازهاى يوميه اذان و اقامه بگويند، ولى پيش از نماز عيد فطر و قربان، مستحب است سه مرتبه بگويند: الصَّلاة و در نمازهاى واجب ديگر سه مرتبه الصَّلاة را به قصد رجاء بگويد.

مسأله 801- مستحب است در روز اولى كه بچه به دنيا مى‏آيد يا پيش از آن كه بند نافش بيفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.

مسأله 802- اذان هيجده جمله است: اللَّهُ أَكْبَرُ چهار مرتبه أَشْهَدُ انْ لا الهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه، حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ، حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ، حَىَّ عَلى‏ خَيْرِ الْعَمَلِ، اللَّهُ أَكْبَرُ، لا الهَ إِلَّا اللَّهُ هر يك دو مرتبه، و اقامه هفده جمله است يعنى دو مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ از اول اذان و يك مرتبه لا الهَ إِلَّا اللَّهُ از آخر آن كم مى‏شود و بعد از گفتن حَىَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ بايد دو مرتبه قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ اضافه نمود.

مسأله 803- أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِىُّ اللَّهِ جزء اذان و اقامه نيست ولى خوبست بعد از أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، به قصد قربت گفته شود.

ترجمه اذان و اقامه‏

اللَّهُ أَكْبَرُ يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند. أَشْهَدُ انْ لا الهَ إِلَّا اللَّهُ يعنى شهادت مى‏دهم كه غير خدايى كه يكتا و بى‏همتا است خداى ديگرى سزاوار پرستش نيست. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه يعنى شهادت مى‏دهم كه حضرت محمد بن عَبْد اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم پيغمبر و فرستاده خداست. أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أميرُ المُؤْمنينَ وَلِىُ‏ اللَّهِ يعنى شهادت مى‏دهم كه حضرت على عليه الصّلاة و السّلام امير المؤمنين و ولىّ خدا بر همه خلق است. حَىَّ عَلَى الصَّلاة يعنى بشتاب براى نماز. حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ يعنى بشتاب براى رستگارى. حَىَّ عَلى‏ خَيْرِ الْعَمَلِ يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است. قَدْ قامَتِ الصّلاة يعنى به تحقيق نماز برپا شد. لا الهَ إِلَّا اللَّهُ يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يكتا و بى‏همتا است.

مسأله 804- بين جمله‏هاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد.

مسأله 805- اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بيندازد چنانچه غنا شود، يعنى بطور آوازه‏خوانى كه در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد، حرام است و اگر غنا نشود مكروه مى‏باشد.

مسأله 806- در پنج نماز اذان ساقط مى‏شود: اول: نماز عصر روز جمعه. دوم: نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذى حجه است. سوم: نماز عشاء شب عيد قربان، براى كسى كه در مشعر الحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاء زن مستحاضه. پنجم: نماز عصر و عشاى كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند و در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مى‏شود كه با نماز قبلى فاصله نشود يا فاصله كمى بين آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد.

مسأله 807- اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مى‏خواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.

مسأله 808- اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببيند جماعت تمام شده تا وقتى كه صفها به هم نخورده و جمعيت متفرق نشده، نمى‏تواند براى نماز خود اذان و اقامه بگويد در صورتى كه براى جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد.

مسأله 809- در جايى كه عده‏اى مشغول نماز جماعتند، يا نماز آنان تازه تمام شده و صفها بهم نخورده است، اگر انسان بخواهد فرادى يا با جماعت ديگرى كه برپا مى‏شود نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط مى‏شود:

اوّل: آن كه براى آن نماز، اذان و اقامه گفته باشند.

دوّم: آن كه نماز جماعت باطل نباشد.

سوّم: آن كه نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد، پس اگر نماز جماعت، داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.

مسأله 810- اگر در شرط دوم از شرطهايى كه در مسأله پيش گفته شده شك كند، يعنى شك كند كه نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان و اقامه از او ساقط است ولى اگر در يكى از دو شرط ديگر شك كند مستحب است اذان و اقامه بگويد.

مسأله 811- كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مى‏شنود مستحب است هر قسمتى را كه مى‏شنود بگويد ولى در حكايت اقامه كه از ديگرى بشنود از (حى على الصّلاة) تا (حى على خير العمل) را به اميد ثواب بگويد.

مسأله 812- كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مى‏خواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد، مى‏تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد.

مسأله 813- اگر مرد اذان زن را با قصد لذّت بشنود، اذان از او ساقط نمى‏شودبلكه اگر قصد لذّت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد.

مسأله 814- اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگويد كافى است.

مسأله 815- اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويند صحيح نيست.

مسأله 816- اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلاً حى على الفلاح را پيش از حى على الصّلاة بگويد بايد از جايى كه ترتيب به هم خورده، دوباره بگويد.

مسأله 817- بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بين آنها بقدرى فاصله دهد كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز بقدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز، اذان و اقامه بگويد.

مسأله 818- اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود، پس اگر به عربى غلط بگويد، يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد، يا مثلاً ترجمه آنها را به فارسى بگويد صحيح نيست.

مسأله 819- اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد باطل است.

مسأله 820- اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه بايد اذان را بگويد، ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست.

مسأله 821- اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده بگويد، ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن است گفته يا نه، گفتن آن لازم نيست.

مسأله 822- مستحب است انسان در موقع گفتن اذان، رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جمله‏هاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند.

مسأله 823- مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته‏تر بگويد و جمله‏هاى آن را به هم نچسباند، ولى به اندازه‏اى كه بين جمله‏هاى اذان فاصله مى‏دهد، بين جمله‏هاى اقامه فاصله ندهد.

مسأله 824- مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد، يا قدرى بنشيند يا سجده كند يا ذكر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساكت باشد يا حرفى بزند يا دو ركعت نماز بخواند ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست، ولى نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب را به اميد ثواب بياورد.

مسأله 825- مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مى‏كنند، عادل و وقت‏شناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگويد.


* چيزهايى كه سجده بر آنها صحيح است‏


چيزهايى كه سجده بر آنها صحيح است‏

مسأله 960- بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مى‏رويد، مانند چوب و برگ درخت سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا و نقره و عقيق و فيروزه باطل است اما سجده كردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشكال ندارد.

مسأله 961- احتياط واجب آن است كه بر برگ درخت مو، اگر تازه باشد سجده نكنند.

مسأله 962- سجده بر چيزهايى كه از زمين مى‏رويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه صحيح است.

مسأله 963- سجده بر گُلهايى كه خوراكى نيستند، صحيح است ولى سجده بر دواهاى خوراكى كه از زمين مى‏رويد، مانند گل بنفشه و گل گاوزبان صحيح نيست.

مسأله 964- سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست و نيز سجده بر ميوه نارس صحيح نيست.

مسأله 965- سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مى‏شود سجده كرد.

مسأله 966- اگر كاغذ را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مثلاً از كاه ساخته باشند، مى‏شود بر آن سجده كرد و سجده بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده اشكال ندارد.

مسأله 967- براى سجده بهتر از هر چيز تربت حضرت سيد الشهداء عليه السلام مى‏باشد، بعد از آن خاك، بعد از خاك سنگ و بعد از سنگ گياه است.

مسأله 968- اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد، يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمى‏تواند بر آن سجده كند، بايد به لباسش اگر از كتان يا پنبه است، سجده كند و اگر از چيز ديگر است بر همان چيز سجده كند و اگر آن هم نيست بايد بر پشت دست و چنانچه آن هم ممكن نباشد به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

مسأله 969- سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمى‏گيرد اگر بعد از آن كه مقدارى فرو رفت آرام بگيرد اشكال ندارد.

مسأله 970- اگر در سجده اول، مهر به پيشانى بچسبد و بدون اين كه مهر را بردارد دوباره به سجده رود اشكال دارد. بلكه نماز باطل است و بايد اعاده كند.

مسأله 971- اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى‏كند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد، بايد نماز را بشكند و اگر وقت تنگ است بايد به لباسش اگر از پنبه يا كتان است سجده كند و اگر از چيز ديگرى است بر همان چيز و اگر آن هم ممكن نيست بر پشت دست، و اگر آن هم نمى‏شود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

مسأله 972- هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اگر ممكن باشد، بايد پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه سجده بر آن صحيح است بكشد و اگر وقت تنگ است، به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد عمل كند.

مسأله 973- اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اشكال ندارد.

مسأله 974- سجده كردن براى غير خداوند متعال حرام مى‏باشد و بعضى از مردم عوام كه مقابل قبر امامان عليهم السلام پيشانى را به زمين مى‏گذارند، اگر براى شكر خداوند متعال باشد، اشكال ندارد و گر نه حرام است.

مسأله 960- بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مى‏رويد، مانند چوب و برگ درخت سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا و نقره و عقيق و فيروزه باطل است اما سجده كردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشكال ندارد.

مسأله 961- احتياط واجب آن است كه بر برگ درخت مو، اگر تازه باشد سجده نكنند.

مسأله 962- سجده بر چيزهايى كه از زمين مى‏رويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه صحيح است.

مسأله 963- سجده بر گُلهايى كه خوراكى نيستند، صحيح است ولى سجده بر دواهاى خوراكى كه از زمين مى‏رويد، مانند گل بنفشه و گل گاوزبان صحيح نيست.

مسأله 964- سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست و نيز سجده بر ميوه نارس صحيح نيست.

مسأله 965- سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است بلكه به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن هم مى‏شود سجده كرد.

مسأله 966- اگر كاغذ را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مثلاً از كاه ساخته باشند، مى‏شود بر آن سجده كرد و سجده بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده اشكال ندارد.

مسأله 967- براى سجده بهتر از هر چيز تربت حضرت سيد الشهداء عليه السلام مى‏باشد، بعد از آن خاك، بعد از خاك سنگ و بعد از سنگ گياه است.

مسأله 968- اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد، يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمى‏تواند بر آن سجده كند، بايد به لباسش اگر از كتان يا پنبه است، سجده كند و اگر از چيز ديگر است بر همان چيز سجده كند و اگر آن هم نيست بايد بر پشت دست و چنانچه آن هم ممكن نباشد به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

مسأله 969- سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمى‏گيرد اگر بعد از آن كه مقدارى فرو رفت آرام بگيرد اشكال ندارد.

مسأله 970- اگر در سجده اول، مهر به پيشانى بچسبد و بدون اين كه مهر را بردارد دوباره به سجده رود اشكال دارد. بلكه نماز باطل است و بايد اعاده كند.

مسأله 971- اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى‏كند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد، بايد نماز را بشكند و اگر وقت تنگ است بايد به لباسش اگر از پنبه يا كتان است سجده كند و اگر از چيز ديگرى است بر همان چيز و اگر آن هم ممكن نيست بر پشت دست، و اگر آن هم نمى‏شود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.

مسأله 972- هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اگر ممكن باشد، بايد پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه سجده بر آن صحيح است بكشد و اگر وقت تنگ است، به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد عمل كند.

مسأله 973- اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اشكال ندارد.

مسأله 974- سجده كردن براى غير خداوند متعال حرام مى‏باشد و بعضى از مردم عوام كه مقابل قبر امامان عليهم السلام پيشانى را به زمين مى‏گذارند، اگر براى شكر خداوند متعال باشد، اشكال ندارد و گر نه حرام است.


* مستحبات و مکروهات سجده


مستحبات و مكروهات سجده‏

مسأله 975- در سجده چند چيز مستحب است:

1- كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند بعد از آن كه سر از ركوع برداشت و کاملاً ايستاد و كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، بعد از آن كه کاملاً نشست، براى رفتن به سجده تكبير بگويد.

2- موقعى كه مرد مى‏خواهد به سجده برود، اول دستها را و زن اول زانوها را به‏ زمين بگذارد.

3- بينى را به مُهر يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد.

4- در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد، بطورى كه سر آنها رو به قبله باشد.

5- در سجده دعا كند و از خدا حاجت بخواهد و اين دعا را بخواند:

يا خَيْرَ الْمَسْئُولينَ وَ يا خَيْرَ الْمُعْطِينَ ارْزُقْنِى وَ ارْزُقْ عَيالى مِنْ فَضْلِكَ فَانَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. يعنى اى بهترين كسى كه از او سؤال مى‏كنند و اى بهترين عطا كنندگان، روزى بده به من و عيال من از فضل خودت، پس بدرستى كه تو داراى فضل بزرگى.

6- بعد از سجده بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد.

7- بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش آرام گرفت تكبير بگويد.

8- بعد از سجده اول بدنش كه آرام گرفت أَسْتَغْفِرُ اللَّه رَبِّى وَ اتُوبُ الَيْهِ بگويد.

9- سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد.

10- براى رفتن به سجده دوم، در حال آرامى بدن (اللَّه اكبر) بگويد.

11- در سجده‏ها صلوات بفرستد و اگر آن را به قصد ذكرى كه در سجده‏ها دستور داده‏اند بگويد اشكال ندارد.

12- در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمين بردارد.

13- مردها آرنجها و شكم را به زمين نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند وزنها آرنجها و شكم را بر زمين بگذارند و اعضاى بدن را به يكديگر بچسبانند.

و مستحبات ديگر سجده در كتابهاى مفصل گفته شده است.

مسأله 976- قرآن خواندن در سجده مكروه است. و نيز مكروه است براى برطرف كردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت كند. و اگر در اثر فوت كردن، دو حرف از دهان بيرون آيد، نماز باطل است و غير اينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصل گفته شده است.


* سجده هاي واجب قرآن‏


سجده هاي واجب قرآن‏

مسأله 977- در هر يك از چهار سوره و النجم، اقرأ، الم تنزيل و حم سجده، يك آيه سجده است، كه اگر انسان بخواند يا گوش به آن دهد، بعد از تمام شدن آن آيه، بايد فوراً سجده كند و اگر فراموش كرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد.

مسأله 978- اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مى‏خواند، از ديگرى هم بشنود چنانچه گوش داده دو سجده نمايد و اگر به گوشش خورده يك سجده كافى است.

مسأله 979- در غير نماز اگر در حال سجده آيه سجده را بخواند يا به آن گوش بدهد بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.

مسأله 980- اگر آيه سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن ندارد، بشنود، يا از مثل گرامافون آيه سجده را بشنود لازم نيست سجده نمايد، ولى اگر از آلتى كه صداى خود انسان را مى‏رساند بشنود واجب است سجده كند.

مسأله 981- در سجده واجب قرآن نمى‏شود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد، ولى ساير شرايط سجده را كه در نماز است لازم نيست مراعات كنند.

مسأله 982- در سجده واجب قرآن بايد طورى عمل كند كه بگويند سجده كرد.

مسأله 983- هرگاه در سجده واجب قرآن پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد، اگر چه ذكر نگويد كافى است و گفتن ذكر، مستحب است و بهتر است بگويد:

لا الهَ إِلَّا اللَّهُ حَقّاً حَقّا لا الهَ إِلَّا اللَّهُ ايماناً وَ تَصْدِيقاً لَا الَهَ إِلَّا اللَّهُ عُبُودِيَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَكَ يا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا مُسْتَنْكِفاً وَ لَا مُسْتَكْبِراً بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِيلٌ ضَعِيفٌ خَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ.


* تشهّد و سلام نماز


تشهّد

مسأله 984- در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب و ركعت سوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند يعنى بگويد: أَشْهَدُ انْ لا الهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَ  أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

مسأله 985- كلمات تشهد بايد به عربى صحيح و بطورى كه معمول است پشت سر هم گفته شود.

مسأله 986- اگر تشهد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را تمام كند و بعد از سلام نماز، تشهد را قضا كند، و بنابر احتياط واجب براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 987- مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به كف پاى چپ بگذارد و پيش از تشهد بگويد: الْحَمْدُ لِلَّهِ يا بگويد: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الْاسْماء لِلَّهِ و نيز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به يكديگر بچسباند و به دامان خود نگاه كند و بعد از تمام شدن تشهد بگويد و تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ.

مسأله 988- مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد، رانها را به هم بچسبانند.

سلام نماز

مسأله 989- بعد از تشهد ركعت آخر نماز مستحب است در حالى كه نشسته و بدن آرام است بگويد: السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ و بعد از آن بايد بگويد: السَّلامُ عَلَيْكُمْ و احوط استحبابى آن است كه وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ را اضافه نمايد، يا بگويد: السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلَى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ.

مسأله 990- اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز به هم نخورده و كارى هم كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند مثل پشت به قبله كردن انجام نداده، بايد سلام را بگويد و نمازش صحيح است.

مسأله 991- اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز به هم خورده است، چنانچه پيش از آن كه صورت نماز به هم بخورد كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند، مثل پشت به قبله كردن انجام نداده باشد نمازش صحيح است، و اگر پيش از آن كه صورت نماز به هم بخورد، كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند انجام داده باشد بنابر احتياط نمازش باطل است، گرچه صحيح بودن آن خالى از قوّت نيست.


* ترتیب و موالات


ترتيب‏

مسأله 992- اگر عمداً ترتيب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند، يا سجود را پيش از ركوع به جا آورد، نماز باطل مى‏شود.

مسأله 993- اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد، مثلاً پيش از آن كه ركوع كند دو سجده نمايد، نماز باطل است.

