فعالیت های دفتر

* پاسخگویی به سوالات شرعی و اعتقادی

* مشاوره تخصصی دینی، اعتقادی، فرهنگی و خانواده

* حوزه علمیه تخصصی تبلیغ (سفیران هدایت شیراز)

* محاسبه وجوهات شرعیه

* موسسه و حوزه علمیه حضرت صاحب الزمان (عج)

* ستاد احیاء حوزه علمیه سامرا

شماره حساب ها

حساب سیبا بانک ملی
0104933301008


حساب سپهر بانک صادرات
0103293468008

اوقات شرعی

يكشنبه ٢۶ خرداد ١٣٩٨


آمار بازدید

هم اکنون
1
امروز
18
دیروز
44
این ماه
845
کل
148793

توضیح المسائل


روزه

بازگشت
* احكام روزه‏


احكام روزه‏

روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند و شرح آنها بعداً گفته مى‏شود خوددارى نمايد.

نيّت

مسأله 1434- لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند يا مثلاً بگويد فردا را روزه مى‏گيرم، بلكه همين قدر كه براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد كافى است، و براى آنكه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد.

مسأله 1435- انسان مى‏تواند در هر شب از ماه رمضان براى روزه فرداى آن نيت كند، و بهتر است كه شب اول ماه هم نيت روزه همه ماه را بنمايد.

مسأله 1436- از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح هر وقت نيت روزه فردا بكند اشكال ندارد.

مسأله 1437- وقت نيت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى كه به اندازه نيت كردن به مغرب وقت مانده باشد كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد و نيت روزه مستحبى كند روزه او صحيح است.

مسأله 1438- كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده است، اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند، روزه او صحيح است چه روزه او واجب باشد چه‏ مستحب. و اگر بعد از ظهر بيدار شود، نمى‏تواند نيت روزه واجب نمايد.

مسأله 1439- اگر بخواهد غير روزه رمضان روزه ديگرى بگيرد بايد آن را معين نمايد، مثلاً نيت كند كه روزه قضا يا روزه نذر مى‏گيرم. ولى در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان مى‏گيرم، بلكه اگر نداند ماه رمضان است يا فراموش نمايد، و روزه ديگرى را نيت كند روزه ماه رمضان حساب مى‏شود.

مسأله 1440- اگر بداند ماه رمضان است و عمداً نيت روزه غير رمضان كند، نه روزه رمضان حساب مى‏شود و نه روزه‏اى كه قصد كرده است.

مسأله 1441- اگر مثلاً به نيت روز اول ماه روزه بگيرد، بعد بفهمد دوم يا سوم بوده، روزه او صحيح است.

مسأله 1442- اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بيهوش شود و در بين روز به هوش آيد، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد و اگر تمام نكرد قضاى آن را به جا آورد.

مسأله 1443- اگر پيش از اذان صبح نيت كند و مست شود و در بين روز به هوش آيد احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاى آن را هم به جا آورد.

مسأله 1444- اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود، روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1445- اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت شود، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيت كند و روزه او صحيح است و اگر كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد، يا بعد از ظهر ملتفت شود كه ماه رمضان است روزه او باطل مى‏باشد، ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد و بعد از رمضان هم آن روزه را قضا نمايد.

مسأله 1446- اگر بچه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود بايد روزه بگيرد و اگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.

مسأله 1447- كسى كه براى به جا آوردن روزه ميتى اجير شده، اگر روزه مستحبى بگيرد اشكال ندارد. ولى كسى كه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى دارد، نمى‏تواند روزه مستحبى بگيرد، و چنانچه فراموش كند و روزه مستحب بگيرد، در صورتى كه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبى او بهم مى‏خورد و مى‏تواند نيت خود را به روزه واجب برگرداند، و اگر بعد از ظهر ملتفت شود، روزه او باطل است و اگر بعد از مغرب يادش بيايد، روزه‏اش صحيح است گرچه بى‏اشكال نيست.

مسأله 1448- اگر غير از روزه ماه رمضان روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد مثلاً نذر كرده باشد كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه عمداً تا اذان صبح نيت نكند، روزه‏اش باطل است، و اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند، انجام نداده باشد و نيت كند روزه او صحيح و گرنه باطل مى‏باشد.

مسأله 1449- اگر براى روزه واجب غير معينى مثل روزه كفاره عمداً تا نزديك ظهر نيت نكند اشكال ندارد، بلكه اگر پيش از نيت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد، يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد و پيش از ظهر نيت كند، روزه او صحيح است.

مسأله 1450- اگر در ماه رمضان، پيش از ظهر كافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد نمى‏تواند روزه بگيرد و قضا هم ندارد.

مسأله 1451- اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيت روزه كند، و آن روز را روزه بگيرد و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.

مسأله 1452- روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، واجب نيست روزه بگيرد، و اگر بخواهد روزه بگيرد نمى‏تواند نيت روزه رمضان كند ولى اگر نيت روزه قضا و مانند آن بنمايد و چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب مى‏شود.

مسأله 1453- اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان به نيت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگيرد و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است، بايد نيت روزه رمضان كند.

مسأله 1454- اگر در روزه واجب معينى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن‏ برگردد روزه‏اش باطل است، ولى چنانچه نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل مى‏كند به جا آورد در صورتى كه آن را انجام ندهد روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسأله 1455- در روزه مستحب و روزه واجبى كه وقت آن معين نيست مثل روزه كفاره، اگر قصد كند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، يا مردّد شود كه به جا آورد يا نه، چنانچه به جا نياورد و پيش از ظهر دوباره نيت روزه كند، روزه او صحيح است.


* چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند و احکام آنها


چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند

مسأله 1456- نُه چيز روزه را باطل مى‏كند.

اول: خوردن و آشاميدن، دوم: جماع، سوم: استمناء، و استمناء آن است كه انسان با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد. چهارم: دروغ بستن به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر عليهم السلام. پنجم: رساندن غبار غليظ به حلق. ششم: فرو بردن تمام سر در آب. هفتم: باقيماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح. هشتم: اماله كردن با چيزهاى روان. نهم: قى كردن، و احكام اينها در مسائل آينده گفته مى‏شود.

1- خوردن و آشاميدن‏

مسأله 1457- اگر روزه‏دار عمداً چيزى بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مى‏شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاك و شيره درخت، و چه كم باشد يا زياد، حتى اگر مسواك را از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد روزه او باطل مى‏شود مگر آن كه رطوبت مسواك در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت خارج به آن گفته نشود.