مسأله 994- اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست به جا آورد، مثلاً پيش از آن كه دو سجده كند تشهد بخواند، بايد ركن را به جا آورد و آنچه را اشتباهاً پيش از آن خوانده دوباره بخواند.

مسأله 995- اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود، نمازش صحيح است.

مسأله 996- اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و آن هم ركن نيست به جا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و سوره را بخواند چنانچه مشغول ركن بعد شده باشد، مثلاً در ركوع يادش بيايد كه حمد را نخوانده، بايد بگذرد و نماز او صحيح است، و اگر مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آنچه را فراموش‏كرده بجاآورد و بعد از آن، چيزى را كه اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.

مسأله 997- اگر سجده اول را به خيال اين كه سجده دوم است، يا سجده دوم را به خيال اين كه سجده اول است به جا آورد، نماز صحيح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم حساب مى‏شود.

مُوالات‏

مسأله 998- انسان بايد نماز را با موالات بخواند، يعنى كارهاى نماز مانند ركوع و سجود و تشهد را پشت سر هم به جا آورد و چيزهايى را كه در نماز مى‏خواند بطورى كه معمول است پشت سرهم بخواند و اگر به قدرى بين آنها فاصله بيندازد كه‏ نگويند نماز مى‏خواند نمازش باطل است.

مسأله 999- اگر در نماز سهواً بين حرفها يا كلمات فاصله بيندازد و فاصله بقدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آن حرفها يا كلمات را بطور معمول بخواند و اگر مشغول ركن بعد شده باشد، نمازش صحيح است.

مسأله 1000- طول دادن ركوع و سجود و خواندن سوره‏هاى بزرگ، موالات را به هم نمى‏زند.

* قنوت


قُنوت‏

مسأله 1001- در تمام نمازهاى واجب و مستحب پيش از ركوع ركعت دوم، مستحب است قنوت بخواند، و در نماز وتر با آن كه يك ركعت مى‏باشد، خواندن قنوت پيش از ركوع مستحب است، و نماز جمعه در هر ركعت يك قنوت دارد و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيد فطر و قربان در ركعت اول پنج قنوت و در ركعت دوّم چهار قنوت دارد.

مسأله 1002- اگر بخواهد قنوت بخواند به احتياط واجب بايد دستها را بلند كند و مستحب است دستها را تا مقابل صورت بلند نمايد و كف دستها را رو به آسمان قرار دهد، و به قصد رجاء، انگشتان دستها را به جز ابهام به هم بچسباند و هر دو كف دستها را پهلوى هم متصل به هم قرار دهد و نگاهش هنگام قنوت به كف دستهايش باشد.

مسأله 1003- در قنوت هر ذكرى بگويد، اگر چه يك سُبْحَانَ اللَّهِ باشد، كافى است و بهتر است بگويد: لَا الَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا الهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيْمُ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبعِ وَ ما فِيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ.

مسأله 1004- مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند، ولى براى كسى كه نماز را به جماعت مى‏خواند، اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نيست.

مسأله 1005- اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش كند و پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود يادش بيايد، مستحب است بايستد و بخواند، و اگر در ركوع يادش بيايد، مستحب است بعد از ركوع قضا كند و اگر در سجده يادش بيايد، مستحب است بعد از سلام نماز، قضا نمايد.


* ترجمه نماز


ترجمه نماز

1- ترجمه سوره حمد

بسم اللَّه الرحمن الرحيم، يعنى ابتدا مى‏كنم به نام خداوندى كه در دنيا بر مؤمن و كافر رحم مى‏كند و در آخرت بر مؤمن رحم مى‏نمايد. «الحمد للَّه رب العالمين» يعنى ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است.

 «الرحمن الرحيم» يعنى در دنيا بر مؤمن و كافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى‏كند.

 «مالك يوم الدين» يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است. «إياك نعبد و إياك نستعين» يعنى فقط تو را عبادت مى‏كنيم و فقط از تو كمك مى‏خواهيم. «اهدنا الصراط المستقيم» يعنى هدايت كن ما را به راه راست كه آن دين اسلام است.

 «صراط الذين انعمت عليهم» يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى كه آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند «غير المغضوب عليهم و لا الضالين» يعنى نه به راه كسانى كه غضب كرده‏اى برايشان و نه آن كسانى كه گمراهند.

2- ترجمه سوره توحید

بسم اللَّه الرحمن الرحيم: «قل هو اللَّه احد»، يعنى بگو اى محمد صلى الله عليه و آله كه خداوند خدايى است يگانه. «اللَّه الصمد» يعنى خدايى كه از تمام موجودات بى‏نياز است. «لم يلد و لم يولد»، فرزند ندارد و فرزند كسى نيست. «و لم يكن له كفواً احد» يعنى هيچ كس از مخلوقات، مثل او نيست.

3- ترجمه ذكر ركوع و سجود و ذكرهايى كه بعد از آنها مستحب است‏

سبحان ربى العظيم و بحمده، يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم، سبحان ربى الاعلى و بحمده يعنى‏ پروردگار من كه از همه كس بالاتر مى‏باشد از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم، سمع اللَّه لمن حمده يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مى‏كند، استغفر اللَّه ربى و اتوب إليه يعنى طلب آمرزش و مغفرت مى‏كنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مى‏نمايم، بحول اللَّه و قوته اقوم و اقعد يعنى به يارى خداى متعال و قوه او برمى‏خيزم و مى‏نشينم.

4- ترجمه قنوت‏

 «لا اله الّا اللَّه الحليم الكريم»، يعنى نيست خدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بى‏همتايى كه صاحب حلم و كرم است، «لا اله الّا اللَّه العلي العظيم» يعنى نيست خدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بى‏همتايى كه بلندمرتبه و بزرگ است. «سبحان اللَّه ربّ السماوات السبع و ربّ الارضين السبع»، يعنى پاك و منزه است خداوندى كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است. «و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم»، يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانها و زمينها و ما بين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. «و الحمد للَّه رب العالمين»، يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است.

5- ترجمه تسبيحات اربعه‏

 «سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر»، يعنى پاك و منزه است خداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نيست خدايى سزاوار پرستش مگر خداى بى‏همتا، و بزرگتر است از اين كه او را وصف كنند.

6- ترجمه تشهد و سلام‏

 «الحمد للَّه أشهد أَن لا اله الّا اللَّه وحده لا شريك له» يعنى ستايش مخصوص پروردگار است و شهادت مى‏دهم كه خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يگانه است و شريك ندارد «و أشهد ان محمداً عبده و رسوله»، يعنى شهادت‏ مى‏دهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده خدا و فرستاده اوست «اللهم صل على محمد و آل محمد» يعنى خدايا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد «و تقبّل شفاعته و ارفع درجته» يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند كن «السلام عليك أيها النبي و رحمة اللَّه و بركاته»، يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد. «السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين» يعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او، «السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته» يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنين باد.


* تعقيبات نماز


تعقيبات نماز

مسأله 1006- مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقيب يعنى خواندن ذكر و دعا و قرآن شود. و بهتر است پيش از آن كه از جاى خود حركت كند و وضو و غسل و تيمم او باطل شود، رو به قبله تعقيب را بخواند و لازم نيست تعقيب به عربى باشد، ولى بهتر است چيزهاى را كه در كتابهاى دعا دستور داده‏اند بخواند، و از تعقيب‏هايى كه خيلى سفارش شده است، تسبيح حضرت زهرا سلام اللَّه عليها است كه بايد به اين ترتيب گفته شود: 34 مرتبه اللَّه اكبر، بعد 33 مرتبه الحمد للَّه بعد از آن 33 مرتبه سبحان اللَّه و مى‏شود سبحان اللَّه را پيش از الحمد للَّه گفت ولى بهتر است بعد از الحمد للَّه گفته شود.

مسأله 1007- مستحب است بعد از نماز، سجده شكر نمايد و همين قدر كه پيشانى را به قصد شكر بر زمين بگذارد كافى است، ولى بهتر است صد مرتبه يا سه مرتبه يا يك مرتبه، شُكْراً لِلَّهِ يا شُكْراً يا عَفْواً بگويد و نيز مستحب است، هر وقت نعمتى به انسان مى‏رسد يا بلايى از او دور مى‏شود سجده شكر بجاآورد.


* حکم صلوات بر پيغمبر در نماز


صلوات بر پيغمبردر نماز

مسأله 1008- هر وقت انسان اسم مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم مانند محمد و احمد، يا لقب و كنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابو القاسم بگويد يا بشنود، اگر چه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.

مسأله 1009- موقع نوشتن اسم مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم مستحب است صلوات را هم بنويسد و نيز بهتر است هر وقت آن حضرت را ياد مى‏كند صلوات بفرستد.


* مُبْطِلات نماز


مُبْطِلات نماز

مسأله 1010- دوازده چيز نماز را باطل مى‏كند و آنها را مبطلات مى‏گويند:

اول: آنكه در بين نماز يكى از شرطهاى آن از بين برود، مثلاً در بين نماز بفهمد مكانش غصبى است،

دوم: آنكه در بين نماز عمداً يا سهواً يا از روى ناچارى، چيزى كه وضو يا غسل را باطل مى‏كند پيش آيد، مثلاً بول از او بيرون آيد، ولى كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غايط خوددارى كند، اگر در بين نماز بول يا غايط از او خارج شود چنانچه به دستورى كه در احكام وضو گفته شد رفتار نمايد نمازش باطل نمى‏شود، و نيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى كه به دستور استحاضه رفتار كرده باشد، نمازش صحيح است.

مسأله 1011- كسى كه بى‏اختيار خوابش برده، اگر نداند كه در بين نماز خوابش برده يا بعد از آن، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند، ولى اگر تمام شدن نماز را بداند و شك كند كه خواب در بين نماز بوده يا بعد، نمازش صحيح است.

مسأله 1012- اگر بداند به اختيار خودش خوابيده و شك كند كه بعد از نماز بوده، يا در بين نماز يادش رفته كه مشغول نماز است و خوابيده نمازش صحيح است.

مسأله 1013- اگر در حال سجده از خواب بيدار شود و شك كند كه در سجده آخر نماز است، يا در سجده شكر، بايد آن نماز را دوباره بخواند.

سوم: از مبطلات نماز آن است كه مثل بعض كسانى كه شيعه نيستند دستها را روى هم بگذارد.

مسأله 1014- هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد، اگر چه مثل آنها نباشد، بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى يا ناچارى يا براى كار ديگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را روى هم بگذارد اشكال ندارد.

چهارم: از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواندن حمد، آمين بگويد ولى اگر اشتباهاً يا از روى تقيه بگويد، نمازش باطل نمى‏شود.

پنجم: از مبطلات نماز آن است كه عمداً يا از روى فراموشى پشت به قبله كند، يا به طرف راست يا چپ قبله برگردد، بلكه اگر عمداً بقدرى برگردد كه نگويند رو به قبله است، اگر چه به طرف راست يا چپ نرسد، نمازش باطل است.

مسأله 1015- اگر عمداً همه صورت را به طرف راست يا چپ قبله برگرداند نمازش باطل است بلكه اگر سهواً هم صورت را به اين مقدار بگرداند احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند و لازم نيست كه نماز اول را تمام نمايد، ولى اگر سر را كمى بگرداند عمداً باشد يا اشتباهاً نمازش باطل نمى‏شود.

ششم: از مبطلات نماز آن است كه عمداً كلمه‏اى بگويد كه از آن كلمه قصد معنى كند اگر چه معنى هم نداشته باشد و يك حرف هم باشد بلكه اگر قصد هم نكند بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند در صورتى كه دو حرف يا بيشتر باشد، ولى اگر سهواً بگويد نماز باطل نمى‏شود.

مسأله 1016- اگر كلمه‏اى بگويد كه يك حرف دارد، چنانچه آن كلمه معنى داشته باشد مثل (ق) كه در زبان عرب به معناى اين است كه نگهدارى كن، چنانچه معنى آن را بداند و قصد آن را نمايد، نمازش باطل مى‏شود، بلكه اگر قصد معناى آن را نكند ولى ملتفت معناى آن باشد احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1017- سرفه كردن و آروغ زدن و آه كشيدن در نماز اشكال ندارد، ولى گفتن آخ و آه و مانند اينها كه دو حرف است، اگر عمدى باشد نماز را باطل مى‏كند.

مسأله 1018- اگر كلمه‏اى را به قصد ذكر بگويد مثلاً به قصد ذكر بگويد: «اللَّه اكبر» و در موقع گفتن آن، صدا را بلند كند كه چيزى را به ديگرى بفهماند اشكال ندارد ولى چنانچه به قصد اين كه چيزى به كسى بفهماند بگويد، اگر چه قصد ذكر هم داشته باشد، نماز باطل مى‏شود.

مسأله 1019- خواندن قرآن در نماز، غير از چهار سوره‏اى كه سجده واجب دارد و در احكام جنابت گفته شد و نيز دعا كردن در نماز اشكال ندارد اگر چه به‏ فارسى يا زبان ديگر باشد.

مسأله 1020- اگر چيزى از حمد و سوره و ذكرهاى نماز را عمداً يا احتياطاً چند مرتبه بگويد اشكال ندارد.

مسأله 1021- در حال نماز، انسان نبايد به ديگرى سلام كند و اگر ديگرى به او سلام كند، بايد طورى جواب دهد كه سلام مقدم باشد مثلاً بگويد: «السَّلامُ عَلَيْكُمْ» يا «سَلامٌ عَلَيْكُم» و نبايد «عَلَيْكُمُ السَّلامُ» بگويد.

مسأله 1022- انسان بايد جواب سلام را چه در نماز يا در غير نماز فوراً بگويد، و اگر عمداً يا از روى فراموشى جواب سلام را بقدرى طول دهد، كه اگر جواب بگويد جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد نبايد جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نيست.

مسأله 1023- بايد جواب سلام را طورى بگويد كه سلام‏كننده بشنود، ولى اگر سلام‏كننده كر باشد، چنانچه انسان بطور معمول جواب او را بدهد كافى است.

مسأله 1024- نمازگزار جواب سلام را به قصد جواب بگويد نه به قصد دعا.

مسأله 1025- اگر زن يا مرد نامحرم يا بچه مميز، يعنى بچه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد به نمازگزار سلام كند، نمازگزار بايد جواب او را بدهد.

مسأله 1026- اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصيت كرده ولى نمازش صحيح است.

مسأله 1027- اگر كسى به نمازگزار غلط سلام كند، بطورى كه سلام حساب نشود، جواب او واجب نيست.

مسأله 1028- جواب سلام كسى كه از روى مسخره يا شوخى سلام مى‏كند واجب نيست، و احتياط واجب آن است كه در جواب سلام مرد و زن غير مسلمان بگويد سلام يا فقط عليك.

مسأله 1029- اگر كسى به عده‏اى سلام كند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولى اگر يكى از آنان جواب دهد كافى است.

مسأله 1030- اگر كسى به عده‏اى سلام كند و كسى كه سلام‏كننده قصد سلام دادن به او را نداشته، جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.

مسأله 1031- اگر به عده‏اى سلام كند و كسى كه بين آنها مشغول نماز است شك كند كه سلام‏كننده قصد سلام كردن به او را هم داشته يا نه، نبايد جواب بدهد، و همچنين است اگر بداند قصد او را هم داشته ولى ديگرى جواب سلام را بدهد. اما اگر بداند كه قصد او را هم داشته و ديگرى جواب ندهد، بايد جواب او را بگويد.

مسأله 1032- سلام كردن مستحب است و خيلى سفارش شده است كه سواره به پياده و ايستاده به نشسته و كوچكتر به بزرگتر سلام كند.

مسأله 1033- اگر دو نفر با هم به يكديگر سلام كنند، بر هر يك واجب است جواب سلام ديگرى را بدهد.

مسأله 1034- در غير نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد مثلاً اگر كسى گفت سلام عليكم در جواب بگويد سلام عليكم و رحمه اللَّه.

هفتم: از مبطلات نماز خنده با صدا و عمدى است و چنانچه سهواً هم با صدا بخندد يا لبخند بزند نمازش باطل نمى‏شود.

مسأله 1035- اگر براى جلوگيرى از صداى خنده حالش تغيير كند، مثلاً رنگش سرخ شود، چنانچه از صورت نمازگزار بيرون رود، بايد نمازش را دوباره بخواند.

هشتم: از مبطلات نماز آن است كه براى كار دنيا عمداً با صدا گريه كند، ولى اگر براى كار دنيا بى‏صدا گريه كند اشكال ندارد ولى اگر از ترس خدا يا براى آخرت گريه كند، آهسته باشد يا بلند، اشكال ندارد، بلكه از بهترين اعمال است.

نهم: از مبطلات نماز كارى است كه صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هوا پريدن و مانند اينها، كم باشد يا زياد، عمداً باشد يا از روى فراموشى. ولى كارى كه صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره كردن به دست اشكال ندارد.

مسأله 1036- اگر در بين نماز به قدرى ساكت بماند كه نگويند نماز مى‏خواند نمازش باطل مى‏شود.

مسأله 1037- اگر در بين نماز كارى انجام دهد يا مدتى ساكت شود و شك كند كه نماز به هم خورده يا نه، نمازش صحيح است.

دهم: از مبطلات نماز، خوردن و آشاميدن است، اگر در نماز طورى بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مى‏خواند.

مسأله 1038- احتياط واجب آن است كه در نماز هيچ چيز نخورد و نياشامد چه‏ موالات نماز به هم بخورد يا نخورد و چه بگويند نماز مى‏خواند يا نگويند.

مسأله 1039- اگر در بين نماز، غذايى را كه لاى دندانها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمى‏شود. و اگر قند يا شكر و مانند اينها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم كم آب شود و فرو رود نمازش اشكال پيدا مى‏كند.

يازدهم: از مبطلات نماز شك در ركعتهاى نماز دو ركعتى يا سه ركعتى يا در دو ركعت اول نمازهاى چهار ركعتى است.

دوازدهم: از مبطلات نماز آن است كه ركن نماز را عمداً يا سهواً كم يا زياد كند، يا چيزى را كه ركن نيست عمداً كم يا زياد نمايد.

مسأله 1040- اگر بعد از نماز شك كند كه در بين نماز كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام داده يا نه، نمازش صحيح است.


* چيزهايى كه در نماز مكروه است‏


چيزهايى كه در نماز مكروه است‏

مسأله 1041- مكروه است در نماز صورت را كمى به طرف راست يا چپ بگرداند و چشمها را، هم بگذارد، يا به طرف راست و چپ بگرداند و با ريش و دست خود بازى كند و انگشتها را داخل هم نمايد و آب دهان بيندازد و به خط قرآن يا كتاب يا خط انگشترى نگاه كند و نيز مكروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر، براى شنيدن حرف كسى ساكت شود، بلكه هر كارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد مكروه مى‏باشد.

مسأله 1042- موقعى كه انسان خوابش مى‏آيد و نيز موقع خوددارى كردن از بول و غايط، مكروه است نماز بخواند. و همچنين پوشيدن جوراب تنگ كه پا را فشار دهد در نماز مكروه مى‏باشد، و غير از اينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصل گفته شده است.


* مواردى كه مى‏شود نماز واجب را شكست‏


مواردى كه مى‏شود نماز واجب را شكست‏

مسأله 1043- شكستن نماز واجب از روى اختيار حرام است، ولى براى حفظ مال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد.

مسأله 1044- اگر حفظ جان خود انسان يا كسى كه حفظ جان او واجب است يا حفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مى‏باشد، بدون شكستن نماز ممكن نباشد بايد نماز را بشكند ولى شكستن نماز براى مالى كه اهميت ندارد مكروه است.

مسأله 1045- اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبكار طلب خود را از او مطالبه كند، چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد، بايد در همان حال بپردازد و اگر بدون شكستن نماز، دادن طلب او ممكن نيست بايد نماز را بشكند و طلب او را بدهد، بعد نماز را بخواند.

مسأله 1046- اگر در بين نماز بفهمد كه مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، بايد نماز را تمام كند، و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نماز را به هم نمى‏زند بايد در بين نماز تطهير كند، بعد بقيه نماز را بخواند و اگر نماز را به هم مى‏زند، بايد نماز را بشكند و مسجد را تطهير نمايد بعد نماز را بخواند.

مسأله 1047- كسى كه بايد نماز را بشكند، اگر نماز را تمام كند معصيت كرده، ولى نماز او صحيح است اگر چه احتياط مستحب آن است كه دوباره بخواند.

مسأله 1048- اگر پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود، يادش بيايد كه اذان يا اقامه را فراموش كرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشكند.

* شكيّات‏ نماز/شكهاى باطل‏ کننده نماز


شكيّات‏ نماز

شكيات نماز 23 قسم است: هشت قسم آن شكهايى است كه نماز را باطل مى‏كند و به شش قسم آن نبايد اعتنا كرد و نُه قسم ديگر آن صحيح است.

شكهاى باطل‏ کننده نماز

مسأله 1049- شکهايى كه نماز را باطل مى‏كند از اين قرار است:

اول: شك در شماره ركعتهاى نماز دو ركعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر، ولى شك در شماره ركعتهاى نماز مستحب دو ركعتى و بعضى از نمازهاى احتياط نماز را باطل نمى‏كند.

دوم: شك در شماره ركعتهاى نماز سه ركعتى.

سوم: آن كه در نماز چهار ركعتى شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر.

چهارم: آن كه در نماز چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوم، شك كند كه دو ركعت خوانده يا بيشتر

پنجم: شك بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج.

ششم: شك بين سه و شش يا سه و بيشتر از شش.

هفتم: شك در ركعتهاى نماز كه نداند چند ركعت خوانده است.

هشتم: شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش، چه پيش از تمام شدن سجده دوم باشد يا بعد از آن. ولى اگر بعد از سجده دوم شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش براى او پيش آيد احتياط مستحب آن است كه بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1050- اگر يكى از شكهاى باطل‏كننده براى انسان پيش آيد، نمى‏تواند نماز را به هم بزند، ولى اگر بقدرى فكر كند كه شك پابرجا شود به هم زدن نماز مانعى ندارد.


* شكيّات‏ نماز/شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد


شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد

مسأله 1051- شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد از اين قرار است:

اول: شك در چيزى كه محل به جا آوردن آن، گذشته است، مثل آن كه در ركوع شك كند كه حمد را خوانده يا نه. دوم: شك بعد از سلام نماز.  سوم: شك بعد از گذشتن وقت نماز. چهارم: شك كثير الشك يعنى كسى كه زياد شك مى‏كند.  پنجم: شك امام در شماره ركعتهاى نماز در صورتى كه مأموم شماره آنها را بداند و همچنين شك مأموم در صورتى كه امام شماره ركعتهاى نماز را بداند.  ششم: شك در نماز مستحبى.

1- شك در چيزى كه محل آن گذشته است‏:

مسأله 1052- اگر در بين نماز شك كند كه يكى از كارهاى واجب آن را انجام داده يا نه، مثلاً شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد نشده، بايد آنچه را كه در انجام آن شك كرده به جا آورد، و اگر مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد شده به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1053- اگر در بين خواندن آيه‏اى شك كند كه آيه پيش را خوانده يا نه يا وقتى آخر آيه را مى‏خواند شك كند كه اول آن را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1054- اگر بعد از ركوع يا سجود شك كند كه كارهاى واجب آن مانند ذكر و آرام بودن بدن را انجام داده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1055- اگر در حالى كه به سجده مى‏رود شك كند كه ركوع كرده يا نه، يا شك كند كه بعد از ركوع ايستاده يا نه، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1056- اگر در حال برخاستن شك كند كه تشهد را به جا آورده يا نه، بايد اعتنا نكند ولى اگر شك كند كه سجده را به جا آورده يا نه، بايد برگردد و به جا آورد.

مسأله 1057- كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند، اگر موقعى كه حمد يا تسبيحات مى‏خواند، شك كند كه سجده يا تشهد را به جا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از آن كه مشغول حمد يا تسبيحات شود، شك كند كه سجده يا تشهد را به جا آورده يا نه، بايد به جا آورد.

مسأله 1058- اگر شك كند كه يكى از ركنهاى نماز را به جا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را بجاآورد، مثلاً اگر پيش از خواندن تشهد شك كند كه دو سجده را بجاآورده يا نه، بايد بجاآورد و چنانچه بعد يادش بيايد كه آن ركن را به جا آورده بوده، چون ركن زياد شده نمازش باطل است.

مسأله 1059- اگر شك كند عملى را كه ركن نيست به جا آورده يا نه چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را بجاآورد، مثلاً اگر پيش از خواندن سوره شك كند كه حمد را خوانده يا نه، بايد حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن يادش بيايد كه آن را به جا آورده بوده چون ركن زياد نشده نماز صحيح است.

مسأله 1060- اگر شك كند كه ركنى را به جا آورده يا نه، چنانچه مشغول تشهد است اگر شك كند كه دو سجده را به جا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر يادش بيايد كه آن ركن را به جا نياورده، در صورتى كه مشغول ركن بعد نشده، بايد آن را به جا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است، مثلاً اگر پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد كه دو سجده را به جا نياورده، بايد به جا آورد و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد نمازش باطل است.

مسأله 1061- اگر شك كند عملى را كه ركن نيست به جا آورده يا نه چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است شده، بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلاً موقعى كه مشغول خواندن سوره است، اگر شك كند كه حمد را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند، و اگر بعد يادش بيايد كه آن را به جا نياورده در صورتى كه مشغول ركن بعد نشده، بايد به جا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش صحيح است. بنابر اين اگر مثلاً در قنوت يادش بيايد كه حمد را نخوانده، بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد نماز او صحيح است.

مسأله 1062- اگر شك كند كه سلام نماز را گفته يا نه، يا شك كند درست گفته يا نه، چنانچه مشغول تعقيب نماز يا مشغول نماز ديگر شده، يا به واسطه انجام كارى كه نماز را به هم مى‏زند، از حال نمازگزار بيرون رفته، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از اينها شك كند، بايد سلام را بگويد. اما اگر در صحيح گفتن سلام شك كند در هر صورت بايد به شك خود اعتنا ننمايد چه مشغول كار ديگر شده باشد يا نه.

2- شك بعد از سلام‏

مسأله 1063- اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه، مثلاً شك كند ركوع كرده يا نه، يا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت به شك خود اعتنا نكند، ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه سه ركعت خوانده يا پنج ركعت، نمازش باطل است.

3- شك بعد از وقت

مسأله 1064- اگر بعد از گذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده يا نه، يا گمان كند كه نخوانده، خواندن آن لازم نيست ولى اگر پيش از گذشتن وقت، شك كند كه نماز خوانده يا نه، يا گمان كند كه نخوانده، بايد آن نماز را بخواند بلكه اگر گمان كند كه خوانده، بايد آن را به جا آورد.

مسأله 1065- اگر بعد از گذشتن وقت شك كند كه نماز را درست خوانده يا نه به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1066- اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار ركعت نماز خوانده ولى نداند به نيت ظهر خوانده يا به نيت عصر، بايد چهار ركعت نماز قضا به نيت نمازى كه بر او واجب است بخواند.

مسأله 1067- اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا، بداند يك نماز خوانده ولى نداند سه ركعتى خوانده يا چهار ركعتى، بايد قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.

4- شك كَثيرُ الشَّك (كسى كه زياد شك مى‏كند)

مسأله 1068- اگر كسى در يك نماز سه مرتبه شك كند، يا در سه نماز پشت سر هم مثلاً در نماز صبح و ظهر و عصر شك كند، كثير الشك است و چنانچه زياد شك كردن او از غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1069- كثير الشك اگر در به جا آوردن چيزى شك كند، چنانچه به جا آوردن آن نماز را باطل نمى‏كند، بايد بنا بگذارد كه آن را به جا آورده، مثلاً اگر شك كند كه ركوع كرده يا نه، بايد بنا بگذارد كه ركوع كرده است، و اگر به جا آوردن آن نماز را باطل مى‏كند بايد بنا بگذارد كه آن را انجام نداده مثلاً اگر شك كند كه يك ركوع كرده يا بيشتر چون زياد شدن ركوع نماز را باطل مى‏كند بايد بنا بگذارد كه بيشتر از يك ركوع نكرده است.

مسأله 1070- كسى كه در يك چيز نماز زياد شك مى‏كند، چنانچه در چيزهاى ديگر نماز شك كند بايد به دستور آن عمل نمايد، مثلاً كسى كه زياد شك مى‏كند سجده كرده يا نه اگر در به جا آوردن ركوع شك كند بايد به دستور آن رفتار نمايد يعنى اگر ايستاده ركوع را به جا آورد و اگر به سجده رفته، اعتنا نكند.

مسأله 1071- كسى كه در نماز مخصوصى مثلاً در نماز ظهر زياد شك مى‏كند اگر در نماز ديگر مثلاً در نماز عصر شك كند، بايد به دستور شك رفتار نمايد.

مسأله 1072- كسى كه وقتى در جاى مخصوصى نماز مى‏خواند زياد شك مى‏كند، اگر در غير آنجا نماز بخواند و شكى براى او پيش آيد به دستور شك عمل نمايد.

مسأله 1073- اگر انسان شك كند كه كثير الشك شده يا نه، بايد به دستور شك عمل نمايد. و كثير الشك تا وقتى يقين نكند كه به حال معمولى مردم برگشته بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1074- كسى كه زياد شك مى‏كند، اگر شك كند ركنى را به جا آورده يا نه، و اعتنا نكند بعد يادش بيايد كه آن را به جا نياورده، چنانچه مشغول ركن بعد نشده، بايد آن را به جا آورد، و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است، مثلاً اگر شك كند ركوع كرده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه پيش از سجده يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد ركوع كند و اگر در سجده يادش بيايد، نمازش باطل است.

مسأله 1075- كسى كه زياد شك مى‏كند، اگر شك كند چيزى را كه ركن نيست به جا آورده يا نه و اعتنا نكند و بعد يادش بيايد كه آن را به جا نياورده، چنانچه از محل به جا آوردن آن نگذشته بايد آن را به جا آورد، و اگر از محل آن گذشته نمازش صحيح است، مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه در قنوت يادش بيايد كه حمد نخوانده، بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد نماز او صحيح است.

5- شك امام و مأموم‏

مسأله 1076- اگر امام جماعت در شماره ركعتهاى نماز شك كند مثلاً شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت، چنانچه مأموم يقين يا گمان داشته باشد كه چهار ركعت خوانده و به امام بفهماند كه چهار ركعت خوانده است، امام بايد نماز را تمام كند و خواندن نماز احتياط لازم نيست و نيز اگر امام يقين يا گمان داشته باشد كه چند ركعت خوانده است و مأموم در شماره ركعتهاى نماز شك كند، بايد به شك خود اعتنا ننمايد.

6- شك در نماز مستحبى‏

مسأله 1077- اگر در شماره ركعتهاى نماز مستحبى شك كند، چنانچه طرف بيشتر شك، نماز را باطل مى‏كند، بايد بنا را بر كمتر بگذارد مثلاً اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت خوانده است و اگر طرف بيشتر شك، نماز را باطل نمى‏كند. مثلاً شك كند كه دو ركعت خوانده يا يك ركعت به هر طرف شك عمل كند، نمازش صحيح است.

مسأله 1078- كم شدن ركن، نافله را باطل مى‏كند بنابر احتياط واجب، ولى زياد شدن ركن، آن را باطل نمى‏كند، پس اگر يكى از كارهاى نافله را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه مشغول ركن بعد از آن شده بايد آن كار را انجام دهد و دوباره آن ركن را به جا آورد مثلاً اگر در بين ركوع يادش بيايد كه سوره را نخوانده، بايد برگردد و سوره را بخواند و دوباره به ركوع رود.

مسأله 1079- اگر در يكى از كارهاى نافله شك كند، خواه ركن باشد يا غير ركن، چنانچه محل آن نگذشته، بايد به جا آورد و اگر محل آن گذشته، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1080- اگر در نماز مستحبى دو ركعتى، گمانش به سه ركعت يا بيشتر برود يا گمانش به دو ركعت يا كمتر برود بايد به همان گمان عمل كند، مگر آن كه موجب بطلان باشد كه در اين صورت گمان، حكم شك را دارد، مثلاً اگر گمانش به يك ركعت مى‏رود احتياطاً بايد يك ركعت ديگر بخواند.

مسأله 1081- اگر در نماز نافله كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مى‏شود، يا يك سجده يا تشهد را فراموش نمايد، لازم نيست بعد از نماز، سجده سهو يا قضاى سجده و تشهد را به جا آورد.

مسأله 1082- اگر شك كند كه نماز مستحبى را خوانده يا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طيّار وقت معين نداشته باشد، بنا بگذارد كه نخوانده است. و همچنين است اگر مثل نافله يوميه وقت معين داشته باشد و پيش از گذشتن وقت شك كند كه آن را به جا آورده يا نه، ولى اگر بعد از گذشت وقت شك كند كه خوانده است يا نه، به شك خود اعتنا نكند.


* شكيّات‏ نماز/شكهاى صحيح‏


شكهاى صحيح

مسأله 1083- در نُه صورت اگر در شماره ركعتهاى نماز چهار ركعتى شك كند، بايد فكر نمايد، پس اگر يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا كرد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند و گر نه به دستورهايى كه گفته مى‏شود عمل نمايد و آن نُه صورت از اين قرار است:

اول: آن كه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شك كند دو ركعت خوانده يا سه ركعت، كه بايد بنا بگذارد سه ركعت خوانده و يك ركعت ديگر بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود به جا آورد.

دوم: شك بين دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم، كه بايد بنا بگذارد چهار ركعت خوانده و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند.

سوم: شك بين دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم، كه بايد بنابر چهار بگذارد و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته به جا آورد، ولى اگر بعد از سجده اول يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم يكى از اين سه شك برايش پيش آيد مى‏تواند نماز را رها كند و دوباره بخواند.

چهارم: شك بين چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم، كه بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد ولى اگر بعد از سجده اول، يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم، اين شك، براى او پيش آيد، بنابر احتياط استحبابى به دستورى كه گفته شد عمل كند اگر چه نمازش باطل است و بايد دوباره بخواند.

پنجم: شك بين سه و چهار، كه در هر جاى نماز باشد، بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا آورد.

ششم: شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا آورد.

هفتم: شك بين سه و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده به جا آورد.

هشتم: شك بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده، كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته به جا آورد.

نهم: شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1084- اگر يكى از شكهاى صحيح براى انسان پيش آيد نبايد نماز را بشكند و چنانچه نماز را بشكند معصيت كرده است، پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند مثل رو گرداندن از قبله، نماز را از سر گيرد نماز دومش هم باطل است. و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند، مشغول نماز شود نماز دومش صحيح است.