مسأله 1458- اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده، بايد لقمه را از دهان بيرون آورد و چنانچه عمداً فرو برد روزه‏اش باطل است و به دستورى كه بعداً گفته خواهد شد كفاره هم بر او واجب مى‏شود.

مسأله 1459- اگر روزه‏دار سهواً چيزى بخورد يا بياشامد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسأله 1460- احتياط واجب آن است كه روزه‏دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى‏رود خوددارى كند، ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى‏حس مى‏كند يا به جاى دوا استعمال مى‏شود اشكال ندارد.

مسأله 1461- اگر روزه‏دار چيزى را كه لاى دندان مانده است عمداً فرو ببرد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1462- كسى كه مى‏خواهد روزه بگيرد، لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند، ولى اگر بداند غذايى كه لاى دندان مانده در روز فرو مى‏رود چنانچه خلال نكند و چيزى از آن فرو رود، روزه‏اش باطل مى‏شود بلكه اگر فرو هم نرود بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن روز را بگيرد.

مسأله 1463- فرو بردن آب دهان، اگر چه به واسطه خيال كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمى‏كند.

مسأله 1464- فرو بردن اخلاط سر و سينه، تا به فضاى دهان نرسيده اشكال ندارد، ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتياط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.

مسأله 1465- اگر روزه‏دار بقدرى تشنه شود كه بترسد از تشنگى بميرد مى‏تواند به اندازه‏اى كه از مردن نجات پيدا كند آب بياشامد ولى روزه او باطل مى‏شود، و اگر ماه رمضان باشد، بايد در بقيه روز از به جا آوردن كارى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد.

مسأله 1466- جويدن غذا براى بچه يا پرنده و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولاً به حلق نمى‏رسد، اگر چه اتفاقاً به حلق برسد، روزه را باطل نمى‏كند، ولى اگر انسان از اول بداند كه به حلق مى‏رسد چنانچه فرو رود، روزه‏اش باطل مى‏شود و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب است.

مسأله 1467- انسان نمى‏تواند براى ضعف، روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او بقدرى است كه معمولاً نمى‏شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد.

2- جِماع‏

مسأله 1468- جماع روزه را باطل مى‏كند، اگر چه فقط به مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.

مسأله 1469- اگر كمتر از مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد، روزه باطل نمى‏شود ولى كسى كه آلتش را بريده‏اند اگر كمتر از ختنه‏گاه را هم داخل كند روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1470- اگر شك كند كه به اندازه ختنه‏گاه داخل شده يا نه، روزه او صحيح است و كسى هم كه آلتش را بريده‏اند اگر شك كند كه دخول شده يا نه، روزه او صحيح است.

مسأله 1471- اگر فراموش كند كه روزه است و جماع نمايد، يا او را به جماع مجبور نمايند، به طورى كه از اختيار او خارج باشد، روزه او باطل نمى‏شود، ولى چنانچه در بين جماع يادش بيايد، يا ديگر مجبور نباشد، بايد فوراً از حال جماع خارج شود، و اگر خارج نشود، روزه او باطل است.

3- استمناء

مسأله 1472- اگر روزه‏دار استمناء كند يعنى با خود كارى كند كه منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1473- اگر بى‏اختيار منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل نيست. ولى اگر كارى كند كه بى‏اختيار منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1474- هرگاه روزه‏دار بداند كه اگر در روز بخوابد محتلم مى‏شود يعنى در خواب منى از او بيرون مى‏آيد، مى‏تواند در روز بخوابد و چنانچه بخوابد و محتلم هم بشود روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1475- اگر روزه‏دار در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود، واجب نيست از بيرون آمدن آن جلوگيرى كند.

مسأله 1476- روزه‏دارى كه محتلم شده، مى‏تواند بول كند و به دستورى كه در مسأله 72 گفته شد، استبراء نمايد، ولى اگر بداند به واسطه بول يا استبراء كردن باقيمانده منى از مجرى بيرون مى‏آيد در صورتى كه غسل كرده باشد نمى‏تواند استبراء كند.

مسأله 1477- روزه‏دارى كه محتلم شده اگر بداند منى در مجرى مانده و در صورتى كه پيش از غسل بول نكند بعد از غسل منى از او بيرون مى‏آيد، بنابر احتياط واجب بايد پيش از غسل بول كند.

مسأله 1478- اگر به قصد بيرون آمدن منى كارى بكند در صورتى كه منى از او بيرون نيايد روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسأله 1479- اگر روزه‏دار بدون قصد بيرون آمدن منى با كسى بازى و شوخى كند در صورتى كه عادت نداشته باشد كه بعد از بازى و شوخى منى از او خارج شود اگر چه اتفاقاً منى بيرون آيد روزه او صحيح است. ولى اگر شوخى را ادامه دهد تا آنجا كه نزديك است منى خارج شود و خوددارى نكند تا خارج گردد روزه‏اش باطل است.

4- دروغ بستن به خدا و پيغمبر

مسأله 1480- اگر روزه‏دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عمداً نسبت دروغ بدهد اگر چه فوراً بگويد دروغ گفتم يا توبه كند، روزه او باطل است و احتياط واجب آن است كه حضرت زهرا سلام اللَّه عليها و ساير پيغمبران و جانشينان آنان هم در اين حكم فرقى ندارند.

مسأله 1481- اگر بخواهد خبرى را كه نمى‏داند راست است يا دروغ نقل كند، بنابر احتياط واجب بايد از كسى كه آن خبر را گفته، يا از كتابى كه آن خبر در آن نوشته شده نقل نمايد لكن اگر خودش هم خبر بدهد روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسأله 1482- اگر چيزى را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسأله 1483- اگر بداند دروغ بستن به خدا و پيغمبر روزه را باطل مى‏كند و چيزى را كه مى‏داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعداً بفهمد آنچه را كه گفته راست بوده، روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1484- اگر دروغى را كه ديگرى ساخته عمداً به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر نسبت دهد روزه‏اش باطل مى‏شود ولى اگر از قول كسى كه آن دروغ را ساخته نقل كند اشكال ندارد.

مسأله 1485- اگر از روزه‏دار بپرسند كه آيا پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين مطلبى فرموده‏اند و او جايى كه در جواب بايد بگويد نه، عمداً بگويد بلى، يا جايى كه بايد بگويد بلى عمداً بگويد نه، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1486- اگر از قول خدا يا پيغمبر حرف راستى را بگويد بعد بگويد دروغ گفتم يا در شب دروغى را به آنان نسبت دهد و فرداى آن روز كه روزه مى‏باشد بگويد آنچه ديشب گفتم راست است، روزه‏اش باطل مى‏شود.