مسأله 1085- اگر يكى از شكهايى كه نماز احتياط براى آنها واجب است در نماز پيش آيد، چنانچه انسان نماز را تمام كند و بدون خواندن نماز احتياط نماز را از سر بگيرد معصيت كرده است. پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند نماز را از سر گرفته، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند، مشغول نماز شده نماز دومش صحيح است.

مسأله 1086- وقتى يكى از شكهاى صحيح براى انسان پيش آيد چنان كه گفته شد، بايد فكر كند ولى اگر چيزهايى كه به واسطه آنها ممكن است يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا شود، از بين نمى‏رود، چنانچه كمى بعد فكر كند اشكال ندارد، مثلاً اگر در سجده شك كند مى‏تواند تا بعد از سجده، فكر كردن را تأخير بيندازد.

مسأله 1087- اگر اول گمانش به يك طرف بيشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود، بايد به دستور شك عمل نمايد. و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى‏ باشد و به طرفى كه وظيفه اوست بنا بگذارد، بعد گمانش به طرف ديگر برود، بايد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند.

مسأله 1088- كسى كه نمى‏داند گمانش به يك طرف بيشتر است يا هر دو طرف در نظر او مساوى است بايد احتياط كند و در هر مورد احتياط، بطور مخصوصى است كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.

مسأله 1089- اگر بعد از نماز بداند كه در بين نماز حال ترديدى داشته كه مثلاً دو ركعت خوانده يا سه ركعت و بنا را بر سه گذاشته ولى نداند كه گمانش به خواندن سه ركعت بوده يا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده به احتياط واجب بايد نماز احتياط را بخواند.

مسأله 1090- اگر موقعى كه تشهد مى‏خواند، يا بعد از ايستادن شك كند كه دو سجده را به جا آورده يا نه و در همان موقع يكى از شكهايى كه اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بيفتد صحيح مى‏باشد، براى او پيش آيد مثلاً شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، به احتياط واجب بايد به دستور آن شك عمل كند و نمازش را هم دوباره بخواند.

مسأله 1091- اگر پيش از آن كه مشغول تشهد شود، يا در ركعتهايى كه تشهد ندارد پيش از ايستادن، شك كند كه دو سجده را به جا آورده يا نه، و در همان موقع يكى از شكهايى كه بعد از تمام شدن دو سجده صحيح است، برايش پيش آيد نمازش باطل است.

مسأله 1092- اگر موقعى كه ايستاده بين سه و چهار يا بين سه و چهار و پنج شك كند و يادش بيايد كه دو سجده، يا يك سجده از ركعت پيش به جا نياورده نمازش باطل است.

مسأله 1093- اگر شك او از بين برود و شك ديگرى برايش پيش آيد، مثلاً اول شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، بعد شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت، بايد به دستور شك دوم عمل نمايد.

مسأله 1094- اگر بعد از نماز شك كند كه در نماز مثلاً بين دو و چهار شك كرده، يا بين سه و چهار، احتياط واجب آن است كه به دستور هر دو عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1095- اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز شكى براى او پيش آمده ولى نداند از شكهاى باطل بوده يا از شكهاى صحيح و اگر از شكهاى صحيح بوده كدام قسم آن بوده است بنابر احتياط واجب بايد به دستور شكهايى كه صحيح بوده و احتمال مى‏داده عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1096- كسى كه نشسته نماز مى‏خواند اگر شكى كند كه بايد براى آن يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بخواند، بايد دو ركعت نشسته به جا آورد. بلكه اگر شكى كند كه بايد براى آن دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند، بايد دو ركعت نشسته به جا آورد.

مسأله 1097- كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند، اگر موقع خواندن نماز احتياط از ايستادن عاجز شود، بايد مثل كسى كه نماز را نشسته مى‏خواند و حكم آن در مسأله پيش گفته شد، نماز احتياط را به جا آورد.

مسأله 1098- كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، اگر موقع خواندن نماز احتياط بتواند بايستد بايد به وظيفه كسى كه نماز را ايستاده مى‏خواند عمل كند.


* نماز احتياط


نماز احتياط

مسأله 1099- كسى كه نماز احتياط بر او واجب است بعد از سلام نماز بايد فوراً نيت نماز احتياط كند و تكبير بگويد و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نمايد پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو ركعت نماز احتياط بر او واجب است بعد از دو سجده، يك ركعت ديگر مثل ركعت اول به جا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.

مسأله 1100- نماز احتياط سوره و قنوت ندارد، و بايد نيت آن را به زبان نياورند و احتياط واجب آن است كه سوره حمد و بسم الله آن را هم آهسته بگويند.

مسأله 1101- اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد، نمازى كه خوانده درست بوده، لازم نيست نماز احتياط را بخواند. و اگر در بين نماز احتياط بفهمد، لازم نيست آن را تمام نمايد.

مسأله 1102- اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد كه ركعتهاى نمازش كم بوده، چنانچه كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام نداده، بايد آنچه از نماز نخوانده بخواند و براى سلام بى‏جا دو سجده سهو بنمايد. و اگر كارى كه نماز را باطل مى‏كند، انجام داده، مثلاً پشت به قبله كرده، بايد نماز را دوباره به جا آورد.

مسأله 1103- اگر بعد از نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش به مقدار نماز احتياط بوده، مثلاً در شك بين سه و چهار، يك ركعت نماز احتياط بخواند بعد بفهمد نماز را سه ركعت خوانده، نمازش صحيح است.

مسأله 1104- اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز كمتر از نماز احتياط بوده، مثلاً در شك بين دو و چهار، دو ركعت نماز احتياط بخواند بعد بفهمد نماز را سه ركعت خوانده، بايد كسرى نماز را به نماز متصل نموده و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1105- اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز بيشتر از نماز احتياط بوده مثلاً در شك بين سه و چهار يك ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو ركعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتياط كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام داده، مثلاً پشت به قبله كرده، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام نداده بايد دو ركعت كسرى نمازش را به جا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1106- اگر بين دو و سه و چهار شك كند و بعد از خواندن دو ركعت نماز احتياط ايستاده، يادش بيايد كه نماز را دو ركعت خوانده لازم نيست دو ركعت نماز احتياط نشسته را بخواند.

مسأله 1107- اگر بين سه و چهار شك كند و موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته يا يك ركعت ايستاده را مى‏خواند، يادش بيايد كه نماز را سه ركعت خوانده بايد نماز احتياط را تمام كند و نمازش صحيح است.

مسأله 1108- اگر بين دو و سه و چهار شك كند و موقعى كه دو ركعت نماز احتياط ايستاده را مى‏خواند پيش از ركوع ركعت دوم يادش بيايد كه نماز را سه ركعت خوانده، بايد بنشيند و نماز احتياط را يك ركعتى تمام كند و بنابر احتياط مستحب‏ نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1109- اگر در بين نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش بيشتر يا كمتر از نماز احتياط بوده، چنانچه نتواند نماز احتياط را مطابق كسرى نمازش تمام كند، بايد آن را رها كند و كسرى نماز را به جا آورد و بنابر احتياط واجب، نماز را دوباره بخواند، مثلاً در شك بين سه و چهار اگر موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته را مى‏خواند، يادش بيايد كه نماز را دو ركعت خوانده، چون نمى‏تواند دو ركعت نشسته را به جاى دو ركعت ايستاده حساب كند، به احتياط واجب بايد نماز احتياط نشسته را رها كند و دو ركعت كسرى نمازش را بخواند و نماز را هم دوباره به جا آورد.

مسأله 1110- اگر شك كند نماز احتياطى را كه بر او واجب بوده به جا آورده يا نه، چنانچه وقت نماز گذشته به شك خود اعتنا نكند، و اگر وقت دارد، در صورتى كه مشغول كار ديگرى نشده و از جاى نماز برنخاسته و كارى هم مثل روگرداندن از قبله كه نماز را باطل مى‏كند انجام نداده بايد نماز احتياط را بخواند و اگر مشغول كار ديگرى شده يا كارى كه نماز را باطل مى‏كند به جا آورده، يا بين نماز و شك او زياد طول كشيده، احتياط استحبابى آن است كه نماز احتياط را به جا آورد و نماز را هم دوباره بخواند، اگر چه مى‏تواند بنابر انجام نماز احتياط گذارد و بر همان اكتفا نمايد.

مسأله 1111- اگر در نماز احتياط، ركنى را زياد كند، يا مثلاً به جاى يك ركعت دو ركعت بخواند، نماز احتياط باطل مى‏شود بنابر احتياط واجب، و بايد دوباره نماز احتياط و اصل نماز را بخواند.

مسأله 1112- موقعى كه مشغول نماز احتياط است اگر در يكى از كارهاى آن شك كند، چنانچه محل آن نگذشته، بايد به جا آورد و اگر محلش گذشته، بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه به ركوع نرفته بايد بخواند، و اگر به ركوع رفته بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1113- اگر در شماره ركعتهاى نماز احتياط شك كند، بايد بنا را بر بيشتر بگذارد ولى چنانچه طرف بيشتر شك نماز را باطل مى‏كند، بنابر كمتر گذارد و احتياط مستحب آن است كه نماز احتياط را دوباره بخواند و بعد از آن اصل نماز را اعاده نمايد.

مسأله 1114- اگر در نماز احتياط چيزى كه ركن نيست سهواً كم يا زياد شود، سجده سهو ندارد.

مسأله 1115- اگر بعد از سلام نماز احتياط شك كند كه يكى از اجزاء يا شرايط آن را به جا آورده يا نه، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1116- اگر در نماز احتياط، تشهد يا يك سجده را فراموش كند، احتياط آن است كه بعد از سلام آن را قضا نمايد، اگر چه واجب نيست.

مسأله 1117- اگر نماز احتياط و قضاى يك سجده يا قضاى يك تشهد يا دو سجده سهو بر او واجب شود، بايد اول نماز احتياط را به جا آورد.

مسأله 1118- حكم گمان در ركعتهاى نماز حكم يقين است، مثلاً اگر در نماز چهار ركعتى انسان گمان دارد كه نماز را چهار ركعت خوانده نبايد نماز احتياط بخواند، ولى اگر در غير ركعتها گمان پيدا كند بايد به احتياط عمل نمايد و دستور در هر موردى طور مخصوصى است كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.

مسأله 1119- حكم شك و سهو و گمان در نمازهاى واجب يوميه و نمازهاى واجب ديگر فرق ندارد، مثلاً اگر در نماز آيات شك كند كه يك ركعت خوانده يا دو ركعت، چون شك او در نماز دو ركعتى است، نمازش باطل مى‏شود.


* مواردسجده سهو و کیفیت آن


موارد سجده سهو

مسأله 1120- براى سه چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود به جا آورد:

اول: آن كه در بين نماز، سهواً حرف بزند.

دوم: آن كه يك سجده را فراموش كند.

سوم: آن كه در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت و در دو مورد هم احتياط واجب آن است كه سجده سهو بنمايد اول در جايى كه نبايد نماز را سلام دهد مثلاً در ركعت اول سهواً سلام بدهد دوم آنكه تشهد را فراموش كند.

مسأله 1121- اگر انسان اشتباهاً يا به خيال اين كه نمازش تمام شده حرف بزند بايد دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1122- براى حرفى كه از آه كشيدن و سرفه پيدا مى‏شود، سجده سهو واجب نيست، ولى اگر مثلاً سهواً آخ يا آه بگويد، بايد سجده سهو نمايد.

مسأله 1123- اگر چيزى را كه غلط خوانده دوباره بطور صحيح بخواند براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نيست.

مسأله 1124- اگر در نماز سهواً مدتى حرف بزند و تمام آنها يك مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز كافى است.

مسأله 1125- اگر سهواً تسبيحات اربعه را نگويد يا بيشتر يا كمتر از سه مرتبه بگويد، احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1126- اگر در جايى كه نبايد سلام نماز را بگويد سهواً بگويد: «السلام علينا و على عباد اللَّه الصالحين» يا بگويد: «السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته» بايد دو سجده سهو بنمايد، ولى اگر اشتباهاً مقدارى از اين دو سلام را بگويد، يا بگويد «السلام عليك أيها النبي و رحمة اللَّه و بركاته» احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1127- اگر در جايى كه نبايد سلام دهد اشتباهاً هر سه سلام را بگويد دو سجده سهو كافى است.

مسأله 1128- اگر يك سجده يا تشهد را فراموش كند و پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد، بايد برگردد و به جا آورد.

مسأله 1129- اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد كه يك سجده يا تشهد را از ركعت پيش فراموش كرده، بايد بعد از سلام نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1130- اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً به جا نياورد، معصيت كرده و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً به جا نياورد، هر وقت يادش آمد بايد فوراً انجام دهد و لازم نيست نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1131- اگر شك دارد كه سجده سهو بر او واجب شده يا نه لازم نيست به جا آورد.

مسأله 1132- كسى كه شك دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده يا چهار تا، اگر دو سجده بنمايد كافى است.

مسأله 1133- اگر بداند يكى از دو سجده سهو را به جا نياورده بايد دو سجده سهو به جا آورد و اگر بداند سهواً سه سجده كرده، بايد دوباره دو سجده سهو بنمايد.

كيفيت سجده سهو

مسأله 1134- كيفيت سجده سهو آن است كه بعد از سلام نماز فوراً نيت سجده سهو كند و پيشانى را به چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بگويد:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ يا بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ولى بهتر است بگويد بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُه بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهايى را كه گفته شد بگويد و بنشيند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد.


* قضاى سجده و تشهد فراموش شده‏


قضاى سجده و تشهد فراموش شده‏

مسأله 1135- سجده و تشهدى را كه انسان فراموش كرده و بعد از نماز قضاى آن را به جا مى‏آورد، بايد تمام شرايط نماز: مانند پاك بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاى ديگر را داشته باشد.

مسأله 1136- اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش كند، مثلاً يك سجده از ركعت اول و يك سجده از ركعت دوم فراموش نمايد، بايد بعد از نماز، قضاى هر دو را با سجده‏هاى سهوى كه براى آنها لازم است به جا آورد، و لازم نيست معين كند كه قضاى كدام يكِ آنها است.

مسأله 1137- اگر يك سجده و تشهد را فراموش كند، احتياط واجب آن است كه هر كدام را اول فراموش كرده، اول قضا نمايد. و اگر نداند كدام اول فراموش شده، بايد احتياطاً يك سجده و تشهد و بعد يك سجده ديگر به جا آورد، يا يك تشهد و يك سجده و بعد يك تشهد ديگر به جا آورد تا يقين كند سجده و تشهد را به ترتيبى كه فراموش كرده قضا نموده است.

مسأله 1138- اگر به خيال اين كه اول سجده را فراموش كرده، اول قضاى آن را به جا آورد و بعد از خواندن تشهد يادش بيايد كه اول تشهد را فراموش كرده احتياط واجب آن است كه دوباره سجده را قضا نمايد. و نيز اگر به خيال اين كه اول تشهد را فراموش كرده اول قضاى آن را به جا آورد، و بعد از سجده يادش بيايد كه اول سجده را فراموش كرده، بنابر احتياط واجب بايد دوباره تشهد را بخواند.

مسأله 1139- اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد كارى كند كه اگر عمداً يا سهواً در نماز اتّفاق بيفتد نماز باطل مى‏شود، مثلاً پشت به قبله نمايد، بايد قضاى سجده و تشهد را به جا آورد و نمازش صحيح است.

مسأله 1140- اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك سجده از ركعت آخر را فراموش كرده، بايد قضاى سجده‏اى را كه فراموش كرده به جا آورد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد چه كارى كه نماز را باطل مى‏كند كرده باشد يا نه. و اگر تشهد ركعت آخر را فراموش كرده باشد، بايد قضاى تشهد را به جا آورد و بعد از آن دو سجده سهو بجاآورد.

مسأله 1141- اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مى‏شود، مثل آنكه سهواً حرف بزند، بايد سجده يا تشهد را قضا كند.

مسأله 1142- اگر نداند كه سجده را فراموش كرده يا تشهد را، به احتياط واجب بايد هر دو را قضا نمايد و هر كدام را اول به جا آورد اشكال ندارد، و بايد يك بار سجده سهو نيز بجاآورد.

مسأله 1143- اگر شك دارد كه سجده يا تشهد را فراموش كرده يا نه، واجب نيست قضا نمايد.

مسأله 1144- اگر بداند سجده يا تشهد را فراموش كرده و شك كند كه پيش از ركوع ركعت بعد بجاآورده يا نه، احتياط واجب آن است كه آن را قضا نمايد.

مسأله 1145- كسى كه بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد، اگر براى كار ديگرى هم سجده سهو بر او واجب شود، بايد بعد از نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد، بعد سجده سهو را بجاآورد.

مسأله 1146- اگر شك دارد كه بعد از نماز، قضاى سجده يا تشهد فراموش شده‏ را به جا آورده يا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته، بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد، و اگر وقت نماز هم گذشته، بنابر احتياط واجب بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد.


* كم و زياد كردن اجزاء و شرايط نماز


كم و زياد كردن اجزاء و شرايط نماز

مسأله 1147- هرگاه چيزى از واجبات نماز را عمداً كم يا زياد كند، اگر چه يك حرف آن باشد، نماز باطل است.

مسأله 1148- اگر به واسطه ندانستن مسأله، چيزى از اجزاء نماز را كم يا زياد كند اگر آن جزء ركن نباشد نمازش صحيح است اگر جاهل قاصر باشد، و الاّ به احتياط واجب، نماز باطل است.

مسأله 1149- اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده يا بدون وضو يا غسل مشغول نماز شده، بايد نماز را به هم بزند و دوباره با وضو يا غسل بخواند، و اگر بعد از نماز بفهمد بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل به جا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.

مسأله 1150- اگر بعد از رسيدن به ركوع يادش بيايد كه دو سجده از ركعت پيش فراموش كرده، نمازش باطل است. و اگر پيش از رسيدن به ركوع يادش بيايد، بايد برگردد و دو سجده را به جا آورد و برخيزد و حمد و سوره يا تسبيحات را بخواند و نماز را تمام كند.

مسأله 1151- اگر پيش از گفتن «السلام علينا» و «السلام عليكم» يادش بيايد كه دو سجده ركعت آخر را به جا نياورده، بايد دو سجده را به جا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1152- اگر پيش از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر، از آخر نماز نخوانده، بايد مقدارى را كه فراموش كرده به جا آورد.

مسأله 1153- اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه كارى انجام داده كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى‏كند، مثلاً پشت به قبله كرده نمازش باطل است، و اگر كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند انجام نداده بايد فوراً مقدارى كه فراموش‏ كرده به جا آورد.

مسأله 1154- هرگاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى‏كند، مثلاً پشت به قبله نمايد و بعد يادش بيايد كه دو سجده آخر را به جا نياورده نمازش باطل است، ولى اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند، يادش بيايد بايد برگردد و دو سجده‏اى را كه فراموش كرده به جا آورد و تشهد و سلام را دوباره بعد از آن بگويد و دو سجده سهو براى سلامى كه اول گفته به جا آورد و نمازش صحيح است و احتياط مستحب آن است كه اصل نماز را بعد از آن اعاده نمايد.

مسأله 1155- اگر بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده، يا پشت به قبله يا به طرف راست يا به طرف چپ قبله به جا آورده، بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.


* نماز مسافر


نماز مسافر

مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط، شكسته به جا آورد يعنى دو ركعت بخواند:

شرط اول: آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد.

مسأله 1156- كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، اگر رفتن او كمتر از چهار فرسخ نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند. بنابر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1157- اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد بايد نماز را شكسته بخواند چه همان روز و شب بخواهد برگردد يا غير آن روز و شب.

مسأله 1158- اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ كمتر باشد، يا انسان نداند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه، نبايد نماز را شكسته بخواند و چنانچه شك كند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه، در صورتى كه تحقيق كردن برايش مشقت دارد، بايد نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد بنابر احتياط واجب بايد تحقيق كند كه اگر دو عادل بگويند، يا بين مردم معروف باشد كه سفر او هشت فرسخ است نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1159- اگر يك عادل خبر دهد كه سفر انسان هشت فرسخ است بنابر احتياط واجب بايد نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند و روزه بگيرد و قضاى آن را هم به جا آورد.

مسأله 1160- كسى كه يقين دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شكسته بخواند و بعد بفهمد كه هشت فرسخ نبوده، بايد آن را چهار ركعتى به جا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.

مسأله 1161- كسى كه يقين دارد سفرش هشت فرسخ نيست، يا شك دارد كه هشت فرسخ هست يا نه، چنانچه در بين راه بفهمد كه سفر او هشت فرسخ بوده، اگر چه كمى از راه باقى باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر بعد از تمام خواندن نماز، فهميد سفرش هشت فرسخ بوده، بنابر اقوى بايد نماز را دوباره شكسته اعاده نمايد، و در صورتى كه وقت گذشته باشد، بايد بنابر احتياط واجب، نماز را دوباره قضا نمايد.

مسأله 1162- اگر بين دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد كند، اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1163- اگر محلى دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آنجا برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد تمام بخواند.

مسأله 1164- اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند، و اگر ديوار ندارد بايد از خانه‏هاى آخر شهر حساب نمايد.

شرط دوم: آن كه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جايى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آن جا قصد كند جايى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و به وطنش يا به جايى كه مى‏خواهد ده روز بماند برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1165- كسى كه نمى‏داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پيدا كردن گمشده‏اى مسافرت مى‏كند و نمى‏داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند، بايد نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن، چنانچه تا وطنش يا جايى كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند. و نيز اگر در بين رفتن قصد كند كه چهار فرسخ برود و برگردد، چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1166- مسافر در صورتى بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس كسى كه از شهر بيرون مى‏رود و مثلاً قصدش اين است كه اگر رفيق پيدا كند، سفر هشت فرسخى برود چنانچه اطمينان دارد كه رفيق پيدا مى‏كند، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر اطمينان ندارد، بايد تمام بخواند.

مسأله 1167- كسى كه قصد هشت فرسخ دارد، اگر چه در هر روز مقدار كمى راه برود وقتى به جايى برسد كه ديوار شهر را نبيند و اذان آن را نشنود بايد نماز را شكسته بخواند. ولى اگر در هر روز مقدار خيلى كمى راه برود كه نگويند مسافر است، بايد نمازش را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1168- كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است، مانند نوكرى كه با آقاى خود مسافرت مى‏كند چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1169- كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است، اگر بداند يا گمان داشته باشد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1170- كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است، اگر شك دارد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود يا نه، بايد نماز را شكسته بخواند. و نيز اگر شك او از اين جهت است كه احتمال مى‏دهد مانعى براى سفر او پيش آيد، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا نباشد بايد نمازش را شكسته بخواند.

شرط سوم: آن كه در بين راه از قصد خود بر نگردد، پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد يا مردد شود، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1171- اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه همان جا بماند يا بعد از ده روز برگردد، يا در برگشتن و ماندن مردد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1172- اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصميم داشته باشد كه برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1173- اگر براى رفتن به محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى ديگرى برود، چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جايى كه مى‏خواهد برود، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1174- اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى كه مردد است راه نرود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود، بايد تا آخر مسافرت نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1175- اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه و در موقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه هشت فرسخ ديگر برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد تا آخر مسافرت بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1176- اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود، چنانچه باقيمانده سفر او هشت فرسخ باشد يا چهار فرسخ باشد ولى بخواهد برود و برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند. ولى اگر راهى كه پيش از مردد شدن و راهى كه بعد از آن مى‏رود روى هم هشت فرسخ باشد، بنابر احتياط نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند، اگر چه جمع واجب نيست و نماز شكسته است.

شرط چهارم: آنكه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جايى بماند پس كسى كه مى‏خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1177- كسى كه نمى‏داند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مى‏گذرد يا نه، يا ده روز در محلى مى‏ماند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1178- كسى كه مى‏خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، و نيز كسى كه مردد است كه از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن ده روز يا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر باقيمانده راه هشت فرسخ باشد، يا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.

شرط پنجم: آن كه براى كار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آن كه براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخوانند.

مسأله 1179- سفرى كه اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.

مسأله 1180- كسى كه سفر او حرام نيست و براى كار حرام هم سفر نمى‏كند، اگر چه در سفر، معصيتى انجام دهد، مثلاً غيبت كند يا شراب بخورد، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1181- اگر مخصوصاً براى آن كه كار واجبى را ترك كند مسافرت نمايد نمازش تمام است، پس كسى كه بدهكار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبكار هم مطالبه كند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نمايد بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر مخصوصاً براى ترك واجب مسافرت نكند، بايد نماز را شكسته بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1182- اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حيوان سوارى يا مركب ديگرى كه سوار است غصبى باشد، نمازش شكسته است ولى اگر در زمين غصبى مسافرت كند، بنابر احتياط واجب بايد نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1183- كسى كه با ظالم مسافرت مى‏كند اگر ناچار نباشد و مسافرت او كمك به ظالم باشد، بايد نماز را تمام بخواند. و اگر ناچار باشد يا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت كند، نمازش شكسته است.

مسأله 1184- اگر به قصد تفريح و گردش مسافرت كند حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1185- اگر براى لهو و خوش‏گذرانى به شكار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش به شكار رود، نمازش شكسته است و اگر براى كسب و زياد كردن مال برود، احتياط واجب آن است كه نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند، ولى بايد روزه نگيرد.

مسأله 1186- كسى كه براى معصيت سفر كرده، موقعى كه از سفر برمى‏گردد اگر توبه كرده، بايد نماز را شكسته بخواند. و اگر توبه نكرده، و چيزى هم كه بازگشت را از جزئيت سفر معصيت خارج كند حادث نشده باشد بايد تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1187- كسى كه سفر او سفر معصيت است، اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد، چنانچه باقيمانده راه هشت فرسخ باشد، يا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1188- كسى كه براى معصيت سفر نكرده، اگر در بين راه قصد كند كه بقيه راه را براى معصيت برود، بايد نماز را تمام بخواند ولى نمازهايى را كه شكسته خوانده صحيح است.

شرط ششم: آن كه از صحرانشينهايى نباشد كه در بيابانها گردش مى‏كنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى‏مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى‏روند، و صحرانشينها در اين مسافرتها بايد نماز را تمام بخوانند.

مسأله 1189- اگر يكى از صحرانشينها براى پيدا كردن منزل و چراگاه حيواناتشان سفر كند، چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، احتياط واجب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1190- اگر صحرانشين براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينها مسافرت كند، بايد نماز را شكسته بخواند.

شرط هفتم: آن كه شغل او مسافرت نباشد، بنابر اين شتردار و راننده و چوبدار و كشتيبان و مانند اينها، اگر چه براى بردن اثاثيه منزل خود مسافرت كنند، در غير سفر اول بايد نماز را تمام بخوانند. ولى در سفر اول اگر چه طول بكشد، نمازشان شكسته است.

مسأله 1191- كسى كه شغلش مسافرت است اگر براى كار ديگرى مثلاً براى زيارت يا حج مسافرت كند، بايد نماز را شكسته بخواند. ولى اگر مثلاً شوفر، اتومبيل خود را براى زيارت كرايه بدهد و در ضمن خودش هم زيارت كند، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1192- حمله‏دار يعنى كسى كه براى رساندن حاجيها به مكّه مسافرت مى‏كند. چنانچه شغلش مسافرت باشد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد، بايد شكسته بخواند.

مسأله 1193- كسى كه شغل او حمله‏دارى است و حاجيها را از راه دور به مكه مى‏برد، چنانچه تمام سال يا بيشتر سال را در راه باشد، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1194- كسى كه در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى كه فقط در تابستان يا زمستان اتومبيل خود را كرايه مى‏دهد، بايد در سفرى كه مشغول به كارش هست نماز را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1195- راننده و دوره‏گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى‏كند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1196- كسى كه شغلش مسافرت است اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، چه بدون قصد بماند، بايد در سفر اولى كه بعد از ده روز مى‏رود، نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1197- كسى كه شغلش مسافرت است، اگر در غير وطن خود ده روز بماند در سفر اولى كه بعد از ده روز مى‏رود، بايد نماز را شكسته بخواند. چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد يا نداشته باشد.

مسأله 1198- كسى كه شغلش مسافرت است، اگر شك كند كه در وطن خود يا جاى ديگر ده روز مانده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1199- كسى كه در شهرها سياحت مى‏كند و براى خود وطنى اختيار نكرده، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1200- كسى كه شغلش مسافرت نيست، اگر مثلاً در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن مسافرتهاى پى در پى مى‏كند، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1201- كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مى‏خواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند، اگر شغلش مسافرت نباشد بايد در مسافرت نماز را شكسته بخواند.

شرط هشتم: آن كه به حد ترخص برسد يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز در آن جا بماند، بقدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست بقدرى دور شود كه مناره‏ها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها کاملاً معلوم نباشد كافى است.

مسأله 1202- كسى كه به سفر مى‏رود اگر به جايى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار شهر را ببيند، يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را بشنود چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1203- مسافرى كه به وطنش بر مى‏گردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند ولى مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، وقتى ديوار آنجا را ببيند و صداى اذانش را بشنود، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد تا به منزل برسد، يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1204- هرگاه شهر در بلندى باشد كه از دور ديده شود، يا بقدرى گود باشد كه اگر انسان كمى دور شود ديوار آن را نبيند، كسى كه از آن شهر مسافرت مى‏كند، وقتى به اندازه‏اى دور شود كه اگر آن شهر در زمين هموار بود، ديوارش از آنجا ديده نمى‏شد، بايد نماز خود را شكسته بخواند. و نيز اگر پستى و بلندى خانه‏ها بيشتر از معمول باشد، بايد ملاحظه معمول را بنمايد.

مسأله 1205- اگر از محلى مسافرت كند كه خانه و ديوار ندارد وقتى به جايى برسد كه اگر آن محل ديوار داشت از آنجا ديده نمى‏شد، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1206- اگر بقدرى دور شود كه نداند صدايى را كه مى‏شنود صداى اذان است يا صداى ديگرى، بايد نماز را شكسته بخواند. ولى اگر بفهمد اذان مى‏گويند و كلمات آن را تشخيص ندهد، بايد تمام بخواند.

مسأله 1207- اگر بقدرى دور شود كه اذان خانه‏ها را نشنود ولى اذان شهر را كه معمولاً در جاى بلند مى‏گويند بشنود، نبايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1208- اگر به جايى برسد كه اذان شهر را كه معمولاً در جاى بلند مى‏گويند نشنود ولى اذانى را كه در جاى خيلى بلند مى‏گويند بشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1209- اگر چشم يا گوش او يا صداى اذان غير معمولى باشد در محلى بايد نماز را شكسته بخواند كه چشم متوسط ديوار خانه‏ها را نبيند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.

مسأله 1210- اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد تَرَخُّصْ يعنى جايى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند، رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن اگر شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند. و چون در بعضى موارد اشكال پيدا مى‏كند بايد يا آن جا نماز نخواند يا هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1211- مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مى‏كند، وقتى به جايى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1212- مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتى به جايى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1213- محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن‏ اوست، چه در آن جا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.

مسأله 1214- اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگر رود، آنجا وطن او حساب نمى‏شود.

مسأله 1215- تا انسان قصد ماندن هميشگى در جايى كه غير وطن اصلى خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمى‏شود مگر آن كه بدون قصد ماندن، آن قدر بماند كه مردم بگويند اينجا وطن اوست.

مسأله 1216- كسى كه در دو محل زندگى مى‏كند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مى‏ماند، هر دو وطن او است. و اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، اشكال دارد، و بايد احتياط مراعات شود.

مسأله 1217- در غير وطن اصلى و وطن غير اصلى كه ذكر شد در جاهاى ديگر اگر قصد اقامه نكند نمازش شكسته است چه ملكى در آنجا داشته باشد يا نداشته باشد و چه در آنجا شش ماه مانده باشد يا نه.

مسأله 1218- اگر به جايى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده نبايد نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.

مسأله 1219- مسافرى كه قصد دارد، ده روز پشت سر هم در محلى بماند، يا مى‏داند كه بدون اختيار ده روز در محلى مى‏ماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1220- مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، لازم نيست قصد ماندن شب اول يا شب يازدهم را داشته باشد، و همين كه قصد كند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين اگر مثلاً قصدش اين باشد كه از ظهر روز اول تا ظهر روز يازدهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1221- مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در يك جا بماند پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و شميران بماند بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1222- مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آنجا برود، چنانچه جايى كه مى‏خواهد برود خطه‏ى سور بلد اقامت يا از بساتين و مزارع و باغات اطراف آن باشد به مقدارى كه رفتن به آنجا منافى با صدق اقامت در بلد نباشد بايد در تمام ده روز نماز را تمام بخواند. ولى چنانچه بخواهد تا كمتر از چهار فرسخ برود، چنانچه در نيّت او باشد، كه در بين ده روز فقط يك مرتبه برود و بيش از دو ساعت رفتن و برگشتن را طول ندهد، در همه ده روز بايد نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1223- مسافرى كه تصميم ندارد ده روز در جايى بماند مثلاً قصدش اين است كه اگر رفيقش بيايد، يا منزل خوبى پيدا كند، ده روز بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1224- كسى كه تصميم دارد، ده روز در محلى بماند، اگر چه احتمال بدهد كه براى ماندن او مانعى برسد، در صورتى كه مردم به احتمال او اعتنايى نكنند، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1225- اگر مسافر بداند كه مثلاً ده روز يا بيشتر به آخر ماه مانده و قصد كند كه تا آخر ماه در جايى بماند، بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد كند كه تا آخر ماه بماند بايد نماز را شكسته بخواند اگر چه از موقعى كه قصد كرده تا آخر ماه ده روز يا بيشتر باشد.

مسأله 1226- اگر مسافر قصد كند ده روز در محلى بماند، چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود، يا مردد شود كه در آنجا بماند يا به جاى ديگر برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود، يا مردد شود تا وقتى در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1227- مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر روزه بگيرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد، روزه‏اش صحيح است و تا وقتى در آنجا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد روزه آن روزش صحيح است، اما نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى‏تواند روزه بگيرد.

مسأله 1228- مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود و شك كند پيش از آنكه از قصد ماندن برگردد، يك نماز چهار ركعتى خوانده يا نه، بايد نمازهاى خود را شكسته بخواند.

مسأله 1229- اگر مسافر به نيت اين كه نماز را شكسته بخواند، مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند، بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.