5- رساندن غبار غليظ به حلق‏

مسأله 1487- رساندن غبار غليظ به حلق روزه را باطل مى‏كند، چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است.

مسأله 1488- اگر به واسطه باد غبار غليظى پيدا شود و انسان با اين كه متوجه است، مواظبت نكند و به حلق برسد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1489- احتياط واجب آن است كه روزه‏دار دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند. ولى بخار غليظ، روزه را باطل نمى‏كند، مگر اين كه در دهان به صورت آب درآيد و فرو دهد.

مسأله 1490- اگر مواظبت نكند و غبار يا بخار يا دود و مانند اينها داخل حلق شود، چنانچه يقين داشته كه به حلق نمى‏رسد روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1491- اگر فراموش كند كه روزه است و مواظبت نكند، يا بى‏اختيار غبار و مانند آن به حلق او برسد روزه‏اش باطل نمى‏شود و چنانچه ممكن است بايد آن را بيرون آورد.

6- فرو بردن سر در آب‏

مسأله 1492- اگر روزه‏دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد، اگر چه باقى بدن او از آب بيرون باشد، بنابر احتياط واجب بايد قضاى آن روزه را بگيرد. ولى اگر تمام بدن را آب بگيرد و مقدارى از سر بيرون باشد، روزه باطل نمى‏شود.

مسأله 1493- اگر نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو برد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسأله 1494- اگر شك كند كه تمام سر زير آب رفته يا نه، روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1495- اگر تمام سر زير آب برود ولى مقدارى از موها بيرون بماند روزه باطل مى‏شود.

مسأله 1496- احتياط واجب آن است كه سر را در گلاب فرو نبرد ولى در آبهاى مضاف ديگر و در چيزهاى ديگر كه روان است اشكال ندارد.

مسأله 1497- اگر روزه‏دار بى‏اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد، يا فراموش كند كه روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمى‏شود.

مسأله 1498- اگر عادتاً با افتادن در آب سرش زير آب مى‏رود، چنانچه با توجه به اين مطلب خود را در آب بيندازد و سرش زير آب برود روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1499- اگر فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد، يا ديگرى به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زير آب يادش بيايد كه روزه است، يا آن كس دست خود را بردارد، بايد فوراً سر را بيرون آورد، و چنانچه بيرون نياورد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسأله 1500- اگر فراموش كند كه روزه است و به نيت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحيح است.

مسأله 1501- اگر بداند كه روزه است و عمداً براى غسل سر را در آب فرو برد، چنانچه روزه او، روزه واجبى باشد كه مثل روزه كفاره وقت معينى ندارد، غسل صحيح و روزه باطل مى‏باشد، ولى اگر واجب معين باشد، اگر به فرو بردن سر در آب، قصد غسل كند، روزه او باطل است، و بنابر احتياط واجب، غسل او هم باطل است مگر آن كه در زير آب، يا در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند كه در اين صورت غسل او صحيح است و اما اگر روزه ماه رمضان باشد، هم غسل و هم روزه باطل است مگر آنكه در همان زير آب توبه نمايد و در حال خارج شدن از آب نيت غسل كند كه در اين صورت غسل او صحيح است.

مسأله 1502- اگر براى آن كه كسى را از غرق شدن نجات دهد سر را در آب فرو برد، اگر چه نجات دادن او واجب باشد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

7- باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح‏

مسأله 1503- اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمداً تيمم ننمايد، روزه‏اش باطل است.

مسأله 1504- اگر در روزه واجبى كه مثل روزه ماه رمضان وقت آن معين است تا اذان صبح غسل نكند و تيمم هم ننمايد، روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1505- كسى كه جنب است و مى‏خواهد روزه واجبى بگيرد كه مثل روزه رمضان وقت آن معين است، چنانچه عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود، مى‏تواند با تيمم روزه بگيرد و صحيح است.

مسأله 1506- اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روز يادش بيايد، بايد روزه آن روز را قضا نمايد و اگر بعد از چند روز يادش بيايد، بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد مثلاً اگر نمى‏داند سه روز جنب بوده يا چهار روز، بايد روزه سه روز را قضا كند.

مسأله 1507- كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت ندارد، اگر خود را جنب كند، روزه‏اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود، ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند، با تيمم روزه او صحيح است ولى گناهكار است.

مسأله 1508- اگر گمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده چنانچه تيمم كند روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1509- كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند كه اگر بخوابد تا صبح بيدار نمى‏شود، نبايد بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بيدار نشود، روزه‏اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود.

مسأله 1510- هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود اگر احتمال بدهد كه اگر دوباره بخوابد بيدار مى‏شود براى غسل، مى‏تواند بخوابد.

مسأله 1511- كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان خواب بماند روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1512- كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه غفلت داشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند، در صورتى كه بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1513- كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند، يا ترديد داشته باشد كه غسل كند يا نه، در صورتى كه بخوابد و بيدار نشود، روزه‏اش باطل است.

مسأله 1514- اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود و تصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بيدار نشود، بايد روزه آن روز را قضا كند و همچنين است اگر از خواب دوم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد، و كفاره بر او واجب نمى‏شود.

مسأله 1515- خوابى را كه در آن محتلم شده نبايد خواب اول حساب كرد بلكه اگر از آن خواب بيدار شود و دوباره بخوابد خواب اول حساب مى‏شود.

مسأله 1516- اگر روزه‏دار در روز محتلم شود، واجب نيست فوراً غسل كند.

مسأله 1517- هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده، اگر چه بداند پيش از اذان محتلم شده، روزه او صحيح است.

مسأله 1518- كسى كه مى‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگر چه از روى عمد نباشد روزه او باطل است.

مسأله 1519- كسى كه مى‏خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد اگر بعد از اذان‏ صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده و بداند پيش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت قضاى روزه تنگ است مثلاً پنج روز روزه قضاى رمضان دارد و پنج روز هم به رمضان مانده است، بعد از رمضان عوض آن را به جا آورد و اگر وقت قضاى روزه تنگ نيست بايد روز ديگر روزه بگيرد، و در هر صورت اين روز را لازم نيست روزه بگيرد.

مسأله 1520- اگر در روزه واجبى غير روزه رمضان و قضاى آن تا اذان صبح جنب بماند، روزه‏اش صحيح است چه وقت آن معين باشد و چه نباشد.