مسأله 1230- مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول ركعت سوم نشده، بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد و بقيه نمازهاى خود را شكسته بخواند. و اگر مشغول ركعت سوم شده نمازش باطل است، و تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را شكسته بخواند اگر چه داخل در ركوع ركعت سوم شده باشد.

مسأله 1231- مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر بيشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نكرده، بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.

مسأله 1232- مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، بايد روزه واجب را بگيرد و مى‏تواند روزه مستحبى را هم به جا آورد و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.

مسأله 1233- مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد به محل اقامه خود بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1234- مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جاى ديگرى كه كمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، بايد در رفتن و در جايى كه قصد ماندن ده روز كرده، نمازهاى خود را تمام بخواند. ولى اگر جايى كه مى‏خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد موقع رفتن نمازهاى خود را شكسته بخواند و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز كرد نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1235- مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن‏ يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد كه به محل اولش برگردد يا نه، يا به كلى از برگشتن به آنجا غافل باشد، يا بخواهد برگردد ولى مردد باشد كه ده روز در آنجا بماند يا نه، يا آن كه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، بايد از وقتى كه مى‏رود تا برمى‏گردد و بعد از برگشتن، نمازهاى خود را تمام بخواند.

مسأله 1236- اگر به خيال اين كه رفقايش مى‏خواهند ده روز در محلى بمانند، قصد كند كه ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بفهمد كه آنها قصد نكرده‏اند، اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى كه در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1237- اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد، بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار كمى در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ در رفتن بقيه راه مردد شود، از وقتى كه مردد مى‏شود، بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1238- مسافرى كه مى‏خواهد نه روز يا كمتر در محلى بماند اگر بعد از آن كه نه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز ديگر يا كمتر بماند همين طور تا سى روز، روز سى و يكم بايد نماز را تمام بخواند.

مسأله 1239- مسافرى كه سى روز مردد بوده، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز را در يك جا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جايى و مقدارى را در جاى ديگر بماند، بعد از سى روز هم بايد نماز را شكسته بخواند.


* مسائل متفرقه‏ نماز مسافر


مسائل متفرقه‏ نماز مسافر

مسأله 1240- مسافر مى‏تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد در جايى كه اول جزء اين مساجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند، احتياط مستحب آن است كه شكسته بخواند اگر چه اقوى، صحت تمام است و نيز مسافر مى‏تواند در حرم و رواق حضرت سيد الشهداء عليه السلام بلكه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند.

مسأله 1241- كسى كه مى‏داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر در غير چهار مكانى كه در مسأله پيش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است و نيز اگر فراموش كند كه نماز مسافر شكسته است و تمام بخواند بايد نماز را دوباره بخواند، و اگر بعد از وقت يادش بيايد، بنابر احتياط واجب، بايد قضا نمايد.

مسأله 1242- كسى كه مى‏داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر فراموش كند و بدون توجه و بطور عادت تمام بخواند نمازش باطل است، و نيز اگر حكم مسافر و سفر خود را فراموش كرده باشد در صورتى كه وقت داشته باشد نمازش را دوباره بخواند بلكه اگر وقت هم گذشته باشد بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.

مسأله 1243- مسافرى كه نمى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر تمام بخواند نمازش صحيح است.

مسأله 1244- مسافرى كه مى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر بعضى از خصوصيات آن را نداند، مثلاً نداند كه در سفر هشت فرسخى بايد شكسته بخواند چنانچه تمام بخواند در صورتى كه وقت باقى است بايد نماز را شكسته بخواند و اگر وقت گذشته بايد شكسته قضا نمايد.

مسأله 1245- مسافرى كه مى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر به گمان اين كه سفر او كمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد كه سفرش هشت فرسخ بوده، نمازى را كه تمام خوانده بايد دوباره شكسته بخواند و اگر وقت هم گذشته بايد شكسته قضا نمايد.

مسأله 1246- اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد، بايد شكسته به جا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد، قضاى آن نماز بر او واجب نيست.

مسأله 1247- كسى كه بايد نماز را تمام بخواند، اگر شكسته به جا آورد در هر صورت نمازش باطل است.

مسأله 1248- اگر مشغول نماز چهار ركعتى شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است، يا ملتفت شود كه سفر او هشت فرسخ است چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته، بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته نمازش‏ باطل است. و در صورتى كه به مقدار خواندن يك ركعت هم وقت داشته باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1249- اگر مسافر بعضى از خصوصيات نماز مسافر را نداند مثلاً نداند كه اگر چهار فرسخ برود و همان روز يا شب آن برگردد بايد شكسته بخواند چنانچه به نيت نماز چهار ركعتى مشغول نماز شود، و پيش از ركوع ركعت سوم مسأله را بفهمد بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر در ركوع ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتى كه به مقدار يك ركعت از وقت هم مانده باشد بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1250- مسافرى كه بايد نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نيت نماز دو ركعتى مشغول نماز شود و در بين نماز مسأله را بفهمد، بايد نماز را چهار ركعتى تمام كند، و احتياط مستحب آن است كه بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار ركعتى بخواند.

مسأله 1251- مسافرى كه نماز نخوانده، اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، يا به جايى برسد كه مى‏خواهد ده روز در آن جا بماند، بايد نماز را تمام بخواند و كسى كه مسافر نيست، اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند، در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1252- اگر از مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشا قضا شود، بايد آن را دو ركعتى قضا نمايد اگر چه در غير سفر بخواهد قضاى آن را به جا آورد. و اگر از كسى كه مسافر نيست يكى از اين سه نماز قضا شود، بايد چهار ركعتى قضا نمايد اگر چه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.

مسأله 1253- مستحب است مسافر بعد از هر نمازى كه شكسته مى‏خواند سى مرتبه بگويد سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر. و در تعقيب نماز ظهر و عصر و عشا بيشتر سفارش شده است. بلكه بهتر است در تعقيب اين سه نماز شصت مرتبه بگويد.

نماز قضا

مسأله 1254- كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را به جا آورد، اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده يا به واسطه مستى نماز نخوانده باشد، ولى نمازهاى يوميه‏اى را كه زن در حال حيض يا نفاس نخواند، قضا ندارد.

مسأله 1255- اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده، بايد قضاى آن را بخواند.

مسأله 1256- كسى كه نماز قضا دارد، بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فوراً آن را به جا آورد.

مسأله 1257- كسى كه نماز قضا دارد مى‏تواند نماز مستحبى بخواند.

مسأله 1258- اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضايى دارد يا نمازهايى را كه خوانده صحيح نبوده، مستحب است احتياطاً قضاى آن را به جا آورد.

مسأله 1259- قضاى نمازهاى يوميه لازم نيست به ترتيب خوانده شود مثلاً كسى كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، لازم نيست اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نمايد.

مسأله 1260- اگر بخواهد قضاى چند نماز غير يوميه مانند نماز آيات را بخواند يا مثلاً بخواهد قضاى يك نماز يوميه و چند نماز غير يوميه را بخواند، لازم نيست آنها را به ترتيب به جا آورد.

مسأله 1261- اگر كسى نداند كه نمازهايى كه از او قضا شده كدام يك جلوتر بوده لازم نيست بطورى بخواند كه ترتيب حاصل شود و هر يك را مى‏تواند مقدم بدارد.

مسأله 1262- اگر كسى كه نمازهايى از او قضا شده مى‏داند كدام يك جلوتر قضا شده احتياط مستحب آن است كه به ترتيب قضا كند. و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومى را بعد و همين طور.

مسأله 1263- اگر براى ميتى مى‏خواهند نماز قضا بدهند و مى‏دانند آن ميت ترتيب قضا شدن را مى‏دانسته باز لازم نيست طورى قضا را به جا بياورند كه ترتيب حاصل شود.

مسأله 1264- اگر براى ميتى كه در مسأله پيش گفته شد بخواهند چند نفر را اجير كنند كه نماز بخوانند لازم نيست براى آنها وقت مرتب معين كنند كه با هم شروع نكنند در عمل.

مسأله 1265- اگر بدانند كه ميت ترتيب قضا شدن را نمى‏دانسته يا ندانند كه‏ مى‏دانسته لازم نيست به ترتيب براى او قضا به جا بياورند.

مسأله 1266- در مسأله پيش اگر بخواهند چند نفر را براى به جا آوردن نماز ميت اجير كنند لازم نيست وقت معين كنند و مى‏توانند همه با هم شروع به قضا كنند.

مسأله 1267- كسى كه چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمى‏داند مثلاً نمى‏داند چهار تا بوده يا پنج تا، چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافى است و همچنين اگر شماره آنها را مى‏دانسته و فراموش كرده اگر مقدار كمتر را بخواند كفايت مى‏كند.

مسأله 1268- كسى كه نماز قضا از همين روز يا روزهاى پيش دارد مى‏تواند قبل از خواندن نمازى كه قضا شده نماز ادايى را بخواند و لازم نيست نماز قضا را جلو بيندازد.

مسأله 1269- كسى كه مى‏داند يك نماز چهار ركعتى نخوانده و نمى‏داند نماز ظهر است يا عصر است يا عشاء اگر يك نماز چهار ركعتى بخواند به نيت قضاى نمازى كه نخوانده كافى است.

مسأله 1270- اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و يك نماز يا بيشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگر چه لازم نيست نمازهاى قضا را، پيش از نماز ادا بخواند حتى اگر چه وقت داشته باشد و ترتيب بين نمازهاى قضا را هم بداند، ولى احتياط استحبابى آن است كه نمازهاى قضا، مخصوصاً نماز قضاى همان روز را پيش از نماز ادا بخواند.

مسأله 1271- تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهاى خود عاجز باشد، ديگرى نمى‏تواند نمازهاى او را قضا نمايد.

مسأله 1272- نماز قضا را با جماعت مى‏شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.

مسأله 1273- مستحب است بچه مميز يعنى بچه‏اى كه خوب بد را مى‏فهمد به نماز خواندن و عبادتهاى ديگر عادت دهند، بلكه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمايند.

نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است‏

مسأله 1274- اگر پدر نماز و روزه خود را به جا نياورده باشد، چنانچه از روى نافرمانى ترك نكرده و مى‏توانسته قضا كند، بر پسر بزرگتر واجب است كه بعد از مرگش به جا آورد، يا براى او اجير بگيرد. بلكه اگر از روى نافرمانى هم ترك كرده باشد واجب است به همين طور عمل كند و نيز روزه‏اى را كه در سفر نگرفته، اگر چه نمى‏توانسته قضا كند، واجب است كه پسر بزرگتر قضا نمايد، يا براى او اجير بگيرد.

مسأله 1275- اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه، چيزى بر او واجب نيست.

مسأله 1276- اگر پسر بزرگتر بداند كه پدرش نماز قضا داشته و شك كند كه به جا آورده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.

مسأله 1277- اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچ كدام از پسرها واجب نيست. ولى احتياط مستحب آن است كه نماز و روزه او را بين خودشان قسمت كنند، يا براى انجام آن قرعه بزنند.

مسأله 1278- اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند بعد از آن كه اجير، نماز و روزه او را بطور صحيح به جا آورد بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.

مسأله 1279- اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند، مثلاً قضاى نماز صبح و مغرب و عشا را بايد بلند بخواند.

مسأله 1280- كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود، هر كدام را اول به جا آورد صحيح است.

مسأله 1281- اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر، نابالغ يا ديوانه باشد وقتى كه بالغ شد يا عاقل گرديد، بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.

مسأله 1282- اگر پسر بزرگتر پيش از آن كه نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.


* نماز جماعت


نماز جماعت

مسأله 1283- مستحب است نمازهاى واجب خصوصاً نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا، خصوصاً براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان مسجد را مى‏شنود بيشتر سفارش شده است.

مسأله 1284- در روايتى وارد شده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مى‏شود تا به ده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمانها كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند، نمى‏توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.

مسأله 1285- حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى‏اعتنايى جايز نيست و سزاوار نيست كه انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.

مسأله 1286- مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت كه فرادى‏ يعنى تنها خوانده شود بهتر است. و نيز نماز جماعتى را كه مختصر بخوانند از نماز فرادى‏ كه آن را طول بدهند بهتر مى‏باشد.

مسأله 1287- وقتى كه جماعت برپا مى‏شود، مستحب است كسى كه نمازش را فرادى‏ خوانده دوباره با جماعت بخواند. و اگر بعد بفهمد كه نماز اولش باطل بوده، نماز دوم او كافى است.

مسأله 1288- اگر امام يا مأموم بخواهد نمازى را كه به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند در صورتى كه جماعت دوم و اشخاص آن غير از اول باشد اشكال ندارد.

مسأله 1289- كسى كه در نماز وسواس دارد و فقط در صورتى كه نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت مى‏شود، بايد نماز را با جماعت بخواند.

مسأله 1290- اگر پدر يا مادر به فرزند خود امر كند كه نماز را به جماعت بخواند، چون اطاعت پدر و مادر واجب است بنابر احتياط واجب بايد نماز را به جماعت بخواند و قصد استحباب نمايد.

مسأله 1291- احتياط واجب آن است كه نماز عيد فطر و قربان را در زمان غيبت‏ امام عليه السلام با جماعت نخوانند ولى به قصد رجاء مانع ندارد، و نمازهاى مستحبى را هم نمى‏شود به جماعت خواند، مگر نماز استسقاء كه براى آمدن باران مى‏خوانند.

مسأله 1292- موقعى كه امام جماعت نماز يوميه مى‏خواند، هر كدام از نمازهاى يوميه را مى‏شود به او اقتدا كرد ولى اگر نماز يوميه‏اش را احتياطاً دوباره مى‏خواند فقط در صورتى كه مأموم احتياطش با امام يكى باشد مى‏تواند به او اقتدا كند.

مسأله 1293- اگر امام جماعت قضاى نماز يوميه خود را مى‏خواند مى‏شود به او اقتدا كرد، ولى اگر نمازش را احتياطاً قضا مى‏كند، يا قضاى احتياطى نماز كس ديگر را مى‏خواند، اگر چه براى آن پول نگرفته باشد، اقتداى به او اشكال دارد ولى اگر انسان بداند كه از آن كس كه براى او قضا مى‏خواند نماز فوت شده كه در اين صورت اقتداى به او اشكال ندارد.

مسأله 1294- اگر انسان نداند نمازى را كه امام مى‏خواند نماز واجب يوميه است يا نماز مستحب نمى‏تواند به او اقتدا كند.

مسأله 1295- اگر امام در محراب باشد و كسى پشت سر او اقتدا نكرده باشد كسانى كه دو طرف محراب ايستاده‏اند و به واسطه ديوار محراب امام را نمى‏بينند نمى‏توانند اقتدا كنند، بلكه اگر كسى هم پشت سر امام اقتدا كرده باشد، اقتدا كردن كسانى كه دو طرف او ايستاده‏اند و به واسطه ديوار محراب امام را نمى‏بينند اشكال دارد، بلكه باطل است.

مسأله 1296- اگر به واسطه درازى صف اول، كسانى كه دو طرف صف ايستاده‏اند امام را نبينند مى‏توانند اقتدا كنند. و نيز اگر به واسطه درازى يكى از صفهاى ديگر كسانى كه دو طرف آن ايستاده‏اند، صف جلوى خود را نبينند مى‏توانند اقتدا نمايند.

مسأله 1297- اگر صفهاى جماعت تا درب مسجد برسد، كسى كه مقابل درب پشت صف ايستاده نمازش صحيح است و نيز نماز كسانى كه پشت سر او اقتدا مى‏كنند صحيح مى‏باشد، ولى نماز كسانى كه دو طرف او ايستاده‏اند و صف جلو را نمى‏بينند اشكال دارد، بلكه باطل است.

مسأله 1298- كسى كه پشت ستون ايستاده، اگر از طرف راست يا چپ به واسطه‏ مأموم ديگر به امام متصل نباشد، نمى‏تواند اقتدا كند بلكه اگر از دو طرف هم متصل باشد ولى از صف جلو حتى يك نفر را هم نبيند جماعت او صحيح نيست.

مسأله 1299- جاى ايستادن امام بايد از جاى مأموم بلندتر نباشد ولى اگر مكان امام مقدار خيلى كمى بلندتر باشد اشكال ندارد، و نيز اگر زمين سراشيب باشد و امام در طرفى كه بلندتر است بايستد در صورتى كه سراشيبى آن زياد نباشد و طورى باشد كه به آن، زمين مسطح بگويند مانعى ندارد.

مسأله 1300- اگر جاى مأموم بلندتر از جاى امام باشد در صورتى كه بلندى به مقدار متعارف زمان قديم باشد مثل آن كه امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام بايستد اشكال ندارد ولى اگر مثل ساختمانهاى چند طبقه اين زمان باشد، جماعت اشكال دارد.

مسأله 1301- اگر بين كسانى كه در يك صف ايستاده‏اند بچه مميز يعنى بچه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است مى‏توانند اقتدا كنند.

مسأله 1302- بعد از تكبير امام اگر صف جلو آماده نماز و تكبير گفتن آنان نزديك باشد كسى كه در صف بعد ايستاده، مى‏تواند تكبير بگويد ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا تكبير صف جلو تمام شود.

مسأله 1303- اگر بداند نماز يك صف از صفهاى جلو باطل است، در صفهاى بعد نمى‏تواند اقتدا كند، ولى اگر نداند نماز آنان صحيح است يا نه، مى‏تواند اقتدا نمايد.

مسأله 1304- هرگاه بداند نماز امام باطل است مثلاً بداند امام وضو ندارد، اگر چه خود امام ملتفت نباشد، نمى‏تواند به او اقتدا كند.

مسأله 1305- اگر مأموم بعد از نماز بفهمد كه امام عادل نبوده يا كافر بوده، يا به جهتى نمازش باطل بوده، مثلاً بى‏وضو نماز خوانده، نمازش صحيح است.

مسأله 1306- اگر در بين نماز شك كند كه اقتدا كرده يا نه، چنانچه در حالى باشد كه وظيفه مأموم است مثلاً به حمد و سوره امام گوش مى‏دهد بايد نماز را به جماعت تمام كند و اگر مشغول كارى باشد كه هم وظيفه امام و هم وظيفه مأموم است‏ مثلاً در ركوع يا سجده باشد، بايد نماز را به نيت فرادى تمام نمايد.

مسأله 1307- انسان در بين نماز جماعت مى‏تواند نيت فرادى‏ كند.

مسأله 1308- اگر مأموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام نيت فرادى‏ كند لازم نيست حمد و سوره را بخواند، ولى اگر پيش از تمام شدن حمد و سوره نيت فرادى‏ نمايد، بايد مقدارى را كه امام نخوانده بخواند.

مسأله 1309- اگر در بين نماز جماعت نيت فرادى نمايد، بنابر احتياط واجب نبايد دوباره نيت جماعت كند. ولى اگر مردد شود كه نيت فرادى كند يا نه و بعد تصميم بگيرد نماز را با جماعت تمام كند، نمازش صحيح است.

مسأله 1310- اگر شك كند كه نيت فرادى كرده يا نه، بايد بنا بگذارد كه نيت فرادى نكرده است.

مسأله 1311- اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و به ركوع امام برسد، اگر چه ذكر امام تمام شده باشد، نمازش بطور جماعت صحيح است و يك ركعت حساب مى‏شود. اما اگر به مقدار ركوع خم شود و به ركوع امام نرسد نمازش بطور فرادى صحيح مى‏باشد و بايد آن را تمام نمايد.

مسأله 1312- اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و به مقدار ركوع خم شود و شك كند كه به ركوع امام رسيده يا نه، نمازش صحيح است و فرادى مى‏شود.

مسأله 1313- اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود، امام سر از ركوع بردارد، مى‏تواند نيت فرادى كند يا صبر كند تا امام براى ركعت بعد برخيزد و آن را ركعت اول نماز خود حساب كند. ولى اگر برخاستن امام به قدرى طول بكشد كه نگويند اين شخص نماز جماعت مى‏خواند، بايد نيت فرادى نمايد.

مسأله 1314- اگر اول نماز يا بين حمد و سوره اقتدا كند و پيش از آنكه به ركوع رود، امام سر از ركوع بردارد نماز او بطور جماعت صحيح است و بايد ركوع كند و خود را به امام برساند.

مسأله 1315- اگر موقعى برسد كه امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، بايد بعد از نيت و گفتن تكبيرة الاحرام بنشيند و تشهد را با امام بخواند ولى سلام را نگويد و صبر كند تا امام سلام نماز را بدهد، بعد بايستد و بدون آنكه دوباره نيت كند و تكبير بگويد، حمد و سوره را بخواند و آن را ركعت اول نماز خود حساب كند.

مسأله 1316- مأموم نبايد جلوتر از امام بايستد و اگر مساوى او هم بايستد اشكال دارد و به احتياط واجب بايد كمى عقب‏تر از امام بايستد، اگر چه قد او بلندتر از امام باشد كه در ركوع و سجود سرش جلوتر از امام باشد.

مسأله 1317- در نماز جماعت بايد بين مأموم و امام پرده و مانند آن كه پشت آن ديده نمى‏شود فاصله نباشد و همچنين است بين انسان و مأموم ديگرى كه انسان به واسطه او به امام متصل شده است، ولى اگر امام مرد و مأموم زن باشد چنانچه بين آن زن و امام يا بين آن زن و مأموم ديگرى كه مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشكال ندارد.

مسأله 1318- اگر بعد از شروع به نماز بين مأموم و امام، يا بين مأموم و كسى كه مأموم به واسطه او متصل به امام است، پرده يا چيز ديگرى كه پشت آن را نمى‏توان ديد فاصله شود، نمازش فرادى مى‏شود و صحيح است.

مسأله 1319- اگر بين جاى سجده مأموم و جاى ايستادن امام بقدر گشادى بين دو قدم فاصله باشد اشكال ندارد، و نيز اگر بين انسان به واسطه مأمومى كه جلوى او ايستاده و انسان به وسيله او به امام متصل است به همين مقدار فاصله باشد نمازش اشكال ندارد، و احتياط مستحب آن است كه جاى سجده مأموم با جاى كسى كه جلوى او ايستاده، هيچ فاصله نداشته باشد.

مسأله 1320- اگر مأموم به واسطه كسى كه طرف راست يا چپ او اقتدا كرده به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد، چنانچه به اندازه گشادى بين دو قدم هم فاصله داشته باشند نمازش صحيح است.

مسأله 1321- اگر در نماز، بين مأموم و امام يا بين مأموم و كسى كه مأموم به واسطه او به امام متصل است بيشتر از يك قدم بزرگ فاصله پيدا شود نمازش فرادى مى‏شود و صحيح است.

مسأله 1322- اگر نماز همه كسانى كه در صف جلو هستند تمام شود يا همه نيت فرادى نمايند، اگر فاصله به اندازه يك قدم بزرگ نباشد نماز صف بعد بطور جماعت صحيح و اگر بيشتر از اين مقدار باشد فرادى مى‏شود و صحيح است.

مسأله 1323- اگر در ركعت دوم اقتدا كند، قنوت و تشهد را با امام مى‏خواند و احتياط آن است كه موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سينه پا را به زمين بگذارد و زانوها را بلند كند، و بايد بعد از تشهد با امام برخيزد و حمد و سوره را بخواند، و اگر براى سوره وقت ندارد، حمد را تمام كند و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند، يا نيت فرادى كند و نمازش صحيح است، ولى اگر در سجده به امام برسد، بهتر است كه احتياطاً نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1324- اگر موقعى كه امام در ركعت دوم نماز چهار ركعتى است اقتدا كند، بايد در ركعت دوم نمازش كه ركعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشيند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخيزد، و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبيحات وقت ندارد، يك مرتبه بگويد و در ركوع يا سجده، خود را به امام برساند.

مسأله 1325- اگر امام در ركعت سوم يا چهارم باشد و مأموم بداند كه اگر اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمى‏رسد، بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام به ركوع رود، بعد اقتدا نمايد.

مسأله 1326- اگر در ركعت سوم يا چهارم امام اقتدا كند، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، بايد حمد را تمام كند و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند، ولى اگر در سجده به امام برسد، بهتر است كه احتياطاً نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1327- كسى كه مى‏داند اگر سوره را بخواند در ركوع به امام نمى‏رسد، بايد سوره را نخواند ولى اگر خواند نمازش صحيح است.

مسأله 1328- كسى كه اطمينان دارد كه اگر سوره را شروع كند يا تمام نمايد به ركوع امام مى‏رسد، احتياط واجب آن است كه سوره را شروع كند يا اگر شروع كرده تمام نمايد.

مسأله 1329- كسى كه يقين دارد، اگر سوره را بخواند به ركوع امام مى‏رسد، چنانچه سوره را بخواند و به ركوع نرسد نمازش صحيح است.

مسأله 1330- اگر امام ايستاده باشد و مأموم نداند كه در كدام ركعت است‏ مى‏تواند اقتدا كند، ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر چه بعد بفهمد كه امام در ركعت اول يا دوم بوده، نمازش صحيح است.

مسأله 1331- اگر به خيال اين كه امام در ركعت اوّل يا دوم است حمد و سوره نخواند و بعد از ركوع بفهمد كه در ركعت سوم يا چهارم بوده نمازش صحيح است.ولى اگر پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند.

مسأله 1332- اگر به خيال اين كه امام در ركعت سوم يا چهارم است حمد و سوره بخواند و پيش از ركوع يا بعد از آن بفهمد كه در ركعت اول يا دوم بوده، نمازش صحيح است.

مسأله 1333- اگر موقعى كه مشغول نماز مستحبى است جماعت برپا شود، چنانچه اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها كند و مشغول نماز جماعت شود. بلكه اگر اطمينان نداشته باشد كه به ركعت اول برسد مستحب است به همين دستور رفتار نمايد.

مسأله 1334- اگر موقعى كه مشغول نماز سه ركعتى يا چهار ركعتى است جماعت برپا شود، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته و اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است به نيت نماز مستحبى نماز را دو ركعتى تمام كند و خود را به جماعت برساند.

مسأله 1335- اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد يا سلام اول باشد، لازم نيست نيت فرادى كند.

مسأله 1336- كسى كه يك ركعت از امام عقب مانده وقتى امام تشهد ركعت آخر را مى‏خواند، مى‏تواند برخيزد و نماز را تمام كند و يا انگشتان دست، و سينه پا را به زمين بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر كند تا امام سلام نماز را بگويد و بعد برخيزد.

شرايط امام جماعت‏

مسأله 1337- امام جماعت بايد بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و عادل و حلال‏زاده باشد و نماز را بطور صحيح بخواند و نيز اگر مأموم مرد است امام او هم بايد مرد باشد و اقتدا كردن بچه مميز كه خوب و بد را مى‏فهمد به بچه مميز ديگر جايز نيست و احتياط واجب آن است كه امام زن نيز مرد باشد.

مسأله 1338- امامى را كه عادل مى‏دانسته، اگر شك كند به عدالت خود باقى است يا نه، مى‏تواند به او اقتدا نمايد.

مسأله 1339- كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند، نمى‏تواند به كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند اقتدا كند. و كسى كه نشسته نماز مى‏خواند نمى‏تواند به كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند اقتدا نمايد.

مسأله 1340- كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، مى‏تواند به كسى كه نشسته نماز مى‏خواند اقتدا كند و همچنين كسى كه خوابيده است مى‏تواند به كسى كه نشسته نماز مى‏خواند اقتدا كند ولى كسى كه نشسته نماز مى‏خواند نمى‏تواند به كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند، اقتدا نمايد.

مسأله 1341- اگر امام جماعت به واسطه عذرى با تيمم يا با وضوى جبيره‏اى نماز بخواند، مى‏شود به او اقتدا كرد ولى اگر به واسطه عذرى با لباس نجس نماز مى‏خواند بنابر احتياط واجب نبايد به او اقتدا كرد.

مسأله 1342- اگر امام مرضى دارد كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند بنابر احتياط واجب، نمى‏شود به او اقتدا كرد.

مسأله 1343- بنابر احتياط واجب كسى كه مرض خوره يا پيسى دارد، نبايد امام جماعت شود.


* احكام جماعت‏


احكام جماعت‏

مسأله 1344- موقعى كه مأموم نيت مى‏كند، بايد امام را معين نمايد. ولى دانستن اسم او لازم نيست، مثلاً اگر نيت كند اقتدا مى‏كنم به امام حاضر، نمازش صحيح است.

مسأله 1345- مأموم بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند، ولى اگر ركعت اول يا دوم او و ركعت سوم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.

مسأله 1346- اگر مأموم در ركعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صداى حمد و سوره امام را بشنود، اگر چه كلمات را تشخيص ندهد، بايد حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نشنود، مستحب است حمد و سوره بخواند ولى بايد آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند اشكال ندارد.

مسأله 1347- اگر مأموم بعضى از كلمات حمد و سوره امام را بشنود، احتياط واجب آن است كه حمد و سوره را نخواند.

مسأله 1348- اگر مأموم سهواً حمد و سوره بخواند، يا خيال كند صدايى را كه مى‏شنود صداى امام نيست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده، نمازش صحيح است.

مسأله 1349- اگر شك كند كه صداى امام را مى‏شنود يا نه، يا صدايى بشنود و نداند صداى امام است يا صداى كس ديگر، مى‏تواند حمد و سوره بخواند.

مسأله 1350- مأموم بايد در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر حمد و سوره نخواند و مستحب است به جاى آن ذكر بگويد.

مسأله 1351- مأموم نبايد تكبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده تكبير نگويد.

مسأله 1352- اگر مأموم پيش از امام عمداً هم سلام دهد نمازش صحيح است.

مسأله 1353- اگر مأموم غير از تكبيرة الاحرام و سلام چيزهاى ديگر نماز را پيش از امام بگويد اشكال ندارد. ولى اگر آنها را بشنود، يا بداند امام چه وقت مى‏گويد، احتياط مستحب آن است كه پيش از امام نگويد.

مسأله 1354- مأموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مى‏شود، كارهاى ديگر آن، مانند ركوع و سجود را با امام يا كمى بعد از امام به جا آورد. و اگر عمداً پيش از امام يا مدتى بعد از امام انجام دهد، معصيت كرده ولى نمازش صحيح است امّا اگر در دو ركن پشت سرهم از امام جلو يا عقب بيفتد بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند اگر چه بعيد نيست نمازش صحيح باشد و فرادى شود.

مسأله 1355- اگر سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام در ركوع باشد، بايد به ركوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن ركوع كه‏ ركن است نماز را باطل نمى‏كند ولى اگر به ركوع برگردد و پيش از آنكه به ركوع برسد، امام سر بردارد نمازش باطل است.

مسأله 1356- اگر اشتباهاً سر بردارد و ببيند امام در سجده است بايد به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد براى زياد شدن دو سجده كه ركن است نماز باطل نمى‏شود.

مسأله 1357- كسى كه اشتباهاً پيش از امام سر از سجده برداشته هرگاه به سجده برگردد، و هنوز به سجده نرسيده امام سر بردارد، نمازش صحيح است ولى اگر در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد، نماز باطل است.

مسأله 1358- اگر اشتباهاً سر از ركوع يا سجده بردارد و سهواً يا به خيال اين كه به امام نمى‏رسد، به ركوع يا سجده نرود، نمازش صحيح است.

مسأله 1359- اگر سر از سجده بردارد و ببيند امام در سجده است چنانچه به خيال اينكه سجده اول امام است، به قصد اين كه با امام سجده كند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده، بايد بنابر احتياط نماز را تمام كند و از سر بخواند. و اگر به خيال اينكه سجده دوم امام است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده، احتياط آن است كه نماز را فرادى تمام نمايد اگر چه مى‏تواند متابعت امام را بكند و به سجده رود و نماز را تمام كند.

مسأله 1360- اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر سر بردارد به مقدارى از قراءت امام مى‏رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به ركوع رود نمازش صحيح است.

مسأله 1361- اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر برگردد به چيزى از قراءت امام نمى‏رسد، واجب است سر بردارد و با امام نماز را تمام كند و نمازش صحيح است اگر چه احوط استحبابى در اين صورت اعاده نماز است، و اگر سر برندارد تا امام برسد نمازش صحيح است.

مسأله 1362- اگر پيش از امام به سجده رود، واجب است كه سر بردارد و با امام به سجده رود و نمازش صحيح است اگر چه احتياط استحبابى در اين صورت اعاده نماز است. و اگر برنداشت نمازش صحيح است.

مسأله 1363- اگر امام در ركعتى كه قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند، يا در ركعتى كه تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود مأموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند ولى نمى‏تواند پيش از امام به ركوع رود، يا پيش از ايستادن امام بايستد بلكه بايد صبر كند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.


* چيزهايى كه در نماز جماعت مستحب و مکروه است

چيزهايى كه در نماز جماعت مستحب است‏

مسأله 1364- اگر مأموم يك مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بايستد و اگر يك زن باشد، مستحب است در طرف راست امام طورى بايستد كه جاى سجده‏اش مساوى زانو يا قدم امام باشد و اگر يك مرد و يك زن يا يك مرد و چند زن باشند مستحب است مرد طرف راست امام و باقى پشت سر امام بايستند و اگر چند مرد يا چند زن باشند مستحب است پشت سر امام بايستند و اگر چند مرد و چند زن باشند مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت مردها بايستند.

مسأله 1365- اگر امام و مأموم هر دو زن باشند احتياط آن است كه امام كمى جلوتر بايستد.

مسأله 1366- مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم و كمال و تقوى در صف اول بايستند.

مسأله 1367- مستحب است صفهاى جماعت منظم باشد و بين كسانى كه در يك صف ايستاده‏اند فاصله نباشد و شانه آنان رديف يكديگر باشد.

مسأله 1368- مستحب است بعد از گفتن قَدْ قَامَتِ الصَّلاةُ مأمومين برخيزند.

مسأله 1369- مستحب است امام جماعت حال مأمومى را كه از ديگران ضعيف‏تر است رعايت كند و عجله نكند تا افراد ضعيف به او برسند و نيز مستحب است قنوت و ركوع و سجود را طول ندهد، مگر بداند همه كسانى كه به او اقتدا كرده‏اند مايلند.

مسأله 1370- مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذكرهايى كه بلند مى‏خواند صداى خود را به قدرى بلند كند كه ديگران بشنوند، ولى نبايد بيش از اندازه صدا را بلند كند.

مسأله 1371- اگر امام در ركوع بفهمد كسى تازه رسيده و مى‏خواهد اقتدا كند مستحب است ركوع را دو برابر هميشه طول بدهد و بعد برخيزد، اگر چه بفهمد كس ديگرى هم براى اقتدا وارد شده است.