مسأله 1521- اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمداً غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمداً تيمم نكند روزه‏اش باطل است.

مسأله 1522- اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان يا قضاى آن را بگيرد بايد تيمم نمايد و روزه‏اش صحيح است، و اگر بخواهد روزه مستحب يا روزه واجب مثل روزه كفاره و روزه نذرى بگيرد اگر چه بدون تيمم هم روزه‏اش صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه تيمم كند.

مسأله 1523- اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده، روزه او صحيح است، ولى اگر در وسعت وقت قضاى رمضان را گرفته باشد صحيح بودن آن اشكال دارد.

مسأله 1524- اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود، يا در بين روز خون حيض يا نفاس بيند اگر چه نزديك مغرب باشد، روزه او باطل است.

مسأله 1525- اگر زن غسل حيض يا نفاس را فراموش كند و بعد از يك روز يا چند روز يادش بيايد، روزه‏هايى كه گرفته صحيح است.

مسأله 1526- اگر زن پيش از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود و در غسل كردن كوتاهى كند و تا اذان غسل نكند و در تنگى وقت تيمم هم نكند، روزه‏اش باطل است. ولى چنانچه كوتاهى نكند مثلاً منتظر باشد كه حمام زنانه‏ شود، اگر چه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نكند، در صورتى كه تيمم كند روزه او صحيح است.

مسأله 1527- اگر زنى كه در حال استحاضه است، غسل‏هاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه (در مسأله 417 به بعد گفته شد) به جا آورد، روزه او صحيح است.

مسأله 1528- كسى كه مس ميت كرده يعنى جايى از بدن خود را به بدن ميت رسانده، مى‏تواند بدون غسل مس ميت روزه بگيرد، و اگر در حال روزه هم ميت را مس نمايد، روزه او باطل نمى‏شود.

8- اماله كردن

مسأله 1529- اماله كردن با چيز روان اگر چه از روى ناچارى و براى معالجه باشد روزه را باطل مى‏كند، ولى استعمال شياف‏هايى كه براى معالجه است اشكال ندارد، و احتياط واجب آن است كه از استعمال شياف‏هايى كه براى كيف كردن است مثل شياف ترياك يا براى تغذيه از اين مجرى است خوددارى نمايند.

9- قِىْ كردن‏

مسأله 1530- هرگاه روزه‏دار عمداً قى كند- اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد- روزه‏اش باطل مى‏شود ولى اگر سهواً يا بى‏اختيار قى كند اشكال ندارد.

مسأله 1531- اگر در شب چيزى بخورد كه مى‏داند به واسطه خوردن آن، در روز بى‏اختيار قى مى‏كند، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را قضا نمايد.

مسأله 1532- اگر روزه‏دار بتواند از قى كردن خوددارى كند چنانچه براى او ضرر و مشقت نداشته باشد، بايد خوددارى نمايد.

مسأله 1533- اگر مگس در گلوى روزه‏دار برود، چنانچه بقدرى پايين رود كه به فرو بردن آن خوردن نمى‏گويند لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است، و اگر به اين مقدار پايين نرود بايد آن را بيرون آورد اگر چه موجب شود كه قى كند و روزه‏اش باطل شود، و چنانچه فرو برد روزه‏اش باطل مى‏شود، و بنابر احتياط واجب‏ بايد كفاره جمع بدهد.

مسأله 1534- اگر سهواً چيزى را فرو ببرد و پيش از رسيدن به شكم يادش بيايد كه روزه است، چنانچه بقدرى پايين رفته باشد كه آن را داخل شكم كند خوردن نمى‏گويند لازم نيست آن را بيرون آورد و روزه او صحيح است.

مسأله 1535- اگر يقين داشته باشد كه به واسطه آروغ زدن، چيزى از گلو بيرون مى‏آيد نبايد عمداً آروغ بزند ولى اگر يقين نداشته باشد اشكال ندارد.

مسأله 1536- اگر آروغ بزند و بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد، بايد آن را بيرون بريزد و اگر بى‏اختيار فرو رود، روزه‏اش صحيح است.

احكام چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند

مسأله 1537- اگر انسان عمداً و از روى اختيار كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد روزه او باطل مى‏شود، و چنانچه از روى عمد نباشد اشكال ندارد، ولى جنب اگر بخوابد و به تفصيلى كه در مسأله 1625 گفته شد تا اذان صبح غسل نكند روزه او باطل است.

مسأله 1538- اگر روزه‏دار سهواً يكى از كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد و به خيال اين كه روزه‏اش باطل شده، عمداً دوباره يكى از آنها را به جا آورد، روزه او باطل مى‏شود.

مسأله 1539- اگر چيزى به زور در گلوى روزه‏دار بريزند، يا سر او را به زور در آب فرو برند، روزه او باطل نمى‏شود. ولى اگر مجبورش كنند كه روزه خود را باطل كند مثلاً به او بگويند اگر غذا نخورى ضرر مالى يا جانى به تو مى‏زنيم و خودش براى جلوگيرى از ضرر چيزى بخورد، روزه او باطل مى‏شود.

مسأله 1540- روزه‏دار نبايد جايى برود كه مى‏داند چيزى در گلويش مى‏ريزند يا مجبورش مى‏كنند كه خودش روزه خود را باطل كند، امّا اگر قصد رفتن كند و نرود يا بعد از رفتن چيزى به خوردش ندهند روزه او صحيح است، و چنانچه از روى ناچارى كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد روزه او باطل مى‏شود، ولى اگر چيزى در گلويش بريزند باطل شدن روزه او محل اشكال است.


* آنچه براى روزه‏دار مكروه است‏


آنچه براى روزه‏دار مكروه است‏

مسأله 1541- چند چيز براى روزه‏دار مكروه است و از آن جمله است:

دوا ريختن به چشم و سرمه كشيدن در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد، انجام دادن هر كارى كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف مى‏شود، انفيه كشيدن اگر نداند كه به حلق مى‏رسد و اگر بداند به حلق مى‏رسد جايز نيست، بو كردن گياههاى معطر، نشستن زن در آب، استعمال شياف، تر كردن لباسى كه در بدن است، كشيدن دندان و هر كارى كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، مسواك كردن به چوب تر، و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون آمدن منى زن خود را ببوسد، يا كارى كند كه شهوت خود را به حركت آورد، و اگر به قصد بيرون آمدن منى باشد در صورتى كه منى بيرون آيد روزه او باطل مى‏شود.


* جاهايى كه قضا و كَفّاره واجب است‏


جاهايى كه قضا و كَفّاره واجب است

مسأله 1542- اگر در روزه رمضان عمداً قى كند يا در شب جنب شود و به تفصيلى كه در مسائل گذشته گفته شد سه مرتبه بيدار شود و بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود فقط بايد قضاى آن روز را بگيرد و چنانچه عمداً اماله كند يا سر زير آب ببرد بنابر احتياط واجب بايد كفاره هم بدهد ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى‏كند عمداً انجام دهد در صورتى كه مى‏دانسته آن كار روزه را باطل مى‏كند قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود.

مسأله 1543- اگر به واسطه ندانستن مسأله كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى‏كند، چنانچه مى‏توانسته مسأله را ياد بگيرد، بنابر احتياط واجب كفاره بر او ثابت مى‏شود و اگر نمى‏توانسته مسأله را ياد بگيرد يا اصلاً ملتفت مسأله نبوده يا يقين داشته كه فلان چيز روزه را باطل نمى‏كند، كفاره بر او واجب نيست.


* كَفّاره روزه‏


كَفّاره روزه‏

مسأله 1544- كسى كه كفاره روزه ماه رمضان بر او واجب است، بايد يك بنده آزاد كند ـ و با توجه به اینکه در زمان ما دیگر بردگی و بندگی وجود ندارد، می تواند با پرداخت بدهی یک فرد زندانی که به علت مشکلات مالی و نه از روی قصد، قادر به ادای دین خود نمی باشد، به همان میزان ارزش بنده، كفاره خود را بپردازد ـ يا به دستورى كه در مسأله بعد گفته مى‏شود دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام يك مُد كه تقريباً ده سير است طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، هر چند مد كه مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگر چه مثلاً يك مرتبه بگويد استغفر اللَّه و احتياط واجب در فرض اخير آن است كه هر وقت بتواند، كفاره را بدهد.

مسأله 1545- كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى در پى بگيرد و اگر بقيه آن پى در پى نباشد اشكال ندارد.

مسأله 1546- كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، نبايد موقعى شروع كند كه در بين سى و يك روز، روزى باشد كه مانند عيد قربان، روزه آن حرام است.

مسأله 1547- كسى كه بايد پى در پى روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد، يا وقتى شروع كند كه در بين آن به روزى برسد كه روزه آن واجب است، مثلاً به روزى برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه‏ها را از سر بگيرد.

مسأله 1548- اگر در بين روزهايى كه بايد پى در پى روزه بگيرد عذرى مثل حيض يا نفاس، يا سفرى كه در رفتن آن مجبور است، براى او پيش آيد، بعد از برطرف شدن عذر واجب نيست روزه‏ها را از سر بگيرد بلكه بقيه را بعد از برطرف شدن عذر به جا مى‏آورد.

مسأله 1549- اگر به چيز حرامى روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتى حرام شده باشد، مثل نزديكى كردن با عيال خود در حال حيض، بنابر احتياط كفاره جمع بر او واجب مى‏شود يعنى بايد يك بنده آزاد كند و دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير كند، يا به هر كدام آنها يك مد كه تقريباً ده سير است گندم يا جو يا نان و مانند اينها بدهد. و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد، هر كدام آنها كه ممكن است بايد انجام دهد.

مسأله 1550- اگر روزه‏دار دروغى را به خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت دهد، كفاره جمع كه تفصيل آن در مسأله پيش گفته شد بنابر احتياط بر او واجب مى‏شود.

مسأله 1551- اگر روزه‏دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع كند، يك كفاره بر او واجب است. ولى اگر جماع او حرام باشد يك كفاره جمع واجب مى‏شود.

مسأله 1552- اگر روزه‏دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، براى همه آنها يك كفاره كافى است.

مسأله 1553- اگر روزه‏دار جماع حرام كند و بعد با حلال خود جماع نمايد يك كفاره جمع كافى است.

مسأله 1554- اگر روزه‏دار كارى كه حلال است و روزه را باطل مى‏كند، انجام دهد، مثلاً آب بياشامد و بعد كار ديگرى كه حرام است و روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، مثلاً غذاى حرامى بخورد، يك كفاره كافى است.

مسأله 1555- اگر روزه‏دار آروغ بزند و چيزى در دهانش بيايد، چنانچه عمداً آن را فرو ببرد، روزه‏اش باطل است. و بايد قضاى آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب مى‏شود، و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلاً موقع آروغ زدن، خون يا غذايى كه از صورت غذا بودن خارج شده، به دهان او بيايد و عمداً آن را فرو برد، بايد قضاى آن روزه را بگيرد و بنابر احتياط، كفاره جمع هم بر او واجب مى‏شود.

مسأله 1556- اگر نذر كند كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمداً روزه خود را باطل كند، بايد يك بنده آزاد نمايد يا دو ماه پى در پى روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام دهد.

مسأله 1557- اگر به گفته كسى كه مى‏گويد مغرب شده افطار كند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود. ولى اگر خبر دهنده عادل بوده فقط قضاى آن روز واجب است.

مسأله 1558- كسى كه عمداً روزه خود را باطل كرده، اگر بعد از ظهر مسافرت كند، يا پيش از ظهر براى فرار از كفاره سفر نمايد، كفاره از او ساقط نمى‏شود بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پيش آمد كند، بنابر احتياط كفاره بر او واجب است.

مسأله 1559- اگر عمداً روزه خود را باطل كند، و بعد عذرى مانند حيض يا نفاس يا مرض براى او پيدا شود، كفاره بر او واجب نيست.

مسأله 1560- اگر يقين كند كه روز اول ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل كند بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده كفاره بر او واجب نيست.

مسأله 1561- اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا اول شوال و عمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود اول شوال بوده كفاره بر او واجب نيست.

مسأله 1562- اگر روزه‏دار در ماه رمضان با زن خود كه روزه‏دار است جماع كند، چنانچه زن را مجبور كرده باشد، كفاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد، و اگر زن به جماع راضى بوده، بر هر كدام يك كفاره واجب مى‏شود.

مسأله 1563- اگر زنى شوهر روزه‏دار خود را مجبور كند كه جماع نمايد، يا كار ديگرى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.

مسأله 1564- اگر روزه‏دار در ماه رمضان، با زن خود كه روزه‏دار است جماع كند، چنانچه بطورى زن را مجبور كرده باشد كه از خود اختيارى نداشته باشد و در بين جماع زن راضى شود، بايد مرد دو كفاره و زن يك كفاره بدهد، و اگر با اراده و اختيار عمل را انجام دهد اگر چه مجبورش كرده باشد مرد بايد كفاره خودش و زن را بدهد.