چيزهايى كه در نماز جماعت مكروه است‏

مسأله 1372- اگر در صفهاى جماعت جا باشد، مكروه است انسان تنها بايستد.

مسأله 1373- مكروه است مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.

مسأله 1374- مسافرى كه نماز ظهر و عصر و عشا را دو ركعت مى‏خواند مكروه است در اين نمازها به كسى كه مسافر نيست اقتدا كند و كسى كه مسافر نيست مكروه است در اين نمازها به مسافر اقتدا نمايد.


* نماز آيات‏


نماز آيات‏

مسأله 1375- نماز آيات كه دستور آن بعداً گفته خواهد شد به واسطه چهار چيز واجب مى‏شود: اول: گرفتن خورشيد، دوم: گرفتن ماه، اگر چه مقدار كمى از آنها گرفته شود و كسى هم از آن نترسد. سوم: زلزله اگر چه كسى هم نترسد. چهارم: رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها در صورتى كه بيشتر مردم بترسند كه بنابر احتياط واجب بايد براى اينها هم نماز آيات بخوانند.

مسأله 1376- اگر از چيزهايى كه نماز آيات براى آنها واجب است بيشتر از يكى اتفاق بيفتد، انسان بايد براى هر يك از آنها يك نماز آيات بخواند، مثلاً اگر خورشيد بگيرد و زلزله هم بشود، بايد دو نماز آيات بخواند.

مسأله 1377- كسى كه چند نماز آيات بر او واجب است، اگر همه آنها براى يك چيز بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشيد گرفته و نماز آنها را نخوانده است موقعى كه قضاى آنها را مى‏خواند، لازم نيست معين كند كه براى كدام دفعه آنها باشد و همچنين است اگر چند نماز براى رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها بر او واجب شده باشد ولى اگر براى آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله، يا براى دو تاى اينها نمازهايى بر او واجب شده باشد بنابر احتياط واجب، بايد موقع نيت، معين كند نماز آياتى را كه مى‏خواند براى كدام يك آنها است.

مسأله 1378- چيزهايى كه نماز آيات براى آنها واجب است، در هر شهرى اتفاق بيفتد، فقط مردم همان شهر بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست، ولى اگر مكان آنها بقدرى نزديك باشد كه با آن شهر يكى حساب شود، نماز آيات بر آنها هم واجب است.

مسأله 1379- از وقتى كه خورشيد يا ماه شروع به گرفتن مى‏كند انسان بايد نماز آيات را بخواند و بنابر احتياط واجب، بايد بقدرى تأخير نيندازد كه شروع به بازشدن كند.

مسأله 1380- اگر خواندن نماز آيات را بقدرى تأخير بيندازد كه آفتاب يا ماه شروع به باز شدن كند، بايد نيت ادا و قضا نكند ولى اگر بعد از بازشدن تمام آن، نماز بخواند بايد نيت قضا نمايد.

مسأله 1381- اگر مدت گرفتن خورشيد يا ماه بيشتر از خواندن يك ركعت باشد ولى انسان نماز را نخواند، تا به اندازه خواندن يك ركعت به آخر وقت آن مانده باشد بايد نيت ادا كند بلكه اگر مدت گرفتن آنها به اندازه خواندن يك ركعت هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نماز آيات را بخواند و ادا است.

مسأله 1382- موقعى كه زلزله و رعد و برق و مانند اينها اتفاق مى‏افتد، انسان بايد فوراً نماز آيات را بخواند و اگر نخواند معصيت كرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند ادا است.

مسأله 1383- اگر بعد از بازشدن آفتاب يا ماه بفهمد كه تمام آن گرفته بوده، بايد قضاى نماز آيات را بخواند. ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نيست.

مسأله 1384- اگر عده‏اى بگويند كه خورشيد يا ماه گرفته است چنانچه انسان از گفته آنان يقين پيدا نكند و نماز آيات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته‏اند، در صورتى كه تمام خورشيد يا ماه گرفته باشد بايد نماز آيات را بخواند. و اگر دو نفر كه عادل بودن آنان معلوم نيست بگويند خورشيد يا ماه گرفته، بعد معلوم شود كه عادل بوده‏اند بايد نماز آيات را بخواند بلكه اگر معلوم شود كه مقدارى از آن گرفته احتياط واجب آن است كه نماز آيات را بخواند.

مسأله 1385- اگر انسان به گفته كسانى كه از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشيد و ماه را مى‏دانند، اطمينان پيدا كند كه خورشيد يا ماه گرفته، بنابر احتياط واجب بايد نماز آيات را بخواند و نيز اگر بگويند فلان وقت خورشيد يا ماه مى‏گيرد و فلان مقدار طول مى‏كشد و انسان به گفته آنان اطمينان پيدا كند، بنابر احتياط واجب بايد به حرف آنان عمل نمايد، مثلاً اگر بگويند آفتاب فلان ساعت شروع به باز شدن مى‏كند احتياطاً بايد نماز را تا آن وقت تأخير نيندازد.

مسأله 1386- اگر بفهمد نماز آياتى كه خوانده باطل بوده، بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.

مسأله 1387- اگر در وقت نماز يوميه نماز آيات هم بر انسان واجب شود، چنانچه براى هر دو نماز وقت دارد، هر كدام را اول بخواند اشكال ندارد. و اگر وقت يكى از آن دو تنگ باشد، بايد اول آن را بخواند و اگر وقت هر دو تنگ باشد، بايد اول نماز يوميه را بخواند.

مسأله 1388- اگر در بين نماز يوميه بفهمد كه وقت نماز آيات تنگ است، چنانچه وقت نماز يوميه هم تنگ باشد، بايد آن را تمام كند بعد نماز آيات را بخواند.و اگر وقت نماز يوميه تنگ نباشد، بايد آن را بشكند و اول نماز آيات، بعد نماز يوميه را به جا آورد.

مسأله 1389- اگر در بين نماز آيات بفهمد كه وقت نماز يوميه تنگ است، بايد نماز آيات را رها كند و مشغول نماز يوميه شود و بعد از آن كه نماز را تمام كرد پيش از انجام كارى كه نماز را بهم بزند، بقيه نماز آيات را از همان جا كه رها كرده بخواند.

مسأله 1390- اگر در حال حيض يا نفاس زن، آفتاب يا ماه بگيرد و تا آخر مدتى كه خورشيد يا ماه باز مى‏شوند در حال حيض يا نفاس باشد نماز آيات بر او واجب نيست و قضا هم ندارد.


* كيفيت نماز آيات‏


كيفيت نماز آيات‏

مسأله 1391- نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد و دستور آن اين است كه انسان بعد از نيت، تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد، دوباره يك حمد و يك سوره بخواند، باز به‏ ركوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از ركوع پنجم دو سجده نمايد و برخيزد و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.

مسأله 1392- در نماز آيات ممكن است انسان بعد از نيت و تكبير و خواندن حمد، آيه‏هاى يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند و به ركوع رود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع رود و همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد، مثلاً به قصد سوره قُل هو اللَّه احد، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم بگويد و به ركوع رود، بعد بايستد و بگويد: قُل هُوَ اللَّهُ احَدٌ دوباره به ركوع رود و بعد از ركوع بايستد و بگويد:

اللّهُ الصَّمَدُ باز به ركوع رود و بايستد و بگويد: لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ و برود به ركوع باز هم سر بردارد و بگويد: وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً احَدٌ و بعد از آن به ركوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن، دو سجده كند و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و بعد از سجده دوم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1393- اگر در يك ركعت از نماز آيات، پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در ركعت ديگر يك حمد بخواند و سوره را پنج قسمت كند مانعى ندارد.

مسأله 1394- چيزهايى كه در نماز يوميه واجب و مستحب است در نماز آيات هم واجب و مستحب مى‏باشد ولى در نماز آيات مستحب است به جاى اذان و اقامه سه مرتبه به قصد اميد ثواب، بگويند الصلاة.

مسأله 1395- مستحب است بعد از ركوع پنجم و دهم بگويد: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَه و نيز پيش از هر ركوع و بعد از آن تكبير بگويد ولى بعد از ركوع پنجم و دهم گفتن تكبير مستحب نيست.

مسأله 1396- مستحب است پيش از ركوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط يك قنوت پيش از ركوع دهم بخواند كافى است.

مسأله 1397- اگر در نماز آيات شك كند كه چند ركعت خوانده و فكرش به جايى نرسد نماز باطل است.

مسأله 1398- اگر شك كند كه در ركوع آخر ركعت اول است يا در ركوع اول ركعت دوم، و فكرش به جايى نرسد، نماز باطل است. ولى اگر مثلاً شك كند كه چهار ركوع كرده يا پنج ركوع، چنانچه براى رفتن به سجده خم نشده، بايد ركوعى را كه شك دارد به جا آورده يا نه، به جا آورد. و اگر براى رفتن به سجده خم شده، بايد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1399- هر يك از ركوع‏هاى نماز آيات ركن است كه اگر عمداً يا اشتباهاً كم يا زياد شود نماز باطل است.


* نماز عيد فطر و قربان‏


نماز عيد فطر و قربان‏

مسأله 1400- نماز عيد فطر و قربان در زمان حضور امام عليه السلام واجب است و بايد به جماعت خوانده شود و در زمان ما كه امام عليه السلام غايب است، مستحب مى‏باشد و احتياط واجب آن است كه آن را به جماعت نخوانند، ولى به قصد رجاء مانع ندارد، و چنانچه ولىّ فقيه يا مأذون از طرف او اقامه جماعت نمايد اشكال ندارد.

مسأله 1401- وقت نماز عيد فطر و قربان از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر.

مسأله 1402- مستحب است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عيد فطر مستحب است، بعد از بلند شدن آفتاب افطار كنند و زكات فطره را هم بدهند، بعد نماز عيد را بخوانند.

مسأله 1403- نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از خواندن حمد و سوره، بايد پنج تكبير بگويد، و بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تكبير ديگرى بگويد و به ركوع رود و دو سجده به جا آورد و برخيزد و در ركعت دوم چهار تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و به ركوع رود و بعد از ركوع دو سجده كند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1404- در قنوت نماز عيد فطر و قربان هر دعا و ذكرى بخوانند كافى است ولى بهتر است اين دعا را به قصد اميد ثواب بخوانند:

الَلّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرِياءِ وَ الْعَظَمَةِ وَ أَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَروتِ وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَهْلَ التَّقْوى‏ وَ الْمَغْفِرَةِ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَوْمِ الَّذِى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمينَ عيداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ كَرامَةً وَ مَزيداً انْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ انْ تُدْخِلَنى في كُلِّ خَيْرٍ ادْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ انْ تُخْرِجَنِى مِنْ كُلِّ سُوءٍ اخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ اللَّهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا سَأَلَكَ بِهِ عِبادُكَ الصَّالِحُونَ وَ اعُوذ بِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلَصُونَ.

مسأله 1405- مستحب است در نماز عيد فطر و قربان قراءت را بلند بخوانند.

مسأله 1406- نماز عيد سوره مخصوصى ندارد ولى بهتر است كه در ركعت اول آن سوره شمس (سوره 91) و در ركعت دوم سوره غاشيه (سوره 88) را بخوانند يا در ركعت اول سوره سبح اسم (سوره 87) و در ركعت دوم سوره شمس را بخوانند.

مسأله 1407- مستحب است روز عيد فطر قبل از نماز عيد، به خرما افطار كند و در عيد قربان از گوشت قربانى بعد از نماز قدرى بخورد.

مسأله 1408- مستحب است پيش از نماز عيد غسل كند و دعاهايى كه پيش از نماز و بعد از آن در كتابهاى دعا ذكر شده به اميد ثواب بخواند.

مسأله 1409- مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده كنند و در حال گفتن تكبيرها دستها را بلند كنند و نماز را بلند بخوانند.

مسأله 1410- بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز بعد از نماز عيد فطر مستحب است اين تكبيرها را بگويد:اللَّهُ أَكْبَرُ اللّهُ أَكْبَرُ لا الهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلى‏ ما هَدانا.

مسأله 1411- مستحب است انسان در عيد قربان بعد از ده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است تكبيرهايى را كه در مسأله پيش گفته شد بگويد و بعد از آن بگويد: اللَّهُ أَكْبَرُ عَلى‏ ما رَزَقَنا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى‏ ما ابْلانا ولى اگر عيد قربان را در منى باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز سيزدهم ذى حجه است، اين تكبيرها را بگويد.

مسأله 1412- كراهت دارد نماز عيد را زير سقف بخواند.

مسأله 1413- اگر شك كند در تكبيرهاى نماز و قنوت‏هاى آن، اگر از محل آن تجاوز نكرده است بنابر اقل بگذارد و اگر بعد معلوم شود كه گفته بوده اشكال ندارد.

مسأله 1414- اگر قراءت يا تكبيرات يا قنوت‏ها را فراموش كند و به جا نياورد نمازش صحيح است.

مسأله 1415- اگر ركوع يا دو سجده يا تكبيرة الاحرام را فراموش كند نمازش‏ باطل مى‏شود.

مسأله 1416- اگر در نماز عيد يك سجده يا تشهد را فراموش كند احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز آن را رجاءً به جا آورد. و اگر كارى كند كه براى آن سجده سهو در نمازهاى يوميه لازم است احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز رجاءً دو سجده سهو براى آن بنمايد.


* اجير گرفتن براى نماز


اجير گرفتن براى نماز

مسأله 1417- بعد از مرگ انسان، مى‏شود براى نماز و عبادتهاى ديگر او كه در زندگى به جا نياورده، ديگرى را اجير كنند يعنى به او مزد دهند كه آنها را به جا آورد.و اگر كسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.

مسأله 1418- انسان مى‏تواند براى بعضى از كارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان عليهم السلام، از طرف زندگان اجير شود، و نيز مى‏تواند كار مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.

مسأله 1419- كسى كه براى نماز قضاى ميت اجير شده، بايد يا مجتهد باشد يا مسائل نماز را از روى تقليد صحيح بداند.

مسأله 1420- اجير بايد موقع نيت، ميت را معين نمايد. و لازم نيست اسم او را بداند. پس اگر نيت كند از طرف كسى نماز مى‏خوانم كه براى او اجير شده‏ام كافى است.

مسأله 1421- اجير بايد خود را به جاى ميت فرض كند و عبادتهاى او را قضا نمايد و اگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه كند كافى نيست.

مسأله 1422- بايد كسى را اجير كنند كه اطمينان داشته باشند كه نماز را به صورت صحيح مى‏خواند.

مسأله 1423- كسى كه ديگرى را براى نمازهاى ميت اجير كرده اگر بفهمد كه عمل را به جا نياورده، يا باطل انجام داده، بايد دوباره اجير بگيرد.

مسأله 1424- هرگاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه اگر چه بگويد انجام داده‏ام، بايد دوباره اجير بگيرد. ولى اگر شك كند كه عمل او صحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.

مسأله 1425- كسى را كه عذرى دارد و مثلاً نشسته نماز مى‏خواند نمى‏شود براى نمازهاى ميت اجير كرد، بلكه بنابر احتياط واجب بايد كسى را هم كه با تيمم يا جبيره نماز مى‏خواند اجير نكنند.

مسأله 1426- مرد براى زن و زن براى مرد مى‏تواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تكليف خود عمل نمايد.

مسأله 1427- لازم نيست قضاى نمازهاى ميت به ترتيب خوانده شود، اگر چه بدانند كه ميت ترتيب نمازهاى خود را مى‏دانسته.

مسأله 1428- اگر با اجير شرط كنند كه عمل را به طور مخصوصى انجام دهد، بايد همان طور به جا آورد. و اگر با او شرط نكنند، بايد در آن عمل به تكليف خود رفتار نمايد، و احتياط مستحب آن است كه از وظيفه خودش و ميت هر كدام كه به احتياط نزديكتر است به آن عمل كند مثلاً اگر وظيفه ميت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربعه بوده و تكليف او يك مرتبه است، سه مرتبه بگويد.

مسأله 1429- اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقدارى از مستحبات نماز را كه معمول است به جا آورد.

مسأله 1430- اگر ميت ترتيب نمازهايى را كه قضا شده مى‏دانسته و انسان بخواهد براى آن نمازها اجير بگيرد لازم نيست براى هر كدام آنها وقتى را معين نمايد.

مسأله 1431- اگر كسى اجير شود كه مثلاً در مدت يك سال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، بايد براى نمازهايى كه مى‏دانند به جا نياورده ديگرى را اجير نمايند بلكه براى نمازهايى هم كه احتمال مى‏دهند به جا نياورده بايد بنابر احتياط واجب اجير بگيرند.

مسأله 1432- كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كرده‏اند، اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجرت مقدارى را كه نخوانده از مال او به ولىّ ميت بدهند، مثلاً اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولى را كه گرفته از مال او به‏ ولىّ ميت بدهند، و اگر شرط نكرده باشند، بايد ورثه‏اش از مال او اجير بگيرند، امّا اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.

مسأله 1433- اگر اجير پيش از تمام كردن نمازهاى ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد از مال او براى نمازهايى كه اجير بوده ديگرى را اجير نمايند و اگر چيزى زياد آمد، در صورتى كه وصيت كرده باشد و ورثه اجازه بدهند براى تمام نمازهاى او اجير بگيرند، و اگر اجازه ندهند ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.