مسأله 1565- اگر روزه‏دار در ماه رمضان با زن روزه‏دار خود كه خواب است جماع نمايد، يك كفاره بر او واجب مى‏شود و روزه زن صحيح است و كفاره هم بر او واجب نيست.

مسأله 1566- اگر مرد زن خود را مجبور كند كه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى‏كند به جا آورد، كفاره زن را نبايد بدهد و بر خود زن هم كفاره واجب نيست.

مسأله 1567- كسى كه به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمى‏گيرد، نمى‏تواند زن روزه‏دار خود را مجبور به جماع كند، ولى اگر او را مجبور نمايد بنابر احتياط بايد كفاره‏اش را بدهد.

مسأله 1568- انسان نبايد در به جا آوردن كفاره كوتاهى كند، ولى لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

مسأله 1569- اگر كفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به جا نياورد، چيزى بر آن اضافه نمى‏شود.

مسأله 1570- كسى كه بايد براى كفاره يك روز شصت فقير را طعام بدهد، اگر به شصت فقير دسترسى دارد، نبايد به هر كدام از آنها بيشتر از يك مد كه تقريباً ده سير است طعام بدهد، يا يك فقير را بيشتر از يك مرتبه سير نمايد، ولى چنانچه‏ انسان اطمينان داشته باشد كه فقير طعام را به عيالات خود مى‏دهد يا به آنها مى‏خوراند مى‏تواند براى هر يك از عيالات فقير اگر چه صغير باشند يك مد به آن فقير بدهد.

مسأله 1571- كسى كه قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمداً كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بايد به ده فقير هر كدام يك مد كه تقريباً ده سير است طعام بدهد و اگر نمى‏تواند بنابر احتياط واجب بايد سه روز پى در پى روزه بگيرد.


* جاهايى كه فقط قضاى روزه واجب است‏


جاهايى كه فقط قضاى روزه واجب است‏

مسأله 1572- در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و كفاره واجب نيست:

اول: آن كه روزه‏دار در روز ماه رمضان عمداً قى كند.

دوم: آن كه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلى كه در مسأله 1625 گفته شد تا اذان صبح از خواب سوم بيدار نشود.

سوم: عملى كه روزه را باطل مى‏كند به جا نياورد ولى نيت روزه نكند، يا ريا كند، يا قصد كند كه روزه نباشد.

چهارم: آن كه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.

پنجم: آن كه در ماه رمضان بدون اين كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، و نيز اگر بعد از تحقيق با اين كه گمان دارد صبح شده، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضاى آن روزه بر او واجب است، ولى اگر بعد از تحقيق گمان يا يقين كند كه صبح نشده و چيزى بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نيست بلكه اگر بعد از تحقيق شك كند كه صبح شده يا نه و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نيست.

ششم: آن كه كسى بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

هفتم: آن كه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند، يا خيال كند شوخى مى‏كند و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

هشتم: آن كه به گفته كس ديگر كه عادل باشد افطار كنند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

نهم: آن كه در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده است، ولى اگر در هواى ابر به گمان اين كه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.

دهم: آن كه براى خنك شدن، يا بى‏جهت مضمضه كند يعنى آب در دهان بگرداند و بى‏اختيار فرو رود، ولى اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد، يا براى وضو مضمضه كند و بى‏اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسأله 1573- اگر غير آب چيز ديگرى را در دهان ببرد و بى‏اختيار فرو رود يا آب داخل بينى كند و بى‏اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسأله 1574- مضمضه زياد براى روزه‏دار مكروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.

مسأله 1575- اگر انسان بداند كه به واسطه مضمضه بى‏اختيار، يا از روى فراموشى آب وارد گلويش مى‏شود، نبايد مضمضه كند.

مسأله 1576- اگر در ماه رمضان، بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده قضا لازم نيست.

مسأله 1577- اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه، نمى‏تواند افطار كند، ولى اگر شك كند كه صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم مى‏تواند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد.


* كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست‏


كسانى كه روزه بر آنها واجب نيست‏

مسأله 1609- كسى كه به واسطه پيرى نمى‏تواند روزه بگيرد، يا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست. ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد كه تقريباً ده سير است گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.

مسأله 1610- كسى كه به واسطه پيرى روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد قضاى روزه‏هايى را كه نگرفته به جا آورد.

مسأله 1611- اگر انسان مرضى دارد كه زياد تشنه مى‏شود و نمى‏تواند تشنگى را تحمل كند، يا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست. ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد. و احتياط واجب آن است كه بيشتر از مقدارى كه ناچار است آب نياشامد و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد روزه‏هايى را كه نگرفته قضا نمايد.

مسأله 1612- زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش ضرر دارد روزه بر او واجب نيست. و بايد براى هر روز يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، و نيز اگر روزه براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد. و در هر دو صورت روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد.

مسأله 1613- زنى كه بچه شير مى‏دهد و شير او كم است چه مادر بچه، يا دايه او باشد، يا بى‏اجرت شير دهد، اگر روزه براى بچه‏اى كه شير مى‏دهد ضرر دارد روزه بر او واجب نيست. و بايد براى هر روز يك مد طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، و نيز اگر براى خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و بنابر احتياط واجب بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد. و در هر دو صورت روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد، ولى اگر كسى پيدا شود كه بى‏اجرت بچه را شير دهد، يا براى شير دادن بچه از پدر يا مادر بچه يا از كس ديگر كه اجرت او را بدهد اجرت بگيرد، احتياط واجب آن است كه بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.


* احكام روزه قضا


احكام روزه قضا

مسأله 1578- اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

مسأله 1579- اگر كافر مسلمان شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد. ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.

مسأله 1580- روزه‏اى كه از انسان به واسطه مستى فوت شده، بايد قضا نمايد، اگر چه چيزى را كه به واسطه آن مست شده، براى معالجه خورده باشد، بلكه اگر نيت روزه كرده و مست شده و در حال مستى روزه را ادامه داده تا از مستى خارج شده باشد بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام كند و بعداً قضا نمايد.

مسأله 1581- اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف شده مى‏تواند مقدار كمتر را كه احتمال مى‏دهد روزه نگرفته قضا نمايد، مثلاً كسى كه پيش از ماه رمضان مسافرت كرده و نمى‏داند پنجم رمضان از سفر برگشته يا ششم، مى‏تواند پنج روز روزه بگيرد و نيز كسى هم كه نمى‏داند چه وقت عذر برايش پيدا شده، مى‏تواند مقدار كمتر را قضا نمايد، مثلاً اگر در آخرهاى ماه رمضان مسافرت كند و بعد از رمضان برگردد و نداند كه بيست و پنجم رمضان مسافرت كرده، يا بيست و ششم، مى‏تواند مقدار كمتر يعنى پنج روز را قضا كند.

مسأله 1582- اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاى هر كدام را كه اول بگيرد مانعى ندارد. ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد بايد اول، قضاى رمضان آخر را بگيرد.

مسأله 1583- اگر قضاى روزه چند رمضان بر او واجب باشد و در نيت معين نكند روزه‏اى را كه مى‏گيرد قضاى كدام رمضان است، قضاى سال اول حساب مى‏شود.

مسأله 1584- كسى كه قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشد مى‏تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد.

مسأله 1585- اگر قضاى روزه ماه رمضان شخص ديگرى را گرفته باشد، احتياط واجب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.

مسأله 1586- اگر به واسطه مرض، يا حيض، يا نفاس، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد، لازم نيست روزه‏هايى را كه نگرفته براى او قضا كنند، اگر چه مستحب است.

مسأله 1587- اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد قضاى روزه‏هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز يك مد كه تقريباً ده سير است طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، ولى اگر به واسطه عذر ديگرى مثلاً براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.

مسأله 1588- اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزه‏هايى را كه نگرفته قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا كند.

مسأله 1589- اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها هم به فقير بدهد.

مسأله 1590- اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد بلكه اگر موقعى كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از برطرف شدن عذر روزه‏هاى خود را قضا كند و پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند بايد قضاى آن را بگيرد، و احتياط واجب آن است كه براى هر روز هم يك مد غذا به فقير بدهد.

مسأله 1591- اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد كه تقريباً ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.

مسأله 1592- كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد مى‏تواند كفاره چند روز را به يك فقير بدهد.

مسأله 1593- اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.

مسأله 1594- اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد، بايد قضاى آن را به جا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام بدهد، يا يك بنده آزاد كند، و چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را به جا نياورد براى هر روز نيز دادن يك مد طعام لازم است.

مسأله 1595- اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد و در روز كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه جماع كند يك كفاره كافى است.

مسأله 1596- بعد از مرگ پدر پسر بزرگتر بايد قضاى نماز و روزه او را به تفصيلى كه در مسأله 1390 گفته شد به جا آورد ولى قضاى روزه مادر، بر پسر واجب نيست.

مسأله 1597- اگر پدر غير از روزه رمضان، روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد بايد پسر بزرگتر قضا نمايد.


* احكام روزه مسافر


احكام روزه مسافر

مسأله 1598- مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت بخواند، نبايد روزه بگيرد و مسافرى كه نمازش را تمام مى‏خواند مثل كسى كه شغلش مسافرت يا سفر او سفر معصيت است، بايد در سفر روزه بگيرد.

مسأله 1599- مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد. ولى اگر براى فرار از روزه باشد مكروه است.

مسأله 1600- اگر غير از روزه رمضان روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد بنابر احتياط واجب نبايد در آن روز مسافرت كند. و اگر در سفر باشد بايد قصد كند كه ده روز در جايى بماند و آن روز را روزه بگيرد ولى اگر نذر كرده باشد روز معينى را روزه بگيرد مى‏تواند در آن روز مسافرت نمايد.

مسأله 1601- اگر نذر كند روزه بگيرد و روز آن را معين نكند، نمى‏تواند آن را در سفر به جا آورد. ولى چنانچه نذر كند كه روز معينى را در سفر روزه بگيرد بايد آن را در سفر به جا آورد. و نيز اگر نذر كند روز معينى را چه مسافر باشد يا نباشد، روزه بگيرد بايد آن روز را اگر چه مسافر باشد روزه بگيرد.

مسأله 1602- مسافر مى‏تواند براى خواستن حاجت سه روز در مدينه طيبه روزه مستحبى بگيرد.

مسأله 1603- كسى كه نمى‏داند روزه مسافر باطل است اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز مسأله را بفهمد روزه‏اش باطل مى‏شود. و اگر تا مغرب نفهمد روزه‏اش صحيح است.

مسأله 1604- اگر فراموش كند كه مسافر است، يا فراموش كند كه روزه مسافر باطل مى‏باشد و در سفر روزه بگيرد روزه او باطل است.

مسأله 1605- اگر روزه‏دار بعد از ظهر مسافرت نمايد، بايد روزه خود را تمام كند و اگر پيش از ظهر مسافرت كند، وقتى به حد ترخص برسد يعنى به جايى برسد كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد روزه خود را باطل كند و اگر پيش از آن روزه را باطل كند بنابر احتياط، كفاره نيز بر او واجب است.

مسأله 1606- اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد، يا به جايى برسد كه مى‏خواهد ده روز در آن جا بماند، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده، بايد آن روز را روزه بگيرد و اگر انجام داده، روزه آن روز بر او واجب نيست.

مسأله 1607- اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد، يا به جايى برسد كه مى‏خواهد ده روز در آن جا بماند، نبايد آن روز را روزه بگيرد.

مسأله 1608- مسافر و كسى كه از روزه گرفتن عذر دارد، مكروه است در روز ماه رمضان جماع نمايد و در خوردن و آشاميدن کاملاً خود را سير كند.


* راه ثابت شدن اوّل ماه‏


راه ثابت شدن اوّل ماه

مسأله 1614- اول ماه به پنج چيز ثابت مى‏شود:

اول: آن كه خود انسان ماه را ببيند.

دوم: عده‏اى كه از گفته آنان يقين پيدا مى‏شود، بگويند ماه را ديده‏ايم و همچنين است هر چيزى كه به واسطه آن يقين پيدا شود.

سوم: دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده‏ايم ولى اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند، يا شهادتشان خلاف واقع باشد مثل اين كه بگويند داخل‏ دايره ماه طرف افق بود، اوّلِ ماه ثابت نمى‏شود. اما اگر در تشخيص بعضي از خصوصيات اختلاف داشته باشند مثل آن كه يكى بگويد ماه بلند بود و ديگرى بگويد نبود، بنا به گفته آنان اول ماه ثابت مى‏شود.

چهارم: سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه به واسطه آن، اول ماه رمضان ثابت مى‏شود و سى روز از اول رمضان بگذرد كه به واسطه آن، اول ماه شوال ثابت مى‏شود.

پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.

مسأله 1615- اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه تقليد او را نمى‏كند، بايد به حكم او عمل نمايد. ولى كسى كه مى‏داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى‏تواند به حكم او عمل نمايد.

مسأله 1616- اول ماه با پيشگويى منجمين ثابت نمى‏شود. ولى اگر انسان از گفته آنان يقين پيدا كند، بايد به آن عمل نمايد.

مسأله 1617- هرچند ظاهر عبارت ((صُم للرؤیه)) دیدن با چشم غیر مسلح است لیکن آنچه به نظر می رسد دیدن با چشم مسلح از قبیل دوربین و تلسکوپ، و یا دیدن ماه از طریق هواپیما ، هلکوپتر، بالون و یا اقمار صناعی با شرائطی خاص، هم کفایت از رؤیت مدّ نظر شارع مقدس نموده و از مصادیق رؤیت می باشد و ملاک در حکم به رؤیت هلال و ابتدا و انتهای ماههای قمری در هر کجا که ماه در آن دیده شود خواهد بود. 

مسأله 1618- بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن، دليل نمى‏شود كه شب پيش، شب اول ماه بوده است.

مسأله 1619- اگر اول ماه رمضان براى كسى ثابت نشود و روزه نگيرد، چنانچه دو مرد عادل بگويند كه شب پيش ماه را ديده‏ايم، بايد روزه آن روز را قضا نمايد.

مسأله 1620- اگر در شهرى اول ماه ثابت شود، براى مردم شهر ديگر فايده ای ندارد، مگر آن دو شهر با هم نزديك باشند، يا انسان بداند كه افق آنها يكى است.

مسأله 1621- روزى را كه انسان نمى‏داند آخر رمضان است يا اول شوال، بايد روزه بگيرد. ولى اگر پيش از مغرب بفهمد كه اول شوال است بايد افطار كند.

مسأله 1622- اگر زندانى نتواند به ماه رمضان يقين كند، بايد به گمان عمل نمايد. و اگر آن هم ممكن نباشد، هر ماهى را كه روزه بگيرد صحيح است، و بنابر احتياط واجب بايد بعد از گذشتن يازده ماه از ماهى كه روزه گرفته، دوباره يك ماه روزه بگيرد ولى اگر بعد گمان پيدا كرد بايد به آن عمل نمايد.


* روزه‏هاى حرام و مكروه‏


روزه‏هاى حرام و مكروه‏

مسأله 1623- روزه عيد فطر و قربان حرام است، و نيز روزى را كه انسان نمى‏داند آخر شعبان است، يا اول رمضان، اگر به نيت اول رمضان روزه بگيرد حرام مى‏باشد.

مسأله 1624- اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبى حق شوهرش از بين برود، و همچنين اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگيرى كند، بنابر احتياط واجب بايد خوددارى كند.

مسأله 1625- روزه مستحبى اولاد اگر اسباب اذيت پدر و مادر يا جد شود جايز نيست بلكه اگر اسباب اذيت آنان نشود ولى او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگيرى كنند احتياط واجب آن است كه روزه نگيرد.

مسأله 1626- اگر پسر بدون اجازه پدر روزه مستحبى بگيرد، و در بين روز پدر او را نهى كند، بايد افطار نمايد.

مسأله 1627- كسى كه مى‏داند روزه براى او ضرر ندارد، اگر چه دكتر بگويد ضرر دارد، بايد روزه بگيرد و كسى كه يقين يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد اگر چه دكتر بگويد ضرر ندارد، بايد روزه نگيرد، و اگر روزه بگيرد صحيح نيست مگر آن كه به قصد قربت بگيرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

مسأله 1628- اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس براى او پيدا شود چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، نبايد روزه بگيرد، و اگر روزه بگيرد صحيح نيست مگر آنكه به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.

مسأله 1629- كسى كه عقيده‏اش اين است كه روزه براى او ضرر ندارد، اگر روزه بگيرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براى او ضرر داشته، بايد قضاى آن را به جا آورد.

مسأله 1630- غير از روزه‏هايى كه گفته شد، روزه‏هاى حرام ديگرى هم هست كه در كتابهاى مفصل گفته شده است.

مسأله 1631- روزه روز عاشورا، و روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است يا عيد قربان، مكروه است.


* روزه‏هاى مستحب‏


روزه‏هاى مستحب‏

مسأله 1632- روزه تمام روزهاى سال، غير از روزه‏هاى حرام و مكروه كه گفته شد مستحب است. و براى بعضى از روزها بيشتر سفارش شده است كه از آن جمله است:

1- پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه و چهارشنبه اولى كه بعد از روز دهم ماه است. و اگر كسى اينها را به جا نياورد، مستحب است قضا نمايد و چنانچه اصلاً نتواند روزه بگيرد، مستحب است براى هر روز يك مُد طعام يا 6/ 12 نخود نقره به فقير بدهد.

2- سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.

3- تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از اين دو ماه اگر چه يك روز باشد.

4- روز عيد نوروز، روز بيست و پنجم و بيست و نهم ذى قعده، روز اول تا روز نهم ذى حجه (روز عرفه)، ولى اگر به واسطه ضعف روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند، روزه آن روز مكروه است، عيد سعيد غدير (18 ذيحجه) که تأکید بسیار زیادی در بین شیعه و سنی برآن شده است، روز اول و سوم محرم، ميلاد مسعود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم (17 ربيع الاول)، روز مبعث حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله (27 رجب)، و اگر كسى روزه مستحبى بگيرد واجب نيست آن را به آخر رساند، بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند، مستحب است دعوت او را قبول كند، و در بين روز افطار نمايد.

مواردى كه مستحب است انسان از كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد

مسأله 1633- براى شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كارى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايند:

اول- مسافرى كه در سفر، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد و پيش از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى‏خواهد ده روز بماند برسد.

دوم- مسافرى كه بعد از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند برسد.

سوم- مريضى كه پيش از ظهر خوب شود و كارى كه روزه را باطل مى‏كند، انجام داده باشد.

چهارم- مريضى كه بعد از ظهر خوب شود.

پنجم- زنى كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود.

ششم- كافرى كه در روز ماه رمضان مسلمان شود.

مسأله 1634- مستحب است روزه‏دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار كردن بخواند. ولى اگر كسى منتظر او است يا ميل زيادى به غذا دارد كه نمى‏تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار كند ولى بقدرى كه ممكن است نماز را در وقت فضيلت آن به جا آورد.